Blood

Blood (블러드)

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

Blood E19[koreafan ir]
Komentář od aramesh82
برای دانلود فیلم و سریال های کره ای به انجمن کره فن مراجعه کنید | koreafan.ir مترجم آرامش

Tagy

other
Zveřejněno: 2015-04-21
Stažení: 46
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

خون قسمت نوزدهم

.برین کنار لطفاً .بذارین جناب رئیس رو ببینم

.الان نمیشه

.برو کنار

.دستیار مدیر حق داره جناب رئیس رو ببینه

.نمیگم که اصلاً نمی تونن ببیننش

.فقط صبر کنین تا دکتر یو ریتا بیاد بیرون

.خواهش می کنم تنهاش بذارین

...عمو جان حالا که تو هم رفتی من چیکار کنم؟

.بهتر بود اصلاً هیچی بهم نمی گفتی

.باید این راز رو با خودت به گور می بردی

.دیگه بیا بریم

...حالا که اینجوری تاوان کارشُ داد

باید ببخشمش ؟

.نه لازم نیست اینکارو بکنی

...درضمن بخشیدن

مال وقتیه که همه چی درست شده باشه و

.هیچکار دیگه ای برای انجام دادن نباشه

.الان خیلی زوده

.ریتا

.باید اول با من تماس می گرفتین

.حالا که عموم رفته دیگه چه حرفی داریم با هم بزنیم

.حالا دیگه واقعاً مالک انحصاری این درخت شدین

.ولی چرا قیافتون خوب به نظر نمی رسه

.یه درخت توسط آب رشد می کنه، ولی از حالا این درخت با خون رشد می کنه

.یه درخت تنها با آب رشد خوبی نمی تونه داشته باشه

.امیدوارم جلسه سهامداران خوب پیش بره

.شنیدم شرایط به نفع شماست

.درضمن هر اتفاقی افتاد، هروقت که بود بهم اطلاع بدین

چیه؟

فکر می کنی من طناب رو دور گردن رئیس گره دادم؟

.دلیلی نداره خودم برای کسی که تنها چند روز دیگه زنده بود به زحمت بندازم

.بخاطر تو مُرد

.نخیر، این نتیجه انتخاب خودش بود

.راستش، من رفتم به رئیس درمورد اینکه به زودی می میره خبر بدم

یعنی بهش گفتی؟

.نخیر وقتی دیدم خوابه برگشتم

.یهویی دلم براش سوخت

.ما روحمون رو برای زندگی ابدی فروختیم

.ولی رئیس روحش رو فقط برای 100 سال زندگی فروخت

! چقدر رقت انگیزه

.اینکه زندگی ابدی باشه یا 100 سال مهم نیست

.وقتی داری با معیارهای یه هیولا زندگی می کنی، یه هیولایی

معیار هیولا بودن برای تو چیه؟

منم؟

.اگه اینطوره، پس باید معیاراتُ عوض کنی

.مخصوصاً درجهانی مثل ما،اون معیارها ارزشی نداره

...همیشه فکر می کردم عمو که بمیره

.می تونه خواهر سیلویا رو ملاقات کنه

الان دیگه قضیه فرق می کنه نه؟

کنجکاوم بدونم

چرا عمو یهویی به همه چی اعتراف کرد؟

.بخاطر عامل شماره 5

منظورت تزریق اون دارویه؟

.بله

.این دارو توسط دولت برای گرفتن اعتراف استفاده می شده

باعث تضعیف فرد دربرابر حفظ ناخودآگاهش میشه

.و باعث میشه که حقیقت رو بگه

.پس بخاطر اون دارو بوده

اولش منم همین فکرُ می کردم

.چون مردم به راحتی تغییر نمی کنن

.ولی فکر کنم اشتباه می کردم

دارو باعث میشه حقیقت رو بگه

.ولی نمی تونه باعث بشه که با مرگش تاوان پس بده

...فکر می کنم اعتراف رئیس برای تو

.آخرین حرفای صادقانه قبل از مرگش بوده

.امشبه

.مطمئنم امشب یوریتا میره خونش

.احتمالاً بخاطر مراسم تشییع چند روز گذشته خسته شده

.یه بار دیگه می پرسم

می خوای بدونی که یو ریتا باید کشته بشه؟

...البته

.ولی امروز....مراسم تشییع جنازه عموش بوده

که چی؟

.این فقط یه روز خاصه بین همه روزای دیگه

.درضمن امروز چوا هونم با خودت ببر

مشکلی داری؟

.فقط...دلم می خواد امروز تنها برم .با اون برو

.ریتا

لازم نیست که روشنش کنم تا بفهمین توش چیه نه؟

شماهم با عموم همدست بودین نه؟

ازم مراقبت می کردین و دوستم داشتین چون احساس گناه می کردین نه؟

...ریتا

...باشه .انگار ی تونم بذارم اسمشُ بذارین عشق

.و درعوض این عشق، بهتون یه شانس میدم

.می خوام که خودت و افرادی که برات کار می کنن خودتون رو تسلیم کنین

...ریتا

.این آخرین شانسیه که دارم بهتون میدم

...اگه کاری رو که گفتم نکنین، قبل از جلسه سهامدارا

.این صدای ضبط شده رو برای تمام سهامدارا ارسال می کنم

.ریتا

می دونین که عمو داره می میره نه؟

.دیگه اینکارتون زیاده روی بود

!نه، این کار من نبود

.کارشما نبوده ولی می دونستین که

درحالیکه بزرگ می شدم، بخاطر عشقی که از شما و عمو .دریافت می کردم خیلی شاد و سرخوش بود

.ولی نمی دونستم که این نفرت بلاخره منُ از خواب بیدار می کنه

...ریتا....من !دیگه لازم به توجیه بیشتر نیست

.همینکه از من یه احمق ساختین کافیه

...ریتا

....احساسم نسبت بهت

.صادقانه بود

...این دروغا

اولش دیگران رو احمق جلوه میده

.ولی آخرش به فریب خودت منجر میشه

.همونطور که انتظار می رفت، رفتارشون افراد آلوده است

.سرعت تحقیقاتمون نمی تونه جلوی وخامت عوارض جانبی رو بگیره

.پس توی این مرحله، همونطور که مدیر گفت همشون می میرن

دکتر....می تونم ازت یه درخواست غیرمعمول بکنم؟

.بله .به خونت نیاز دارم

.تا الان فقط یه تصویر دیجیتالی دیدم

.نگرانیتُ درک می کنم

.از دکتر جو شنیدم که...تنها اون اجازه داره ازت خون بگیره

.این یعنی اینکه اینکار خیلی خطرناک و ویژه است

...خب اگه قبول نداری

.نه، قبول می کنم

.باید هر طور شده اون بیمارا رو نجات بدیم

.ممنون

.حالا دیگه واقعاً مالک انحصاری این درخت شدین

.ولی حالا این درخت با خون رشد می کنه

.یه درخت تنها با آب نمی تونه رشد خوبی داشته باشه

.خیلی سخت بود .بله

.دکتر بله؟

.می دونم الان جاش نیست ولی می خواستم بهتون بگم

.قوی باشین، وعده های غذاییتون رو از دست ندین و خوب بخوابین

یعنی چی جاش نیست؟

.ممنون گایون

.اولین باره منُ با اسم صدا می کنین

اوا جدی؟

.باید زودتر از اینا با اسم صدا می کردم

.حالا فهمیدم چرا دکتر تو رو انتخاب می کنه

.تو بهتر از هرکسی درد رو حس می کنی و بهش غلبه می کنی

منم مثل تو میشم....یه روزی؟

.خسته نباشی .دکتر

...نمی دونم باید بگم یا نه

.انگاری دکتر یو ریتا زمان خیلی سختی رو می گذرونه

.اینُ به عنوان شاگرد و زیردستتون نمیگم بلکه به عنوان یه زن میگم

.سعی کنین امروز حتماً باهاشون باشین

...حتماً

یه بیمار پیوند کبدی هست که از دِ گو منتقل شده اینجا درسته؟

.بله درسته .بیمار دکتر پارک جی سانگ

کِی قراره عمل شه؟

.دیگه لازم نیست امروز بیای خونه من

.حرفشم نزن .جدی خوبم

.خیلی خسته ام .فکر کنم الانه که از حال برم

.پس بهتره از حال بری .من پیشتم

.دیگه اینقد نمی خواد مواظبم باشی .باعث میشی عصبی بشم

.این مزخرفات رو بس کن و بریم دیگه

بله؟

حالا چرا یهویی؟

.باشه

چی شده؟

.مورد اورژانسی درمورد بیمار پیوند کبدیه

.قرار بود فردا عمل شه ولی بیش از حد ضعیف شده

.پس باید بری

.عجله کن

ممکنه یه 10 ساعتی تو اتاق عمل باشم

.پس حتماً بهم پیام بده

.یه بار قبل اینکه بخوابی ،یه بارم وقتی بیدار شدی

.باشه

!دکتر

.فکر کردم امشب جراحی ندارین

.آ...برای بیمار چوی نام سو وضعیت اورژانسی پیوند کبد پیش اومد

.ولی اهدا کننده برای جراحی نیومده، داره دیر میشه دیگه

تو هم می خوای بیای؟

.ای کاش می تونستم، ولی باید برم خونه و به کارام برسم

.باشه پس به سلامت

.خودم تنها میرم

.دکتر خواسته با هم بریم

.دکتر یوریتا تنهاست .خودم حواسم یه همه چی هست

.نمی خوام تو ببینیم که دارم کسی رو می کشم

.باشه .ولی هرچی شد فوری بهم خبر بده

.ممنون

دکتر؟

دنبال چی می گردی؟

...دکتر

.یه پیام فوریه

.واقعاً پیام مفیدیه که دیدن داره

چرا اینکارو کردی؟

.طوری توضیح بده که بتونم بفهمم

.حس کردم باید اینکارو بکنم

چرا؟

.فکر کردم نیازی به کشتن جو هیون و یو ریتا نیست

یعنی میگی من بیخودی دارم سعی می کنم کسایی که نیاز نیست بمیرن رو می کشم؟

بعدشم فکر نمی کنی این نه تنها خیانته که یه تصمیم انسانیه؟

یعنی تو هم فکر می کنی من یه هیولام؟

.نه اینطور نیست

فقط اینکه شما مدام می خواین اینطور شدید اقدام کنین

.حس کردنم دیگه برام بیگانه این و ترسیدم

...برای همینم ...اگه من اینطور شدید اقدام نمی کردم

!تو الان اینطوری زنده اینجا نبودی، تو هم

همین اقدامات شدید و بیرحمانه من هم شما رو زنده نگه داشته .هم باعث پیشرفت طرحمون تا این مرحله شده

ولی چی؟ حس کردی برات بیگانه ام؟

.من فرستادمت که مراقب پارک جی سانگ باشی

.ولی تو رفتی و مریدش شدی

.اینطور نیست

.من هنوزم شما برام مثل پدرم می مونین و براتون احترام قائلم

.فقط امیدوار بودم که شما تغییر کنین

...ما می تونیم بدون ینکارا به هدفمون برسیم

...دکتر

More Farsi Persian subtitles for Blood

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left