The Summer I Turned Pretty

The Summer I Turned Pretty

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 2

Informace o verzi

The Summer I Turned Pretty Season02 Complete 480p x264-mSD RUBiK
The Summer I Turned Pretty Season02 Complete 720p/1080p WEB h264-ETHEL
The Summer I Turned Pretty Season02 Complete HDR 2160p WEB h265-ETHEL
The Summer I Turned Pretty Season02 Complete 720p/1080p HEVC x265-MeGusta ELiTE
The Summer I Turned Pretty Season02 Complete 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The Summer I Turned Pretty Season02 Complete 720p WEBRip x265-MiNX FENiX T0PAZ
The Summer I Turned Pretty Season02 Complete 2160p AMZN WEB-DL DDP5 1 HDR H 265-NTb
The Summer I Turned Pretty Season02 Complete 720p/1080p/2160p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Komentář od mmli_sm
█⫸ تــمـامـی قـسـمـت‌هـا ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tagy

x264
480p
480
web
720p
720
1080
HD
x265
HEVC
webrip
BRip
2CH
Web-DL
web-dl
WEB-DL
Zveřejněno: 2023-08-25
Stažení: 62
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫آنچه در «تابستانی که زیبا شدم» گذشت...

‫از وقتی که بچه بودم، خانوادهٔ من...

‫هرسال تابستون رو...

‫می‌رفتن خونهٔ ساحلی سوزانا.

‫ببین کی برگشته و چقدر هم بزرگ شده.

‫سوزانا بهم گفت وقتی که بدنیا اومده بودم...

‫می‌دونست که سرنوشتم با ‫یکی از پسرهاش گره خورده.

‫همیشه امیدوار بودم اون کانرد باشه.

‫من به بلی یه دعوتنامه دادم...

‫تا توی مراسم پیش‌نماها شرکت کنه. ‫حالا کدوم‌تون...

‫توی رقص دوست داره همراه بلی باشه؟

‫حالا تو و جرمایا...

‫تو رابطه‌این؟

‫اون‌ها رسماً برادرن.

‫با هیچ‌کدوم‌شون قرار نمی‌ذارم.

‫خودم همراه خودم رو پیدا می‌کنم.

‫تابستون امسال نمی‌دونم چی راجع‌بهت بگم...

‫دوست‌های جدید پیدا کردی، ‫دوست‌پسر داری. دیگه حتی نمی‌دونم...

‫- که کی هستی. ‫- واسه همین با برادرم برنامه کردی؟

‫تا تلافی کنی؟

‫قلبم خیلی تند داره می‌زنه.

‫بهت حمله پانیک دست داده.

‫به‌خاطر مادرمه.

‫می‌دونم که گفتی دوست نداری شیمی‌درمانی کنی،

‫دوباره سمت شیمی‌درمانی نمیرم.

‫وقتی برگشتیم بوستون به بچه‌ها می‌گم.

‫چرا انقدر عوض شدی؟ ‫انگار یه خبرهایی هست.

‫- به منم بگو. ‫- بلی من به فکرتم.

‫واقعاً به فکرتم. فقط...

‫تو بهترین رفیق منی.

‫شده وقت‌هایی که دوست داشتم ‫بیشتر از دوست باشیم،

‫فقط منتظر فرصت بودم.

‫خب، من چطور...

‫می‌تونم با جرمایا رابطه‌ای رو شکل بدم...

‫وقتی قسمتی از قلبم هنوز برای برادرش می‌تپه؟

‫باهام مراسم میای؟

‫هی، مامان به‌نظر حالش خوبه؟

‫دیدم مامان و بابات دارن راجع‌بهش حرف می‌زنن.

‫و مامانت به‌نظر خیلی ناراحت می‌اومد.

‫هی، شماها جرمایا رو ندیدین؟

‫کانرد.

‫باید صحبت کنیم.

‫مهمه، دربارهٔ مامانه.

‫کل این مدت خبر داشتی؟

‫و بهم هیچی نگفتی؟

‫بهشون گفتم درمان رو شروع می‌کنم.

‫خوب میشی.

‫بلی ببخشید کل تابستون ‫یه عوضیِ رو مخ بودم.

‫خب، تنهایی داشتی بارش رو به دوش می‌کشیدی.

‫ایکاش که بهم می‌گفتی تا مجبور نمی‌شدی.

‫هر اتفاقی که می‌خواد بیفته.

‫من همیشه به این خونه...

‫و آدم‌هاش برمی‌گردم.

‫مترجم: «امیر فرحناک» ‫:::. MoreLikeGod@ .:::

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫اومدی.

‫اومدم.

‫باشه، فهمیدم شماها عاشق هم‌این.

‫بهش گوش ندین، شما دوتا باهم بی‌نظیرین.

‫خونهٔ ساحلی‌مون نبودم.

‫من و کانرد هم باهم نبودیم.

‫و سوزانا فوت کرد.

‫دیگه هیچ‌چیز مثل قبل نمی‌شه.

‫هی، این... این رو انداختی.

‫کانکلین. ‫(فامیلی ایزابل)

‫چی؟

‫گفتم این رو انداختی کانکلین.

‫داری بازی‌های گرسنگی رو...

‫- به فرانسه می‌خونی؟ ‫- دارم سعیم رو می‌کنم.

‫نسخهٔ انگلیسیش رو تقریباً موبه‌مو بلدم،

‫واسه همون خیلی هم برام سخت نیست.

‫جالب.

‫ممنون.

‫فرار از رویاهات...

‫از زندگی با خاطراتت خیلی راحت‌تره.

‫هوشیار بودنه که سخته.

‫حس می‌کنم رویائه.

‫الان چی؟

‫جلوی خنده‌مو نمی‌تونم بگیرم.

‫می‌دونی تو قشنگ‌ترین لبخندی رو داری...

‫که تو عمرم دیدم؟

‫انگار کل صورتت برق می‌زنه.

‫کل تابستون می‌خواستم این رو بهت بگم.

‫یه چیزی رو...

‫باید بهت بگم.

‫نمی‌دونم چطوری بگم.

‫- ام... ‫- خب، چی هست؟

‫یه فکریش می‌کنیم.

‫من... یه چند روز پیش...

‫جرمایا گفت بهم حس داره.

‫اوه...

‫واو، باشه.

‫تو چی گفتی؟

‫یه چندباری بوسیدمش.

‫پس، ام...

‫یعنی وقتی جفت‌مون اومده بودیم ‫تو و تیلور رو...

‫کنار خیابون سوار کنیم...

‫و تو و جرمایا بیرون بودین...

‫- اون زمان باهم بودین؟ ‫- آره.

‫می‌دونی، ولی موقع‌هایی بود...

‫که به خودم گفتم...

‫که یه حسی بین تو و من هست، بعدش...

‫- تو قاتی کرده بودی... ‫- نه، می‌دونم.

‫- می‌دونم، ببخشید. شرمنده. ‫- می‌دونم. درک می‌کنم.

‫تقصیر منه، می‌دونم.

‫تقصیر منم هست خب.

‫می‌خوای با من باشی؟

‫همیشه می‌خواستم.

‫خب، عالیه. با من باش پس.

‫چی؟

‫چیه؟ خنده‌داره؟

‫نه، ببخشید، آخه عجیبه.

‫تو خونه‌مون همه می‌دونن که من روت کراش دارم.

‫اون هم از وقتی که...

‫وایسا ببینم، وایسا، وایسا...

‫تو روی من کراش داری؟

‫گمشو.

‫تو همونی که می‌خوامی، بلی.

‫- دلم نمی‌خواد به جرمی ضربه‌ای بزنیم. ‫- منم همین‌طور.

‫من باهاش حرف می‌زنم.

‫شاید اونقدرها هم ناراحت نباشه. ‫می‌دونی دیگه...

‫جریه. هیچ‌وقت هیچ‌چیزی رو خیلی جدی نمی‌گیره.

‫مثل...

‫مثل ما نیست.

‫اول خودم باهاش صحبت می‌کنم.

‫این رو مدیونشم.

‫باشه.

‫هیس.

‫یکی بیداره.

‫قدم زدنِ سرصبحی لب ساحل؟

‫آره...

‫اوهوم.

‫می‌دونستم. ‫می‌دونستم.

‫من میرم.

‫- باشه. ‫- خیلی‌خب.

‫بشین.

‫خب؟

‫مامان، بذار اول لباسم رو عوض کنم.

‫خیلی‌خب. از تابستون لذت ببرین.

‫نه ولی جدی قراره بترکونیم.

‫بهترین تیم چند سال اخیره.

‫واسه خودمون تاپ‌های نیم‌تنهٔ ست درست کردم.

‫مشخصاً صورتی‌ان و ‫چندتا زانوبند جدید هم گرفتم.

‫- اوه، زانوبند، تیلور. ‫- خفه شو.

‫سلام، بلز.

‫هنوز هم واسه ثبت‌نام والیبال دیر نشده.

‫ام...

‫دبیرستان هم تموم شد، سلیطه‌ها.

‫- ای جانم. ‫- چه دلقکی هستی، استیون.

‫- چی؟ ‫- هی، اگه منم قرار بود پرینستون برم،

‫همین‌جوری جیغ و داد می‌زدم.

‫- ممنون، اِوِلین. ‫- بذار ببینم،

‫پرینستون قراره بری؟ چه خفن. نمی‌دونستم.

‫اوه، نمی‌دونستی؟ منم دوست دارم.

‫هی، هی، هی، هی استیون.

‫اسپایک، چطوری داداش؟

‫فردا جشن فارغ‌التحصیلی چه ساعتیه؟

‫گروه موسیقی ساعت ۱۰ میاد. ‫من با خواننده‌شون قرار گذاشتم.

‫آره، همونی که فاز «ماشین گان کلی» رو داره.

‫خواستم رأی منفی بدم نتونه اجرا کنه،

‫ولی فکر کنم ارزون‌تر ‫از اون نتونستیم پیدا کنیم.

‫اوه...

‫خب، امشب جشن میای؟

‫نمی‌دونم...

‫بلی. بلی...

‫می‌تونم یه لحظه وقتت رو بگیرم؟

‫من برم.

‫- خیلی‌خب. ‫- می‌بینمت.

‫- خدافظ. ‫- ببخشید.

‫خدافظ.

‫بلی،

‫داشتم ریزنمرات پایان ترمت رو می‌دیدم،

‫دقت کردم دیدم که نمراتت...

‫اُفت شدیدی داشتن.

‫البته توی فرانسه همون ۱۹ رو گرفتی،

‫ولی با زبان فرانسه دانشگاه‌ها ‫نظرشون بهت جلب نمی‌شه.

‫اتفاقی برات افتاده؟

‫توی خانواده‌مون یکی فوت کرده.

‫اوه، متأسفم این رو می‌شنوم.

‫ولی نمراتت کل سال ضعیف بودن.

‫حتی کاپیتانی تیم والیبال هم از دست دادی.

‫آره، مسابقات محلی حذف شدیم.

‫خیلی‌خب، تا حالا...

‫فکر کردی سال بعد کدوم ‫دانشگاه می‌خوای درخواست بدی؟

‫خب، می‌دونم دانشگاه‌های ‫برتر کشور نمی‌تونم برم،

‫ولی همیشه دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا هستش.

‫اونجا رفتن یه‌کم سخت نیست الان؟

‫بدون والیبال، فقط باید روی ‫دانشگاه‌هایی دست بذاری...

‫که توشون رقابت کمتره.

‫تاحالا «فینچ» به گوشت خورده؟

‫آره، یکی رو می‌شناسم ‫که پاییز قراره اونجا بره.

‫یه دوست خانوادگی.

‫عالیه. خب، شاید بتونی یه سری ‫بهشون بزنی و ببینی چطور جاییه.

‫فکر نکنم.

‫بیا داخل.

‫صبح بخیر، بلز.

‫- هی. ‫- بیا اینجا ببینم.

‫خب، کل شب رو بیدار بودم و...

‫راجع‌به شیمی‌درمانی‌ای که ‫مامان انتخاب کرده تحقیق می‌کردم.

‫و بلی من... واقعاً امیدوارم.

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left