Prvních 122 řádků.
قسمت ۱۳
زخمها و عاشقان
..پس قبل از اینکه برم
بهم یه بوس میدی؟
حتما
هی
لعنتی
ایساکو سان
عشق من و کیا خیلی با هم فرق داره
پس هر دختری بهت اجازه بده این کار رو بکنی، میکنی؟
ایساکو سان؟
حس احمقا رو دارم
ازت متنفرم کیا
چرا همیشه وقتی خستهام زمان دیر میگذره؟
کاش هیچ وقت حسم رو بهش نگفته بودم
از اول میدونستم که نباید عاشقش بشیم
اما بازم، برای مدت زیادی
ایساکو از این بعد اینجا خونهی توئه
این مرد ازت مراقبت میکنه
خوش وقتم ایساکو سان اوتو کِیا هستم
نمیخوام من مامان و بابام رو میخوام
من هم مامانت میشم هم بابات
با اینکه پیر نیستی؟
داداشت هم میشم تموم کس و کارت میشم
اینجا همه عضو یه خانوادهایم حتی اگر از نظر خونی فامیل نباشیم
تا ابد ازت محافظت میکنم
تولدت مبارک ایساکو سان
کیا همیشه میخنده و باهام مهربونه عاشقشم
کیا. تولد تو چندمه؟
تولد من؟
پس فرداست. ۱۷ سالم میشه
پس منم برای تولدت یه کاری میکنم
لازم نیست
نه، میخوام یه کاری بکنم
چی بهش بدم؟ چی خوشحالش میکنه؟
..نمیتونم کیک بخرم
تولدت مبارک. بیا
از مهد کودک آوردمش وقتی رفته بودیم گردش کنار رودخونه پیداش کردم
نرم و خوشگله، نه؟
گنج منه
ممنون
چه مدل خوبی
حالا همونجا بمون و تکون نخور باشه اومه چان؟
..پسر
داری نقاشی میکشی ایساکو سان؟
تکلیف هنرمه
باید یه حیون بکشی؟
چیزی که دوست داریم
معلممون گفت میتونیم یه وسیله، یه مکان یا هرچی که دوست داریم رو بکشیم
..گربه همکاری نمیکنه
شاید یکی از گلهای تو باغچه رو بکشم
ایساکو سان
چی؟
چرا من رو نمیکشی؟
نمیخوام
چرا؟
لطفا من رو بکش
نمیخوام
من دوست داری نه؟
دلم نمیخواد بقیه خانوادهام رو ببینن
تازه باید کارمون رو به کل کلاس نشون بدیم
اینجوری انگار دارم پسری که دوستش دارم و به بقیه معرفی میکنم
خواهش میکنم،ایساکو سان؟
باشه قبوله
اخ جون
معلوم این جور عکسها برهنه است، نه؟
نمیخوام همچین چیزی بکشم لازم نیست لباست رو در بیاری
پس چه ژستی بگیرم؟
برعکس اون گربه هر چه قدر که بخوای میتونم بیحرکت بمونم
...ژست خاصی لازم نداریم
این چهطوره؟
نمیشه مثل یه آدم عادی رو زمین بشینی
صورتم چهطوره؟
صورتت عجیب و غریب شده. عادی باش
اما میخوام باحال بکشیم
عادی باش
این خوبه؟
اره
باشه کیا، تکون نخور
باشه
چیزی شده؟
تکون نخور
ببخشید
شاید صورت عجیب و غریب بهتر باشه
این آدم ازم مراقبت میکنه اشپز خوبیه
برای اینکه به بقیه نشونش بدم، استرس داشتم
عالی بود
از نقاشیت معلومه رابطهی خوبی دارین
همگی دست بزنین
خداحافظ
چیزی که دوست دارم: کیا
میخوام تو مدرسه یه نوجوان معمولی باشم و عادی زندگی کنم
مثل بقیه عاشق میشم
اره، باید عاشق بشم
یه عشق خسته کننده و شاد
چون عشق یه طرفه به یکی از اعضای یاکوزا عاقبت درخشانی نداره
،نگران بودم که قراره دور از خونه تو مدرسه تنها باشی
بهخاطر همین تصمیم گرفتم باهات بیام مدرسه
ها؟
خیلی ارومی، گفتم هر کاری بگم میکنی
چندش
میخوام بدونم این چیه
میخوام بهم یاد بدی ایساکو سان
اوتو
اگر نمیخوای این دختر آسیب ببینه
پسر خوبی باش و کاری که میگیم رو بکن
امکان نداره
...اوه، عزیزم
اجازه بده لبها کار دستها رو بکنن
خب، از قیافهاش خوشم میاد
..اما
از صدا و دستش هم خوشم میاد
فکر کنم از همون لحظهای که دیدمش عاشقش شدم
میخوام به ایساکو سان تجاوز کنم
امکان نداره
ایساکو سان
حتی بعد از اینکه من برم تو خطر میفتی
تا وقتی پیش کیا چان باشی این اتفاق میفته
بیچاره
لازم نیست دلت برام بسوزه
بهخاطر تو، فهمیدم واقعا چه حسی دارم
بگو آااا
No comments yet. Be the first to leave one.