Prvních 200 řádků.
توی نیویورک میشه هر چیزی سفارش داد
یا حتی هر کسی
خدایا
ولی باید مراقب باشی درت رو به روی چی باز میکنی
هر چی رو که راه میدی بالاخره بیرون هم درز میکنه
مخصوصاً اگه من اون طرفا باشم
باید میدونستم
هیچ تحویل پیتزایی اینقدر طول نمیکشه
خیلی باهام مهربون بود
تازه میخواستم اونو مدیر کنم
احساس میکنم تحقیر شدم
چه سخت. هم نقد قبول میکنم هم چک
فقط اسمی ننویس، خودم بعداً پرش میکنم
سلام میوی!
سلام
این دوستت کیه، میو؟
- من رافیام - شستیـش؟
گشنه نیستین؟ من که دارم از گشنگی میمیرم
برات یه کار دیگه هم دارم
- نظرت چیه که قبلش حساب اولی رو صاف کنی؟ - میخوام بکشیش
من دیگه کارم رو کردم
اون آدم بدیه. تو یه ابرقهرمان شورشی هستی
بذار روشنت کنم. تو میخوای این یارو رو بکشم؟
چه جورم. حقشه
- قانونت اینه، نه؟ - آره، دارم ازش تیشرت هم میزنم
دستمزدت رو سه برابر میکنم
هی رافی، بیا اینجا ببینم
اینجا این کارو نکنی. تو یه کوچهای، چیزی بکشش
امیدوارم گشنه باشین
این پپرونی رو بردم در خونه طرف ولی هر چی درو زدم جواب ندادن
رئیست میخواد تو رو بکشم
آره، باورم شد
مچت رو گرفتم، رافی
اون عصبیـه
میخواد بمیری. از من میخواد این کارو بکنم
تو؟
محض رضای خدا، میویس. میدونستم داغونی، ولی نه در این حد
ولی این که... من...
چرا اینکارو کردی؟
چون من قاتل نیستم
مزخرفه! گردن یه نفرو شکستی. توی برنامه تریشتاک درموردش شنیدم
یه مرد کار بدی باهات کرد و کشتیش
ولی حالا اون قهرمان شورشی میخواد درمورد من قضاوت کنه؟
اگه یه قهرمان بود الان تو رو به جرم درخواست قتل داده بود زندانی کنن
اگه یه شورشی بود تا میخوردی تو رو میزد
حالا من کدومشم؟
- نمیدونم - خودت انتخاب کن
لطفاً منو نکش
من آدما رو نمیکشم
چون قاتل نیستم
اگه دری بسته نمونه
یه در محکمتر درست کن
خیلی خب، کافیه
- چه دردناک بود - عالی بود، پتسی
- آره - دخترمون هیچوقت اینو فراموش نمیکنه
اون بدجور طرفدارته
کایل کل دیویدیهات رو براش پخش میکنه، از جمله ویژه برنامههای کریسمست رو
عالیه. حالا میشه...
هی هی! نظرت درمورد یه آواز دیگه چیه؟ دوست داریم یه آهنگ ضبط شده بشنویم!
- نه - اوه، ببخشید که طرفدارتم
مسئله اینه که... ما یه قراری داشتيم. من اون پرونده رو میخوام
چه قراری؟ چه پروندهای؟ کایل، چیکار کردی؟
چرا نمیری مطمئن بشی که
لیلیبث اسباببازیهاش رو به بقیه بچهها هم میده؟
- بفرما - دیوونه شدی؟
اگه بیمارستان بفهمه که یه پرونده محرمانه رو دزدیدی، تو رو اخراج میکنه
ندزدیدمش. کپی کردم
این رازیه بین ما دو تا. به اضافه اون اجرا
این یه تخطی از قوانین پزشکیه. ممکنه ازت شکایت کنن یا حتی بازداشت بشی
به خاطر دخترمون این کارو کردم
- بقیهاش کجاست؟ - خب، فقط همینش رو تونستم پیدا کنم
- من با یه جنایتکار ازدواج کردم - اش، بس کن
تو روحش!
- پتسی، فحش نده - میدم
پتسي یه جورایی بدجنسه
هی، جس؟
کجایی؟
فکر میکردم مسئول اینجا رو تا الان فرستادن بره
هنوزم اولین جمعهی هر ماه اینجاست. مگه اینکه توی بوکا باشه
خب دیگه چه خبرا؟ پشت تلفن جدی بودی
خیلی وقته باهم اینجا نبودیم
بعد از یه روز ناجور هیچی بهتر از شام و یه فیلم نیست
از کی شروع کردی؟
درست بعد از مشتری عوضی قبلیم
- این اواخر از اون مشتریها زیاد داشتی - اونا بیشتر میدن
و لازم نیست براشون حس بدی داشته باشی
یه کاری با این مورد آخری کردم
کسی صدمه هم دید؟
نه
فقط میگم که اگرم باشه دفعه اولت یا حتی دومت هم نیست
به خاطر اینه که هی بحث ابرشورشی رو میزنن تو سرم
تو هم توی تریشتاک هی درموردش حرف میزنی، بدترش میکنه
من هیچوقت تو یا بقیه رو با اسم توی بحثهام نیاوردم
تو گفتی که با یه ابرانسان بزرگ شدی
اینطوری هر کی یه زره از اینترنت بدونه میتونه پیدام کنه
- بیشتر تلاش میکنم که نذارم بدونن کی هستی - اصلاً چرا درموردش حرف میزنی؟
چون بالاخره یه حرفی واسه گفتن دارم
اخبار واقعی مهمتره و بالاخره یکی باید ازش دفاع کنه
تو داری گذشتن از این وضعیت رو برام سختتر میکنی
خب شاید بدون اینکه باهاش روبرو بشی نتونی ازش بگذری
من اونو خلاص کردم. به نظرم این یعنی روبرو شدن
به نظرم فقط کشتن کیلگریو کافی نبود
خب؟
تو حافظه 20 روزت رو نداری
آره. اگه بیهوشیهای منم حساب کنی خیلی بیشتر میشه
هفده سال پیش
بعد از تصادف
تو رو آوردن اورژانس
ولی تا بیست روز بعد برات هیچ تختی اختصاص ندادن
و توی اون بازه هم هیچ سوابق بیمارستانیای هم نداری
کجا بودی؟
- توی کما - این توجیه میکنه که چرا یادت نمیاد
- ولی کاری که آیجیاچ باهات کرد رو نه - ما نمیدونیم که آیجیاچ کاری کرده یا نه
میدونم که اون روز توی بیمارستان تا سر حد مرگ رفتی و با قدرتهایی بیرون اومدی
و از آزمایشات آیجیاچ روی آدمها خبر دارم، مثل کاری که دکتر کازلاف روی سیمپسون کرد
- سرت حسابی شلوغ بوده - آره
ولی تو نمیخواستی حرفی درموردش بشنوی
اون پرونده رو از کجا آوردی؟
از یه نگهبان امنیتی بیمارستان که طرفدارمه
چند ساعت پیش توی جشن تولد بچهاش آواز خوندم
آره، تحقیرکننده بوده ولی این ارزشش رو داشت
جس، کیلگریو تنها روح داخل سرت نیست
- ولی اون یه چیزی توی وجودت رو باز کرد و تو... - و الان دارم خوب میشم
با مستی و دعوای بیشتر؟
پروندهها و سکسهای بیمعنی بیشتر؟
هی، سکس بیمعنی رو تو سرم نزن
دونستنِ اینکه چه بلایی سرت آوردن شاید کمکت کنه
منم میتونم اونا رو افشا کنم، و با دکتر کازلاف شروع میکنم
- اون بهشون مرتبطه ولی... - نه
نمیتونم گذشته رو تغییر بدم
پس باید همونجوری که هست بمونه
خودم ردیفش میکنم
یعنی بری یه بار و مست کنی
- منم همین رو گفتم - آخ!
خدا لعنتت کنه
جس! من...
جس، بیخیال!
نمیتونم بازش کنم
به قدر کافی قوی نیستم
لعنتی!
جس؟
جس، بیداری؟
نه!
تنهایی؟
نمیدونم
خیلی خب. اولین ملاقات ساعت دهه. بخورش
تو اخراجی
بخورش
از اولش شروع کن
میخواستم پسرم رو پیدا کنم ولی اونا نمیگفتن که کی به فرزندی قبولش کرده
مارمولکهایی به شکل انسان هستن و دولت رو گرفتن
زنم رو تهدید کردن که به کسی چیزی نگم
ولی محصولشون مردم رو مریض میکنه
یه نفر میخواد منو بکشه چون من یه قدرتهایی دارم
ولی به لطف سرعت بالای من هنوز نتونستن منو بگیرن
میخوام قبل از مرگم پسرم رو ببینم
قبل از اینکه افشاسازی کنم مدارک بیشتری میخوام
باید جلوی اون آدمای دایناسوری رو بگیری. حتی جیزی رو هم تسخیر کردن
اسم ابرقهرمانی من؟
بچههای مدرسه صدام میزدن وزوزی
مطمئنم همینطوره
این بلاک رو یه دور بزن. ببینم تو چند ثانیه دور میزنی
نه، فقط وقتی میتونم سریع حرکت کنم که ترسیده باشم
من یه قهرمان ترساساس هستم
متأسفم، وزوزی
خب به نظرم پسرش که به فرزندی گرفتن رو پیدا کنیم
نع
اگه یه پرونده رایگان قبول کنیم ضرر نمیکنیم
اینو قبول کنیم اونوقت آدمای زیادی با داستانهای فرعی و یه مشت اسکل سراغمون میاد
منظورت آدمای در عذابیه که به کمکمون نیاز دارن
اینطوری پرونده شخصی میشه و به گند کشیده میشه
یه کارآگاه خصوصی خوب به بیطرفی نیاز داره
پرونده رو بگیره، سرنخها رو بگیره بعد هم پول رو بگیره
- داری چیکار میکنی؟ - دارم مینویسمش. عمیق بود
این که یه درس نبود
معلومه، چون چرا باید کمکم کنی که توی کارم بهتر بشم؟
کار منه
پس به خاطر اینکه میخوام یه چیزی باهات بسازم، اخراجم کن
مدام سعی میکنم اخراجت کنم، تو همهاش یه کاری میکنی اخراج نشی
چرا؟
فکر کنم به خاطر عدم روشنسازی شما
سلام. ساعت دو با شما ملاقات داشتم. درست سر موقع اومدم
با وقتشناسی مشکل دارین؟
طرف کیه؟
پرایس چنگ از دفتر مشاورهی چنگ
مدیریت ریسک. ما بهترین شرکت شهریم
تعریفتون رو شنیدم
- مدیریت ریسک؟ - یه اسم پرجلوهتر برای کارآگاهی خصوصیه
خب چه کمکی از دستم برمیاد که برای خودت از دستت برنیومده؟
هیچی
چون همه منابع و چیزهایی که یه کارآگاه خصوصی نیاز داره در اختیار دارم
یه سوئیت متشکل از چند دفتر، یه لیست بزرگ از مشتریها
و مزایای کارمندی عالی
ولی داشتن یه شخص تقویتشده به جمع کارمندان شرکت، میتونه مشتری جذب کنه
میخوای استخدامش کنی
میخوام دفتر کارآگاهی خصوصی شما رو جذب کنم
چرا؟
مشاوره چنگ میخواد کارش رو توسعه بده. میخوایم بین شرکتهای دیگه سر بمونیم
- نه، ممنون - کاملاً مستقل میمونید
و میتونید هر پروندهای که براتون مهمه رو بگیرین
No comments yet. Be the first to leave one.