Prvních 99 řádků.
LoliHunter
آیوفیلم تقدیم میکند
....با خودم چی فکر میکردم
... معلومه که اینوکای سان هرگز برای روز ولنتاین چیزی برام نمیاره
امروز هم هیچ شکلاتی نگرفتی؟
.من این پایینم پسر جون
.خوب شد به موقع بهت رسیدم
...برات یه شکلات آوردم
.اینها از طرف اینوکای- کون هست
.گفت که برای تو درست کرده
!ایول! بالاخره از اینوکای - سان شکلات ولنتاین گرفتم
ولی چرا به جای اینکه خودش بهم بده، داده به یک دختر دیگه؟
شاید خجالت کشیده و نتونسته؟
!وای چه خوشمزست
...اگر همش رو یدفعه بخورم، خیلی حیفه
.یکم تو جعبه اش نگه میدارم، برای بعداً
...خب این هم از این
!چی؟
...چـ...چرا
چرا یدفعه سرم داره گیج میره؟
...داره
برام چه اتفاقی میافته؟
:مترجم
LoliHunter
آیوفیلم تقدیم میکند
!تنها حواست به من باشه! تو پسر خوب خودمی
!وقتی باهات هستم زندگی وا - وا واقعا عالیه
یک و دو و سه, بپر! نگاهی محبت آمیز
سه و دو و یک، حالا بچرخ! شراره تو چشمات
یک به یک ، حالا به هم عشق میورزیم! دل شکستگی های پی در پی
از این صبح فوق العاده تا آخر شب، همه چیزم رو بهت میدم
به من بگو چقدر دوستم داری پسر کوچولوی من
منو دوست داشته باش! و بزار من هم دوستت داشته باشم چون میخوامت
!به شیوه خودت زندگی کن و با تمام قدرت پیش به جلو برو
!تا بعد از ترقی پله های سختی به فرد جدیدی تبدیل بشی !از خودت فراتر برو
بلند و با غرور زوزه بکش! شاید قبلا شکست خورده باشی
اما فردا من و تو باهم
!تا جایی که بتونیم می درخشیم
حالا به راه خودت زندگی کن
!و من هم به راه خودم زندگی میکنم
ووف
!تنها حواست به من باشه! تو پسر خوب خودمی
!وقتی باهات هستم زندگی وا - وا واقعا عالیه
یک و دو و سه, بپر! نگاهی محبت آمیز
سه و دو و یک، حالا بچرخ! شراره تو چشمات
یک به یک ، حالا به هم عشق میورزیم! دل شکستگی های پی در پی
از این صبح فوق العاده تا آخر شب، همه چیزم رو بهت میدم
به من بگو چقدر دوستم داری پسر کوچولوی من
منو دوست داشته باش! و بزار من هم دوستت داشته باشم چون میخوامت
!به شیوه خودت زندگی کن و با تمام قدرت پیش به جلو برو
!تا بعد از ترقی پله های سختی به فرد جدیدی تبدیل بشی !از خودت فراتر برو
بلند و با غرور زوزه بکش! شاید قبلا شکست خورده باشی
اما فردا من و تو باهم
!تا جایی که بتونیم می درخشیم
حالا به راه خودت زندگی کن
!و من هم به راه خودم زندگی میکنم
ووف
اینوکای سان؟
.اینوکای سان
!الان یادم اومد
...اون روز یه دختر تو لباس آزمایشگاهی
.بعد از اون شکلاتی که بهم داد رو خوردم، تبدیل به سگ شدم
،الان مطمئنم که اون حرفش هم دروغ بود !وقتی گفت اون شکلات از طرف اینوکای - سانه
!باید اون دختر رو پیدا کنم
هی، پوچیتا، بیدار شدی پسر خواب آلود؟
!خوبه
الان برگشتم اتاق سوکیشیرو؟
.حتما از خستگی از حال رفته بودم
صبر کن، راستی تو از کجا فهمیدی که پوچیتا اینجاست، کارن؟
.یک ردیاب بهش وصل کردم
چی؟
.برای دستگاه مکان یاب اش مجبور شدم تا خونه برگردم
!چی؟
...کارن، اینکارت دیگه خیلی
!دقیقاً کی بهم اون ردیاب رو وصل کرده؟ کجاست؟
اصلا کجام گذاشته؟
...ببخشید
.سوکیشیرو! حتما حالش بهتر شده
.ممنون از اینکه وقتی حالم خوب نبود ، ازم مراقبت کردید. واقعا لطف کردید
!اما سنپای سگ منه
!چی؟! از کی تا حالا
هاه؟ داری برای خودت چی بلغور میکنی؟
.هرجور که فکر بکنی پوچیتا سگ خودمه
اون 19,016,238 تار مو در بدن پشمالوش داره که 11,032,925 تار آن قهوه ایه
طول زبانش 6.2 میلی متره
وقتی خوشحاله دماغش رو لیس ...میزنه، دمش هم 8 بار در ثانیه تکون میده
...میتونه صداها رو تا فاصله 45 متری بشنوه
...و وقتی هیجان زده می شود، نفس هاش به طور متناوب بین "ها" و "هف" تغییر میکنه
!لطفا دیگه بس کن + ...و وقتی هیجان زده می شود، نفس هاش به طور متناوب بین "ها" و "هف" تغییر میکنه
...و وقتی هیجان زده می شود، نفس هاش به طور متناوب بین "ها" و "هف" تغییر میکنه
...وقتی هم که میخواد جلب توجه کنه
...خودش رو لوس میکنه و بعد تظاهر میکنه که فقط داره دور خودش میچرخه
.ولی بعدش میپره توی دامنم تا بتونه به شورتم خیره بشه
!لطفا، رحم کن! دیگه بقیه اش رو نگو
!خب برای این حرفات مدرکی داری؟
مدرکی که نشون بده این سگ مال شماست، اینوکای -سان؟
!اگر به پوچیتا بگم "برو خونه" میره داخل دامنم
!حالا که اینطوره میرم داخلش !خودت خواستی
...بله درسته
No comments yet. Be the first to leave one.