この世の果てで恋を唄う少女YU-NO
Prvních 164 řádků.
آیومی ـسان؟
!تاکویا صبحت بخیر
قسمت ششم: فراتر از بیرنگی
آیومی ـسان
.نگران نباش مردم بلاخره میفهمن تو بیگناهی
.آره، از ممنونم
.حتماً صبحونت رو بخور
.باشه
.خب من دیگه میرم، خداحافظ
اگه بخوام بیگناهیش رو ثابت کنم باید .برم توی جئوتک
...بیگناهی آیومی ـسان
اینا دیگه چیّن؟
به نظرت چیّن؟
رویای یه زن حشری درباره یه مرد رویاهاشه؟
.مجازاتت برای پیچوندن کلاس دیروزه
.این دیگه خیلی نامردیه
،یا اینا رو تموم میکنی
.یا کل تابستونت میگذره در حالی که سرکلاس نشستی
.رئیس منتظرم تابستونم با تو بگذرونم
!بیا سریع تمومش کنیم بریم ساحل صفاسیتی
ساحل؟
.حق با توه! مایوی بیکینیها صدام میکنن
برای اونایی که نمیدونن بیکینی مایو زنونه دو تیکه شامل کرست و شرته، ولی عمراً اگه نمیدونسته باشید
.یوکی کون ولش کن به حال خودش
.چیز توی مخ پوک آریما کون نیست بجز فانتزیهای شهوت آلود کثیف
مشکلی داری؟
به دلیل پروژه ساخت و ساز جئوتک .شنا کردن در دریا ممنوعه
.خب دیگه بیاید کلاس رو شروع کنیم
آریما دو راه داری یا سنجد میخوری و کون گشادت رو تنگ میکنی .و تمرینها رو حل میکنی، یا کل تابستون به فاک میره
...کیـــر توش
.تاکویا آریما ـکون لطفاٌ سریعاً به دفتر مراجعه کنید
.تاکویا آریما ـکون لطفاٌ سریعاً به دفتر مراجعه کنید--
....این صدا--
بازم؟
.رئیس خیلی خوششانسی
بانو شما هم اون صدا رو شنیدین؟
.یوکی به جای من ترتیب اونا رو میده
رئیس من حتی هم سن تو نیستم چطوری میتونم به این سوالا جواب بدم؟
.تو میتونی به درد آیندهات میخوره
.میدونستم که تویی
جدی؟
.اینم یکی از بدیها خبرنگار مشهور بودن ـه
از تویوتومی چه خبر؟
حواست بهش هستش؟
.معلومه که هست
همه چی ردیف شده که دمش رو بذار رو کولش و .از جئوتک بره
.احتمالاً دیگه هیچوقت دست به رئیس آریما نمیرسه
چطور تونستی که از جئوتک بیرونش کنی؟ !تو که توی جئوتک کار نمیکنی
.من یه روزنامه نگارم .با بچههای بالا در ارتباطم
،بهش یه شغل خوب توی یه شرکت دیگه پیشنهاد شده .هیچکس شک نمیکنه که کار ما بوده
پس یه شغل دیگه گیرش اُمد آخرشم؟
.و معلومه بعد از چند روز از اون شغل جدید اخراج میشه
زندانی نمیشه، ولی این یه مجازات خوبیه براش، درسته؟
.نگران نباش
.برای نجات مادرت هم برنامه دارم
برنامهات اینه که یواشکی بری جئوتک و یه مدرک پیدا کنی؟
از کجا میدونستی؟
.همینطوری، آخه خیلی باهوشم
.پس، چه خوبه که پیشم هستی
.تو یه شریک خوب میشی برای کارم
شریک؟
...ای بابا
من اینجا چه گوهی میخورم؟
تو نباید بذاری یه دختر خوشگل اینوقت شب !تنها باشه
واقعاً نقشه داری به اونجا نفوذ کنی؟
.معلومه
...برای همینم این کارت آبی رو بر ام اُوردی
و تو هم یه کارت قلابی رو به مادرت دادی، درست میگم؟
.آره
.من قبلاً یه بار دیگه هم اونکار رو انجام دادم
یه بار دیگه؟
منظورت چیه؟
.بیخیالش
.بنظرم امنیت اونجا بالاست
خب، چطور میخوای وارد بشی؟
!نمیدونم چرا حس میکنم داری امتحانم میکنی
.چون که واقعاً دارم امتحانت میکنم
...بذار ببینم چند چندیم
چیه؟ dome نظرت راجب اون
کودوم میگی؟
.(گنبد مخفی شده) رو میگم concealed dome نگا اون
.(کاندوم) رو میگم con-dome اون
.هوی جدی باش
!باشه، بابا
.خب، مطمئن ترین جواب در پشتی ساختمونه
!جواب بدی نبود
.انگار خیلی نگهبان اطرافش نیست
.باشه، پس توی جئوتک میبینمت
مگه نمیخوای نفوذ کنی؟
،من یه خبرنگارم میتونم از ورودی اصلی وارد بشم
.نه مثه بعضیا دزدکی
.این دیگه خیلی نامردیه
.وقتی رفتم تو قفل در پشتی رو باز میکنم
!منو منتظر نذار رومئو
!ایبابا
.عجب جولیتِ یه دندهایه
چکار میکنه؟
.مامان، تو میدونی که چه حسی بهت دارم
.لطفاً دیگه ادامه نده
!شب خوش
چکار میتونم براتون انجام بدم؟
.برای یه مصاحبه اینجا اُمدم
.دروازه رو براتون باز میکنم
جئوتکنیک
شب تا دیروقت کار میکنید؟
.آره، ولی برو این به رئیس بگو، دیگه داره مسخرهاش رو در میاره
هنوز نرسیده اینجا؟
...اوه، اوضاع خیطه
.خوشحالم که موفق شدی رومئو
.خیلی دیر کردی جولیت
داشتی شورت و کرست سکسی میپوشیدی برام؟
.حالا که چیزیت نشده، نمیخواد غر بزنی
!از دست این
!نگهبان بخش الف محوطه بیرونی صحبت میکنه
!نگهبان بخش الف محوطه بیرونی، گزارش میکنه
.اینجا مرکز نگهبانیه
چیز عجیبی توی دوربینا نیستش؟
.عجیب؟ نه...نیست
.همه چیز مطابق معموله
.دریافت شد
.من به گشتم در محوطه بیرونی ادامه میدم
.ممنون از همکاریتون
.....دریافت شــــــ
.امشب اینجا کفترم پر نمیزنه، حسابی خلوته
.همه توی جلسه تصمیم گیری درباره عاقبت مادرت هستن
واقعاً میتونی بیگناهیش رو ثابت کنی؟
.نذار حرفم رو تکرار کنم
.اگه بتونم برم پشت این در میتونم
!پس، دیگه وقتشه
.ولی متاسفانه باید بگم که هنوز کارمون تموم نشده
.پس وقت هدر نده
باید برق این دستگاه رو وصل کنیم تا نورش آبی بشه .و بشه بریم تو
.باید یه نفر بره اتاق کنترل و قفلش رو باز کنه تا بتونیم داخل بشیم
پس برای همین من رو تا اینجا کشوندی و شریک خودت کردی؟
!خیلی باهوشیا
،من میرم اتاق کنترل
.تو هم در رد باز کن
.فقط زود برگردی
.باشه
.بعضیوقتا من احساس میکنم که یه زنم
!ماـمادر
!نه! تو نباید
!برام مهم نیست! ما هم خون نیستیم
هنوز کارش تموم نشد؟
!خب
D-12 بخش
.اینجا قلب مجموعه جئوتکه
.هدف اصلی جئوتک حفاری و استخراج سنگهای اون منطقهست
اون همه سنگ رو برای چی میخوان؟
یه ذره دیگه خودت میفهمی اون سنگ چقدر .جذاب و شگفت انگیزن
.دکتر کودای آریما جذب اون سنگا شده بود
بابام؟
این دیگه چیه؟
.یه گونه جدیدی از سنگ معدن فلورسنته(شبتاب) تحقیق کنن luminescent مترجم اونایی که علاقه به تحقیق دارن راجب ) (حتماً مطالب جالبی داره انگار هنوز توی دنیا توی این عرصه جای زیادی برای تحقیق و توسعه هست
دکتر آریما بعد از این خواص نحصر به فردش رو دید .اون رو "چوننسکی" (بهمعنای روانپزشک) نامید
چوننسکی(رواپزشک)؟
....خیلی شگفتانگیزه
....آبی کمرنگ به رنگ زندگی
این یه سنگه؟
چرا بابام انقدر بهش علاقه داشته؟
.چوننسکی اولین سنگ استخراج شده از حفاریهای کوه سانکاکو بودش
.بلافاصله بعد از اون بودش که خواص عجیب و شگفت آورش شناسایی شد
خواص عجیب؟
این یه سنگ یه معجزهست که
No comments yet. Be the first to leave one.