Prvních 181 řádků.
صو خوش اینارم بگیر
منیرو-سان، لباس زیرتو خودت بشور ناموسا
بیخیال چیز مهمی نیست
اه، داشت یادم میرفت
اینام
ایسگا شدی
قبلا یه نو پوشیدم
مینرو-سان
تا بعد
این کارو من باید به عنوان حمال بکنم ، کار منه
ها؟ باید تو خشکشون کنم؟
خب نمیخوام بدزدنشون
میتونم تو اتق خودم خشکشون کنم
ا-اینجوری خشک میشن؟
دیگه نمیفهمم
حداقل هوا خوبه
این هفته هفته طلاییه
ینی کسی برنامه برای تعطیلات داره
الان دو هفته ای هست اومدم
خونم بعد باز شدن مدرسه سوخت از اون موقع دیگه برنگشتم
برا همین باید کار پیدا کنم
و میخوام مدرسه هم برم
مدرسه ها؟
دوستام چیکار میکنن؟
ارائه ای تیم ترجمه ویبز ورلد مترجم : HA ادرس کانال تلگرامی : @WEEBS_WORLD
هفته طلایی، تعطیلاتی که ده روز پشت سر هم جمعس بالاخره رسید
خب، حله دیگه
وقتشه بقیه رو صدا کنم
اتنا-سان
صوبونه امادس
اومدم
نه، وایسا ، یه بار دیگه
ها؟
مثل داداش کوچیکا بگو
و این دفعه بهم بگو اجی
ناموسا؟
لطفا
اجی، صوبونه امادس
صوبت بخیر جون دل
صو خوش
شرمندتم که همیشه برای ما باید غذا درست کنی
اوکیه اشپزی رو دوست دارم
...به هر حال، دمت
هنوزم همونه نه؟
اره، ولی اگه یکم تلاش کنم
نمیخواد خودتو پاره کنی
نه، میتونم
یکم دیگه
چی رو داشتی دید میزدی؟
دید نمیزدم به جون مادرم
کوشی لباسای این شکلی دوست داره
نه بمولا
پس میخوای یه مدل تو لباس خونگی بشم؟
تور توری
فوکی مامورو-کون
چته؟
داشتی کوشی-کون از راه به در میکردی
ببین کی داره حرف میزنه
تو میخوای اجی صدات کنه
داشتی گوش میکردی؟
نه، دیوارا نازکه
وایسا بینم
نمیتونم همینجوری ازش رد شم
اگه کوشی داداش کوچیکس پس منم ابجی بزرگشم
نه کوشی؟ درسته؟
پس باید مسابقه بدیم کی بهترین ابجی بزرگس
چرا حالا؟
چون حوصلم سر رفته
ممنون
اهم، خب
کوشی-کون منو ابجی صدا کن
نه
اوه، پس ابجی بزرگه رو میخوای؟
یا خواهر عزیزم؟
نه بابا
چرا من اینو پوشیدم؟
خواهر بزرگا دوست دارن تن داداش کوچولوشون از این لباسا بکنن
نه...فکر کنم تو فقط فتیش داری
واقعا؟
بجز اون ، این برای خواهر کوچولوعه نه داداش کوچولو
تا وقتی قشنگ باشه اهمیتش چیه
خیلی بهت میاد، عروسک دلبر من
ع-عروسک؟
نمیدونی؟
داداش کوچیکا حکم اسباب بازی برای ابجی بزرگا دارن
ناموسا میگی؟
فری-سنپای ریدی
دروغ گفتن خلافه
اا
این فکر تو بود مینرو تو چیکار میکنی؟
من؟ خب
اول میخوام اون یکی از معجونای منو امتحان کنه
همه میدونن داداش کوچیکا بهترین موش ازمایشگاهی ان
چرا؟
اوه، سرنه توام میخوای؟
: بگیر که اومد سرنه بهترین ابجی بزرگه
گشنمه
زارت، بیشتر شبیه بهترین حیوون خونگی بود
خوب وقتشه یه متخصص بهتون نشون بده
کیریا-چان واقعا برادر کوچیک داره
خب وقتتو چجوری میگذرونی؟
معلوم نیست؟
میزارم بدنامون باهم حرف بزنن
واهایییی
این حس داداش خواهریه
کیریا-سان، بکش بیرون
عمرا
تازه اولشه
حسش خوبه؟
کوشی؟
زنده بمون، کیریا-سنپای زدی گاییدیش
نمیخواستم
پاشو کوشی-کون
اوکیه، اجی بزرگت اینجاس
بیشتر شبیه ننشی نه؟
ممه میده بهش؟
من ابجیشم
شرمنده کوشی-کون
خوبی؟
نه، اولش تقصیر من بود
این ابمیوه رو برای عذر خواهی بگیر بد بخت بیچاره....بیا لباستو عوض کنیم.
گشنمه بدش من هی فری-سنپای
عمرا این مخصوص کوشی مشکلش چیه؟
بدو لباستو بکن
همه کسخلنا بسه دیگه کوشی پسره خیر سرش
راستش بدم نیست وایسا نخورش
راستش بدم نیست
حس داشتن خواهر بزرگ تر بهم میده
خب خواهر بزرگا برات سوپرایز دارن
مینرو-چان نکنه؟
اره، همه منتظرش بودیم
ها؟
کوشی، بعد این که هفته طلایی تموم شد باید برگردی مدرسه
چی؟
البته از اینجا میری و میای
دمت گرم مینرو
همینیم دیگه
دقیقا نمیدونم چجوری اینکارو کردی
ولی سخت نبود؟
نه، من فقط مجبور شدم یسری برگه امضا کنم
منم کمکش کردم
ایول
عمرا..نیمتونه همینجوری باشه
احتمالا خیلی تخمی تخیلی بوده
میگم
خیلی ممنون
فکر کنم منظورت ممنون ابجیه
همه جونمو میزارم
من حمال و دانش اموز خوبی میشم
خوش شانسیا
اره
شما هام یه جاهایی بدرد میخورینا
من خودم ابجی بزرگش میدونم، ولی هیچ کاری براش نکردم شما هام یه جاهایی بدرد میخورینا
من خودم ابجی بزرگش میدونم، ولی هیچ کاری براش نکردم نه بابا چیزی نبود
میدونستم باعث خوشحالیش میشه ولی چرا زود تر به فکرم نرسید؟
خوش به حالت
منم تلاشمو میکنم
تا بیشتر شبیه ابجیت باشم
بالاخره برگشتم
ایول
کمد کفش دارم
بالاخره لذت یه داشن اموز راهنمایی میبرم
کدوم گوری بودی؟
ت-تو
استئا
فهمیدم خونه و همه چیزت سوخت
ولی حداقل یه پیام تخمی برام بفرست
میدونی...چقدر...من...نگرانت...بودم؟
استئا
به تخمم نیست اصلا
ها؟
همش نقش بود؟
اسمش کوریا استئا
همکلاسیمه و یه موقع هایی مهربونه
دونفری از پیش دبستان با هم بودیم
تف، دوباره کردم
چرا نمیتونم بهش بگم مثل ادم نگرانش بودم
چر اینقدر کسخلم
وایسا استئا
خفه سیکتیر
حق با توعه نباید همینجوری ولت میکردم
No comments yet. Be the first to leave one.