Prvních 200 řádků.
!"ببخشيد آقاي "فيلبي
...ميگم
!ميگم اين کاملا از پر روييشـه - .اون فقط يه کم معطل کرده -
!اين حروم کردن وقته
.اگه نمياد، من کاراي مهمتري دارم
خب حرف بزن. چي شده زن؟
خب، واسه شام دعوت شديم يا نشديم؟
.ظاهرا شديم
چند وقته رفته؟ - .مطمئن نيستم آقا، چند روز -
.به سختي بعضي وقتها ميديدمش
.هيچوقت آزمايشگاه رو ترک نميکنه .فقط مياد بيرون و غذاش رو برميداره
.ولي امشب درباره شام بهم گفت .و اون دستورالعمل ها رو گذاشت
."مچکرم خانم "واچت
فيبلي" اون چي ميگه؟ چي شده؟" - .درواقع هيچي -
جورج" ميگه اگه ساعت 8" .اينجا نبود، بدون اون شروع کنيم
!اوه
والتر" ساعت چنده؟"
.آقايون شام حاضره
اوه، اولين جملهي .معقولي که همه شب شنيدم
عجيبه، اون معمولا .سريع، دقيق و وقت شناسه
.اون با نيومدنش،ما رو احمق فرض کرده . اين رفتار يه آدم نجيب نيست
.چيزي نگو که وقت هدر بره - .ها؟ آره، وقت تلف کردنه -
،آه، يه چيزي که درمورد"جورج" خوشم مياد .اينه که بهترين شرابهاي انگليس رو داره
.و خانم "واچت" بهترين آشپز دنياست
.آره، فکرکنم به سلامتي اون ميخورم
خدايا "جورج"! چي شده؟ - .خوبم -
.يه کم غذا
.يه نوشيدني
.نشناختمت - ."خانم "واچت -
نميتوني حرف بزني؟ چي سرِت اومد؟
.ولش کن - .اشکال نداره -
.بايد تا يادم نرفته بگم "ديويد - .آروم باش، سعي کن آروم باشي -
.کلي وقت توي دنيا داري
."راست ميگي "ديويد
.اين دقيقا چيزيه که دارم
.همهي زمان توي دنيا
...پنج روز پيش که با هم بوديم
.آخرين روز از سال 1899
.حاصل زحمات دوساله توي اون جعبهست
ميخواستم قبل از .شروع قرن جديد، کار رو تموم کنم
.به سختي ساختمش
.به سلامتي آقايون - !حيرت آوره، مرد بزرگ -
بله، ولي اون چي هست؟
.خب، اون با زمان سروکار داره
...اوه هميشه ميگفتم که اين کشور
.يه ساعت معتبر احتياج داره
.نيروي دريايي يکي لازم داره
.ارتش هم يکي براي توپخانه لازم داره
بهتر ازين نميتونستي انجام بدي "جورج".ولي چرا پوشونديـش؟
.به راستي که خيلي باهوشي
"فکر نميکنم "جورج .از يه ساعت جديد حرف بزنه
."نه "ديويد
وقتي از زمان حرف .ميزنم، منظورم بُعد چهارمه
."ادامه بده "جورج
.بُعد چهارم نميتونه ديده يا حس بشه
اگه اشکالي نداره، ميشه سه بُعد اول رو برام روشن کني؟
."اوه واقعا که "فيلبي .مطمئنا اينا رو توي مدرسه بهت ياد دادن
.شما توضيحش بدين دکتر
.ها؟ اوه، حتما
.هه هه
،براي مثال، وقتي روي يه خط ...،به جلو و عقب حرکت کنم
.اين بُعد اوله
وقتي به چپ و راست .حرکت کنم، اين بُعد دومه
...و وقتي به بالا يا پايين حرکت کنم
.بُعد سوم
.براي مثال، اون جعبه
.اون جعبه سه بُعد داره .طول، عرض و ارتفاع
بُعد چهارم چيه؟
.اوه خب، اون فقط يه نظريهست .هيچکس واقعا نميدونه وجود داره يا نه
!برعکس
بُعد چهارم هم به همون اندازهي .سه تاي ديگه، واقعي و درسته
در واقع، اونا بدون بُعد .چهارم نميتونن وجود داشته باشن
منظورت چيه؟
.بياين اون جعبه رو درنظر بگيريم
.اون سه بُعد اول رو داره
چي توي اون جعبهست؟ - .به اونم ميرسم -
.بذارين اول به اين فکر کنيم
چرا بُعد چهارم رو ناديده ميگيريم؟ .چون نميتونيم داخلش حرکت کنيم
ميتونيم توي 3تاي ديگه حرکت .کنيم.بالا، پايين، به طرفين، عقب .همونطور که دکتر گفت
.ولي وقتي به زمان ميرسه،زنداني ميشيم
فهميدي "برايدي"؟
.نه
.جورج"، تو يه توضيح شفاف دادي" .ولي متاسفم که متوجه نشدم
خيلي چيزا هستن که متوجه نميشي، نـه؟
.درواقع يه تعدادي
با اين حال، باور کردنشون .رو رد نميکني
.نه اگه خودم اثباتش رو ببينم - ."خوبه "والتر -
...آقايون، همه چيزي که ازتون ميخوام
...اينه که شاهد اثبات حرکت
.در بُعد چهارم باشين
دکتر، ميشه بهم کمک کني؟ - .حتما، اوهوم -
!آه، قشنگه
.عاليه - ."خيلي قشنگه "جورج -
.مجذوب کنندهست
اين چيه؟
.فقط يه نمونه آزمايشي کوچيکه
واسه حمل و نقل يه آدم، يکي - .بزرگترش رو لازم دارم بردن يه آدم؟ به کجا؟ -
.به گذشته يا آينده
.اين يه ماشين زمانه
.باشه "جورج" شوخيتو کردي .بهمون بگو اين اختراعت چيکار ميکنه
.بهتون که گفتم
مدل بزرگترش ميتونه .يه مسافر رو تو طول زمان جابجا کنه
.توي مکان نه، توي زمان
،اگه به آينده بري اوضاعمون رو بهم نميريزي؟
.آينده سرجاشه. نميتونه عوض بشه
.متعجبم
اون مهمترين سواليه که .آرزومه جوابش رو پيدا کنم
يه آدم ميتونه سرنوشتش رو کنترل کنه؟ ميتونه اتفاقات پيش روش رو عوض کنه؟
.اگه ديوونه شده باشي، ميبخشمت
...ولي اگه داري وقتمون رو تلف ميکني - .نه! شماها به عنوان شاهد اينجايين -
.که ببينين، نه براي گوش کردن - واسه ديدن؟ چي؟ -
.آزمايشي که نزديک به انجامش هستم
بذارين بهتون بگم چجوري کار ...ميکنه.مسافر زمان روي زين ميشينه
.کنترلها جلوش هستن
بذارين درست انجامش بديم. ميشه !از يه سيگارچشم پوشي كني؟به اعتبار من
...حالا بذارين تصور کنيم که اون سيگار
.مسافر زمانه
،اهرمي که جلوشه .حرکت رو کنترل ميکنه
...فشار به جلو، اون رو به آينده ميفرسته
.و فشار به عقب، به گذشته
،هرچي فشار بيشترباشه .سفر سريعتر ميشه
آزمايش کوچيکمون فقط .يکبار ميتونه انجام بشه
اگه موفقيت آميز باشه، مدلم رو .از دست ميدم.براي همين شاهد ميخواستم
."ادامه بده "جورج
آقايون آمادهاين؟
.دکتر، دستت رو بهم قرض بده
!غافلگير شدم
.کار کرد
کجا رفت؟ - رفت؟ -
توي حالت عاديش .هيچجا، هنوز اينجاست
.ولي ديگه توي زمان حال نيست
.داره توي زمان سفر ميکنه .بخوام دقيق بگم، به سمت آينده ميره
توقع داري باور کنيم؟
!خب تو همين الان...حتما
.گفتي درواقع حرکت نکرده - .درسته -
پس چرا نميتونيم ببينيمش؟
.چون ما 31دسامبر1899 توي اين اتاقيم
ولي اون مدل احتمالا .صدسال بعداز الان همينجاست
شايد اين خونه صدها سال .بعد، اينجا نباشه
ولي ماشين زمان، همون جايي رو ...اشغال ميکنه، که قبل از شروع سفر
.اشغال کرده بود
اگه يه جا رو اشغال ميکنه، پس چرا نميتونم حسش کنم؟
،جايي که داري بهش دست ميزني .جاي امروزشه
.نميتوني دستت رو به جاي فرداش بزني
.مکانش که عوض نميشه
،جايي که الان اينجاست .بايد براي هميشه اينجا باشه
.نه "فيليپ"! زمان، مکان رو عوض ميکنه
ببين، اين جادهي صاف .ميتونه خيلي قبلها، دريا بوده باشه
،ميليونها سال بعد از الان .ميتونه کوههاي بزرگي باشه
اگه اين چيزايي که ميگي درست باشه، با اين اختراع ميخواي چکار کني؟
اختراع؟
.ميخوام يه سفر به آينده داشته باشم
يا شايد دکتر داوطلب رفتن بشه؟
هوم؟
..."ببين "جورج
... فرض ميکنيم بري و توي قرن50 گم بشي
چجوري برميگردي؟ - .اين يه ريسکه که حاضرم قبولش کنم -
."اوه، حالا ، ببين ،"جورج
،نميدونم چي فکر کردي !ولي ما احمق نيستيم
.ما اهل کاريم تاجريم
:چيزي که ميخوام ازت بپرسم اينه
حتي اگه يه ماشين زمان اختراع کردي، که چي؟
کاربردش چيه؟ کي ميخردش؟ قيمتش چقدره؟
،"آره "جورج به احتمالات تجاريش فکر کردي؟
.نه درواقع فکر نکردم
.جورج"، توي آفريقاي جنوبي جنگه"
.بوئر"ها دارن جنگ رو پيروز ميشن" .کشور به مخترعهايي مثل تو احتياج داره
ميتونم تو رو در تماس با اداره جنگ بذارم ،اگر بخواي؟
نظر تو چيه "ديويد"؟
...اوه، من
."دکتر "هيلير" نظر خوبي داد ،"جورج
!اين معقول تره، ها
.اولين چيز تو سال جديد بهش ميرسم
.اوه خدا! وقت رفتنه
آره، مطمئنم همهمون .واسه امشب برنامههايي داريم
حالت خوبه "جورج"؟ - .آره خوبم -
برايدوِل" مياي؟"
.ممنون که اومدين
.شب بخير - .سال نو مبارک -
."قرن جديد مبارک "جورج - .شب بخير -
!سال نو مبارک
"ارتش بوئر پيروزي ديگري بدست آورد"
."جورج"
.فکر کردم بهتره بمونم
.نبايد خودتو زحمت بدي. من حالم خوبه
!نه، خوب نيستي
بيشتر از يه ماهه .که عجيب و غريب رفتار ميکني
.تا وقتي بهم نگي چي تو سرته، نميرم
."از اين کارت ممنونم "ديويد .فقط ميخوام تنهام بذاري
.جورج"، خيلي عوض شدي"
.معذرت ميخوام
يه سوالمو راست جواب ميدي؟
.آره، سعي ميکنم
اين شيفتگيت به زمان براي چيه؟
چرا نه؟
."منو نادون فرض نکن "جورج
باشه اگه ميخواي حقيقت رو بدوني، من به .زماني که توش متولد شدم، اهميت نميدم
.مردم به اندازه کافي سريع نميميرن
...اونا علم رو براي ساختن اسلحههاي
جديدتر و موثرتر براي .کم جمعيت کردن زمين، بکار ميبرن
No comments yet. Be the first to leave one.