Prvních 200 řádků.
تیم ترجمه ساب تقدیم میکند
هماهنگ سازی و ترجمه تیم ساب
ترجمه اختصاصی برای سایت مای موویز
هنوز حتی لباس نپوشیدی
بیا ماریا
نمیخوام دیر بشه
اونو امتحان کن اونو امتحان کن
نمیتونی مدام مدرسه رو بی خیال بشی جدی میگم
امروز نمیخوامب رم
اگه اینکارو ادامه بدی میفرستنت پیش مادرت
به هر حال نصف درس ها قطع میشه
بعدا میبینمت
دوباره نرفتی مدرسه؟
الان که اینجاس میتونه هر کاری میخواد بکنه
برو میز رو بچین
جوجه ها داخلن؟
بعد از شام انجامش میدم
خیلی خوبه الان میتونیم بیشتر بخریم بیشتر هم میاد
هی من هنوز چیزی نخوردم
خب پس یکی میگیری
روتوایلرهای هنرز یک بره دارن که از مهمانخانه داری گیرش اومده
اون حیوونای بیچاره
اون پدربزرگ و مادربزرگ بیچاره
اگه میدونستن اینطوری از مزرعه غافل میشه
اغراق نکن اینقدرا هم بد نیست
مزرعه اش توی حالت خوبیه
باید اعتراف کنی
میدونه چطوری با اسب ها رفتار کنه
و با زنا
چیه؟
هارتموت میاد
بخون بابا
'مادر عزیز
هرگز فکر نمی کردم دوباره به شما سر بزنم
اما الان وقتش رسیده
آلمان دوباره متحد شده
پدر خوشحال میشد
واقعا نمیدونم چی باید بگم
خیلی وقت پیش بود ولی خیلی ننوشتم
ترجیح میدم با شما صحبت کنم
اگه زخمتی نیست هفته ی سوم جولای
با خانواده ام گیزلا و بچه ها، آنا و رابرت میام
باید بدونی چقدر منتظرم
تقریبا جرات نکردم برات بنویسم
چون خیلی وقته خبری ازت ندارم
پسرت، هارتموت
بعد اون کیه؟
عموی ما
الفرد اصلا دوست نداشت
اوه آلفرد
چه مشکلی داره؟ آلفرد احتمالا پدر ولکره
پسر بزرگ فریدا
اما وقتی هارتموت رفت غرب مزرعه شد برای بابام
و الان پسر مورد علاقه برمیگرده
حالا یه چیز دیگه بهم مدیونی فردا میری مدرسه
بله بله
ماریا هنوز با توئه؟
جوجه خوبی آوردی
اون شیرینه ولی توی مزرعه چیزی نیست
نمیتونم تصور کنم نمیمونم
یوهانس دیوانه وار عاشق اونه
تمام روز کتاب میخونه و مدرسه نمیره بفرستش اصطبل
بعدش برای خوندن میره
ببین کی داره میگه
خودت همش کتاب میخونی و مزرعه رو بیخیال میشی
برای همین اون آسون نیست
من همه چیز رو شنیدم خب خب
اون یه گستاخ هم هست
بانو
ترجمه اختصاصی برای سایت مای موویز
تیم ترجمه ساب
چیه؟
خوب
در مورد یه پدر و سه پسر متفاوته
دیمیتری، ایوان و الکسی
پدر به قتل رسیده
و پسرش دیمیتری مظنونه
اما یه داستان عاشقانه هم هست
دیمیتری رابطه پیچیده ای با کاترینا ایوانونا داره
اما بعد عاشق گروشنکا میشه
و اون با کاترینا فرق میکنه
خوبه مشتاقه
و این میان سوال فلسفی پیش میاد
واقعا داری گوش میدی؟ قطعا
پس کتاب در مورد چیه؟
درباره قتل و عشق
اون چیه؟ پول آلمان غربی از فریدا
امروز صبح برای امتحانا گرفتمش
هنوز ردش نکردی
چقدره؟
یواش تر برو
هنوزم باورم نمیشه
اون یکی رو نگاه کن
دیوونه
منم یکی میخوام
همینجا صبر کن الان بر میگردم
کجا میری؟ بعدا بهت میگم
نگران نباش من برمیگردم
بفرمایید اشترودل سیبتون ممنون
الان کجا بودی؟
خیلی وقته منتظرم
ببخشید سریعتر نشد
نگاه کن
دنبال دوربین های خوب بودم
و یک تبلیغ تو یه مجله عکس دیدم
قطعا با این عکس های خوبی میگیرم
برای همین به مونیخ رفتی؟
بله دقیقا
هنر اونا رو نگه دار
آروم
آروم
اشکالی نداره ماریا هیچ کاری نمی کنن
ببخشید
بیا اینجا قهرمان بعد از امتحان نهاییت
من خیلی بهت افتخار می کنم آره منم همینطور
همه ما به سلامتی
ممنون بابت کیک مادربزرگ
همه چیز خوبه ماریا؟
آره
حال مادرت چطوره؟
خوبه
شغلش رو از دست داده
کارخونه بلافاصله بهش پول داده
و مجبور نیست با پدر و مادر شوهرش زندگی کنه
این همه پول میتونست یه ماشین ببخره
اما یک دوربین مامان بزرگ
این یه دوربین نیست
یه دور بین حرفه ایه
آینده ی منه
بیا یه چیزی بهت نشون میدم
الآن برمیگردم
نگاه کن
اینجا میتونم خودم همه چی رو درست کنم
یه دفترچه راهنما خریدم
اون چیزا بو میده
هنوز باید تمرین کنم
روشنایی هنوز کاملا مناسب نیست
اما ماریا
الان میدونم چی میخوام
من میخوام هنر بخونم
داریم از اینجا میریم
ماریا فردا چی میپوشی؟ وقتی غربی ها میان
نمیدونم
دامنم با گل های قرمز پوشیدم
تو هم باید لباس خوب بپوشی که تاثیر خوبی بزاری
دیگه لازم نیست بهش خامه بزنی آماده اس
دست ساز بیشتر دوست دارم
بفرما
دیروز ضبط کردم
ممنون مادربزرگ
چیز زیادی از مادرت نمی گیری
داری میری پیشش؟
باید طبقه ی بالا باشه و در حال خوندن
مامان؟
مامان؟
ماریا
دوباره بهمون سر بزن
خب دختر
اوضاع در برندل چطوره؟
خوبه
اونا منو مثل دختر خودشون قبول کردن
هنوزم مدرسه میری؟
کتاب فیزیک و ریاضیت اینجان زیاد نمیرم مدرسه
اما من تنها نیستم
بعضی از معلم ها هم نمیان
مامان
شاید در امتحانات نهایی شرکت نکنم
من هم نمیدونم چطوری ادامه بدم
پدرت نفقه نمیده شاید بهتر باشه
اگه توی امتحانا شرکت نکنی و تمرین کنی
از بابا شنیدی؟
آره
اون دوباره ازدواج کرده
چی؟
اسمش ناستجیا و از لنگارده
22سالشه
پدر بزرگ و مادر بزرگ عزیزت انگار باهاش مشکلی ندارن
من باید الان چه کار کنم؟
من باید برم مامان
میرم چندتا لباس جمع کنم
صبر کن من میبرمت
رفت و برگشت به برندل آسونه
مراقب باش مامان
وایسا
اروم
اروم
دوباره بیرون آوردمشون
هی بیا
الان تو رو گرفتم
و آوردمت توی سوراخم
برو
برو
یه شب که منتظرش بوده
و اورا گرفته
اونجایی؟
آره
بله مامان
این گیزله، همسر منه
سلام دلپسند
سلام این لوکاسه
No comments yet. Be the first to leave one.