Prvních 160 řádků.
.مختصات انتقال تنظیم شد
.انتقال تا ده ثانیه دیگه
.فرمانده یاماتو برمیگردن
دقیق تر بگیم، شاگر ساحرهست .که تغییر چهره داده
.انتقامت رو میگیرم، یاماتو
. . .اتمام انتقال در سه، دو، یک
.آتش
چی؟
دسـ دستورات اضافی باعث خرابی .سیستم انتقال شده
.موقعیت انتقال تغییر پیدا کرد
.کجاست؟ سریعاً پیداش کنید
.دستگاهش واکنش نمیده
.نمیتونم ردش رو بزنم
.این بار تو بردی، شاگردِ ساحره
.نگاه کن
.اون اصلب سهگانه جنوبیه
.برگشتیم به سطح زمین
. . .زمین
مبارزمون با ریدیا رو هرطوری که بتونیم .شروع میکنیم.با قدمهای آهسته و پیوسته
.وایسا، آدونیس. هنوز زندن
.هنوز چندتا ساحرهها زندن
.گوش کن، سیستم
.موقعیت انتقال رو تغییر بده
.37N - سطح زمین، مختصات 42
صدا تصدیق شد
تغییر دریافت شد، کاربر مجاز .فرمانده یاماتو
توی مسیرمون به بخش شمالی تا رسیدن به ریدیا .به روستاها و شهرها حمله میکنیم
همینطور که خودمون رو آماده میکنیم .اطلاعات و تجهیزات میخریم
.از دارو هم خوشم میاد
.میخوام برگردم پیش بقیه
.خر مغزت رو گاز گرفته
امکان نداره هیچکدوم از ساحرههای .روی سطح ماه زنده مونده باشن
.واقعیت نداره
.من رو برگردون
مگه بچهای؟
منظورت خودتی ؟
.تنها چیزی که برات مهمه انتقام گرفتنه
:جادوی احضار نوشته .خاطرات ماندگار
.قول بده به ما یا آدونیس حمله نکنی
.قول بده، تا جادوم رو باطل کنم
.بیا با دست دادن قول بدیم
.تمومش کن
.الان میدونم چرا با بقیه ساحرهها جور نبود
عقلت رو از دست دادی که میخوای .با انسانها صلح کنی
.همیشه میخواستم ببینمت
میخواستم بدونم چجور آدمی رو .کلویی به شاگردی پذیرفته
برای اینکه بدونم آدونیس .چجورآدمیه مردم
،برخلاف انسان بودنش .اون شاگرد یه ساحره بوده
،بین دو عالم مختلف زندگی میکرده
باور داشتم میتونی .پلی بین انسانها و ساحرهها باشی
.تو امیدم بودی
که اینطور؟
.هیچی ازم نفهمیدی
پس تا کجا میخوای پیش بری؟
.میدونم توی جنگ روی ماه حسش کردی
،همون طور که تو از بشریت متنفری .اونها هم هیچوقت نمی بخشنت
.جنگ هیچوقت تموم نمیشه
،اگه کسی تمومش نکنه . . .لکهی نفرت هیچوقت پاک نمیشه
ذرهای از حرفات رو نمیفهمم
.زندگی کلویی از تمام بشریت باارزش تره
دنیایی که اون رو گرفت .مستحق نابود شدنه
و برای رسیدن بهش میخوای چی فدا کنی؟
چه بلایی سر ساحرهها به خاطر خشم تو اومد؟
. . .چون که انسانها رو اونجا آوردی
به زمین برگشتیم چون .اونجا آوردمشون
.دوستات که تلفات جانبی بودن
چطور میتونی؟
چطور میتونی همچین حرفی بزنی؟
هرکار تونستن کردن تا از !شکارچیها فرار کنن
چطور جرعت میکنی زندگیشون رو !حقیر بشماری. . .تحقیرمون کنی
کی اون یکی رو حقیر کرده؟
،همینطوری نق نق میکنی
مگه شاهد مرگ رفیقات نبودی؟
با اینحال میخوای انسانها رو ببخشی؟
!تویی که بدترین خیانت رو در حق دوستات میکنی
. . .ولی
.انتقام زخمهات رو التیام نمیده
.اهمیتی نداره
.دیگه چیزی برای باختن ندارم
.هنوزم زندگی که کلویی نجات داده رو داری
مهم نیست این دنیا چقدر ،بی رحم، پوچ، یا سرد باشه
.نذار این چیزا عوضت کنه
.نمیگم به خاطر بلایی که سرت آوردن ببخششون
،ولی اگه به انتقام گرفتن ادامه بدی .قلب رو سیاه میکنی
آخرشم میشی مثل آدمایی که .کلویی رو ازت گرفتن
.هنوز کلی چیز برای باختن داری
.واقعاً که متوجه نمیشی
.انتقام اثبات وجودمه
اثباتی غیر قابل جایگزین .از اینکه کلویی تو زندگیم بوده
حس میکنم رد وجود کلویی توی زندگیم از بین میره .اگه دنبال انتقام نباشم
.میترسم
متوجه شدی؟
.همشم که گریه میکنی
.عذر میخوام. میدونم
. . .من
آدونیس؟
.چه زوج جذابی
.بذار ببینم. . .آخرین گزارش رو بدم
یه زوج رو میبینم که زیر نور ماه ساعت دوازده شب .تو بغل هم عشق بازی میکنن
.شگفت زده شدم وسط صحرا از اینکارا میکنن
شاید بردههایی هستن که از شهر فرار کردن؟
.اشرافیتر از این حرفان
احتمالاً دوتا بچهان که .دست هم رو گرفتن فرار کردن
.چه کصشر
.دیگه هیچ درجهای از خریت شگفت زدهام نمیکنه
.دیگه توی اون دنیای سابق زندگی نمیکنیم
خب، چیکار باید بکنیم، پانچ - سان؟
ساکن زمینهای بایر سردسته پانچ
به اندازه کاف تو جاهای که نمیشناسم .از خواب بیدار شدم
. . .هوشیاریم رو از دست دادم
.عذر میخوام. میشه کمکمون کنید
.دوستم آسیب دیده
.گم شدیم
.که یعنی الان تو مقر موتورسواراییم
بیدار شدی، بچه؟
اون چشما رو نگاه کن. کسی رو کشتی؟
.بزن به بدن
.هیجی بهتر از این کمکت نمیکنه
.پس یه دوره گرده
.اهل خوردن آب فاضلاب نیستم
.بامزه بود
به بزرگترین اختراع بشر گفتی آب فاضلاب؟
.من پانچیم. اینجا رو کنترل میکنم
اینجا" یه پایگاهه؟"
.انگار تحت کنترل ریدیا نیست
.با یه دختر جوون بودم
کجاست؟
.دختر مو صورتی؟ خیلی بامزست
دوست دخترته؟
تا همین چند دقیقه پیش .حسابی ازت مراقبت کرد
.یکی از نیرهامون بردش بیرون
.جواب سوالم رو بده
باهاش چیکار کردید؟
.خیلی عصبانی نباش
.دنبالم بیا، بچه جون
.زمینهای بایر
.جنبهی دیگهای از انقلاب صنعتی
،مردمی از کشورهای در حال توسعه .پناهندههای سیاسی و بردههایی که از ریدیا فرار کردن
هرکی که علم پسش زده کارش رسیده .به این که اینجا دوره گرد بشه
.چه فلاکتی
درسته؟
!نه! بسه
!لطفاً تمومش کنید
!دیگه نمیتونم
!لطفاً! بسه
چیکار دارن میکنن؟
،ما این اطراف زنهای زیادی نداریم .به خصوص که جوون باشه
.دوست دخترت توی جیغ زدن حرف نداره
.لعنتیا
!نمیتونم! الان میوفتما
قااااام
چطوری این رو کنترل میکنید؟
!یکی جلوش رو بگیره
!همینه، دختر جون
پات رو بیار بالا و از زانوت !برای تکیه گاه استفاده کن
!چه نمایش باحالی
چرخیدن
چرخیدن
چرخیدن
داری چیکار میکنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.