Prvních 200 řádků.
!جین وو ... جین وو ، جین وو
چی شده؟
! سو آه! سو آه
سوآه چی شده؟
چرا نمیتونم صحبت کنم؟ ... کیف سوآه
چرا انقد طولش میدی؟
! چند تا بچه کیف سوآه رو زدن
... خدایا
- کجا؟ - . اونجا
باشه
پس فقط باهام بیا بیرون
بعدش کیفتو بهت پس میدیم
نه
چرا انقد تلاش میکنی که بگیریش؟
چه خسته کننده
تو نمیدونی قرار گذاشتن چیه؟
چی در مورد قرار گذاشتن انقد سخته؟
منم خیلی خسته کنندم
جین وو
تو فک کردی کی هستی؟
ما برای تحویل زنگ نزدیم
امروز امتحان داریم
تو نباید کیفشو تو روز امتحان بدزدی نه؟
مثل اینه که تفنگ سربازیو که داره میره بجنگه ازش بدزدی
اره
فک کنم درست میگی
تو میتونی کیفشو بگیری
هی
... هی
مگه کیفش چه خوبی ای داره؟
کیفش میخواد بره ازمون بده؟
صاحبش باید بره
بچه ی لعنتی، من زنگ و همه چیمو تنظیم کرده بودم که امروز برم بیرون
چجوری میتونی برنامه هامو خراب کنی
سوآه، سوار شو
هی، وایسا!
همونجا وایسا
من بعد از امتحان بر میگردم
حتما همینجا منتظرم بمون
کیفت گرونه؟
.نه
پس چرا اونا دنبالش بودن؟
نمیدونم. میشه تند تر بری؟ به امتحان نمیرسیما
تو تنهای کسی هستی که تو این سن این شکلی میخندی
ببخشید؟
معلومه
منم دوستت دارم
مجبور نیستی دوباره بگیش
حالا برو کلاس امتحان الان شروع میشه
الان میرم
امروز هیچ خطیو نمیبینم
یادت رفته؟
باید پیر شده باشی چطوری یادت رفته؟
!هی؛ هی
محکم بگیر
میخوام ترمز کنم
هی! من که بهت نگفتم کمرمو بگیری
کی بهت گفت نگیریش؟ دوباره بگیرش
تو هیچ ترسی نداری؟
چرا نمیری تو؟
نمیتونم بهت خیانت کنم و اول برم تو بیا با هم بریم تو
چهل ثانیه مونده
هی، نمیتونی یکم بیشتر صبر کنی؟
قانون قانونه
سی ثانیه
یک دیقه بیا یه دیقه بهشون بدیم
یعنی میخوای بهمون وقت بیشتر از وقت امتحان بدی؟
یه دقیقه برای حل کردن یه مشکل کافیه
معلم، من نمیتونم دو دیقه صبر کنم
... جدا که
همه ی چیزایی که دیروز حفظ کردم انگار دود شدن رفتن هوا
دور شده
بگیرش
چقد مسخره
اونا دارن میان
! سوآه، زود باش
این مثل هونگ کنگ هیجان انگیزه
چقد بد، تو میتونستی . بالا ترین نمره رو بگیری
خفه شو
چجوری میتونی بعده اینکه تو روزه امتحان دیر کردی اینجوری بخندی؟
تو بر خلاف قوانین مدرسه با اسکوتر اومدی پس چرا دیر کردی؟
ببخشید
. من تازه کارم، برا همین نمیتونستم سرعتمو زیاد کنم
من منتظرتون مونده بودم
وقتی برامون نمونده، معلم
شما دو تا بهتره امتحانتونو بهتر بدین
برین بشینین
بیاین، برگه رو پخش کنین
- بیاین شرط ببندیم - در مورد چی؟
سوآه و جین وو یه ماه دیگه همو میبوسن
نه اونا از نوادرن بابا
دو ماه
- چی فک میکنی؟ - تو خیلی احساساتی شدی
این نتیجه ایه که بهش رسیدی؟
هی، از وقتی که سونگجه مرده تقریبا یه سال گذشته
خیلی بیشتر از زمانیه که اون نیاز داشته تا بکشه بیرون
سونگجه فرق داشت . بنظرت سوآه میتونه با کسی جز اون قرار بزاره؟
جین وو هر کسی نیست
اون بهترین دانش اموز بعد از سونگجه ست
قیافشم بعد از من از همه بهتره
اره، ولی خانوادش یکم فقیرن اما این زیاد مهم نیست
باسنت داره کتابمو پاره میکنه، پاشو
باسنم عاشقه کتاب خوردنه
یه کار مهمی دارم
برات یدونه جدیدشو میگیرم
چی میخوای؟
چطوره برای کاری که جین وو کرد برامون پیتزا بخری؟
اگه اون اونجا نبود تو نمیتونستی به امتحان برسی
چته بابا؟
منم اونجا بودم، پیتزا بهترین چیزی که دوستا میتونن برا هم بخرن
باشه؟
چرا باز ساکت شدی؟
اینکارو نکن
یادم رفت که ازت تشکر کنم
چقد زود گفتی:))
- خیلی ازت ممنونم - باشه، باشه
یه بار بسه نمیخواد دوباره ازم تشکر کنی
باشه، دیگه نمیگمش
... ایون هو، ایون هو ! بدو
بدو، زودباش
منو شریک جرم خودت نکن
ایون هو، چرا حس میکنم سرم داره گیج میره؟
... دیشب فقط یه ساعت خوابیدم
- . من باید سخت کار میکردم - مشکلت چیه؟
- ... معلم - اون سرش گیج میره
- همه ی دیشبو بیدار موندی؟ - ... بله
- حالت تهوع بهم دست داده - چرا اون این شکلیه؟
... هی ! مبصر کلاس
- ... معلم - کمکم کن بلندش کنم
چرا اون انقد ضعیفه؟
تو چرا انقد ضعیفی؟
باید بری دارو ضد انگل بگیری
انگل رودت باعث شده که حالت تهوع بگیری
مطمئن شو که حتما مامانت برات میگیره
نمیتونم باور کنم که یه سال گذشته
برا من، سال قبل کوتاه نبود
پارسال خیلی اروم گذشت
حتما همینطور بوده
من مطمئنم
میشه در مورد سالگردش به بچه ها بگی؟
اره، ولی اونا درگیر امتحانات هفتگین
توهم سونگجه رو فراموش کردی؟
نه، چطوری میتونم فراموشش کنم؟
هیچ کدوم از بچه ها یا معلما نمیتونن سونگجه رو فراموش کنن
اره، امیدوارم اینطوری باشه
شاید خودخواه بودم، ولی فک کنم سونگجه هم دلش برا رفقاش تنگ شده
امیدوارم فردا بچه ها بتونن بعد امتحان بیان
بله
تو باید بری
باشه
کی فردا؟
معلومه
من یه فیلم از سونگجه دارم باید اونجا بزارمش
بله
داری گوش میدی؟
بله
میشنوم
پس چرا چیزی نمیگی؟
سوآه هم گفتش که میاد اونجا؟
چه ساعتی؟
چی؟
یعنی یه سال شد؟
... فک نمیکردم که انقد گذشته باشه
باشه
زمان زود میگذره
. هی
اینجا چیکار میکنی؟
اومدم برا فروشگاهمون خرید کنم
- تو چی؟ - من؟
... من
فردا امتحان داریم، گردش علمی که نیس
هی، من موقع امتحانا هم میرم جای لوکس و چیزای خوشمزه میخورم
من اینطوریم
فردا میبینمت
... هی
اگه جای من بودی، پنج تا پکیج رامن میگرفتی؟
چی؟
اگه گشنه ای غذای چینی بگیر
پول نداری؟
پس بیا اینجا تا بخریش
چی؟
چرا انقد حرف میزنی؟
ولش کن جواب تلفنو بده
من برات میارمشون
دوباره اون بود؟
بچه ش گریه رو ول نمیکنه
حس بدی دارم فقط باید میگفتم بیاد بگیرتش
- من میرم - نه ، نرو
خودم میرم
من میخواستم اون بچه رو ببینم تو مجبور نیستی بری
مامان، مثل اخرین بار سه ساعت وقتتو سرش تلف نکن
باشه
امروز دیر نکردی که، کردی؟
ببخشید که دیر بلندت کردم بر میگردم
- بعدا میبینمت مامان - باشه
کجا بودی؟
دقیقا جلوت بودم ندیدی؟
- اگه مخفی شی چجوری ببینمت؟ - مخفی؟
دنبال اینا بودم
قشنگه نه ؟
No comments yet. Be the first to leave one.