Prvních 200 řádků.
مطمئني اينطوري فايده داره؟ بايد داشته باشه
وگرنه تو تست پرواز شکست ميخورم
مواظب باش
داره کار ميکنه
کي نياز به بال داره وقتي ميشه اين کارو کرد؟
ببين اوسکار بابابزرگ جورجي
سلام داره چيکار ميکنه؟
داره يه منقل درست ميکنه
اين آخريشه
اگه بتونيم يک دسته ديگه جمع کنيد
براي کل سال آتيش داريم
همين بايد کافي باشه
بابا؟ داري چيکار ميکني؟
دارم براي يکسال هيزم حمع ميکنم
نميشه بذاريش براي بعد تا چند دقيقه ديگه تست پروازه کوکانته
بما ملحق ميشي؟
فکر کردي چرا ما اژدهاهاي آتيشن
در بهترين و زيباترين و گرمترين جاي جزيره زندگي ميکنيم؟
اگه بخاطر قدرت چمنهاي اتش زا نبود
هرگز نميتونستيم اين جزيزه رو نگهداريم
در اون قديمها
يادم مياد
تا حالا بهت گفته بودم
شايد بعدا
الان کوکونات به حمايتمون نياز داره
جوانها هيچي از سنت نميفهمن
داريم راه رو اشتباهي ميريم نه
مراقب باش
دور بزن
دارم سعي ميکنم
به خونه جديدمون خوش اومدي عزيزم
اميدورم اينجا امنيت داشته باشه
اينجا امن ترين جاي جزيرست
مطمئني؟ خيلي بوي بدي ميده
با دقت گوش بديد
سه تا قانون مهم
در هنر پرواز چيه؟
مته، مگنس چي شده که من نفهميدم؟
کاش منم نديده بودم
کوکونات بله خانم پروزليندر
سه قانون مهم هنر پرواز چي هستن؟
ميدونما
در مسير افق حرکت کن
و بايد بالها
بصورت ...چيز باشه
و سوميش؟ سوميش
اون يکيه
آنانس احتمالا تو ميتوني
قسمت آيروديناميک رو توضيح بدي
بله خانم پروزليمدر
استفاده درست از هواي گرم
دقيقا و چرا اين کارو ميکنيم؟
براي...
که زمستونها گرم باشيم
هرگز موفق نميشه
تا بتونيم پرواز کنيم
پرواز
فهميدم
نميفهمم هواي گرم بالا ميره
الان وقت تست عمليه
آناناس
تو نفر اولي
عاليه
بعدي
من من
کوکونات
نه نه
نميدونم چرا امسال ازش تست ميگيرن
بالهاش هنوز کامل در نيومدن
يکم دير رشد ميکنه
دست خودش که نيست
از پسش برميام
از پسش برميام
واقعا داره پرواز ميکنه
نه واقعا داره ميفته
رد شد
اينجايي عزيزم
ديگه توي خونه جات امنه کوچولوي من
مامان من بچه نيستم
بابا من نميخوام تو خونه در امنيت باشم
متاسفم پسرم
قبلا هم بهت گفتم هنوز آمادگيش رو نداري
تنهايي از جزيره بيرون بري
اگه ميتونستي پرواز کني اينقدر نگهرانت نميشديم
اما موضوع سلامتي و امنيته
اين اصلا عادلانه نيست
گاهي منو ياد خودم ميندازه وقتي همسنش بودم
نميتونيد تا ابد لاي پر قو نگهش داريد
اما اون هنوز بچست
اگه تا ابد اينطوري باهاش رفتار کنيد هرگز بزرگ نميشه
بابا ميرم باهاش حرف بزنم
کوکونات
ناراحت نباش
زندگي که همش پرواز کردن نيست
منم وقتي همسن تو بودم
از اين مشکلات داشتم
واقعا؟
بيا ميخوام يه چيزي نشونت بدم
فکر کنم بدونم چطوري
ميشه کاري کرد که بابا و مامانت
مثل بچه ها باهات رفتار نکنند
هنوزم نميفهمم چطوري
يخ زدن اينجا باعث ميشه بابا مامان عوض بشن
مثل بچه ها باهام رفتار نکنن
عزيزم
اي ول
اژدهاي آتش زا هرگز از سرما اذيت نميشه
بابا از اين کارت خوشش نمياد مسئله امنيته
مادر و پدرت فکر نميکنن اونقدر بزرگ شدي که
که از جزيره بري درسته
بايد نشونشون بدي ميتوني مثل بزرگترها رفتار کني
يکم مسئوليت پذير باش
باشه
براي همين کارم رو بهت دادم
امشب ميتوني از چمنهاي آتش زا مراقبت کني
صبر کن داري تنهام ميذاري؟
تنها؟
نميخواي ثابت کني که بزرگ شدي؟
يا ميخواي بابابزرگ دستت رو بگيره؟
نه مشکلي نيست
ميتونم از چمن هاي آتش زا مراقبت کنم
هيچ کسي بهشون نزديک نميشه
نه وقتي من هستم توي انبار يکم شام هست
فردا ميبينمت
کي اونجاست؟
من مسلحم
تيستي تو اينجا چيکار ميکني؟
اون مال من بود
نه
تيستي
کوکونات
بايد کمکم کني
الان يکم کار دارم
تيستي
چيزي نيست پسر الان جات امنه
امنه؟ اون يچ جونوره
ببرش خونه همين حالا
نميتونم برم خونه از اون طرفه
نخيرم نميري
کوکونات
نگران نباش کوجولو
نميذارم اژدهاي آتش زا بهت صدمه بزنه
فقط وظيفم رو انجام ميدم
فکر ميکردم اينجا در امانيم
فکر ميکردم دوست صميميم درک ميکنه
اوسکار من درک ميکنم
اگه توضيح ميدادي چرا وسط شب با گاوت بيروني
باز چي شده؟
پسرمون کجاست؟
اون اينجا نيست ما هرکسي رو خونمون راه نميديم
ما راه زيادي رو اومديم مامان
نميدونم درباره چي حرف ميزني
نميذاريم پاشو تو اين دهکده بذاره
بهش گفته بودم به اون پسرت نزديک نشه. فندق
کوکونات
مهم نيست که اسم مسخرش چيه
فکرهاي احمقانه انداخته تو سر بچه من
چه فکرهاي مسخره اي بهشون گفتم
من گياه خوارم
من اينو بهت ياد ندادم ميدونم
اما باورشون نميشه خودم به اين نتيجه رسيدم
درک ميکنم اما چيز مهمي که نيست
آخه بدتر هم ميشه
هفه آينده شام سن بلوغمه
خوبه که خوب من بايد
بکشمش و واسه شام
کبابش کنم
ازت ميخوان حيوونت رو بخوري؟
اين خيلي چندشه
بايد فرار کنيم
شايد بتونم بيام پيش تو بمونم
اين نقشه که شدني نيست
ميتونيم اونجا زندگي کنيم
عمرا نميشه
نه با اون گاو چمن خوارت
اوسکار
تکون نخور من بابا مامانت رو ميپيچونم
هر اتفاقي افتاد
وارد اصطبل نشو
اوسکار
بالاخره پيداش ميشه ما پسرمون رو ميشناسيم
پسرتون کجاست؟
کوکونات رفته به...
خوابونديمش توي رختخواب
همه مون بايد بريم بخوابيم
بهت گفته بودم به اژدهاي آتش زا اعتماد نکن
شما بابا مامان اوسکار هستيد؟
اوسکار چطوره؟
چند روزي هست نديدمش
تو اينجا چيکار ميکني؟ پستت رو ترک کردي
از کجا اومدي؟
از تخم مرغ
اوسکار
بيا پايين
کوکونات جلوشون رو بگير
اوسکار
اوسکار
اوسکار
اوسکار
گاو شيطون
No comments yet. Be the first to leave one.