Prvních 200 řádků.
...آنچه گذشت
شدو، ما امروز بعد از ظهر آزادت میکنیم
...زنت
در ساعات اولیهی امروز صبح فوت کرد
سکهی شانسم
سکهی شانسم رو بده، زنیکهی مُرده
.تو زندگیتو پس میگیری؛ من سکهام رو
قرارمون کنسله سکهات رو نگه میدارم
معمولاً به چیزی که میخوام، میرسم
میتونم "مستر ونزدی" باشم و باهات دست بدم
میتونم از کمک یکی مثل تو استفاده کنم
تو دیگه الان آدم منی
اگه به اعصابم برینی، میرم
ما با هم یک قرارداد داریم
سلام، شدو
برای "ونزدی" کار میکنی - آره -
ونزدی" میخواد چیکار کنه؟"
میخوای وارد جنگ بشیم
باور کنین، این خدایان جدید به این زودیا جایی نمیرن
همین الانش هم جای ما رو گرفتن حالا میخوان نابودمون کنن
حملهی شما به ضررتون جواب میده
باعث میشه "اودین" بتونه
کسایی که بیطرف بودن رو راحتتر برای مبارزه و آرمانش جذب کنه
جوری از نیزهام محافظت کن که انگار از جونم محاظت میکنی
جنگها در راهن، شدو من نقش مهمی برات در نظر گرفتم
من توسط یک خدا کُشته شدم کدوم خدا، لامصب؟
"ونزدی"
!ریدم دهن اون مرتیکه
گمونم بهش باور دارم
میخوام به تو هم باور داشته باشم
الان دیگه آدم "ونزدی"ـه
وقتی یکی چیزی رو میگیره که مال تو هست، دردناکه
...عشق
قدرتمندترین سلاح جنگیه
ممکنه عشق و جنگ دو روی یک سکه باشن
اما فقط به این خاطر که با هم روبرو نشن
،فکر میکنی وقتی یک خدا رو لمس کنی
چه اتفاقی میفته؟
پس توافقمون چی شد؟
برو در نجات "شدو" کمک بده
تو یه نبرد بهم بدهکاری، گریمنیر
واقعاً میخوای بدونی چرا انتخابت کردم؟
فقط بهم بگو
ما مثل همیم
!پسر کو ندارد نشان از پدر
بعضی وقتا تو منو یاد پسرم میندازی
پسرت؟
میخوام بهت باور و ایمان داشته باشم
خدایان واقعین اگه بهشون ایمان داشته باشی
طوفانی در راهه
هر کسی که اینکارو کرده باشه، نفرین میکنم
!لامصب
یکی از آدمای اینجا بزودی میمیره
مانع مسیرم نشو
دیشب "سوینی" مُرد
من "ونزدی" رو میکُشم
میخوای جلوم رو بگیری؟
راه باز، جاده دراز
...ادارات پلیس ایالتی
...این مظنونین را
!لامصب
مشکلی واسه پسرم بوجود نمیاد
کارت شناسایی؟
...ما بند "بلاد دث" هستیم
"و این آهنگ تقدیم میشه به "پدر همگـان
!آمادهی جنگ بشید، حرومیا
به پاس احترام هر استخونی رو بشکونید
!پدر همگان" را به خاطر برکت مرگ سپاس گویید"
!بذارید خون به پا بشه
!اودین! اودین! اودین
!اودین! اودین! اودین
درود بر پدر همگان
!اودین! اودین! اودین
!اودین! اودین! اودین
!اودین! اودین! اودین
« خــدایـان آمـــریــکایی »
: مترجم « Ali EmJay »
@Ali_EmJay
هی مایک
اون همه بار رو قبل ناهار تموم کردی؟
آره.آره. چیزی نبود
آره، اما تازه به جمعمون اضافه شدی بعد اینجوری کار میکنی؟
پشمام! چقدر زود یاد میگیری
خب، معلم خوبی داشتم
باشه.باشه. قبوله
هی، مایک
یک دقیقه وقت داری؟
آره، حتماً
توی اتاق استراحت ببینمت؟
آره، میبینی
کلی کار داریم که باید انجام بدیم پس به فکرتم نزنه که بخوای در بری
و گرنه دهنتو سرویس میکنم
ببخشید. ببخشید، رییس
مایک، میدونی که در زمینهی استخدام کارگر مشکل داشتیم
تازه یک قرارداد نظامی امضا کردیم
خیلی جای زیادی برای همه نیست
...میخوایم بهترین افرادمون رو بیاریم
...و از اونجا که من تازهواردم
میخوام توی پروژه باشی
با این سِمَت جدید هم افزایش حقوق پیدا میکنی و هر چقدرم میخوای اضافهکاری هست
علاقهمندی؟
آره، البته
نمیخوام تیمم رو به اَمون خدا ول کنم
خب، "سیدی" بود که تو رو برای این کار پیشنهاد داد
قوهی تشخیص خوبی برای آدمهای با استعداد داره
به نظرش فرصت خوبی برای تو هست و منم موافقم
نمیدونم چی بگم ممنونم
خیلی خب
،و از اونجایی که این یک کار دولتیه
مامورهای فدرال سوابقت رو چک میکنن
تا مطمئن بشن جاسوسی چیزی نیستی
روال کارشون همینه
وقتی اومدن سر بزنن، اگه پورنی داری قایم کن
باشه حتماً اینکارو میکنم
ببین، بریجت
این دوستپسرت داشت کیر جادوییش رو اینور اونور تاب میداد
و به من میگفت که میتونه لپرکان (سوینی) رو برگردونه
سلام بریجت - سلام جورج -
سه ماه پیش بود لامصب چی شده؟
بهت رک و پوستکنده بگم، عزیزم
اون کیر کلفتش واقعاً هم جادوییه
اما برای لپرکانی اینور اونور تابش نمیده
بذار با "سمِدی" صحبت کنم
همونجور که بار آخر بهت گفتم
برای گردهمایی خانوادگی "لوا" به هیالیا رفته
کی برمیگرده لامصب؟
من زید "ارباب مُردگان" هستم
نه منشیش
ببین، من میدونم که "سمدی" تلاشش رو کرد
معجون، طلسم و هر کاری
اما احیای یک خدا به این آسونی که فکر میکنی، نیست
به خصوص وقتی دیگه کسی بهش باور نداشته باشه
اگه مجبور نباشی کاملاً زنده اش کنی چی؟
یعنی فقط یکم زنده بشه تا
یک کار نسبتاً آسون رو انجام بده؟
مثل چی؟
یک چیزی از گنجینهش میخوام ...چیزه
مخصوص انتقامه
باید به حساب یک حرومزادهای برسم
مطمئنی که این لپرکان رو فقط برای "انتقام" میخوای؟
نه که به من ربطی داشته باشه
نه، اصلاً هم به تو ربطی نداره
اما، آره
انتقام تنها چیزیه که ازش میخوام
متاسفانه شانس باهات یار نیست، عزیزم
کار بیشتری از دست "بارون" بر نمیاد
خبر خوب اینه که
جسد سوینی خوب نگهداری شده
،اگه انرژی خدایی نداشت
تا الان جسدش آبگوشت ایرلندی شده بود
!اوه این عالیه
یک جسد خوشتیپ به کارم نمیاد
این چطور؟
طلسمی که "سمدی" بهم داد
روش جواب میده؟
جادوی اون چاشنی سیکرت فقط مخصوص خودته
!شانس تخمی منه
! بفرمـا
خودشه
جدی؟
نیزه رو گیر بیار" "اودین رو بکُش
سلام، سیدی
...داشتم به این فکر میکردم که
شاید بهتر باشه یک سرگرمی جدید پیدا کنی
این بازی دومینو؟
از اینکه همش ببرم و پولتو بگیرم، خسته شدم
پس الان دومینو شناس شدی؟
خیلی خب، ببینیم فردا چند مرده حلاجی، برادر
آره؟ - آره -
بیصبرانه منتظرم - حله -
!اوه
خوبین؟
!فرشته ای
قوی هم هستی
کمک لازم دارین؟ یکم لیزه
اوه
اسم من "هلن"ـه اسم شما چیه؟
مایک
اسم شوهرم هم همینه
خدا بیامرزش امروز خاکش کردم
اوه نه بهتون تسلیت میگم
منو یاد اون میندازی: نجیب، مهربون، خوشقلب
و خوشهیکل
از دستات معلومه
البته هم دروغگو بود و هم خیانتکار و دغلکار
هر دوز و کلک و بدجنسی ای ازش بر میومد
به لطف و مرحمت خانوادش دگرگون شد
مرحمت و بخشش بود که باعث شد تا به ضعفهاش نگاه نکنیم
اما گناهان یک مرد هرگز پاک نمیشن
،اگه شوهرم الان زنده میبود
برای همه مصیبتهایی که ،بوجود آورده
از صمیم قلب عذرخواهی میکرد
حتی با اینکه الان نزد فرشتگان هست میتونم صداش رو بشنوم
حقه خوبی زدی، لاشی
!برو گهت رو بخور
...حرومزاده
هر چی شما بگی
از ظاهر جدیدت خوشم میاد زیاد خشن نیست
اینجا چیکار میکنی؟
اومدم تا نجاتت بدم
No comments yet. Be the first to leave one.