Prvních 200 řádků.
.::ارائهای اختصاصی از وبسایتِ::. |-| Film2Movie.US |-|
نمیر
زودباش، فتوسنتز کن
- چه لباس خوشگلی - اوه ممنون
- از ژاکتتون خوشم میاد - ممنون
- امیدوارم که پرواز سر وقت باشه - هست، میبینی؟
این ایرلاین سابقه خیلی خوبی داره
تو گوگل سرچش کردم
و 98درصد ...
نه 96، نه همون 98 98 درصد رضایت ...
98 درصد کاربرای مجازی رضایت داشتن
که مشخصا خیلی درصد بالاییه
و "رانکو کوکومانگا مری" سه تا برام فرستاد
که ندیدمش ولی بهش اعتماد دارم، خیلی هیجان زده بود
- صحیح - و یه اسنک هم بهت میدن
عالیه
- ببخشید، اون چی بود؟ - کدوم؟
یه قدم رفتین جلو
- نه نرفتم - نه نه رفتی خودتم میدونی رفتی
- متوجه نشدم - اها فهمیدم
جانم؟؟
- فهمیدم که چیکار کردین ... - چیکار کردم؟
اومدی کنارم با اون ژاکت و اون صورت خوشگل و دلربا و ...
و واسه یه مدت راهبردی باهام حرف زدی ...
جاتو تثبیت کردی ...
و خیلی عادی یه قدم رفتی جلو
انگار که من آلزایمر گرفتم و ...
نمیدونم که 15ثانیه قبل پشت سر من بودی
صحیح نیست
خدای من دوباره رفتی
مثل این میمونه بری تو باشگاه استادو نگاه کنی
- منظورم اینه ... - اتفاقی که افتاد این بود ...
اومدم دم گیت و خدا خدام بود پرواز سر وقت باشه
و بعدش سعی کردم یه مکالمه خوشایند داشته باشم
که شما شروع کردین به گفتن تمایلاتتون به من
و منم مجبور شدم که یه قدم بیام جلو تا از این گرداب فرار کنم
اوه خدای من! دوباره رفتی جلو!
و حالا داری جوری رفتار میکنی که انگار نویسنده کتاب "نظریه توطئه در روم شرقی" هستم و ...
و دارم به شیوه " مصادره زمین ماکیاولی" ...
سعی میکنم که صندلی شما رو توی یه هواپیمای هشت صندلی غضب کنم
میدونی چیه؟ باشه
خیلی تخـ ... پس چرا نرفتی عقب؟
نمیتونم چون باید دوباره از شما عبور کنم
اهاااا، میدونی چیه؟
اگه پنج سال قبل بود احتمالا یه چیز زایه مثل " جوانمردی مرده" میگفتم
ولی این از ناجوانمردی هم بدتره
این ... تو بخشی از یه دنیایی که ...
دیگه نمیدونه چطوری با خودش رفتار کنه
راستش من آدمایی مثل تو سیاسیون و ...
و بانکدارهای سرمایهگذار و تروریستها رو تو یه گروه قرار میدم
چون شما همتون به یک اندازه به اخلاق و نجابت توهین میکنین
و میدونی چی جالبه؟ امکان نداره بتونی زودتر سوار بشی
چون تنها راهش اینه که یه نیاز ویژه داشته باشی
نیاز ویژه داری؟
بله باید برسم اونجا
جنده
"عروسی راه دور"
یا
" اگه نارسیستها بمیرن نسل انسان منقرض میشه" (نارسیست: انسان خودشیفته)
- عالیه - شگفت انگیزه
- کسی جاشو عوض نمیکنه؟ - خیلی مسخرهای
کسی نیست؟ این پشت عالیه
باید شوخیت گرفته باشه
خدای من
واسه چی میرین سنت لوئیس اوبیسپو؟
- مجبور نیستی - چی؟
حرف بزنی، راستش اگه حرف نزنی راحتترم
باشه
یا ابلفضل، از خط چین بازش کن
خط چین نداره
- بدش به من - من اسنک خودمو ...
بدش به من
به نظرنمیاد خط چینش کار کنه
آره
آره
همش تفی شد ...
ممنون
راستش دارم میرم پابول "روبلِس"
بهش میگن "پاسلو روبلز"
آره ولی تلفظ درستش "روبلِس"ـه
ولی بهش میگن "روبلز"
- حالا هرچی - امیدوارم شهر بزرگی باشه
نیست
اگه تو رو تو یه رستوران ببینم، میرم یکی دیگه
مطمئن باش منو تو رستوران نمیبینی
چرا؟ میری خودتو به تیمارستان معرفی میکنی؟
دارم میرم به یه چیز خیلی مسخره به اسم "عروس راه دور"
لطفا نگو که عروس "کیث و انی"ـه
مگه چندتا عروسی توی پاسلو روبلس احتمال داره ...
توی یه روز مشخص وجود داشته باشه؟
دعا میکردم دوتا
و منم شیطان رو مقصر میدونستم بخاطر اینکه ...
صندلیم افتاده کنار دستیار کیث
و تو چجوری کیث محترم رو میشناسی؟
من شش سال پیش نامزدش بودم
- خدای من تو لیندزی هستی؟ - چرا؟ چطور میشناسیش؟
من و اون مادرمون یکیه
یا حضرت عباس، تو فرانکی؟
اوه از چیزی که گفته بود خیلی بدتری
تو هم همینطور
اوه خدای من
جدی ...
- قرار بود یه ماشین بیاد دنبالمون - پروازمون زود نشست
جدا؟ واسه من خیلی طولانی بود
توجه تمام مسافران، اقدامات امنیتی جدید ایجاب میکند ...
که مسافران تمام مدت ...
در کنار چمدانهای خود بمانند
خب چقدر در مورد اتفاقاتی که بین منو کیث افتاد میدونی؟
میدونم که پنج هفته قبل از عروسی نامزدیشو باهات بهم زد
و حالا میدونم چرا
در مورد تو هم یسری مزخرفات گفته پسر
- مثل چی؟ - اهمیت نداره
اینجوری نکن، اول یه چیز بگی بعد بگی اهمیت نداره
وگرنه چی؟ تو تنهایی میمیرم؟
کیث یه تیکه گه به تمام معناست
و بدون اون خیلی بهتری
که مشخص میکنه واقعا چقدر افتضاحی
دلم واسه عروس میسوزه هرکی که هست
- تا حالا ندیدیش؟ - درست مثل تو
تا جایی که میتونم خودمو از کیث دور نگه میدارم
بخاطر اصرار مادرم بود که اومدم این مسخرهبازی وگرنه الان تو رو هم نمیدیدم
واقعا خوبه بهش فکر کنی
گفت مهمه که بری چون اگه بری ...
بدترین چیزی که ممکنه بگن اینه که تو خیلی زشتی، که اشکال نداره
ولی اگه نری پشت سرت حرف در میارن
خب، اومدی
تو چرا اومدی؟
تا جایی که یادمه قلبتو شکست
داغون کرد، آره
ازش شکایت نکردی؟
خب، لازم بود که انتقام بگیرم
در ضمن، 32هزار دلار این وسط نصیبم شد
- برنده شدی؟ - خب یه توافق نامهای بود
بهتر شدی؟
ببین، اومدم چون دعوتم کرده
دعوتت کرده چون فقط میخواد خودشو بزرگ کنه
نه اینکه واقعا بخواد تو بیای
واقعا فکر میکنی میخواستم بیام؟ منم فقط میخوام خودمو بزرگ کنم
ببین، این فقط وقتی جواب میده که یکی از شما آدم بزرگه باشه
خب همچنین باید خاتمهش بدم
خاتمهش ندادی هنوز؟ شیش سال قبل بود
به نظرت مثل کسایی هستم که خاتمه دادن؟
داره با یکی دیگه ازدواج میکنه این خودش مادر همه خاتمههاست!
دیگه بسته شد
بسته شدن و خاتمه دادن یکی نیستن
امکان داره دو ماشین بفرستن؟
خب شغلت چیه فرانک؟
منظورم غیر از وقتاییه که نورت رو بر سر دنیا نمیتابونی
تو بخش بازاریابی شرکت "جیدی پاور و شرکا" کار میکنم
همونایی که "ماشین سال" رو انتخاب میکنن؟
نه، اون یه مجلهست
یکی از اون ماشینای سالتون رو خریدم، آشغال بود
گفتم که اون مجلهست همه اشتباه میگیرن
این شغل رویاییته؟
جایزه رد و بدل کردن؟
یه شرکت خیلی خیلی موفق بسیار مورد احترام
شرکتتون در سطح ملی داره چاپلوسی میکنه
سطح جهانی و جایزهها رو دستکم نگیر
کشور ما روی سرمایه بزرگی زندگی میکنه
بزار یه چیزی ازت بپرسم
تا حالا شده یه ماشین ...
توی بخش ماشین سالِ جیدی پاور و شرکا نبوده باشه؟
اون کار ما نیست، کار یه مجلهست
اون جایزههای پلاستیکی رو دیدم
همه تبلیغات ماشینا یکی از اونا دارن
شغل تو چیه راستی؟
من موسسهها و شرکتها رو بخاطر اقدامات و ...
سخنرانیهای کرخت از نظر فرهنگی تحت پیگرد قانونی قرار میدم
تو پلیس سالم از نظر سیاسی هستی
نه
تو حرفای مردم یا کارهاشون رو قشنگ بررسی میکنی ...
و بعدش مهتمشون میکنی به نژادپرستی یا تبعیض جنسیتی و یا کارهای وحشتناک
تو در ازای پول زندگی مردم و شهرتشون رو نابود میکنی
نه
این چیزیه که آرزوش رو میکردی؟ یه شغل تو فاشیسم معکوس؟
یادم نمیاد آرزو کرده باشم
اشتباهه!
فکرکردم این کمدمه
انتظار داری جوابتو بدم؟
نه
ولی میبینم که در قفل داره
پس بهتره ازش استفاده کنیم
باوش
شب جمعه: شام آزمایشی لعنتی
- اتاقت چطوره؟ - فقط توش میخوابم
مال تو چی؟
وقتی که پتوها رو با چراغ UV اسکن کردم بهت خبر میدم
فکرکنم که دیگه نباید حرف بزنیم
باشه اگه فکر میکنی کار خوبیه
فکر میکنی کیث داره سعی میکنه جبران کنه؟
حتی اونم دیگه اونقدر خر نیست
نمیدونم، آخه پروازمون یکیه
تو هواپیما کنار هم نشستیم
اتاق کنار هم، اینجا هم کنار هم نشستیم
فکرمیکنین همه اینا اتفاقه؟
کیث هیچوقت به کسی غیر خودش فکر نمیکنه
پس یعنی ما دو تا آدمیم که نمیدونی بچسبونی کجا؟
یا شایدم ما رو چسبونده به هم
من نمیخوام آدمی باشم که نمیدونی باهاش چیکار کنی
این اون زندگی نیست که واسه خودم تصور میکردم
No comments yet. Be the first to leave one.