Informace o verzi

Tsunlise - 06 [AioFilm com]
Komentář od AioFilm
🔷 K.zahra آیوفیلم تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tagy

TS
Zveřejněno: 2023-02-12
Stažení: 6
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 195 řádků.

K.zahra

آیوفیلم تقدیم می‌کند

تقریبا تابستون تموم شده

توی تعطیلات خیلی اتفاق‌ها افتاد

لیزلوت

عالیجناب...؟

لیز

لیزلوت

...لیزلوت ساما

چه شده؟

..لیزلوت

این خواب...چی بود؟

نمی‌دونم چه مشکلی برای لیز تان پیش اومده؟

شاید کابوس دیده..؟

اما انگار دوباره خوابید

خوبه

خواهش میکنم ترم جدید برای لیزلوت و بقیه ترم خوبی باشه

:مترجم

K.zahra

آیوفیلم تقدیم می‌کند

لطفا متوجه احساساتم، که نمی‌تونم به زبون بیارم بشو

سعی می‌کنم با این حرفا و دست و پا چلفتی گیری ها بهت نشون بدم

فقط برای تو

همیشه منظور اصلیم رو مخفی می‌کنم

مقصر تویی که انقدر عالی هستی

امکان نداره من بامزه باشم

حتی میشه آسمون رو توی چشم‌هات دید

نمی‌تونم مستقیم به اونها نگاه کنم

چه قدر می‌تونم توی این دنیایی پر از دروغ زندگی کنم؟

اگر اینجوری باشه هیچ وقت نمی‌تونم چیزی رو تغییر بدم

نمی‌خوام این اتفاق بیفته

حتی اگر یه روز خدایان به جای من باهات حرف بزنن

می‌خوام یه روزی با زبون خودم بهت بگم که دوستت دارم

،حتی اگر خوب نتونم از کلمات استفاده کنم قول میدم قبل از اینکه، این حس مقدس از بین بره

شجاعت این کار رو پیدا کنم

لطفا متوجه احساساتم، که نمی‌تونم به زبون بیارم بشو

سعی می‌کنم با این حرفا و دست و پا چلفتی گیری ها بهت نشون بدم

فقط برای تو

همیشه منظور اصلیم رو مخفی می‌کنم

مقصر تویی که انقدر عالی هستی

امکان نداره من بامزه باشم

حتی میشه آسمون رو توی چشم‌هات دید

نمی‌تونم مستقیم به اونها نگاه کنم

چه قدر می‌تونم توی این دنیایی پر از دروغ زندگی کنم؟

اگر اینجوری باشه هیچ وقت نمی‌تونم چیزی رو تغییر بدم

نمی‌خوام این اتفاق بیفته

حتی اگر یه روز خدایان به جای من باهات حرف بزنن

می‌خوام یه روزی با زبون خودم بهت بگم که دوستت دارم

،حتی اگر خوب نتونم از کلمات استفاده کنم قول میدم قبل از اینکه، این حس مقدس از بین بره

شجاعت این کار رو پیدا کنم

ها؟

چه خبره؟

کی این اتفاق افتاد؟

چرا؟

فینه، راه رفتنت خیلی باوقارتر شده

ممنونم خواهر عزیزم

حالا باید هر چیزی رو که یاد گرفتی اینجا عملی کنی

که اینطور

شنیدی؟ انگار اونا دختر عمون

واقعا؟

پس فینه اشراف زاده است؟

شنیدم خواهر شدن

چی؟ مگه آدم عادی نبود؟

میگن با لیزلوت ساما توی عمارتشون زندگی میکنن

واقعا؟

لیزلوت

عالیجناب؟

ببین، روبانیه که بهم دادی

خودم بستمش

!عالیجناب

با تمام‌ احترام خیلی کج

اندازه‌هاش یکی نیست

نه تنها بد به نظر میاد

بلکه موقع انجام جادو جلوتون میگیره

!مستقیم رفت سر اصل مطلب !کلمات سخت و خشن لیزلوت

اما سیگ و فینه رو ببین

اصلا بهشون برنخوره

حالا خوب متوجه نیت اون میشن

لیز تان یه تسوندره واقعیه خیلی بامزه است

نمی‌دونم چی شده

میرم یه نگاهی بندازم

جلوی تو شلوغش کردم اما انگار اون دیگه بهم اهمیت نمیده

فینه عزیزم

هم؟

می‌خوام یه کاری برام بکنی

کاری که می‌خوای من بکنم؟

دقیقا..چون خواهر مطیع و بامزه‌ای هستی مطمئنم برای من هرکاری می‌کنی نه؟

البته لیزلوت

بالدور..چرا در مورد خواهر کوچیکترم کاری نمی‌کنی؟

به خاطر فینه گفتی بیام اینجا؟

شنیدم قبل از شروع تابستون عشقت رو بدون هیچ قید و شرایطی بهش اعتراف کردی

اما از وقتی که ترم جدید شروع شده فاصله‌ات رو با اون حفظ می‌کنی...انگار که یه آدم جدید شدی

منتظر چی هستی؟

از عمو برونو شنیدم که چطوری خاندان ریفنشتال از فینه استقبال کرده

و بهم گفت که من دیگه جانشینش نیستم

برای اینکه بدون تو تصمیم گرفتم حس گناه میکنم

مسئله این نیست

موافقم که فقط اینجوری میشد امنیتش رو تضمین کرد

تازه اصلا علاقه‌ای به مارکیز شدن نداشتم، به خاطر همین خیالم راحت شده

...اما اگر الان در مورد عشقم به فینه حرف بزنم

شبیه مردی میشی که از مقامش سلب شده

و حالا به خاطر اعتبار و عنوان وانمود میکنه که عاشق

نگران اینی که بقیه چه فکری ممکن بکنن

برام مهم نیست بقیه چه فکری میکنن

اما نمی‌تونم تحمل کنم که فینه همچین فکری در موردم بکنه

با حقارت بهم نگاه می‌کنه

نه تنها به حسم نسبت به خودش شک میکنه بلکه اعتمادش به من رو از دست میده و ممکنه برای همیشه ازم دوری کنه

...اگر همچین اتفاقی بیفته

..من...من

بزدل

به حست شک میکنه؟ پس باید آسمون رو به زمین برسونی تا حست رو باور کنه

این حرف‌ها رو بزار کنار و بهش التماس کن تا تو رو قبول کنه

داره بال رو نابود میکنه

!لیز تان بهش رحم کن

همین الانم روحیه‌اش رو نابود کردی

خیلی لجبازی حتی با خودت هم روراست نیستی

نمی‌خوام این حرف رو از تو بشنوم لیز

چیزی گفتی؟

نه

در هر صورت، تو فینه رو دوست داری درسته؟

بله درست میگی

می‌تونم با اطمينان خاطر بگم که

من عاشق فینه هستم

پس من میرم که دوتایی در موردش حرف بزنین

دوتایی؟ چی؟ وایسا لیز

منظورت چیه؟

..نگو که

!فینه

همه چیز رو شنیدی؟

بهم گفت بدون اینکه صدا در بیارم اینجا بمونم

..لیز

حرفم رو باور کن فینه من با تمام وجودم دوستت دارم

وقتی تو پیشم نیستی دنیا برام خاکستری میشه

و تنها با وجود تو کنارم، دنیا یه رنگ و بوی دیگه پیدا میکنه

به خاطر لبخندت جونم رو میدم

چطوری می‌تونم این احساسات رو با کلمات بیان کنم؟

صبر کن، وایسا، خواهش میکنم

چطوری می‌تونی همچین حرف‌های خجالت‌آوری رو پشت سر هم بگی؟

وقتی توی همچین شرایطی هستی باید غرور خودت رو فراموش کنی و حمله کنی

!به من حمله نکن

خواهش میکنم! من فقط خیلی تو رو می‌خوام

نه، صبر کن..خواهش میکنم این کار نکن

...پس حالا دیگه از من متنفری

مسئله این نیست ..اگر قرار بود بین عشق و نفرت به تو یکی رو انتخاب ‌کنم

..این مهم نیست

من کل زندگیم یه آدم عادی بودم

حتی همین الانم از درون حس عادی بودن دارم

اما اگر الان باهم قرار بزاریم یا یه همچین چیزی همه فکر می‌کنن من اماده‌ام که مارکیز بشم

اما همچین نقشی با یه ازواج و رابطه‌ی ساده فرق داره

فقط این‌ نیست که تا ابد عاشق مخاطب خاصت باشی متوجه میشی؟

!کاش میشد یه چیزی بگیم

تازه فینه‌ی بیچاره هنوز تو کمد بهش بگو بیاد بیرون

ها؟

وقتی سیگ اینجا نیست ما واقعا فقط تماشاچی هستیم

کاش فینه هم صدای ما رو می‌شنید

..اره

..صداهای که اومد

صداها؟

...بال سنپای اونا رو نمی‌شنوه میشه که

!این نور

فینه دیگه می‌تونه صدای ما رو بشنوه؟

فینه، اگر صدامون رو می‌شنوی لطفا چشمک بزن

باشه

خیلی بامزه است

اره، حتما صدامون رو میشنوه

فینه من اندوی گزارشگرم

منم کوبایاشی تحلیلگرم

لازم نیست جواب بدی فقط خوب به حرف‌هامون گوش کن

این همون صدای خدایان که عالیجناب ازش حزب میزد؟

فینه؟

بله؟

شنیدی که بال چی گفت اون نمی‌خواد وارث این خانواده باشه

اگر بهش بگی که نمی‌خوای مارکیز باشی با خوش‌حالی قبول می‌کنه

بگو فینه

بال سنپای، اگر...اگر بگم که دوستت دارم اما نمی‌خوام مارکیز باشم چی میگی؟

دستت رو می‌گیرم و دوتایی از اینجا میریم

خوش‌بختانه دوتامون خوب مبارزه می‌کنیم

مطمئنم هرجایی که بریم می‌تونیم زندگی کنیم

و بهت قول میدم هر کاری از دستم برمیاد رو انجام بدم تا زندگی آرومی داشته باشی

!یه خنده‌ی تو برای خوش‌بختی و شادی من کافیه

باورم نمیشه با این حالت جدی می‌تونی همچین حرفی بزنی

باشه بعدا می‌تونیم نگران ازدواج و بقیه چیزا باشیم

..فعلا بای سنپای اگر قصدتون رابطه است

من قبول می‌کنم...

فینه

اررررره

آفرین بال، دیگه بزدل نیستی

قلب منم به تالاپ و تولوپ افتاد

پس دیگه فینه و بالدور باهم دوست شدن و رابطه‌ی بین سیگ و لیز تان خوب پیش میره

داریم به گل سر سبد پایان‌های خوش نزدیک میشیم نه؟

اره، مطمئنم

نگو که خجالت کشیدی

خب...دست خودم نیست

واقعا اگر من نبودم چه کار می‌کردن؟

چیه؟

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left