Prvních 200 řádků.
آنچه گذشت...
یه هواپیما نزدیک ساحل سقوط کرد
و بعد خیلی زود آثارشو از بین بردن
من یه بچه تو محل واقعه پیدا کردم
به من گفتن اون تو هواپیما نبود
اون میگه هیچی رو به یاد نمیاره
خب حالا میخوای چکار کنی؟ بچهای رو که پیدا کردی نگه داری؟
بابا من نمیدونم چه کار دیگه ای میتونم بکنم
پایپر؟
به همین زودی اسم جدیدیتو فراموش کردی؟
صداتو نشنیدم
یه مرد و یه زن اینجان
و میگن پدر و مادر بچه اند
اونا کسی که میگن نیستن
پلیس! مسلحم
مامان چه خبره؟
پایپر
اینو تو جیب پسره پیدا کردم
نه مداری داره نه مغناطیسیه
شاید تو بتونی بفهمی این چیه
من فهمیدم که اونا جعبه سیاه رو پاک کردن
و بقایای انسانی رو از محل سقوط
تو یه خبرنگاری چرا گزارششو نمیدی بیرون؟
هیچ وقت ننویس مگه اینکه کل داستانو بفهمی
- یه نفر اون بیرونه - چی؟
چی گفتی؟
تو حیاط
برو اتاق مایا. بدو
- کی اون بیرونه - هیچکس
پایپر دقیقا چی دیدی؟
خوب من فکر کردم یه چیزی دیدم
خب شاید فقط یه سایه بوده
آره شاید
اوکی. اوم
فکر کنم هممون باید سعی کنیم که بخوابیم
من میرم با پایپر تو اتاقش بخوابم
چون ترسیده
حتما آره
بس کن بابابزرگ
خب ما داریم میریم بالا بخوابیم
برو برو برو
ببخشید
عیبی نداره
دو روز ترسناک برای هممون بود
درسته؟
برو یخورده بخواب
خب پس تو چی؟
من خوبم. نگران من نباش
خب بیا
میا داره دیرت میشه
چیزی ندارم بپوشم
کاملا اشتباهه
میا صبحونه حاضره
همه صبحونه میخورن. قهوه؟
اوه قطعا خدمات این هتل عالیه
تونستی بخوابی؟
اوم. یه مقدار تو حموم
تو چی؟
خوابت برد؟
خیلی عصبی بودم
چرا نمی تونیم ببینیم می تونیم یه کاری بکنیم؟ ها؟
میاااا؟
گاهی اوقات به موقع برسی بد نیست
- صبح بخیر ممنون که اومدی - سلام. قربانت
خب دوربینای امنیتی کاملا جدید
دید در شب، اتصال به فای فای آنلاین
و به سام تورس گفتم که سیستم امنیتی رو ارتقا بده
عالی. ممنون
مامان؟ بلوز آبی من کو؟
تو هفت تا پیرهن آبی داری
خبری در مورد سقوط هواپیما نشد؟
راستش نه
واحد ایمنی حمل و نقل با داستان یه هواپیمای بدون سرنشین
واحد ایمنی تجهیزات که ندارن
احتمالا نه
پس چطور آوارها رو کشیدن بیرون؟
اونا یکی رو استخدام کردن پرس و جو میکنم
آره لازمه که کالبد شکافی
پدر ومادر تقلبی زودتر انجام بشه
بهشون بگو رو هرچیزی که ممکنه بدرد ما بخوره تمرکز کنند
که اونها دقیقا کی هستن
بابا کجاست. منو دیر میرسونه
تکالیفتو انجام دادی؟
این به معنای واقعی کلمه تنها کار توئه، عزیزم
اوکییییی
باشه
- سلام آقای سایر - اوه سلام کریس
پایپر
دوستم کریس رو یادته که همکارم بود؟
اون امروز قراره با شماها بگرده
فقط خیلی مواظب باشین
- آره - راستش بنظر ایده خیلی خوبیه
بله
میا منتظرم. عجله کن
داره دیر میشه بیا بریم
ممنون بابا
اوه... چه خبره؟
هیچی. یه مقدار...
اینجا دیشب هیجان انگیز شد اما همه حالشون خوبه
پایپر چرا لباسا رو امتحان نمیکنی؟
برای تو گرفتیمش باشه؟
یه چیزی بردار بپوش امروز
- باشه - باشه
اینا چیه
ارتقای امنیتی
آره فکر نکنم مشکل ما رو برطرف کنه
مشکلات ما دارن حل میشن
به محضی که بفهمم اون دختر کیه
اگه جوابش رو پیدا کنیم، جواب همه چی رو پیدا میکنیم
گرفتم
ما به بچه اجازه میدیم که اینجا بمونه
و ادم رباها و آدمای غریبه که دنبالش می کردن
راه دیگه چیه الکس؟
هر اتفاقی که بیفته تقصیر اون بچه کوچولو نیست
اد میفهمم و ... من نمیخوام مثل یه عوضی به نظر بیام
از بچه خوشم میاد. بامزس ولی ببین رفیق
اون داره زندگی ما رو به خطر میندازه
خب، چی؟ می خوای ولش کنیم؟
ما فقط میخوایم اونو از خودمون جدا کنیم
و به یه آژانس منطقه ای بدیم و امنیتش رو کمتر کنیم؟
اینو نگفتم ولی هیچکدوم از ما...
در مورد اتفاقی که اون شب افتاد حرف میزنین؟
اد تو اونجا بودی دیدی
نه من نمیدونم نمیدونم چی دیدم الکس
خب، من یه ماشین لباسشویی دیدم که خودش تنهایی روی زمین راه میرفت
صبر کن چیشده؟
این زندگی ما نیست، جو.
این موقتا زندگی ماست . خوب؟
موقتا
ما داریم میفهمیم اون کیه و وقتی این کارو بکنم
اون میتونه به خونش برگرده
اون چی بود؟
پایپر؟
سلام
سلام
داری چکار میکنی
هیچی
خب بنظر بهت میاد
خوشم اومد ازش
الکس هنوز اینجاست؟
نه اون... میا رو به مدرسه برده
میدونی... اون خیلی دوستت داره
فقط یکم نگرانه
باشه
تو هم نگرانی؟
میدونی... من نمیخوام وقتمو زیاد روی نگران بودن بزارم
چون فایده ای نداره
تو نگرانی؟
من فقط...
نمیخوام کسی از من عصبانی باشه
فهمیدم
من هرگز مجبورت نمیکنم جایی بری که نمیخوای بری
اهمیتی نداره
اوکی
دکتر بیمارستان رو یادته؟
دوستم ابی
- آره - آره؟
اون مهربون بود
خب اون میخواد امروز برای ویزیت بیاد
فکر میکنم اون یه سری شعبده بازی داره
که ممکنه کمکت کنه حافظت برگرده
پس احتمالا جالبه
موافقم. همچنین ممکنه خیلی خستهکننده باشه.
هی
بهش یه فرصت میدی؟
باشه
باشه
امشب می بینمت باشه؟
تو استخدام شدی که لاشه هواپیما رو تمیز کنی
بعد از سقوط هواپیما تو ساحل؟
برو بیرون
با اون آوار چی کار کردی؟ نابودش کردی؟
برو تو ماشینت و از خونه من برو بیرون
سلام. چه خبره یوسف؟
من یه متجاوز رو گیر آوردم، رئیس
ایوانز، ضمانت من رو میکنه
و شخصیتم
بسیار خوب، اغراق نکن
چجوری اینجا رو پیدا کردی؟
میدونی... چون خیلی تو کارم خوبم
تو این آدمو میشناسی؟
اون یه خبرنگاره وگاهی هم مفیده
دیدی؟ . یه قانون اساسی
پس بجنب
بهمون بگو چجوری اون لاشه هواپیما رو تمیز کردین
میتونه بین خودمون باشه. اوکی؟
قراردادتون چه جوری بود؟
چند تا از دولتی ها نصف شب با من تماس گرفتن
گفتن که اونا به لاشه هواپیما نیاز دارند،
قبل از اینکه جزر و مد بشه
خیلی سریع پس من رفتم
هواپیما رو کجا بردن؟
حدود شیش مایل اونطرف تر
و بعد در حدود ۳۰۰۰۰ فوت زیر اقیانوس.
انداختنش تو اقیانوس باید براشون هزینه داشته باشه. درسته؟
منظورم اینه که تو واقعا همشو نابود کردی دیگه
هی مالیات ما سر کار...، میدونی؟
به علاوه هر چی که میخوای برای نجات پیدا کنی، درسته؟
حالا چی بود؟
اوه، آره، یوسف چشم خیلی بزرگی داره
No comments yet. Be the first to leave one.