Prvních 185 řádků.
Ben_Azad
آیوفیلم تقدیم میکند
!اوه! صبح بخیر، شهردار
!ساتومه-سان، سشا-سان، صبح بخیر
لیدی-ساما هنوز تو اتاقه؟
لیدی-چان، صبح شده
...صبح بخیر، لیدی-سا
...صب-بخیر، ساتومه
هنوزم صبحه، میدونی؟
من تا ظهر میخوابم
انگاری هنوز نیمه-خوابه
لیدی-چان اینجا خونه ی شهرداره یادته؟
صبح بخیر
این سکونتگاه تاحدودی خوشایند بود
لیدی-چان روبانِ موهات برعکسه
...داریل
ما دوتا هدف تو این روستا داریم
یکیش سلاحای میتریلیه
امیدوار بودم که بذاری ببینیمشون
خب، این اولین باریه که قهرمان فعلی میتریل میبینه
میسپرمش به تو، شهردار
بله، آقا
راحت يه نفس
بعد از اخراج از تو سی سالگیم ارتش پادشاه شیطانی
:مترجم
Ben_Azad
آیوفیلم تقدیم میکند
قسمت 7
.استفاده میکنه اون تواناییش داریل از
اینجا تنها آهنگری تو جهانه که .میتونه میتریلو فرآوری کنه
خیلی خفنه
!وای! اون نرم و شکل پذیره
میتریل از اساس با مواد معدنی دیگه متفاوته
چیزی که منحصر به فردش میکنه نفوذپذیری .خارق العادش نسبت به هاله ست
اوه
...وای
تمام کاری که دارم میکنم ...وارد کردن هالم داخلشه اما
قبلا هیچوقت همچین حسی نداشتم
...م-من
میشه منم امتحان کنم؟
اوه...اوه
...این
د-داریل، لطفا زودباش درباره ی .آیتم سفارشی بهمون بگو
بله، درسته
ساکای-کون؟
منو صدا زدین، مالک؟
ایشون آهنگر نامبر وان ماست
...فرصت ساختن سلاحی واسه قهرمان بزرگ
!عجب افتخاری
قهرمان اون کناریه ست
استاد قبلی 48 فرم رفتار درست با .بانوان رو به ساکای جوان شیاف کرده
رفتار درست با بانوان؟
اگه منو ببخشید
..چی
چیزی نیست
تو دختر خوبی هستی
ساکای میتونه با گرفتن دست .افراد هالشونو تشخیص بده
...فکرکنم این یه جورایی
دوستان، یه برش(نوع هالش) اینجا داریم
با تشکر از مدیریت برنامه
درست تشخیصش داد؟
خب، درباره ی چیز بعدی
همونجور که قبلا اشاره کردم دوتا هدف داریم
اولیش سلاحای میتریلیه
ساکای-کون! کمان من تمیزکاری لازمه
ها؟
...اون یکیش
عضو چهارممونه
...مدتهاست که دنبال یه نفر میگردیم اما
اگه موضوع اینه، بسپریدش به من
...این
اولین جشن تورنومنت انتخابی قهرمانه
که الان افتتاح میشه
!آره
تو این روز، ما سپاسگزاریمونو به خاطر خوش اقبالی ای که شاهدش بودیم ادا میکنیم
امروز، بی تردید، یه قهرمان از روستای ما پا به عرصه وجود میذاره
این دوره زمان شکوفایی آنیکیه
!ایشالا که سربلند بیرون میاد
!آره
شکست دادن پادشاه شیطانی بچه بازی نیست
خیلی شرمنده ام
اما نشون میده همه چقد میخوان عالیجنا...شکست بدن
شکست پادشاه شیطانی بود، نه؟
خب، معلومه که میخوان
اگه واسه شکست پادشاه شیطانی باشه
میتونی هرجور کمکی از گیلد مرکزی دریافت کنی
که اینطور
خب حالا، بیاید شروع کنیم
روش انتخاب، یه جنگ تن به تن سه به بیست و ششه
چ-چی؟
اون دیگه چیه؟
یه شمشیر چوبی؟
یه در قابلمه؟
ریشه باباآدم؟
اینا آوانسیه که بهتون میدیم
.حالا، بیاید
اینبارم کسی نیست نه؟
درست مثل همیشه
سطح قدرتش تاثیرگذاره
...اما دقتش
...آسما
لیدی-چان
میخواستی همون چیزی که فکرمیکردمو استفاده کنی؟
...وقتی هالش بهم خورد
فقط عکس العمل نشون دادم
...آنیکی
من به عنوان برادر قسم خورده ی .کوچیکترت یه بی عرضه ام
هنوزم یه بند آبغوره میگیره
...ولی تو یه سالی که گذشت گاشیتا واقعا
قوی تر شده
تو افتخار روستای لاکس و قوی ترین ماجراجوی مایی
قوی ترین؟
اون؟
...داریل
بیا یه نبرد تن به تن داشته باشیم
اوه، اما من یه ماجراجوی بازنشسته ام
...تو
تو مالک قدرتی بزرگتر از مال .گاشیتایی. میتونم حسش کنم
...از جنگیدن
بدت میاد؟
...لیدی-چان
ا-اون داره جدی میجنگه
میدونستم
تو قدرتمندی، مگه نه؟
...حالا که اینطوره
این چطوره؟
...این تکنیک
بارها با چشمای خودم دیدمش
دریدن آسمان
...من
خنثاش میکنم
اون قویه
لطفا
تو عضو نهایی ای هستی که دنبالش میگشتیم
لطفا، التماست میکنم
منم خواهش میکنم
شرمنده
چی؟
چی؟
...اوم، شرمندم. من کار دارم پس
اگه منو ببخشید
راحت يه نفس تو سی سالگیم بعد از اخراج شدن از ارتش پادشاه شیطانی
!به خونه خوش اومدی
!خونه
شام میخوری یا میری سونا؟
اوه، خوبه. من شیر گرنو میدم
!نه! نه
اون اصلا با شیشه شیر نمیخوره
هرچی نباشه گرن عاشق سینه ی مامانشه
داریل
ها؟ اوه! لیدی-ساما
کمکی از من ساخته ست؟
...پس، تو واقعا
خودمونم جر بدیم، عضو ما نمیشی؟
شرمنده
میخوام بزرگ شدن پسرمو ببینم
...نقاشی روی اون دیوار
پورتره ایه که گاشیتا ازمون کشیده
من و زنم تصمیم داریم هرسال تو سالگردمون یه پورتره ی جدید بذاریم
واسه همین نمیتونم باهاتون بیام
...دیگه چی
چیه که جلوتو میگیره؟
دیگه چی؟
شهردار، بذار من گرنو نگه دارم
بذار ببینم
...تعمیر حصارای دور زمینا
...شکار هیولاهای توی جاده ها
و درباره ی کمر پدرزنمم نگرانم
کلی چیز دیگه هم هست
اون چیزا برات از مقابله با پادشاه شیطانی مهمتره؟
خب، درباره ی اون نمیدونم
اما باهاش مشکلی ندارم
تنها چیزی که ازم برمیاد انجام کاراییه که بشه با این دوتا دست انجامشون داد
نخیر. توان تو بیشتر ازین حرفاست
...در کنار ما بجنگ و
مشکلی نیست، لیدی چان
...فعلا، بیا فقط
من بیخیالش نمیشم
یکی هست که میخواد برگردی
چی؟
بانو دورویه
تمام این مدت دنبالت میگشت
...بانو دورویه
چیشده؟
...اوه، اوم
No comments yet. Be the first to leave one.