Prvních 200 řádků.
وحشی درنده و غیر قابل توقف
سلحشوران برزرکر شمالی
تقریبا از هر انسانی ددمنش تر هستن
درد و ترسی رو مثل حیوونا حس نمیکنن
میتونن وارد خلسه ای خشن بشن
در حالی این در این خلسه هستن خودشون رو
غیر قابل توقف تصور میکنن
تعریف میکنن که تقریبا تحت تاثیر
این وضعیت قرار گرفتن
در سرزمین وایکینگ ها در جزایر سث لند
چندین ساله دو نبرد بین
برزرکر های و واکینگ ها صورت گرفته است
برزرکرها توسط رهبرشون اسنور که
که پسرش اشتاینر جانشین اون شده رهبری میشدن
در نبرهای بسیاری جنگیده و پسر کوچک تر رُلف
که هنوز هم داره مبارزه میکنه
از استخون هات برای پاک کردن دندون هام استفاده میکنم
بازی ای که توسط برزرکرها اعطا شده
که اگه وایکینگ ها بتونن تا دم مرگ مبارزه کنن
ولی در مسابقشون زنده بمونن میتونن آزادانه برن
و آزاد باشن
هیچ وایکینگی تا الان برای اثبات صحت این قول
زنده نمونده پدر
آه اُلاف شمشیرت رو بنداز زمین وگرنه جونتو میگیرم
ترسی تو وجودم ندارم از تو هم خشمگین نیستم اسنور
من صلح میخوام و میخوام تو بری
من خواستار هیچ نبردی نیستم
خشمگین نیستی ؟
خب این چیزی ه که باید در وجودت پیدا کنی
البته اگه میخوای زنده بمونی برادر
افراد من بچه هات و
و هر چیزی که از خانوادت مونده رو میبرن
منم که بهشون دستور میدم
تا افرادم مبارزه کنن
تمام چیزی که داریم یه فرصت منصفانست و شوخی در کار نیست
از سرزمین ما بیرون برو لاشخور
اوه چه خانم خوشگلی داری
باید این زیبایی رو بگیرم
و برای خودم بکنم
دست به زن من نزن
آروم باش الاف
حداقل میخوای اینو به میدون نبرد بکشونی
حالا بهم بگو دخترات کجان ؟
شمشیرت رو بزار زمین
اگه نزاری میخوای باهاش چیکار کنی ؟
تو یه شمشیر داری
منم دستای خالی خودمو دارم
با این وجود بازم میبرم
پدر
هی
نگران نباش پسرم
با این یکی کلی کیف میکنیم
و وقتی دخترارو پیدا کنیم
بیشتر هم کیف خواهیم کرد
اوه فاتا
مگه ما مرد نیستیم ؟
حالا بهم بگو دخترات کجان ؟
امکان نداره جوابتو بدم
فکر کنم راه هایی برای اینکه کاری کنم جواب بدی وجود داره
زنان ، مردان
باید خوش بگذرونیم
! بزارید نبرد آغاز بشه
! وایسا
برو
! گانر
! وایسا
اشتاینر ، پسرم
ناامیدم کردی
پدر
اما انتقام گرفته میشه
اونو برام نگه دار
جونشو میگیرم
کاری میکنم اول خانواده تو بمیرن
از بدنت میدون تیر درست میکنم
! بعد با دستای خالی میکشمت
برادر باید غذا پیدا کنی
باید به رفتنمون ادامه بدیم
خواهر بیا
برادر ، خواهر من میترسم
از جونمون میترسم
توان کافی در قلبم برای ادامه دادن ندارم
همه چیزو ازمون گرفتن
خونه ، خانواده پدر و مادر
همش از بین رفت
ما همدیگرو داریم یه خانواده داریم
ما امید رو پیدا میکنیم و اون مارو به آینده ای روشن سوق میده
همه چی جز شکست
ما توان اینو داریم تا دوباره در خوشبختی زندگی کنیم
نمیدونم چطوری برادر
خواهر نمیدونم چطوری
یخورده توقف میکنیم غذا پیدا میکنیم ، استراحت میکنیم
بعد انرژی برای ادامه دادن مسیر پیدا میکنیم ، بیا
گوش کنید ، همه چی عوض شده
اشتاینر کشته شده حالا اونا هم فرار کردن
اگه برن به سمت غرب گیرشون میاریم
کنترل دست ماست انتقاممون رو میگیریم
برزرکرها ، اسنور یه بیانیه ای داره ، پیش بیاید
یه مرد امروز جونشو از دست داد فقط یه نفر
جون خانوادشون رو گرفتید و خون خیلی هارو ریختید
اشتاینر برادر ما بود دلمون براش تنگ میشه
برادرا در هیچ نبری شکست نمیخورن
اون یه برادر دروغین بود ایوار
اشتاینر برادری ای با تو نداشت
برادر ضعیف بود قوت کافی برای شکست نخوردن در چنین نبردی رو نداشت
از برادرتون ستایش نکنم ؟
اون خیلی به تو نزدیک بود
اما ضعیف بود
نوت ، ایوار پسر الاف
و دخترا از دستمون فرار کردن
دنبالشون بگردم ؟
پیداشون کن بیارشون به میدان نبرد
میخوام مبارزشون رو ببینم
پسر الاف با پسر من مبارزه خواهد کرد
به سوی میدان مرگ حرکت میکنیم
پیداش کردیم
رسیدیم
سیگرون ، سیگرون
بچه های من
واقعا باور کنم ؟
! شما زنده این
قطعا اینطور نیست
این چیزی ه که میبینی ما جلوی تو وایسادیم
چهره هاتون سرخوشی برام به بار مییاره
جای ترس نیست
ما تنها سفر کردیم
تنها ؟
چاره ای نداشتیم جز اینکه خانه هامون رو ترک کنیم
خواهرای من ؟
برزرک الان حکمرانی زمین های ما به دست اوناست
ما تنها کسایی بودیم که جون سالم به در بردیم
مادر و پدرمون مجبورمون کردن فرار کنیم
فکر میکردن شاید اینطوری زنده بمونیم
بهمون توصیه کردن تا اینجا پیش شما در قصر مخفی شیم
قصر ، امن نیست
اینجا امن نیست نمیتونم امنیت شمارو تضمین کنم
سیگرون
برزرکرها اومدن
با اون ذهن های مریض و مجنونشون
مثل حیوون باهامون رفتار کردن
و مارو مجبور به مبارزه کردن
اما شما باید برید
! سیگرون ، باید مارو همراهی کنی
نمیتونم
اینجا هیچی برای من باقی نمونده تا براش مبارزه کنم
سیگرون ، باید بیای خواهش میکنم
هیچ حس مبارزه ای در من باقی نمونده اینگرید
هیچ شوری برای مبارزه ندارم
اونا همه چیزو گرفتن خانوادمو ازم گرفتن
دیگه باید برید
باید برید
برید
! بشینید
گمشید
چشم مامان
فکر میکنی بچه هامون در کمال امنیت فرار کردن ؟
بهشون اعتماد دارم
حتما تا الان سیگرون رو پیدا کردن
ازشون مراقبت میکنه
در قصر در امن و امان میتونی زنده بمونی
در امن و امان در قصر زنده بمونی ؟
از قصر تورینگ حرف میزنی ؟
آره
چرا داری میخندی ؟
در قصر تورینگ هیچ امنیتی وجود نداره به هیچ وجه
زبان تلخت ممکنه از این حرفا بزنه
اما خواهر ما افرادی داره که میتونه خانوادت رو نابود کنه
همه در قصر تورینگ قلع و قمع شدن
هیچکدوم از افراد شما برای نبرد زنده نمونده
من شاهد بودم کسی در نبرد زنده نموند
دروغ میگی
نه
خواهر ما و یه مردی دیروز با هم حرف زدن
برای نبرد آماده بودن
درسته فکر میکردن آمادن
اما فکر میکنی این خون از کجا میاد ؟
چرا حمایتش میکنی ؟
تو که از اونا نیستی
خانواده تو قلع و قمع شدن به طرز بی رحمانه ای کشته شدن
درست مثل ما
چرا ازش حمایت میکنی ؟
خانواده من مبارزه کردن خانواده من ضعیف بودن
الان یه خانواده جدید دارم
اون خانواده برزرکره
در نهایت تورو میکشه
تو نسبت خونی باهاش نداری
هیچ دِینی بهت نداره
بهت وفادار نخواهند موند
روز خوبی داشته باشین
در میدان نبرد موفق باشید
شک ندارم که اونا دستگیر میشن
و وقتی دستگیر بشن
خوش میگذرونیم
رلف ، وقتشه
افراد ، مارو تنها بزارید
چطوری پدر ؟
رلف ، خون رو از تنم بشور
عشقی در قلبت مونده رلف ؟
البته
عشقی در قلبت نسبت به خانواده وجود داره ؟
عشق در خانواده من ارثیه
No comments yet. Be the first to leave one.