Informace o verzi

날씨가 좋으면 찾아가겠어요 When the Weather is Fine E07 ❤️(Barcode)❤️
Komentář od Mary_fall
❤️@Barcodesubtitle❤️

Tagy

other
Zveřejněno: 2020-03-23
Stažení: 22
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

یه کسی که خیلی گرمه رو میشناسم

...وقتی کنارشم

حس میکنم مثل کتری که روی اجاقه، گرمم

مراسم خاموش کردن چراغای شهر هه چون به زودی شروع میشه

...لطفا توی زمین بازی مدرسه جمع بشین

تا بتونین مراسم خاموش شدن چراغارو تماشا کنین

...و میخوام از قبل به اطلاعتون برسونم که

..اگر وقتی چراغا خاموشن یه آرزو بکنین

کی میدونه؟ شاید وقتی دوباره چراغا روشن شدن

آرزوتون به حقیقت بپیونده

هه وون

ده ثانیه تا شروع مراسم خاموش کردن چراغا مونده

شمارش معکوس رو شروع میکنم

ده

نُه

هشت

هفت

شش

پنج

چهار

سه

دو

...چیزی- یک-

...شده

چراغا خاموش میشن

دوستت دارم

دوستت دارم ایم یون سوب

خب، آرزو کردین؟

وقتشه که دوباره چراغارو روشن کنیم

چراغا روشن میشن

دوستت دارم ایم یون سوب

...آره

ایم یون سوب

باشه

چی؟

یون سوب، آقای پارک اومده

بهت گفتم که بیای...عه هه وون توام اینجایی

شما دوتا اینجا چیکار میکنین؟

بهتون گفتم بیاین زمین بازی مدرسه

بیا بریم باهم حرف بزنیم- چی؟ کجا؟-

بریم حرف بزنیم- کجا بریم؟-

چیکار داری میکنی؟

اونی، تو الان به ایم یون سوب اعتراف کردی که دوستش داری

و اونم ردت کرد؟

...نه، اون- وای خدا-

واسه چی از یون سوب خوشت میاد آخه؟

خدایاااا

باورم نمیشه

باورت میشه به محض اینکه مراسم تموم شد بارون گرفت؟

میدونم

هی، میگم هیو جون خیلی بامزه بود نه؟

سلام، سلام بچه ها

اصلا عوض نشده

چند وقته که نیومدی اینجا؟

من؟ خب پارسال نیومدم

پس دوسال میشه؟

هه وون، تو هرسال برای تعطیلات میای اینجا مگه نه؟

هه وون؟- هان؟-

آها آره

وایستا، داری اشتباه میکنی

اونجوری که من شنیدم سه، چهار سالی میشه که هه وون نیومده اینجا

آها خب

وقتی مادربزرگم فوت کرد اومدم

...برای عید شکرگزاری و

بگذریم

با یونگ وو چی کارا کردی امروز؟ بهمون بگو هه وون

راست میگه، با یونگ وو خلوت کرده بودین و داشتین حرف میزدین

...اون گفت

چی گفت؟- چی گفت؟-

چیه؟- چی گفته؟-

چی گفت؟- چرا؟-

زودباش بگو دیگه

دوستت دارم

باشه

دوستت دارم

باشه

دوستت دارم

باشه

اونی، هی ام

امروز وقت داری؟

موک هه وون

موک هه وون، اگه بیدار شدی برو حیاطو جارو کن

...یه عالمه وسیله هنوز اون بیرون مونده

باید کل خونه رو جارو کنیم تا تمیز بشه

ورزش خیلی خوبیه

...باید اینکارو بکنی

یه قلپ از این بخور اونی

اونی، واقعا خیلی خوش شانسی ها

من؟

واسه اینکه ایم یون سوب ردت کرده

همه چیزو دیدم

خب؟

...خب باید بگم من توی اعتراف کردن به پسرا

و رد شدن، اوستا شدم دیگه

چجوری بگم؟ یعنی قشنگ میدونم که توی این موقعیت ها

دقیقا باید چیکار کنی

میدونی چیکار کنم؟

اونی، معمولا وقتی کسی که دوستش داری

دست رد به سینه ت میزنه

همچین فکرایی میاد تو سر آدم

چه اشتباهی کردم مگه؟

نه، اونی تو هیچ اشتباهی نکردی

اینطور فکر میکنی؟

البته که نکردی

چه اشکالی داشت کارت؟

بهش گفتی چه احساسی بهش داری کجای این کار اشکال داره؟

مشکل از ماها نیست

باشه، برفرض که مشکل از ما باشه

...حتی اگر اشکال کارمون رو برطرف کنیم

و دوباره برگردیم پیش کسی که دوستش دارم

میتونی تضمین کنی که اونم متقابلا دوستت داشته باشه؟

نه، حتی اگر تبدیل به خوشگل ترین دختر روی زمینم بشم

کیم یونگ سو از من خوشش نمیاد

واقعا؟- معلومه-

...کسایی که یه بار ردت میکنن

عمرا بعدا از کاری که کردن پشیمون نمیشن

...حالا این مشکل ماهاست

یا اوناها؟

مشکل اوناست

...پس ما هیچ- هیچ اشتباهی نکردیم-

بینگو

خوبه که باهم حرف میزنیم

پس حالا

غرور له شده ت رو فراموش کن

و فعلا بذارش کنار

بیا از ماستمون لذت ببریم، به سلامتی

موک هه وون

بپر بالا

سلام، ناهار خوردی؟- آره خوردم-

میتونیم اینو بفرستیم درسته؟- بله-

تاییدیه ش رو گرفتی؟- آره همه چیز مرتبه-

وای لی جانگ وو

فکر کنم چون به کمکمون احتیاج داشتی مارو دزدیدی آوردی اینجا

باشه جی یون، شام میبرمت بهت استیک میدم

هرچقدر دوست داشته باشی میتونی بخوری

همه این چادرا رو باید جمع کنیم؟

نه فقط قاب عکسا رو جمع کنین

..جانگ وو، افراد بیشتری لازم نداری

چرا، لازم دارم

پس زنگ بزنم به چندتا از دوستام؟

آره زنگ بزن

بهتره یکی از دوستای صمیمیت باشه ...و اگه ممکنه

...یکی از اون خانومای خوشگل

که مرخصی گرفته بودن و این همه راه برای دورهمی تا اینجا اومده بودن

آها که اینطور

گرفتم منظورتو

شما دوتا اول برین - باشه-

چی میخوای بخوری؟ گوشت گاو؟

فیله؟ راسته؟ سردست؟ گوشت پهلو؟

هی، هنوز نرفتی کانگ نونگ نه؟

بیا اینجا

یون سوب، ایم یون سوب

کجایی یون سوب؟

هی آقای معروف

جمع و جور کنیم

سلام

سلام

جانگ وو ، حتما دلیلش رو میدونی

دلیل چی؟

چرا یون سوب موقع فارغ التحصیلی هیچ عکسی نگرفته؟

...اونموقع

پارک سانگ وون- بله-

کانگ این هان- بله-

ایم یون سوب

ایون یون سوب؟

یون سوب نیومده؟- نه-

هی تو

میشه ساکت باشی؟

پارک جونگ هی- بله-

خیلی کم پیش میومد یون سوب سرکلاس حاضر نباشه

چرا؟

نمیدونم

راستش بعد از اون، سه سال توی شهر ندیدمش

...پسر همسایه بغلی

انگار یه آدم دیگه شده

یه آدم دیگه؟- آره-

برای یه مدتی پیداش نبود و بعد دوباره برگشت

الان یادم افتاد

چند سالی میشد که ندیدمش- جدا؟-

بعدش برگشت، رفت سربازی

و یه کتاب فروشی باز کرد

نمیدونی برای چی یهو جمع کرد و رفت؟

نه نمیدونم

حقیقتش اینه که

ما دوستای صمیمی همدیگه هستیم اما من خیلی راجبش چیزی نمیدونم

چیزایی مثل اینکه از چی خوشش میاد و چی میخواد یا چه رویایی داره

اینارو نمیدونم

...خیلی وقت پیش

هیچ چیز با ارزشی توی زندگیم وجود نداره

چی گفتی؟

...هیچ چیز

با ارزشی تو زندگیم وجود نداره

نمیتونی به یه چیزی که برات با ارزشه فکر کنی؟

حتی یدونه؟

بله

وای از دست این احمق، بشین

جونگ هی امروز اومده؟

جونگ هی کجاست؟- به نظرم خیلی عجیب غریب بود-

با خودم گفتم از اون مدلایی که با بقیه فرق داره

هیچ چیزی براش با ارزش نبود؟

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left