Pretty Little Liars: Original Sin

Pretty Little Liars: Original Sin

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 1

Informace o verzi

Pretty Little Liars Original Sin S01E03 480p WEB-DL
Pretty Little Liars Original Sin S01E03 XviD-AFG
Pretty Little Liars Original Sin S01E03 480p x264-mSD
Pretty Little Liars Original Sin S01E03 WEBRip x264-ION10
Pretty Little Liars Original Sin S01E03 720p WEB x265-MiNX
Pretty Little Liars Original Sin S01E03 720p WEB H264-CAKES
Pretty Little Liars Original Sin S01E03 1080p WEB H264-CAKES
Pretty Little Liars Original Sin S01E03 720p HEVC x265-MeGusta
Pretty Little Liars Original Sin S01E03 1080p HEVC x265-MeGusta
Pretty Little Liars Original Sin S01E03 WEB x264-TORRENTGALAXY
Komentář od Hossein_Hidden
█⫸ حـسـیـن هـیـدن | Digimoviez.com ◀◀

Tagy

web
x264
720p
720
x265
Web-DL
web-dl
WEB-DL
480p
480
1080
webrip
BRip
Zveřejněno: 2022-07-28
Stažení: 44
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫ایموجن، باید بریم.

‫باید بریم.

‫ایموجن!

‫نه، نه، نه، ‫نه، نه!

‫- بهم بگو چیزی که دیدم واقعی نبود. ‫- تاحالا هیچ جسدی ندیده بودم،

‫- بجز توی اینترنت. ‫- شبیه فیلم‌ها نبود.

‫- استخون‌هاش... ‫- ایموجن، چه کوفتی اتفاق افتاد؟

‫- چی دیدی؟ ‫- نمی‌دونم، آم...

‫- کارن رو روی پشت بوم دیدم. ‫- ما هم همینطور.

‫- یه سطل همراهش بود. ‫- مثه فیلم "کری"؟

‫یکی دیگه هم اون بالا پیشش بود،

‫یه مرد نقاب پوش.

‫اون هلش داد.

‫یه نقاب مثل مال فیلمِ ‫"فیلم کشتار با اره برقی در تگزاس"؟

‫- اون یارو رو دیدم. ‫- منم.

‫پیامی که همه‌مون گرفتیم... ‫از ای.

‫یه زورگو کمتر.

‫کارن. ‫حتماً منظورش اون بوده.

‫اون نیوفتاده.

‫به قتل رسیده.

‫اوه، خداروشکر. ‫داشتم بهت پیام می‌دادم.

‫از بیمارستان بهم زنگ زدن. ‫گفتن اونجا بهم نیاز دارن.

‫چی شده؟ کسی از بچه‌ها صدمه دیده؟ ‫چند نفر؟

‫- اوه خدای من. ‫- اوه خدای من چرا؟

‫توی مدرسه چه اتفاقی افتاده؟

‫ما زودتر برای پیتزا خوردن رفتیم.

‫چرا؟ ‫چی شده؟

‫یه دانش‌آموز مُرده. ‫شرلی، اخبار رو بگیر.

‫اوه خدای من.

‫و قطعاً اونی که مُرده کارن بوده،

همون دختره که سر پوسترها توی دردسر انداختت؟

‫آره.

‫- همون بود. ‫- اون بالا چیکار می‌کرده؟

‫همه میگن اون... ‫عمداً پریده.

‫یا شایدم... ‫تصادفی افتاده.

‫دختر بیچاره...

‫و خانواده‌ بدبختش.

‫کلی، خواهرت اون بالا چیکار می‌کرد؟

‫بهت که گفتم. ‫نمی‌دونم.

‫نمی‌دونی؟ شما دوتا بدون مشورت همدیگه ‫آب هم نمی‌خورید...

‫شاید...

‫شاید خودش رو کُشته.

‫چی؟

‫چرا همچین چیزی می‌گی؟

‫اتفاقی افتاده؟

‫اون ازم خواست که کمکش کنم و من... ‫نادیده‌اش گرفتم.

‫همه‌مون نادیده گرفتیمش.

‫کاری که آنجلا کرد، تقصیر تو نیست، سیدنی.

‫اون دختر پریشونی بود.

‫همه همینطوری ول کردن... رفتن.

‫- کسی حتی نرفت ببینه زنده‌ست یا نه. ‫- زنده نبود.

‫و چه کاری از دست‌مون بر می‌اومد؟

‫- حداقل نباید زنگ می‌زدیم آمبولانش؟ ‫- نه.

‫حالا دیگه از هیچ‌ کدوم‌مون کاری ‫برای آنجلا بر نمیاد.

‫و این... ‫تقصیر ما نیست.

‫صد دیگه هم اونجا بودن،

‫احتمالاً یکی به آمبولانس زنگ زده.

‫- آنجلا رو پیدا می‌کنن. ‫- و بعدش چی، کوری؟

‫دیوی؟

‫و بعدش چی میشه؟

‫شاید باید به پدر کارن بگیم.

‫کلانتر؟ ‫نه.

‫با نوا موافقم.

‫پیام ای داشت بهمون هشدار می‌داد

‫که دهن‌مون رو بسته نگه داریم.

‫حالا این هی هرکی که هست.

‫مرد نقاب پوشی...

‫که ایموجن دیدش.

‫همونی که همه‌مون دیدیمش.

‫بچه‌ها... اگه کارن برامون ‫پاپوش ندوخته باشه چی؟

‫منظورت چیه؟

‫منظورم اینه فرض رو بر این گرفتیم

‫که کارن خودش تیغ رو توی ،کفش خودش گذاشته بوده

‫موش رو خودش گذاشته بوده توی کیف خودش،

‫اما... ‫اگه کار خودش نبوده باشه چی؟

‫اگه "ای" تیغ‌ها رو گذاشته بوده توی کفشش

‫چون می‌دونسته ما برمی‌گردیم ‫پیش کارن چی؟

‫پس ای داشته از همون اول ‫سر به سرمون میذاشته؟

‫نه... ‫نه.

‫کارن یه زورگو بود،

‫درست همون طوری که توی ‫پیام ای نوشته شده بود.

‫ایموجین، تو اون رو بالا پشت بوم ‫با یه سطل دیدی،

‫و وقتی کلانتر بیزلی و پلیس‌ها ‫سطل رو اون بالا پیدا کنن،

‫فرض رو بر این می‌گیرن...

‫که کارن می‌خواسته همون کاری رو باهات ‫بکنه که توی توی فیلم با کری کردن،

‫و افتاده.

‫فرض رو بر تصادفی بودنش می‌گیرن.

‫شاید این برای اونا قانع کننده باشه، ‫اما من که می‌دونم...

‫کارن رو هل دادن... ‫ای هلش داده.

پس اینـم یه دلیل دیگه

‫- برای ساکت موندنمونـه. ‫- آره.

‫اگه چیزی که ای خواسته رو انجام بدیم، ‫شاید همه‌چی حل بشه.

‫بیایید امیدوار باشیم... ‫و خواهیم دید توی مدرسه چه اتفاقی می‌افته.

‫- شب خوش. ‫- خدافظ.

‫میشه من... امشب اینجا بخوابم؟

‫البته.

‫تبی... قبلاً ازم پرسیدی که مامانم ‫یاداشتی گذاشته بوده یا نه.

‫خب؟

‫نذاشته بود.

‫اما با خون خودش

‫روی دیوار حمام نوشته بود ای.

‫اوه خدای من.

‫بعدش، یه ای روی پوسترهامون ظاهر شد.

‫بعدش هم ای، کارن رو هل داد، و داره ‫برامون پیام می‌فرسته.

‫بروشوری که مامانم شب مرگش گرفت...

‫ای به عنوان یه پیام اون رو براش فرستاده بوده

‫تا کاسه صبرش رو لبریز کنه ‫یا همچین چیزی،

‫یا... شاید... ‫خودش کتتش، یا...

‫کار خودش بوده؟

‫چی؟ ‫چی شده؟

‫اوه خدای من.

‫کارن بروشور‌ رو با خودش آورد.

‫گیج شدم. ‫پس کار کارن بوده یا ای؟

‫جفت‌شون؟ ‫هر دو؟

‫مطمئن نیستم.

‫اما باید بدونم این باشگاه وای2کی چی بوده.

‫اگه ای و کارن و مامانم...

‫به هم ارتباطی داشته باشن باید بفهمم چه ارتباطیـه.

‫«دوشــنبه»

‫دانش‌آموزان، معلمین... ‫کارکنان.

‫کارن بیزلی...

‫یکی از اعضای محبوبِ ‫دبیرستان میلوود بود.

‫یک دختر... ‫یک خواهر...

‫یک دوست.

‫برای کمک و کنار اومدن با این فاجعه،

‫به مدت دو هفته یک مشاور ‫به مدرسه آوردیم.

‫یاد کارن در این تالارهای پرارج ‫تا ابد زنده خواهد موند.

‫اون یک دانش‌آموز الگو ‫در دبیرستان میلوود بود...

‫...مظهر روح مدرسه.

‫...بررسی و هر پشتیبانی که نیاز دارن.

‫کلانتر تا اطلاع ثانوی ‫توی دفتر من کار خواهد کرد.

‫کلی؟

‫فکر نمی‌کردم امروز مدرسه باشی.

‫آره، خب...

‫مامانم می‌خواست تنها باشه،

‫و منم نمی‌خواستم خونه باشم.

‫من...

‫می‌دونم کلمات ناچیزی مثل "متاسفم" توی

‫شرایطی مثل این چطورین، اما...

‫متاسفم.

‫درست میگی.

‫این کلمات از طرف تو هیچ معنی‌ای ندارن.

‫کلی، میشه یه چیزی نشونت بدم؟

‫کارن... شبی که مامانم مُرد اومد پیش‌مون.

‫می‌خواستم بدونم چیزی...

‫چرا باید چیزی درمورد یه بروشور احمقانه بدونم؟

‫متاسفم. من فقط دارم تلاش می‌کنم ‫بفهمم چرا مادرم...

‫قضیه تو نیستی.

‫عقلت رو از دست دادی، ایموجن؟

‫بچه‌ها...

‫الان با کلی صحبت کردم.

‫اوه خدای من، ‫اون توی مدرسه‌ست؟

‫که این نشون میده چه خانواده مغشوشی هستن.

‫اصلاً تو کار استراحت نیستن.

‫- ایموجن، بنظر خوب نیستی. ‫- دارم بالا میارم.

‫نفس عمیق بکش. باید آروم باشی. ‫همه‌ باید آروم باشیم.

‫نقشه‌مون همینـه؟ ‫آروم باشیم؟

‫به هیچکس هیچی نمی‌گیم.

‫همونطوری که توافق کردیم. ‫برنامه‌مون اینـه.

‫لطفاً ایموجن آدامز، ‫تبیتا هیورث،

‫فرن برایانت، نوا اولیوار، ‫و مینی هونردا

‫برن به دفتر مدیر.

‫شما توی سینما کار می‌کنید، درسته خانم هیورث؟

‫آره، اما مسئله...

‫ما از... اتفاقی که برای دخترتون ‫افتاد فیلم نگرفتیم.

‫درواقع، من جلوش رو گرفتم.

‫باید با تایلر مارچند صحبت کنید.

‫اون فیلم گرفت.

‫با آقای مارچند صحبت کردیم.

‫اون ادعا می‌کنه شما تلفنـش رو دزدیدید، ‫درسته خانم آدامز؟

‫آخه...

‫- ازش گرفتمش. ‫- و بعدش یکی از شماها،

‫یا جفت‌تون، ‫یا همه‌تون...

‫بعدش اون فیلم رو برداشتید و...

‫برای تحقیر کردن دخترم...

‫یه ویدئو تقلبی درست کردید، درسته؟

‫ما...

‫ما اینکار رو فقط بخاطر این کردیم ‫که کارن اول برامون گردن کلفتی کرد.

‫- داشتیم سعی می‌کردیم جلوش رو بگیریم. ‫- اما متاسفیم.

‫همه‌مون خیلی... ‫متاسفیم.

‫اما شما از همکلاسی‌هاتون دعوت کردید

‫که ویئویی که ادیت کرده بودید رو ببینن

‫که ما رو فرومایه...

‫روانی و حقیر توصیف می‌کرد

‫پس...

‫اون ویدئو الان دست کدوم یکی از شماست؟

‫خانم هیورث...

‫با توجه به علاقه‌ات، ‫فکر می‌کنم شما درستش کرده باشید.

‫نمی‌خوام پشت سر مُرده بد بگم، کلانتر

‫اما دختر شما یک زورگو بود.

‫فکر کردید بالای پشت بوم ‫با یک سطل چیکار می‌کرده؟

‫می‌خواست یه چیزی بریزه روی ایموجن.

‫هیچ سطلی روی پشت بوم...

‫یا توی ورزشگاه نبود.

‫نه، من کارن رو با چشای خودم دیدم. ‫یه سطل داشت.

‫پس تو تنها کسی بودی که دیدیش.

‫چون با کلی دانش‌آموزش صحبت کردیم

‫و هیچکدوم به یک سطل اشاره نکردن.

‫اما همه‌شون درمورد...

More Farsi Persian subtitles for Pretty Little Liars: Original Sin

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left