Prvních 199 řádků.
بمون
نمیتونم
فکر کردم گفتی امروز مجبور نیستی کار کنی
مجبور نیستم، ولی باید چکِ حقوقم رو بگیرم - میتونم برسونمت -
بعدش میتونیم بریم صبحونه بخوریم
من 4 ساعت قبل صبحونه خوردم
پس ناهار - نمیتونم -
باید چکِ حقوقم رو بگیرم، خرید کنم،
دخترا رو از مدرسه بردارم، شام بپزم
خب، شاید به نظرت کسل کننده بیاد،
ولی این زندگیِ منه
برای پرداختِ اقساط وام دیرم شده. باید برم بانک
لازم نیست نگرانِ این مزخرفات باشی
میتونی بیای اینجا زندگی کنی
دخترا چی؟ - میتونم اونجا -
براشون یه تختِ کوچیک درست کنم
این فقط یه ایده بود
ببخشید. میدونم داری سعی میکنی
تو زیاد از حد نگرانی
خب من مسئولیتهایی دارم
تو میتونی تمامِ روز قارچ بخوری
و شورت به تن نقاشی کنی
این منصفانه نیست
خیلی چیزا منصفانه نیستن
باید برم
صبح بخیر، رندال. ببخشید که مزاحمت شدم
فقط اومدم چکِ حقوقم رو تحویل بگیرم
بله، گذاشتمش همینجا
خب، تونستی اون لباس رو بدونِ مشکل به خیاط برسونی؟
مشکلی نبود - واقعاً؟ -
،خب، یه خُرده دیر کردم
ولی تونستم اولِ صبح برسونمش اونجا
سرِ وقت آماده شد، درسته؟
بله
،تونسته بود دوختش رو تغییر بده
ولی نتونسته بود
لکههای چمن رو پاک کنه
میتونم اونا رو توضیح بدم - نیازی نیست -
متوجه شدم که اونا از چمن ایجاد شدن
آخرین چکِ حقوقت به عنوان هزینهی لباس اعمال میشه
آخرین چکِ حقوق؟ - بله آخرین -
دارم اخراجت میکنم - نمیتونین اینکارو بکنین -
کاملاً مطمئنم که میتونم
...آره، نه، من
یعنی، لطفاً اینکارو نکنین
میدونم که اشتباه کردم
و دیگه هرگز تکرار نمیشه
خواهش میکنم، من واقعاً به این کار نیاز دارم
و عروسها به لباس عروسِ سفید نیاز دارن
به لطفِ تو، این عروس رفت جای دیگه
تا لباسش رو بخره
شاید بتونی اونجا دنبالِ کار بعدیت بگردی
:ترجمه و تنظيم زيرنويس sin«سـينـا»cities
اون نمیتونه همینجوری اخراجت کنه
کاملاً مطمئنه که میتونه
ولی تو بهترین فروشندهای هستی که داریم
اونا کسی بهتر از تو برای قانع کردنِ زنای پولدار
به خریدن لباسهای گرون پیدا نمیکنن
دلم برات تنگ میشه
گمونم این دیگه خدافظیه
"بیا اسمش رو بذاریم، "بعداً میبینمت
مراقب خودت باش، فهمیدی؟
تو هم همینطور
صبح بخیر - وقتِ صبح بخیر نداریم -
کلی کار برای انجام داریم
همهی این دخترای بازیگر تایید شدن؟
مطمئن نیستم. معمولاً گرگ اینکارو میکنه
خب، حالا من انجامش میدم
گرگ امروز نمیاد؟
اون دیگه هیچوقت نمیاد
خیلی خب، تو عکسها رو بیرون بیار
من شروع به تایید همه میکنم - گرگ حالش خوبه؟ -
اون خوبه. ازت میخوام یه مقدار
کمتر نگرانِ اون باشی و کمی بیشتر نگرانِ خودمون باشی
اگه این دختر نیان آماتور به نظر میرسیم
اوه، اون دختره سوفیا میاد؟
کی؟
همون دختره تو تئاتر که گرگ عاشقِ بازیش بود
کلیر، یالا
عقب نیوفت. باید عالی و بینقص باشیم
جوری رفتار کن که انگار این تستِ خودمون هم هست
چون همینطوره
...میدونی، بابایی همیشه میگه "اگه
نه، بیخیالِ حرفی که بابا میزنه
من میگم. کارت رو شروع کن
این چکِ اقساط وامِ مسکنمه
نمیتونی واریزش کنی
همه چی مرتبه؟
من کارم رو از دست دادم
کارت رو از دست دادی؟
خب، یه خاکی تو سرم میریزم
فقط یکم دیگه وقت لازم دارم
خیلی متأسفم، بانی
ولی تو الانشم 45 روز دیرکرد داری
میدونم - دایانا، میتونم چند کلمه باهات حرف بزنم -
با بخشِ وام مسکن تماس میگیرم
بهشون میگم چک دستمه
و تا قبل از پنج بهشون تحویلش نمیدم
این باید تا دوشنبه برات وقت جور کنه، خب؟
دوشنبه
باشه
اشکالی نداره
اشکالی نداره، خب؟
الان از بخشِ سهامی بانک بهم زنگ زدن
به نظر میاد برآورد وامهای دو هفتهی قبلمون
اشتباه تحویل داده شدن
چطور ممکنه؟
این دقیقاً چیزیه که میخوام بدونم
خلاصه که ازت میخوام این آخر هفته بیای اداره
پس جِف چی؟ حالا دیگه اون مسئولِ بخشه
نباید خودشم باشه
از اونجایی اشتباهِ خودشه
جف با خانوادش واسه آخرهفته برنامه داره
استیون
سلام، بانی
چه سرزده - به دفترت زنگ زدم -
گفتن اینجایی - ...آره -
خیلی خب، یه دقیقه بهم فرصت بدین
هی، بدونِ من مارتینیِ سوم سفارش ندین
چی شده؟ - ما پول لازم داریم، استیون -
باشه
چرا زودتر نگفتی؟
...من تقریباً
من 120 دلار همراهم دارم
شاید درست متوجه منظورم نشدی، استیون
ولی من برای حمایت از بچههای تو پول لازم دارم
نه برای خریدنِ تاکو
باید دسته چکت رو دربیاری
اگه الان برات چک بنویسم، برگشت میخوره
میدونی قسطِ وام مسکن چیه دیگه؟
چون من باید پرداختش کنم
و خیلی عقب افتاده
پس ازت میخوام حالا پا پیش بذاری
...ببین، میخوام بهت کمک کنم. فقط
فقط تازه برگشتم سرِ کار
یعنی، هنوز باید هزینههای حقوقی و جریمه رو پرداخت کنم
و دارم روی یه معامله تو کالورسیتی کار میکنم
چند صدتا آپارتمانه
فقط دارم روی تهیهی سرمایهـش کار میکنم
کَل بیکر اینجاست - عالیه -
کتلین - کَل -
از ملاقات باهاتون خوشوقتم
من طرفدارِ پر و پا قرصِ "زنِ پلیس" هستم
فکر کنم یه سری بازیگر جوون پیدا کردم
که واقعاً عاشقشون میشین
خب، امیدوام اینطور باشه
هفتههاست که سعی دارم برای این نقش بازیگر انتخاب کنم
گرگ کجاست؟ - امروز فقط من اینجام -
من و همهی دخترای با استعدادی که قراره ببینین
خب، باشه. بیاین زودتر شروعش کنیم
الو؟
اوه، سلام، مامان
بابا حالش چطوره؟
باشه
...راستش الان نمیتونم حرف بزنم، پس
بعداً بهت زنگ میزنم
منم دوسِت دارم
شرمنده بابتِ تلفن
همه چی روبراهه
پدرم چند هفته قبل سکته کرد
وای، خدای من. متأسفم
چند روزِ اخیر وضعش وخیمتر شده
هفتهی آینده میرم سانفرانسیسکو که ببینمش
مادر منم اخیراً بیماری خفیفی داشت
میدونم چقدر میتونه سخت باشه
متأسفم، نمیخواستم
پای تو رو به این ماجرا بکشم
اشکالی نداره
بفرما
هنوز کلی پرونده برای بررسی کردن داریم
کار میتونه یه لحظه صبر کنه
آره
مامان، رنگِ قبضها داره عوض میشه
هان؟
خدای من
لعنتی
هی، مامان
میدونی کِی شام میخوریم؟
چیه؟
مامان، خیلی سریع راه میری
نمیتونم بهت برسم - برای همین دارم میکشمت -
من امروز تستِ بازیگری دارم؟
بیا امیدوار باشیم
خواهش میکنم، دیگه نه
تو رو خدا
نه
نه
و پایانِ صحنه
مرسی. معرکه بود
خیلی ممنون که من رو دعوت کردین
خواهش میکنم. مرسی، سوفیا
اون دختر عالی بود
شکست دادنش سخت میشه
کاملاً موافقم - خانومِ نولان اینجاست -
ببخشید
چیه؟
بانی
همه چی روبراهه؟ - نه والا -
راستش الان وسطِ
No comments yet. Be the first to leave one.