Prvních 200 řádků.
یالا، آروم...آرومش کن
باشه بابا
تازه به دکتر هم قول دادی که
سخت نگیری
توام به من قول دادی که
زیاد سر من وسواس به خرج ندی
!به خونه خوش اومدی
- !اوه - اوه، ببخشید، ببخشید، ببخشید
آروم باشین، دخترا
اوکی، کمک کنین برادرتون روی مبل بشینه
دنیس، میشه لطفا
بالشتای اضافه رو از توی اتاق بیاری؟
باشه دکتر شن
دقیقا این بالا
بچه ها، بچه ها
من واقعا به همه اینا احتیاج ندارم
بجز اون، شما الان باید بیرون دنبال میا باشین
نیکی مسئولشه. وظیفه تو استراحت کردنه
همینجا توی خونه
تا وقتی که بانداژت باز بشه، اوکی؟
خپلوهای هارمونی چی؟
سباستین اونارو پوشش داده
اونم ازت میخواد که استراحت کنی
اینم گفت که اگه کارمونو عقب بندازی
از همه حسابای استریم بیرونت میکنه
من میخوام
یکم چای لوهانگو درست کنم
من میرم داروخونه تا قرصاتو بگیرم
حواست باشه از روی مبل بلند نشه
- چشم مامان - حالا که داری ازم بچهداری میکنی
گوشیم چندروزه خاموش شده
همین الان میرم سراغش
از خونهت شارژرتو آوردم
پس فکر میکنی کی آماده بشی
تا دهنتو تو بسکتبال سرویس کنم؟
اوکی باشه، مگر اینکه تیر خورده باشم
تا اینکه بتونی اینکارو بکنی
نمیدونم. بهت چندتا امتیاز آوانس میدم
همه چی اوکیه؟
اوه آره، چیزی نیست
دنبال میا گشتن به کجا رسید؟
یه آگهی زدیم
ویدئوهای دوربینای ترافیکی رو چک کردیم و خب
تقریبا الان آماده ام تا آگهی گمشده به دیوارا بچسبونم
و اگه پیداش کنی، اونوقت چی؟
منظورت چیه؟
میدونم اتفاقی که افتاد، دقیقا تقصیر اون نبود
ولی اون مارو ترک کرد
اون برادرمونو ترک کرد تا بمیره
اون خطرناکه. اون خیلی قویه
و حالا هم ژیلان افکارشو مسموم کرده
منظورم اینه که هشدار اون خانم ژائو توی رویات
درمورد همین نبود؟
اینکه سرنوشت میا اینه که
کنترل قدرتاشو از دست بده؟
فقط...باید ببینمش. چشم تو چشم
رایان گفت اون ترسیده و گیجه
اون باید بدونه که اتفاقی که افتاده، تقصیر اون نیست
اینکه هنوز برای برگشتن دیر نشده
مطمئنم که میتونه نجات پیدا کنه
بچهها؟
بیاین اینو ببینین
وقتی توی بیمارستان بودم، از یه شماره جدید
پیامک دریافت کردم
فکر کنم میاست
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
قربان؟
بهتره راجع به دخترم خبر جدید داشته باشی
ظاهرا هنوز نه
ژیلان تنها کار نمیکرد
یه زن جوون هم بوده
پیداشون کن. جفتشونو
دیگه اشتباهی رو تحمل نمیکنم
داری وقتتو هدر میدی
یا منو بکش یا بذار برم
من بهت هیچی نمیگم
ما نمیخوایم تو رو بکشیم
ما کمکتو میخوایم
فقط یه تماس بگیر
پدرتو از خونه بیرون ببر
ما حواسمون به بقیهش هست
واقعا فکرمیکنی بهت کمک میکنم
تا پدرمو بکشی؟
کروین همه چیو راجع به بچگیت بهم گفت
اینکه چطور راسل تو رو زجر داده
تو رو در رقابت با خواهر و برادرات گذاشته
اینکه چطور هرگز نمیتونستی با
ریموند شیرین و مرحوم رقابت کنی
میدونم بهش فکر کردی
با ما همکاری کن و دیگه لازم نیست
بازیچه دست اون بشی
ریموند مرده. کروین از گود خارج شده
تو نفر بعدی هستی
...و با بیرون رفتن بابایی از جریان
تو هیچی راجع به من نمیدونی
و میدونی که هرگز به چیزی که میخوای نمیرسی
مگر اینکه بری سراغش
- الو؟ - آه، سلام، میا
رایان، حالت خوبه؟
آره، خوبم
ببخشید، نباید ترکت میکردم
میدونم...مشکل...مشکلی نیست
توی بیمارستانی؟
آه، نه راستش برگشتم خونه
تو با نیکی ای
داری این تماسو ردیابی میکنی، مگه نه؟ کافیه
هی میا، اتفاقی که افتاد، تقصیر تو نبود
بابت تمام دردایی که باعثشون شدم، متاسفم
...از همتون معذرت میخوام ولی من تصمیممو گرفتم
...واستا واستا واستا میا
اوکی، اون زمان کافی بود؟
فقط تونستم دوتا برج مخابراتی رو پینگ کنم
...بدون سومی
تماس رو ضبط کردم
شاید تو پشت زمینه یه سرنخی باشه
رایان، تو خوبی؟
آره
بنظر صدای یه ماشینه شاید یه کارخونه ست؟
فکر نمیکنم. توی این دور و ورا ساختمون صنعتی نیست
اینو برای ایوان بفرست شاید یکی رو بشناسه
که بتونه اینو پاکسازی کنه
اوکی
اعتراف کنین، خانما شما اصلا توقع منو
توی پشت اون ماشین نداشتین
کار این شغل نجات دادنه
و تو اون زمینه هم زیاد هوشمندانه نیست
فکر میکنی ما داریم خالی میبندیم؟
فکر میکنین بهتون آسیب نمیزنیم؟
هنوز که دست روم بلند نکردی
اووه
ژیلان ممکنه که یه قاتل باشه
ولی تو فق یه دختر کوچولوی ترسویی
یه مهره توی نقشه بزرگ پدر من
دیر یا زود میگیرتت
تو اون زنگ رو به صدا درمیاری و کار ما باهات تموم میشه
تو فقط یه تیکه از نقشهای. همین و بس
کاملا آشغالی، درست مثل مادرت
پدر تو دیگه زندگی
!مردم رو نابود نمیکنه !آه! اوه
تو قراره به ما کمک کنی
!یا میمیری! آه
داری چیکار میکنی؟
کشتن اون مارو به جایی نمیرسونه
باید از من پیروی کنی
بهت هشدار دادم
دختره داره کنترلشو از دست میده
برای دورگه اتفاق افتاد
و برای میا هم اتفاق میفته
من اونو تحت کنترل دارم
بهت گفتم ژائو، پیش بینیای تو برام مهم نیست
من نقشه های خودمو برای دختره دارم
اوه آره ازش استفاده کنی تا تن رو بکشی
ولی چرا نقشهت اینقدر واضحه؟
چرا خودت انجامش نمیدی؟
چونکه
جفتمون لایق عدالتیم
تو واقعا به این دختر اهمیت میدی
و منم فکر کردم که روحیه حفاظتی از وجودت رفته
به تو چه ربطی داره، شیمیدان؟
واقعا از چی میترسی؟
من فقط میخوام یه اشتباه
در گذشته رو درست کنم
نه، بیشتر از اونه
میتونم بیچارگیت رو حس کنم
این به راسل مربوط میشه
برنامه ای که برای میا داره
چرا اینقدر میخوای متوقفش کنی؟
ماجرا هیچوقت راجع به یه زلزله نبود
میخواد به قلمرو من دسترسی داشته باشه
یه فضا بین مرگ و زندگی
منبع قدرت نسل
- چرا؟ - چونکه
اونجا جاییه که میتونه
چیزی که واقعا دنبالشه رو به دست بیاره
زندگی و مرگ
اووه، پس ماجرا اینه
پسرش
میخواد ریموند رو برگردونه
فکر کردم خوددن اسموتی رو کنار گذاشتی
هه، این برای رایانه
مگه مامانت یه ساعت پیش بهش غذا نداد؟
اوهوم این غذای یواشکیه
اوه درسته
واو، کورتنی یه برنامه نصب کرده
که نشون میده چندتا کاربر اپلیکیشن مارو نصب کردن
30,000.
!عزیزم، گل کاشتی
ها! نمیفهمم
چندهفته پیش راه اندازیش کردیم و هیچ خبری نبود
...حالا یه دفعه
دنیس؟ چیکار کردی؟
ممکنه به ادی کونگ درمورد اپت گفته باشم
اونم ممکنه تصمیم گرفته باشه که برای 1.6میلیون
فالوورش درموردش توییت زده باشه
- چی گفته؟ - فقط توییت خبری راه اندازی منو
دوباره ریتوییت کرده
"فقط یه کلمه اضافه کرده "خفن
!اوه، بم بم، تو نابغه ای
!الان یه پایگاه کاربری واقعی داریم
منظورم اینه که خیلی از استارتآپا تا ماه ها
No comments yet. Be the first to leave one.