Prvních 200 řádků.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
پس این، شیء اسرارآمیز یخ زدهایه...
.که کاسبای دورهگرد اِلفورا ازش حرف میزدن
حالا سوال اینه که این یه مدارِ .تلپورت به بابیلون هست یا نه
.مطمئناً بزرگه
فایدهای نداره. هیچ چیزی شبیه .یه ورودی این اطراف نیست
.اینجا هم همینطور
.پیداش کردم
!این احتمالاً ورودیه
.همگی، یکم اینجا منتظر بمونید
.میرم سعی کنم واردش بشم
.پس این واقعاً یه خرابهی بابیلونه
.امیدوارم اینجا کتابخونه یا پناهگاه باشه
.گمونم انبارم خوب باشه
پس میتونم واسه تشکر به خاطر همهی این .دردسرای اضافه که بهمون داده تنبیهش کنم
این مطمئناً شبیه یکی از سازههای ...بابیلون بنظر میاد، اما
.حدست درسته
من بِل فلورا سرپرست پایگاه این .بخش کیمیاگری هستم
.لطفا فلورا صدام کن
بخش کیمیاگری، ها؟
ناامید شدنت دلیلی داره؟
.نه، هیچی
مطمئنی؟
!اوه-ها
اگه تونستی بیای اینجا
یعنی تو مثل استاد، شایستگی .مالکیت همهی عناصرو داری
گرچه، فقط میتونم به کسی که سازگاری داشته باشه اجازهی استفاده از بخش کیمیاگری رو بدم
.میدونم
راستی سرپرست باغ و کارگاه
.منو تایید کردن
باغ و کارگاه؟
سسکا و رُزِتا؟
!اوه، خدای من! ۴۹۰۷ سالی میشه
!چه خاطره انگیز
اگه اون دوتا قبولت کردن .مطمئنم شایستگیشو داری
.با این حال، لطفاً بذار خودمم تصمیم بگیرم
تصمیم؟
!هی، وایسا
Ben_Azad :مترجم
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
@AioSub | @AioFilmcom
اشکاتو جمع کن
و نور توقفناپذیرتو آزاد کن
مثل الماس برق میزنه
نگران نباش، بیخیال
به ندای قلبت گوش بده
هردفعه از رویاهام حرف زدم .انگاری یه چیزی مانعشون شد
حتی اون پرنده و آسمون .واسم یه رنگ بنظر میومد
تا اینکه تو که چشمات لبریز از قدرت بود سر راهم قرار گرفتی
اون موقع بود که زمان ایستاد و یه چیزی تو اعماق قلبم شروع حرکت کرد
نترس و برو جلو
اگه فقط بتونیم یه بار زندگی کنیم
با خودت روراست باش تا پشیمون نشی
اشکاتو جمع کن
و نور توقف ناپذیری رو آزاد کن
اون مثل الماس میدرخشه
نگران نباش، بیخیال
به ندای قلبت گوش بده
قسمت ۶
بخش کیمیاگری و تجدیددیدار غیرمنتظره
.ثبت نام کامل شد
.اطلاعات ژنتیکی ارباب ثبت شده
مالکیت بخش کیمیاگری .حالا به ارباب منتقل میشه
همچنین با دستمالیای که یه خرده .پیش کردی آزمونو قبول شدی
اگه اونموقع تبدیل به یه حیوون میشدی
.بیکفایت درنظر گرفته بودمت
.حالا به عنوان سازگار تاییدت میکنم
از این لحظه به بعد واحد شماره ۲۱
اسم رمز "بل فلورا" تحت اختیار شما درمیاد
.امیدوارم تا ابد به شما خدمت کنم ارباب
!استادی که همهی شماهارو ساخته یه مرگیش هست
بخش کیمیاگری یه ساختمونه
که جادو و مواد مختلفو ترکیب .میکنه تا چیز جدیدی بسازه
خب مثلا چندتا از چیزایی که میتونی بسازی چیه؟
.یه معجون که درمان زخمارو آسون میکنه
این بخش به عنوان یه ساختمان درمانی هم عمل میکنه
پس این امکانو داریم که یه دست .یا یه پا رو هم از نو تولید کنیم
داروهای متنوعی هم توی این .قفسههای انبار داریم
.داروهایی که استاد درست کرده هم هستن
وای، پس داشته یه تحقیقِ درست و حسابیای میکرده مگه نه؟
،تقویتکنندههای حساسیت کاهندههای بازدارندگی
محرّکها، تقویتکنندههای قدرت بدنی
مسکّنها، کاهندههای تحریک
.تقویتکنندههای شهوت و غیره هم هستن
هیچکدوم مشکلی واسه .استفاده ندارن و بیعوارضن
!واقعاً که خر بودم که تحت تاثیر قرار گرفتم
.با این حال تاثیرگذاریشون فوقالعادهست
...ارباب، اگه میخواستی میتونستیم
!من از جونم سیر نشدم پس نه ممنون
هیچ داروی عادیای انبار نمیکنید؟
!نه
...بخش کیمیاگری
...خب کتابخونه نبود، پس
خب، به هرحال، بنظر میاد ساختمونی باشه .که بتونه واسه ارباب برونهیلد مفید باشه
اوم، من کاری کردم که دلخور بشی؟
.نه، نگرانش نباشید
.عذرمیخوام
تو سرپرست بخش کیمیاگری هستی؟
.لطفاً فلورا صدام کن
!چقد بزرگن
!بدجوری قلنبهان
.حریفشون نمیشم
.من حریف اونا نمیشم
.ا-اشکالی نداره
.شما دوتا کلی وقت دارین که بزرگتر بشین
.مال منم وقتی همسن شما بودم انقد بزرگ نبودن
!وقت بزرگ شدنه
!بزرگ شید
...ولی ما
.دیگه رشد نمیکنیم...
چرا براشون نمیمالی؟
!نمیتونم ول بچرخم و همچین کاری بکنم
.مال منو که یه خرده پیش مالیدی ارباب
هی! چرا همچین چیزیو میگی؟
.بوسمم کردی
.تویا، من باید باهات یه صحبتی داشته باشم
بله؟
.تویا، کتابای جدید رسیدن
.خیلی زیادن
برنامه دارم اونا رو به کافه کتاب .ماه بین بسپرم
.خوب شد یادم انداختی
.یه طلسمی بود که میخواستم دنبالش بگردم
یه طلسم؟
.آره
پیداش کردی؟
فلای؟
تو از جادو استفاده میکنی که .معلق بشی و خودتو حرکت بدی
استفاده ازش قدرت جادویی زیادی میخواد
.اما احتمالاً نباید مشکلی داشته باشم
.فلای
!وای
.خیلی خوب عمل میکنه
.گمونم سعی کنم یکم بالاتر برم
!وا-های
هنوز نمیتونم خوب کنترلش کنم
!اما یواش یواش داره خوشم میاد
!اونجا
!بعدی، یه چرخش سهگانه
پس زیاده روی کردی بعدش حالت تهوع گرفتی و اومدی پایین؟
.شرمندهام
جز اون مشکل دیگه نبود؟
.آره، بنظرم مشکلی نباشه
.هی،تویا
اگه اون طلسم پروازو رو من اجرا کنی منم میتونم پرواز کنم؟
.نه، فکرنکنم جواب بده
.این یه طلسم مهارتی نیست
نمیتونی بوست رو روی لینزه اجرا کنی مگه نه؟
.اینم همینه
.که اینطور
با این حال میتونی درحالیکه .من حملت میکنم پرواز کنی
.نه، یه جورایی خجالتآوره
اوه، اما اگه با لویتیشن ترکیبش کنم .شاید بتونی پرواز کنی
لویتِیشن؟
موقعی که داشتم دنبال طلسم واسه .پرواز میگشتم پیداش کردم
یه طلسمیه که اشیاء رو تا ارتفاع .بازوهای اجراکنندش شناور میکنه
.لویتیشن
.فلای
د-دارم پرواز میکنم؟
حالا میتونیم با هیولاهای پرنده با .شرایط برابر مبارزه کنیم
واسه همین دنبال جادوی پرواز میگشتی؟
شاید به پست دشمنایی بخوریم که میتونن پرواز کنن مگه نه؟
همیشه یه شانس دیگهای هست که .بازم عبارتای پروازی ظاهر بشن
.میخوام دوباره پرواز کنم
هنوز بهش نمیشه گفت شهر
.اما خارقالعادهست
...هوم؟ اون
!تویا
اون چیه؟
!اون داره پرواز میکنه
!اون عالیجنابه
عالیجناب؟ خودشه؟
!محشره
!عالیجناب
ما، شوالیههای برونهیلد خوشحالیم که .از امروز خدمتمونو شروع میکنیم
!عالیجناب
.اوه، درسته
تصمیم گرفتم دیگه وقتشه ارتش شوالیههای .خودمو تشکیل بدم و جذب نیرو رو شروع کنم
.بنظر میاد ارتش شوالیههای جالبی بشه
تماسگیرنده
خدا
تماسگیرنده
خدا
تماسگیرنده
خدا
تماسگیرنده
خدا
تماسگیرنده
خدا
تماسگیرنده
خدا
تماسگیرنده
خدا
...الو؟ خدا؟ چیزی
!سلام! من، من، منم
وایسا، اون صدا...الههی عشق؟
!دینگ-دینگ-دینگ-دینگ
.عجب روحیهی شاد و شنگولی داری
!معلومه که شاد و شنگولم
!تویا، الان قشنگ رو مودِ رمانتیکبازیای ها
منظورت چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.