Prvních 200 řádků.
خطرناکه داخل بمون
اشتباه برداشت نکن
لازم نیست ازم محافظت کنی
"آنچه گذشت"
رئیس جانگ، چانگ هون همراه افعیه
ئه ری، لطفا آروم باش و ببین چی میگم
بی دی اس ام
میخوای بگی اون پیرمرد دکتر کو بازیمون داده؟
آخه چجوری نه یکی بلکه دو سکه از دست دادیم؟
چرا بهم زنگ زدی و ترتیب این کارو دادی؟
میدونستی دکتر کو سکه رو میبره؟
صومعه ای که توش هستن
از قبل اونجارو میشناختی؟
وقتی همه تونگبوهای چوسان یه جا باشن
میتونیم اون موقع برای گرفتنشون بریم
حدس خوبی داری
همیشه حدساش جواب میده
میدونستم به دستش میارم
یه جایی تو اون ساختمون
سکه های تونگبوی چوسان هستن؟
ماشین کیم یونگ سو
به مدت یه ساعت تو پارکینگ زیرزمینی بود
یه زمانی اون وسط سیگنال تونگبوهای چوسان رو از دست دادیم
اگه اونارو جایی گذاشته باشه
به احتمال زیاد خزانه سریش بوده
هرچند
متوجه هیچ حرکتی
تو بقیه ساختمون نشدیم
یعنی کیم یونگ سو هرگز پارکینگ زیرزمینی رو ترک نکرده
پس
بخش وی آی پی که ماشین کیم یونگ سو توش پارک شده
از اونجا یه ورودی به سمت ساختمون اصلی هست
ولی از این سمت بالا نرفته
پشت این دیروار ناپدید شده
پشت این دیوار، از طریق دری که با اثر انگشت باز میشه
خزانه پر از گنجش هست؟
بینگو- ایول-
و مسیر به خزانه
به شدت تله گذاری شده
و نشانگر اثرانگشت هم
مدلیه که به تازگی عرضه شده
پس کارِ شیمادا نیست
راه های زیادی برای به دست اوردن اثر انگشت یه نفر هست
ولی این حقیقت که طرفمون کیم یونگ سو هست
سختش میکنه
بیایم به خوبی آنالیزش کنیم
حتی اگه راهی برای شکست دادنش پیدا کنیم
خیلی تیزه، نزدیک شدن بهش سخته
بماند که چهره ها و اطلاعات شخصیمون روهم میدونه
مگه چی تو خزانه گنجینه هاش هست
که اونجا تله گذاری شده و اسکنر اثر انگشت هم داره؟
محل نگهداری کلکسیونی هست که تمام عمر جمع کرده
و همینطور هم تونگبوهای چوسان
آها
چیه؟ فکر میکنی یه چیزی مشکوکه؟
کیم یونگ سو
گلدون گل و دُرنا رو فروخت
که یعنی پول نقدش کمه
ولی کلکسیونی رو که یه عمر صرف جمع کردنش کرده رو
فقط تماشا میکنه؟
عجیب نیست؟
به خاطر اینه اکثرشون غیرقانونی به دست اومدن
و نمیتونه به ارزش واقعیشون اونارو بفروشه
پیرمردی که اینقدر عمر کرده
حاضر نیست ارزون از دارایی هاش دست بکشه
آدم همینقدر میتونه طماع بشه
اینجا آه کشیدن مارو به جایی نمیرسونه
فقط گرمایش جهانی رو سریعتر میکنه
فردا، روز جدید از راه میرسه
یکم استراحت کنین برین بیرون
بریم- یکم هوا بخوریم-
بریم- گمشین-
باشه- بریم؟-
فکرکنم
آها باشه
بهت قول میدم
نه تنها جون خواهرت رو نجات میدم
بلکه کاری میکنم خوشبختی که تا به الان نتونسته رو
حس و تجربه کنه
یکم بیماریت رو تحمل کن
به جای مامان و بابا
من حالت رو بهتر میکنم
و کاری میکنم خوشحال بشی
"منشی هان"
الو؟- یه یو لینک برات میفرستم-
فورا وصل شو
"منشی هان"
لازم به زحمت نبود
این خیلی گرونه
چرا؟ دوسش نداری؟
خدایا نه عاشقشم
ولی من هیچ کاری براتون نکردم یا هیچی بهتون ندادم
و شما خیلی با من مهربونی
یوکی، اگه تو راضی و خوشحال باشی همین برای من هدیه اس
چیز دیگه ای نمیخوام
خب، حالت چطوره؟
خوبم
بعضی وقتا
حس میکنم هیچیم نیست
بازم، خیلی به خودت فشار نیار
باید همیشه مراقب باشی
و نوبتهای بیمارستانت رو هم یادت نره باشه؟
چشم
شماهم خودتون رو ببینین رئیس
به موقع غذا بخورین
همین برای مدتی ساکت نگهش میداره
ولی باید بهش رسیدگی بشه
نمیتونه منو گول بزنه
نگاه هین دال خیلی متزلزله، اینگار که شک داشته باشه
فورا بهش رسیدگی کنم؟
نه
بچه های این دوره زمونه توی وفور نعمت زندگی میکنن
بلد نیستین صرفه جویی کنین
میخوام تا جایی که میشه ازش استفاده کنم
میتونم بعد اون رهاش کنم
از موقع حادثه موگونگهوا
رئیس جانگ خیلی نگرانت بود
پس منم بهش گفتم فعلا من مراقبت هستم
کوچیکه، ولی همینه
چی؟ کوچیکه؟
اینجا راحت باید باشی
اونجا یه استخر هست و یه جکوزی هم اونجا
راحت باش و انگار خونه خودته
اوه، دستشویی هم اینجاست دوش حموم هم داره
یه نگاه بنداز
باشه
چی شده؟
کاسه توالتش از طلاست
اوه اون
موقع سفر به عربستان سعودی خریدمش فکرکردم باحاله
عربستان سعودی؟- لباس راحتی آوردی نه؟-
بقیه همگی رفتن خونه
پس بیا دوتایی شام بخوریم
باشه
خانم لی
چی؟
خانم لی
چی؟ کجاس؟
خانم لی
خانم لی
سورپرایز- سورپرایز-
چی؟ شماها خونه نرفتین؟
اینجا چیکار میکنین؟- چی؟-
چی؟- اون چیه؟-
تولدت مبارک- تولدت مبارک-
تولدت مبارک- تولدت مبارک-
تولدت مبارک، چوی مین ووی عزیز- تولدت مبارک، چوی مین ووی عزیز-
بازرس چوی عزیز، تولدت مبارک
خدایا- یالا شمع هارو خاموش کن-
ولی
چیه؟
این اولین کیک تولدم
بعد از فوت مادربزرگمه
خدایا
گریه که نمیکنی؟ بهت نمیاد
نه گریه نمیکنم
شمعهارو خاموش کن
زودباش بازرس چوی
تولدت مبارک- تولدت مبارک-
تولدت مبارک- ممنون-
به سلامتی- ممنون-
تولدت مبارک
حتما کلی زحمتتون شده
خوشمزه ست
بازرس چوی
توت فرنگی ها خیلی خوشمزه ن
رون مرغ رو با دستت بخور
ممنون- بخور-
بخور- ممنون-
هی، منم میخوام
این
خیلی خوشمزه اس
شراب یخ؟- راستی-
چجوری همه میدونین تولدم کیه؟
زئیس جانگ بهمون گفت
چی؟
معلومه که باید تولد اعضای گروهم رو بدونم
خیلی ممنونم
خواهش میکنم
صبرکن، رئیس جانگ واسه تولد من هیچکاری نکردی
امکان نداره- حتما همینه-
داری
فرق میذاری
نه- نه، اینطور که فکر میکنی نیست-
نه درست میگم- نه، اشتباه میگی-
خدایا باورم نمیشه- چانگ هون تو-
سریع واسه خودت نتیجه گیری نکن
دفعه بعد من... چانگ هون
نمیخوام خدایا
چانگ هون این- باهات خوب رفتار میکنم چانگ هون-
میدونی چرا ناراحتم نه؟
آره میفهمم- تو تولدتت من،... هی-
خدایا- تادا-
خدایا- آیگو-
خدایا- بازرس چوی، این برای توئه-
هی عوضی! اینم از طرف منه
چیه؟- خدایا خیلی ممنونم-
من مجبور شدم همه غذاهارو آماده کنم به خاطر همین وقت نداشتم کادو بگیرم
خدایا نگران اون نباش
وقتی رفتی
No comments yet. Be the first to leave one.