Shining Vale

Shining Vale

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 1

Informace o verzi

Shining Vale S01E02 480p x264-mSD
Shining Vale S01E02 720p WEB H264-CAKES
Shining Vale S01E02 1080p WEB H264-CAKES
Shining Vale S01E02 WEB H264-RBB
Shining Vale S01E02 720p HEVC X265-MeGusta
Shining Vale S01E02 WEB x264-TGX
Shining Vale S01E02 XviD-AFG
Komentář od Prolator
█⫸ پرولیتور | DigiMoviez.com

Tagy

web
720p
720
1080
x264
Zveřejněno: 2022-03-06
Stažení: 55
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫آنچه در شاینینگ ویل گذشت...

‫وقتی منو و مامانت دیدیمش ‫عاشقش شدیم

‫به زبون ساده‌تر، ‫مامانم با یه بنده خدایی سکس داشت

‫- واسه همین باید خونه‌مون رو عوض می‌کردیم ‫- هی، نه. ربطی به اون نداره

‫می‌خوام کار نوشتن ‫رو توی اتاق شیربونی انجام بدم

‫اوه، پس نویسنده‌ای؟

‫اگه تا ماه آینده بخش اول رو ‫آماده نکنی، پیش پرداخت رو ازت پس می‌گیریم

‫خواهش می‌کنم

‫لباست یه جوریه انگار می‌خوای ‫واسه سایت پورن‌هاب آزمون استخدامی بدی

‫تو که نمی‌خوای بگن از اونجور دختراست

‫با یکی که هم سن و سال خودته ‫دوست شو، باشه؟

‫تو این خونه یه خبرایی هست

‫یکی رو طبقه پایین دیدم

‫من چیزی ندیدم ‫منظورم اینه چیز غیرعادی نبود

‫فکر می‌کنی من دارم دیوونه میشم؟

‫پاتریشا

‫تو خونۀ من چکار می‌کنی؟

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫زیرنویس از پرولیتور ‫Prolator@

‫چقد گرمه

‫چیه؟

‫گینور؟

‫راکسی؟

‫راکسی؟

‫اون تو نرو

‫از کلمات خودت استفاده کن

‫آخ!

‫آخ!

‫خدای من

‫خدایا

‫ببخشید ‫واسه کارم کوکش کردم

‫خدای من

‫ببخشید. بذار قطعش کنم

‫پیداش کردم

‫واقعا؟

‫ببخشید

‫بخواب

‫خواب بد دیدم

‫واقعا؟

‫بیا اینجا

‫باشه

‫- خدای من ‫- زنگ اضطراری

‫من خاموشش می‌کنم

‫- لعنت بهت ‫- چیزی شده؟

‫تری، اون زنه رو یادته...

‫که روز اسباب‌کشی، دیدم؟

‫همونی که پشت پنجره بود...

‫یا اونی که توی اتاق پذیرایی بود؟

‫- هر دوتاش یکیه ‫- اوه

‫بهرحال، نمی‌دونم روح باشه یا نه

‫ولی همش توی خوابم ظاهر میشه ‫و دیشب...

‫شاید بخاطر استرس باشه ‫منم قبلا...

‫- یه خواب‌های خیلی جالبی می‌دیدم ‫- می‌دونم، می‌دونم

‫اونموقع که دانشگاه مدیریت بازرگانی می‌رفتی ‫و یادت رفت واسه...

‫- امتحان حسابداری درس بخونی ‫- درس اقتصاد بین‌الملل بود

‫- حسابداری که بیست می‌شدم ‫- باشه، خب توی خواب من...

‫زنه با سیگار دستم رو سوزوند

‫- اوه پت، بیخیال ‫- نگاه کن

‫خدای من!

‫دست بهش بزنم دردت می‌گیره؟

‫- آخ ‫- ببخشید، شرمنده

‫بذار ببینم ‫اینجا رو ببین

‫- مرض داری مگه؟ ‫- ببخشید، شاید سوختگی باشه

‫- همین الان بهت گفتم ‫سوختگیه

‫آره، ولی باورم نمیشه ‫توی خواب این اتفاق واست افتاده باشه

‫شاید داشتی صبحانه درست می‌کردی...

‫و روغن پاشیده رو دستت

‫شده تا حالا صبحونه درست کنم آخه؟

‫شده تا حالا یه روح دستت رو با سیگار بسوزونه؟

‫خیلی واقعی بنظر میومد

‫یه جایی خوندم، نقل مکان...

‫دومین دلیل شایع برای ‫خواب‌های آشفته‌س

‫اولی چیه؟

‫دعواهای زناشویی، فکر کنم

‫آره

‫- برم به بچه‌ها صبح‌بخیر بگم ‫- آره بیا بریم

‫- صبح‌بخیر، بچه‌ها ‫- رفیق شلیک کردی پشمام ریخت

‫باشه

‫این بازم خراب شده؟

‫میشه لطفا یه قهوه‌ساز ‫درست حسابی بخریم؟

‫نه، نه ‫بوفۀ زندان که نیست

‫یکم قلق داره

‫یکم باید باهاش ور بری ‫بذار

‫باشه؟

‫- چرا اینقدر خودتو پوشوندی؟ ‫- شاید چون نمی‌خوام از...

‫بدنم برای بالا بردن ‫ارزشم استفاده کنم

‫عکس کلاس دهم‌ت رو...

‫مجبور شدن شطرنجی کنن ‫نمی‌خواد سر من شیره بمالی

‫چی شده؟ ‫کسی گردنت رو خورده؟

‫بذار ببینم ‫تتو زدی؟

‫مامان

‫ولم کن!

‫از کی تا حالا صلیب می‌ندازی گردنت؟

‫من حق دارم یکم ‫معنویت توی زندگیم باشه

‫یا عیسی مسیح ‫سرت رو از کون من بکش بیرون

‫رفیق، بکش کنار

‫رفیق، داری با کی حرف میزنی؟

‫فِرد، یه پسره که تو آکلیس ‫باهاش آشنا شدم

‫پسری به اسم فِرد وجود نداره

‫فِرد اسم یه بچه‌باز 49 ساله‌ست

‫که شلوارک کوتاه می‌پوشه ‫و داره رو مخت کار می‌کنه

‫که بری باهاش توی وَن بستنی‌فروشی ‫زندگی کنی

‫مگه نمی‌خواستی رفیق پیدا کنم؟

‫منم پیدا کردم ‫نمیشه هم خر و بخوای هم خرما

‫هی هی، خانوادۀ فلپس

‫یکم آروم باشید

‫میشه یکی رو استخدام کنی ‫زنگ در رو درست کنه؟

‫اون تعمیرکار قدیمیت چی شد پس؟

‫باشه

‫لعنتی

‫گیر کرده بود

‫من باز می‌کنم

‫سلام. گینور خونه‌س؟

‫آها درسته. صبر کن ‫گینور

‫- رایان، چه خبر؟ ‫- چطوری، گینور؟

‫یا خدا!

‫من «ولری هاا» هستم

‫ایشون مامانمه ‫خونه بغلی زندگی می‌کنیم

‫سلام، من پت هستم

‫این اطراف دیده بودمتون

‫بنظر میاد بچه‌هامون ‫با هم دوست شدن

‫آره، وقتی گینور داشت واسه ‫انجمن «چستیتی» ثبت نام می‌کرد... ‫

‫باهم آشنا شدیم

‫امیدوارم برای انجمن سفر در زمان هم ‫ثبت نام کرده باشی

‫امم...

‫مامان، لطفا دهنت رو ببند

‫می‌خوای تو ماشین منتظر بمونی؟

‫آره

‫می‌خوای برسونمش؟

‫آره

‫ولی دیگه پسش نمی‌گیریم

‫جوک بود ‫اتفاقا بچه مورد علاقمه

‫می‌دونم نباید این حرف رو زد ولی...

‫آه

‫جیک ‫وسایلت رو بردار

‫خانم هاا می‌خواد تا مدرسه برسونت

‫آها باشه

‫نه، توی دنیای واقعی عزیزم ‫خدای من

‫داره نزدیکتر میشه

‫- داره تلاششو می‌کنه ‫- ببخشید، نمی‌شنوم چی میگی

‫ضعف تو رو حس می‌کنه

‫آره، گرفتم

‫- جیک، بیا برو ‫- تسلیم نشو

‫جیک، زود باش دیگه

‫مدرسه خوش بگذره

‫- لطفا، حواست باشه ‫- باشه

‫کی بود؟ ‫پتی دوست جدید پیدا کرده؟

‫نه پتی با همسایۀ اسکلمون آشنا شد

‫خدای من ‫تو هم حس کردی؟

‫- نه ‫- چقدر بگم...

‫این خونه یه مشکلی داره

‫نه، نه پت ‫قبلا بحثش رو کردیم

‫دوباره جابجا نمی‌شیم ‫نمی‌تونیم

‫و این خونه هم مشکلی نداره

‫خدای من

‫نه، چیزی نیست

‫اوه پت، بیا اینجا

‫اینو ببین

‫یه چوب خط قدیمیه

‫چه جالب

‫همیشه دلم می‌خواست ‫برای بچه‌های خودمون اینکارو می‌کردیم

‫شاید الان باید شروع کنیم

‫فکر کنم، دیگه به اندازه کافی قد کشیدن

‫خب، می‌تونیم یکی برای خودمون داشته باشیم

‫ببینیم هرچی پیرتر می‌شیم ‫چقد قدمون کوتاه‌تر میشه

‫فکر نمی‌کنی یکم عجیب بود که...

‫در خود به خود بسته شد؟

‫نه، لولاهاش قدیمیه

‫شرط می‌بندم یکم روغن‌کاریش کنم...

‫از شر روح جنابعالی هم خلاص میشیم

‫- هااا ‫- خدایا، چرا آخه؟

‫سلام، دوست قدیمی

‫عزیزم...

‫روغن رو ندیدی؟

‫آه

‫حرومزاده!

‫بهت که گفتم...

‫احتمالا فرنک دریلش رو توی خونه ‫قبلی جا گذاشته...

‫و کارگرای اثاث‌کشی هم تو وسایل گذاشتنش

‫داستان دیگه‌ای نیست

‫درست. فکر می‌کنم منو یاد اوندفعه میندازه که...

‫استخدامش کردم ظرفشویی رو درست کنه...

‫و بعد تو باهاش تو آشپزخونه سکس کردی

‫تری، چطور با عصبانیتت کنار میایی؟

‫تو چطور با عصبانیتت کنار میایی؟

‫هی، تری ‫داره سعی می‌کنه کمکمون کنه

‫ببخشید، من خوبم

‫خوبم. هیزم می‌شکنم

‫و تمام عصبانیتم رو قورت میدم

‫تری، نمی‌تونی اینهمه ‫عصبانیت رو توی خودت بریزی

‫اگه به خشمت رسیدگی نکنی ‫ممکنه باعث خشونت آشکار بشه

‫- پت ارواح می‌بینه ‫- چی؟

‫ارواح نه! ‫یجوری میگی انگار روانی‌ام!

‫فقط یه دونه روح دیدم

‫یه زن خونه‌دار حدود 50 ساله‌ست ‫که مدام ظاهر میشه

‫قرص‌های ضد افسردگیت رو می‌خوری؟

‫بله، می‌خورم ‫و تاثیری ندارن

‫افسردگیم از همیشه بیشتره

‫ورزش می‌کنی؟ ‫تغذیه‌ت سالمه؟

More Farsi Persian subtitles for Shining Vale

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left