Informace o verzi

The Gift to Stalin 2008
Komentář od mazdosht
کاری از MAZDOSHT

Tagy

other
Zveřejněno: 2016-04-02
Stažení: 20
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

MAZDOSHT

آبِ جوش بدم . بیا آب جوش بخر خسیس نباشین

آب جوش سه کوپک آب جوش بخر

خسیس نباش بیا آب جوش بخر

آب جوش بدم آب جوش

بیا اینجا پسر کوچولو

هدیه به استالین

اسم ، صابر

معنیش میشه شکیبا

تو این ماه اتفاقات عجیبی افتاده

یه بز جوون دویده بود تو خیابونای امروزی ِ اورشلیم

صدای رقت انگیز یه بزغاله ی گمشده مانع شنیده شدن صدای موعدزینف

و صداهای ناقوس میشد

انگار بزغاله میپرسه که میتونی برش گردونی به اصطبلش

اما کی میدونه اصطبلش کجاست؟

قطار لبریز از مردمی که به کمپ ها فرستاده میشه

در سال 1949 از خط راه آهن قزاقستان عبور میکنه

و تقریبا دو هفته در راهه

آقا جون برات آب خریدم

اینجاست اوه اسرایییل

خدای ما خدای احد و واحد است

آقا جون

ای اسرائیل بشنو، یهوه، خدای ما، یهوه واحد است پس یهوه خدای خود را به تمامی جان و تمامی قوت خود محبت نما

آقاجون

پسر بچه معنی آیات رو نمیدونست

اما فهمیده بود قبل از مرگ ، پدربزرگش

که خیاط پیری بود به نام جاکوب پوزنیر اهل مسکو

برای نجات پسر ،بدرگاه خدا التماس کرده بود

یکی که مُرد یکی دیگه بگیر

میخوای یه عروسی واست ردیف کنم؟

ما یه زن خوب واست دست و پا میکنیم

یه چاقشو میخوای یا استخونی؟

من چاقشو خوش دارم

تو یه احمقی قاسم هر زنی که فکرشو کنی میفته دنبالت

من میخوام زن بگیرم

میخوای یکی از این مهاجرای تبعیدی بگیری؟

ورکا چطوره که از کمپ الگیر اومده؟

هی قاسم همه شون اینجا اونجا میفتن دنبالت

اینجات (سرت ) له شده اونجات (آلت جنسیت) که له نشده

بسه دیگه . بریم

میخوایم بزنیم بیرون

سینیور کاراگاه جوزفوف مسئول وزارتخانه ی امور داخلی

آب میل دارین کاراگاه؟

بله سرگرد

به خط شین تک تک

شمردیمشون قربان هفت نفر کشته شدن

معذرت میخوام فوت شدن

دفن شون کنید

بله سرگرد بار اولم نیست

آماده ی تخلیه

تکون بخور تکون بخور برو برو

سریعتر ! مثه گاو میمونی با هم واستین

نگفتم با بقیه ی کوپه قاطی بشین

سریعتر سریعتر تک تک

کمکش کن برو سریعتر

تک تک برین بیرون بشین رو زمین

ما جیره ی آبو توزیع میکنیم

مسئول منطقه ای ، باگلابای

فرمانده ی هنگ یکم پیاده نظام فاطی شین لو

از بریگاد بین المللی ِ قاسم در خدمتگزاری حاضرم

میزنم پاتو میشکنما مرتیکه ی دونگان

رفیق سرگرد ، یه حرفه ای حسابیه دست طلاییه

خیلی خب با دقت به من گوش بدین بارگیری کامل شد . هفت تاجسده

بیست کیلومتر جلوتر خالیشون کنید

میفهمی؟

تو چی هستی؟ چی هستی؟

کی هستی؟

کارگر ِ راه آهن ِ نیمه ارتشی

باید به شیوه ی نظامی جواب بدی

اون کَره؟

کوره؟

رفیق سرگرد اون یه کم ناخوش احواله

تو روحش

تو مسکو راجع به تموم این حقه های قزاقی بهم هشدار دادن

آبو نپاش . فشار نده بریز و برو ، به قدر کافی هست به همه میرسه

عجله کنین عجله کنین سریعتر به چی زل زدی؟

تخلیه رو شروع کنین

اجسادو بذارین تو بارکش

سریعتر بجنبین هرکسی بره تو کوپه ی خودش

تک به تک

چه آبی؟ بسه اونجا دیگه آب نیست

تخلیه کنین سریعتر

چیه پیرمرد؟ بو تعفن میده؟

شما جماعت میخواین ما رو بکشونین دادگاه؟

اسمش ساشکا ست یتیمه

قاسم ! قاسم برو پیش رییس برو پیش رییس

زنده است زنده است تروخدا . اون یه آدمه

برو برو

بجنب از جلوی در بکش کنار در کوپه ها رو ببندین

خب . عجب پیرمردی برو سروقت اجساد خلاص شون کن

بله قربان

تک تک به خط شین برین تو ماشینا

بالگابای

بالگابای به بچه دست نزن

هی این یکی به نظر زنده میاد

از دست شما دونگان های حرومی

واسه همیشه فراموش کن کی هستی این تنها راه زنده موندنه

چند وقت بین اجساد موندی که بو مرگ گرفتی؟

اون زنده است گذاشته بودنش تو فهرست سربازای مرده

فقط ترسشه که زنده نگهش داشته

اوه خدایا ! اجساد این بیگناهان رو بپذیر

و تو بهشت برین بهشون منزل بده آمین

فاطی بریم

من گفتم عاشقتم تو گفتی خب که چی؟

من گفتم فقط واس خاطر تو همه ستاره ها رو بدست میارم

بیا چایی

ما داریم چیکار میکنیم قزاق؟

گوش کن ببرش پرورشگاه

تا اینور اونور کسی آمارشو نگرفته

واسه چی زل زدی به من؟ خطر داره . میفهمی؟

نه این جریانو به هیشکی نمیگم

قاسم تو که منو میشناسی

من فاطیو میشناسم . میشناسم

هی قاسم

روحش داره بین آسمون و زمین بین مرگ و زندگی میجنگه

دیوها دارن میان این سمت مرگ نزدیکه

تبار خونوادگیش نفرین شده ن

تا ارواح شیطانی رو فریب بدن اون یه اسم جدید لازم داره

یه مرغ سیاه خوابیده روی یه تخم مرغ اونو واسم بیارش

حالا اسمش صابره شکیبا باش و تقدیرتو بپذیر

حالا اسمش هست صابر ! صابر ! صابر

باشه بذار اینطور باشه .آمین

اینجوری شد که اسممو گذاشتن صابر یعنی شکیبا

اینو بعدها فهمیدم

خدا خواست ِ پدربزرگمو اجابت کرد

خب دستتو ببر بالا پسر خوب

اِژی میخواد معاینه ت کنه خب؟ هیچ میکروبی که نداری

اوه هرچی شپش تو قطار بوده که با خودت آوردی

نترس بذار دربیارم بذار در بیارم پسر خوب

آقا قاسم یه کمک مردونه لازم دارم

ختنه شده

مسلمونه . اون یه مسلمونه

ما تو لهستانی بهشون میگیم ژید

ژید ؟ کی ژیده؟

یه یهودی کوچولو

یه نگاه به خودت بنداز یه قزاق ِ آقا

چقدر سرده

ساشکا داره وزن میاره

!قاسم بابا ! قاسم بابا لطفا اونو بدش من

چشاتو وا کن ما رو ببین

نترس اینجا همه آدما مهربونن

خب تو ظاهرا جدیدی

یه مرد واقعی

مژه هاش سیاه به نظر میاد

چقدم شپش زیر انگشتای نازکش مردن

این خانم ، وِرا ست اون مثل حضرت مریمه

حضرت مریم؟ا؟ میدونی من کی ام که اینجام؟

اینجا بهم میگن ورکای لعنتی

و تو یه آدم خوبی اِژیک ِ بی سر و پا

بدون پا وِرا خانم؟

من واسه ت تعظیم میکنم

ورا خانوم ، شوالیه ات رو دوست داشته باش

ترو خدا اذیت نکن اژیک

یه بچه یتیم

چه یتیمی

میزون نیست

باید خوب غذا بخوره

مرغ و کره و خامه ی ترش هروقت که مهیا بود

گوش کن ، چرا چشاش بسته س؟

کوری چیزیه؟

عصبش از کار افتاده

روحش به عشق و ترحم نیاز داره

حضرت مریم ِمن با یه بچه

بهرحال اون میمیره

میخوای باهاش چیکار کنی قاسم؟ شاید باید ببریمش پرورشگاه؟

ساشکه

ساشکه

اینجا بهش میگیم صابریشکه کوچولوی ما

ای حرومزاده ی کوچولو چطور جرات میکنی سربسر من بذاری

نگاه کنید به میلیونها نفری که تا کرملین در مسکو

امواج تبریکات پر احساس و آرزوهای گرم خود را برای استالین عزیز میفرستند

مردم عادی دنیا اورا به عنوان پدر و بهترین رفیق ستایش میکنند

کسی که زندگی اش را وقف آزادی و شادی کارگران کرد

مردم شوروی این ابیات ژامبول را با افتخار تکرار میکنند

اگه استالین با ماست پس حقیقت با ماست

اگه استالین با ماست ما نیرومندیم

اگه استالین با ماست پس

بیرق ِ اقتدار و شادی هم در اهتزازه

همه ی همایش هایش با شور و حرارت زیادی برگزار شده

فلزکارا، معدنچیا ، مکانیکا پارچه بافا ، کارگرای نفت

فلزکارا، معدنچیا ، مکانیکا پارچه بافا ، کارگرای نفت

مامان

ورا

هی واستا بینم . کیه؟ ولم کن

بیا اینجا

تو کی هستی؟ مال کی هستی؟

یه یتیمی؟ از کجا اومدی؟

مال منه خواهرزاده مه واسه تعطیلات مدرسه اومده

خالی نبند من همه چیو درباره ی تو میدونم

آدمایی مثل تو فک فامیل ندارن

مدارکتو نشونم بده

به بچه دست نزن بالگابای

پس به کی میتونم دست بزنم؟ به تو؟

لااقلش اینه به من

تو ورکا

من ورکا هستم . ورکای هزار ساله نشناختی؟

خب کلا از من نترسیدی؟

همه از بالگابای میترسن

اژیک بطری رو بده بیا جشن بگیریم ساشکا

باشه بالگابای؟

The Gift to Stalin (Podarok Stalinu) subtitles in other languages

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left