Informace o verzi

Uchi no Ko no Tame naraba - S01E09 - AnimWorld
Komentář od talismannight

Tagy

other
Zveřejněno: 2019-09-08
Stažení: 35
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 167 řádků.

لاتینا یه نامه دیگه فرستاده‏!‏

حالش خوبه؟

اینجور به نظر یاد‏.‏ می دونی که اون چطوریه‏.‏

انگار داره بهش خوش می گذره‏.‏

می گن یه نامه از لاتینا رسیده‏!‏

جدی؟ شرط می بندم الان داره همه جور غذای جدید باحال می خوره‏!‏

خب‏،‏ تا وقتی حالش خوب باشه مشکلی نیست‏.‏

چطورین بچه ها؟

ما بالاخره به دهکده تیسرو رسیدیم‏.‏

دور وبرش همش کوهه و زمین های بزرگ پوشیده از گل داره

یه آبشار بلندم داره‏.‏

دهکده ای که دیل توش بزرگ شده جای فوق العادیه ایه‏.‏

اونجا مثل کرویز مدرسه بزرگی نداره

ولی من دارم از کشیش کورنولیو‏-‏سنسی درس می گیرم‏.‏

اون قبلا هم به دیل خیلی چیزا یاد داده‏.‏

و دخترش کلاریسا‏-‏سان بهم یاد می ده چطوری شیرینی درست کنم‏.‏

مادربزرگ و پدر و مادر دیل خیلی باهام مهربونن‏.‏

و برادر کوچکترش یورک قراره به زودی ازدواج کنه‏.‏

یه لباس برای عروسی شون گرفتم تا کمک کنم جشن بگیرن‏.‏

دارم واسش لحظه شماری می کنم‏.‏

صحیح و سالم می مونم و زودی به کرویز برمی گردم‏.‏

ریتا‏،‏ حتما مراقب خودت و بچه ات باش‏.‏

بذار کنیت و مشتریا بدونن من در چه حالم‏.‏

مرد جوان همراه با دختر جوان به عروسی برادرش می رود‏.‏

توی تیسرو زیاد نون نخوردی‏،‏ ها؟

غذاهایی که توی شهر سرو می کنن رو ترجیح می دی لاتینا‏-‏چان؟

نه‏.‏ به نظر من امتحان کردن غذاهای مختلف تو جاهای مختلف خیلی باحاله‏.‏

می خوام خیلی چیزا ازت یاد بگیرم

اینجوری می تونم از این خوراک ها تو کرویز واسه دیل درست کنم‏!‏

عزیزم‏.‏ پس بهتره هر چی باب میلشه رو یادت بدم‏.‏

آره‏!‏

مردای این اطراف همه شون یکمی ساده ان

واسه همین اگه خوب بهشون غذا بدی‏،‏ هر کار دلت بخواد برات می کنن‏.‏

چند سالته لاتینا‏-‏چان؟

به زودی ده سالم میشه‏.‏

که اینطور‏.‏ پس ده سالته؟ خب‏،‏ خب‏.‏

بچه هام تو ه چشم بهم زدن بزرگ میشن‏.‏

لاتینا‏-‏چان‏!‏ وقتی کارت تموم شد میای بریم خونه سوناها؟

سونا؟

اونا مراقب سگ های شکاریمونن و تربیت شون می کنن‏.‏

سگ هم دارین؟

آره‏،‏ یه دسته‏!‏

من عاشق سگ هام‏!‏

نگاهشون کن‏!‏

اینجا تو کوهستان یه عالمه حیوان وحشی داریم

واسه همین سگ ها رو می ذاریم اینجا تا کار کنن‏.‏

می تونم یکی شون رو نوازش کنم؟

سوال خوبیه‏.‏‏.‏‏.‏

اونا معمولا با کسی جز سوناها گرم نمی گیرن‏.‏

نظرت چیه ایزابین؟

این یکی باید خوب باشه‏.‏

چه نازه‏!‏

یکم شونه کشیدن خوشحالشون می کنه‏.‏

باشه‏!‏

خیلی خب‏.‏

برو‏!‏

انگار هنوز تیرانداز قابلی هستی دیل‏.‏

معلومه نمی خوای این اطراف مسئول چیزی بشی‏،‏ درسته داداش؟

احمق نباش‏.‏ قراره تو مسئولیت رهبر دهکده رو به عهده بگیری یورک‏.‏

من یه رکی هستم‏.‏

بیرون می جنگم تا امنیت اینجا رو تامین کنم‏.‏

اون سگه خیلی نازنازی بود‏!‏

که اینطور‏،‏ که اینطور‏!‏ فردا بازم می ری بهش سر بزنی؟

آره‏!‏

به این زودی کشیدیش طرف خودت‏.‏‏.‏‏.‏

می دونی لاتینا کمکم کرد اینو درست کنم‏.‏

جدی؟

خوشمزه شده‏!‏

فقط یکم کمک کردم‏.‏

بی خیال عزیزم‏!‏ همین که می دونم تو درستش کردی باعث می شه بهم بیشتر بچسبه‏.‏

خیلی خوبه‏!‏ این چه جور گوشتیه؟

این یکی از پرنده های کوهستانیه که امروز گرفتیم‏.‏

همون موقع که رفتین شکار گرفتینش؟

آره‏.‏ داداش برای گرفتنش خوش درخشید‏.‏

کارت عالی بود دیل‏!‏

آره‏.‏ ترشی نخوره یه چیزی می شه‏.‏

توی شکار همگی با هم کار می کردیم‏.‏

من فقط تیراندازی کردم‏.‏

ولی بازم کارت خیلی درسته‏.‏

یورک هنوز در مورد همه اینا احساس گناه می کنه؟

این که تو بشی رهبر‏.‏‏.‏‏.‏

یه چیزی بود که اون موقع به نظر همه درست بود‏.‏

آره‏.‏

و دراصل قرار بود یورک بشه رکی‏.‏

فرصت پیدا کردم تا با دوک در موردش مذاکره کنم‏.‏‏.‏‏.‏

اگه طرف آدم بااستعدادی مثل من نبود‏،‏ همچین چیزی ممکن نمی شد‏.‏

اون عجوزه کار خودش رو کرده بود‏.‏

و حالا با اینکه هنوز قضیه رسمی نشده‏،‏ این حقیقت که تیسرو پشتیبانی سلطنتی ها رو داره

یه راز برملا شده بین مسئولان شده‏.‏

رکی های بقیه جاها تا این حد تائید شدن‏.‏

من فقط کار خودم رو می کنم‏.‏

و یورک هم باید روی کار خودش تمرکز کنه‏.‏

انگار باهاش کنار اومدی‏.‏

آره‏.‏ الان روبراه شدم‏.‏

اون دختر کوچولو کمکت کرده از اون حالت دربیای؟

لاتینا کمکم کرده حالم بهتر بشه‏.‏

ظاهرا اون همیشه می دونه چی بگه‏.‏

هی‏،‏ لاتینا‏.‏

الان خوشحالی؟

دیل؟

خوشحالم‏.‏ چون پیش تو هستم‏.‏

تو چی دیل؟

آره‏.‏

اگه تو خوشحال باشی منم خوشحالم‏.‏

همش داری به اون دفتر یادداشت نگاه می کنی‏.‏

دفتر خاطراتته‏،‏ درسته؟

آره‏.‏ الان خیلی خوشحالم

و دارم می نویسمشون تا یادم نره‏.‏

اینجوری‏،‏ح تی اگه یه روز مجبور شم تو و بقیه رو ترک کنم‏،‏ یا تو ازم بدت بیاد‏.‏‏.‏‏.‏

بازم یادم می مونه الان چقدر خوشحال بودم‏.‏

می خوام مطمئن بشم که چیزی یادم نمی ره‏.‏

آخه چطور ممکنه من ازت متنفر بشم؟

هیچ وقت نمی دونی وقتی من بزرگ بشم ممکنه چطوری تغییر کنم‏.‏

ولی اگه بزرگ شدم و بد شدم

اونوقت دلم می خواد بهم بگی کاری که دارم می کنم اشتباهه‏.‏

اگه اینطور بگی

می دونم حرفات به خاطر خودمه‏.‏

می دونی‏،‏ شاید من اونقدرام که تو فکر می کنی کامل نباشم‏.‏

با وجود این تو هنوزم مورد علاقه می‏!‏

تو یه جورایی ازمن جالب تری لاتینا‏.‏

خب‏،‏ این چیزی نیست؟

همه سگا چسبیدن بهش‏.‏

تا حالا همچین چیزی ندیده بودم‏.‏

خیلی بیشتر از بقیه طول کشد تا با این رفیق بشم‏.‏

چون اون سردسته شونه

و معمولا نباید همچین دوستای صمیمی ای پیدا کنه‏.‏

حتما خیلی سگ ها رو دوست داری لاتینا‏!‏

آره‏!‏ خیلی نازن‏.‏

انگار اونا هم خیلی ازت خوششون اومده‏.‏

فردا می برمت جایی که شاید خوشت بیاد‏.‏

یه جایی که شاید خوشم بیاد؟

آره‏!‏ به کسی چیزی نگو‏،‏ باشه؟

حتی به دیل؟

اگه اون بدونه‏،‏ شرط می بندم می گه نباید بری‏.‏

جای خطرناکیه؟

واقعا خیال می کنی من جون لاتینای عزیزم رو به خطر می ندازم؟

مادربزرگ تو هم مثل دیل می مونی‏.‏

کجا داریم می ریم؟

می ریم یکی از دوستام رو ببینیم‏.‏

یکی از دوستاتون رو؟

آره‏.‏ خیلی وقته همدیگه رو می شناسیم

و من می خوام تو رو بهش معرفی کنم‏.‏

ایناهاش‏.‏

گوشت خشک؟

تازگیا هر روز با یکی می ره بیرون‏.‏

مطمئنم پیش مادربزرگ یه چیزی خورده

ولی کنجکاوم کجا می خواستن برن‏.‏

اون می خواست بره پیش سوناها‏،‏ درسته؟

شاید رفته به سگا غذا بده‏.‏

ولی اون سگا آموزش دیدن تا فقط از سوناها غذا بگیرن‏.‏

به نظرم شاید مادربزرگ بدونه جریان چیه‏،‏ ولی‏.‏‏.‏‏.‏

پرسیدنش وقت تلف کردنه‏.‏

اگه بخواد بازی مون بده‏،‏ لب تر نمی کنه‏.‏

دقیقا‏.‏

خودم ته توش رو در میارم‏.‏

ماگدا‏-‏کاسان‏!‏

من یکمی می رم بیرون‏.‏

باشه‏،‏ مراقب خودت باش‏.‏ تا دیر وقت بیرون نمون‏.‏

می تونم بازم یکم گوشت خشک بردارم؟

هر چقدر دلت می خواد بردار‏.‏

ممنون‏!‏

هیچ فکرش رو نمی کردم که لاتینا تک و تنها راه بیوفته بره تو کوهستان‏.‏

بهتره واسه این دفعه دعواش کنم‏.‏

این علامت گذاری‏.‏‏.‏‏.‏ اون پیرزن‏!‏

حتی من تا حالا نیومده بودم این جاها‏.‏ کجا داره می ره؟

امروز واست یکم گوشت خشک آوردم‏.‏ می خوای؟

خوشت میاد؟ خوشمزه اس‏!‏ بازم می خوای؟

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left