Prvních 200 řádků.
هی!
هی!
اسلحهتو بنداز زمین!
پسر،
تا اسلحهتو نذاری پایین، نمیتونیم حرف بزنیم.
باشه مشکلی نیست.
ما هم نیازی به حرف زدن نداریم.
شنیدم یه شایعهای که برگشتی شهر.
کی بهت گفته؟
نگرانش نباش. فقط خودتو آماده کن.
پسرت امشب میبرتت بیرون.
یه نوشیدنی، شاید دوتا.
آه...
کمی خستهام، ولی... شاید فردا،
اگه بودی، چون من...
شوخی میکنی؟
یو.
چطوری بودی؟
جولیسا! سلام!
خیلی خوشگل شدی.
امشب بیا با ما بیرون.
-بیرون؟ -این فکر تو به نظرت میاد؟
درک، من ساعت ۶ صبح سر کارم.
زود بیدارت میکنم.
مامان بهت نیاز داره.
از خواهرت دست برنمیدارم داداش.
زنمه.
هی، ماشین جدید خریدی؟
آره، در موردش...
یو، کوِو.
درک رو یادته؟
آره، یادمه.
باشه داداش، این مهمونی کجاست؟
مهمونی؟ تو گفتی دوتا نوشیدنی!
دو تا نوشیدنی، تو مهمونی.
تایون، آدرس رو بده داداش.
باید زودتر از اینجا بزنیم بیرون.
-تو تگزاس نورثرن. -تگزاس نورثرن؟
چی، دنتون؟
داداش، گفتم که، نمیتونم تا صبح بیرون باشم.
دیگه اینجا برنمیگردم.
مشکلت با برگشتن به اینجا چیه؟
الان مشکلمو خودت میبینی.
-گفتم که. -آروم باش.
-نگفتم؟ -دستاتو بذار رو فرمون و آروم باش. باشه؟
-باشه باشه. -لعنتی!
عصر بخیر.
چی باعث شد این موقع اینجا باشید؟
عصر بخیر افسر. داریم میریم خونه.
آها، واقعاً؟
آره. چی، باورم نمیکنی؟ مگه نمیتونه خونه خودم باشه؟
چون اون خونه جیم هریسه.
پسر، میخوای از اول شروع کنیم،
یا باید از ماشین پیاده شی؟
افسر هورتون. سلام.
-درک. -اینا دوستامن.
فقط اومدن دنبالم.
چرا بهم دروغ گفتی؟
چرا منو نگه داشتی؟
اجازهنامه موقت.
اینو عوض کن.
آره، من تو نمایشگاه ماشین کار میکنم داداش. این پلاک قانونیِ.
-چی بود اون؟! -چی؟
داداش، اینجوری نمیشه. نمیتونی با پلیس لج کنی.
تای، پسرت رو جمع کن.
-خدایا! میدونی چی؟ -بیا داداش.
باشه. اینجوری بهتره؟ من دیگه نیستم.
-یو یو صبر کن! نه دی! -برو دیگه.
صبر کن! وایسا!
یو! یو یو.
-ببین. -سلام.
اوه، اون دوستته؟
یو. آره، اون رفیقمه، درک.
تو همون پسر آیوی لیگ هستی.
آره، فکر کنم...
هی شِین، بیا اینو ببین.
یو، بذار این گوشی رو ببینم.
دختر، یکی دیگه هم هست.
یکی دیگه؟
عزیزم، من یگانهام، میبینی؟
باشه، خیلی حرف میزنی. بیا دنتون، نشون بده حرفت با عملته جور درمیاد.
اوه عزیزم، من دهنم رو میذارم رو هر...
آه.
الان داریم راه میافتیم.
آره.
بابای تیفانی، رئیس انجمن وکلای تگزاسه.
و شِین تازه جدا شده. آره!
-بریم. -بریم.
یعنی داری بهم میگی،
هیچی از اون اتفاقی که افتاد ندیدی؟
من میگم خونه همسایمون هفته پیش دزدیده شد،
برای همین احتمالاً فقط داره
هر کی رو که نمیشناسه متوقف میکنه.
آها؟ هر کی؟
ببین، افسر هورتون آدم بدی نیست.
حتی اگه اشتباه کرده باشه،
باید حرکت هوشمندانه بزنی.
بازی رو بازی کن تا درست بشه.
قول میدم.
خب، اِمم...
اینو کی گرفتی؟
اون وایدبادی اسکت پک سوپر بی؟
همون، آره.
و امشب آخرین شبت باهاشه؟
- صبر کن، مال خودت نیست؟ - ماشین مورد علاقهمه تو نمایشگاهه داداش،
ولی یکی دیگه خریده،
و منم نمیتونم کمیسیونشو از دست بدم.
فردا میاد تحویلش بگیره. هر چی.
اوکی.
میدونم ناراحت نشدی.
تو آخرین...
- آدمی نیستی که وقتی گیر کردی ول کنی. - این کارو نکن.
باشه باشه. کی بود اون یکی که وقتی
از بس گریه کرده بودی سر بریانا بیسیک،
بردت بیرون؟ تو منو اولین بار تو عمرم مست کردی.
اونم شب مدرسه، حواست باشه.
داداش، چطور شما دوتا دوستید؟
بگو ببینم، چون من شباهت زیادی
بین این پسر پشت ماشین
و... یه پسری که
تقریبا بورسیه فوتبالشو از دست داد
به خاطر یه استریپر به اسم کندی نمیبینم.
- اسمشم کارا بود. - کندی، کندی.
بورسیه فوتبالتو از دست دادی؟
نه داداش. فقط یه کم تو موقعیت سختی گیر کردم.
باشه؟ از این به بعد باید از دردسر دور بمونم.
- باشه؟ - باشه.
اوه شیت.
«اوه شیت» یعنی چی؟ تو که قبلاً میدونستی.
اوه.
اوه شیت.
این چیه؟
اوف. نه بابا.
هی، کجاییم؟
فکر کنم بهش میگن وسط هیچی.
«کریکویو هیلز.»
من اصلاً اسم این شهرو نشنیده بودم.
شهر؟ داداش، تو اینجا شهر میبینی؟
آه.
یو یو یو، اینو ببین. اینو ببین.
«Farm Road 106»؟
پیچ!
نمیدونم داداش.
نمیتونه از این کندتر باشه، مگه نه؟
باشه. باشه. بریم.
راستش، میفهمم چرا اینقدر دوسش داری داداش.
آره، ۴۸۵ اسب بخار رفیق.
آره.
وای.
داداش، این دیگه چیه؟
گفتم که، من آدم کلاسیکم داداش.
هی، اشکالی نداره اگه وصل کنم؟
نداره. صبر کن یه لحظه.
تو متنفری.
آره!
هی، این ترک حسابی حال میده. آره.
- باشه، اینجا چپ. - چپ کجا؟
نیم مایل از محله مسکونی.
مسکونی؟ داداش، اون بالا هیچی نیست.
اوه.
شامپاین باز شده.
و پ*س هم عالی به نظر میرسه!
آره.
آها، اوکی، نوشته همینجاست.
صبر کن، صبر کن.
آه شیت.
این...
همینه.
اوه لعنتی.
شاید راه دیگهای باشه؟
- آه... - لعنتی.
نمیدونم داداش. مرد...
باشه خب، فکر کنم تمومه.
آره داداش، باید برگردم.
- وای، بیا رفقا. - ببخشید...
امشب قرار نبود اینجوری بشه. دارم سعی میکنم گروهو دوباره جمع کنم.
نمیخوام کل شب خراب بشه
به خاطر یه سری حاشیه. بیا.
چیکار میخوای بکنیم؟
باشه، شاید بتونم اینو درست کنم.
آه لعنتی نه.
- آروم باش. خودم درستش میکنم. - نه داداش.
سلام.
سلام.
هی.
سلام. میخواستم ببینم شاید بتونید کمکمون کنید؟
ما اومدیم دوستمونو ببینیم،
ولی کد در رو نداریم. پس...
فکر کردم شاید بتونید بذارید داخل بشیم؟
اگه فکر کردی این دختره...
میخوای بری داخل؟
آه...
آره.
اِمم...
ممنون.
چی بود اون؟!
برو برو برو برو.
بریم دی!
آره بابا!
اینجوری باید با مردم حرف زد.
No comments yet. Be the first to leave one.