Prvních 200 řádků.
کسی گزارش گم شدنشون رو نداده
کسی گزارشی از مزاحمت نداده
این خونهها چند صد متر با هم فاصله دارن
همسایۀ برندا چند متر اونطرفتر بود
و تنها چیزی که با وجود صدای مسابقه بیسبال شنیدن، ضربههای مشت به دیوار بود
درسته
همینجاست
چراغ ایوان خاموشه
من از در جلو میرم
ترجمه از پرولیتور و محيامبينمقدم
پلیس!
بیل
پلیس!
هی!
دستت درد نکنه!
ببخشید
کسی نیست
با توجه به طلا جواهراتی که دیدم توی دستشویی انداخته شده...
بنظر نمیاد این یه سرقت بوده باشه
نه، دفترچهها هم همینجاست
آدم ربایی؟
خدای من، امیدوارم قبل از اینکه همچین اتفاقی افتاده باشه...
تونسته باشن از اینجا فرار کنن
و جایی رفته باشن که بتونیم اول پیداشون کنیم
باشه، ممنون، فِرد
خب، حداقل نصف لیست سم هنوز زنده هستن
افرادمون همین الان جانشین لفرتی رو پیدا کردن
آقای استو و همسرش توی رختخواب خواب بودن
گفتن چیز غیرمعمولی مشاهده نکردن
خبری از مردهای ریشو نبوده
اما در ضمن گفتن یه هفتهس از خانواده لو خبری ندارن
که غیرطبیعیه
- هی، موریس - قربان
به محضی که هوا روشن شد ازت میخوام...
پیگیری کنی و ببینی آخرین بار خانواده لو کجا دیده شدن
بله قربان میخوایید...
میخوایید کجا رو بگردم؟
با همسایهها صحبت کن
همسایهها
بچههای لو
بچهها...
منظورم، تاریخچۀ تماسهاشون و کارت اعتباریشونه
اینجور چیزا
- مواظب باش - برو
من و تو، باید بیشتر به رابین فشار بیاریم
اگر اون این اسمها رو میدونسته...
من مشکلی ندارم
آره
ببخشید، یه نامهست از دایانا...
که بخاطر رفتار سوال برانگیز...
برادران لفرتی تقاضای کمک کرده
برای رهبر کلیساتون فرستاده شده؟
برای پیامبر زنده
مثل اینه که یه نامه برای...
خود خدای آسمانی بنویسی
و تصورش سخته که...
یه زن مورمون همچین کاری با خانوادۀ خودش بکنه
خیلی دور از ذهنه
و این میتونه...
خدای من، بیل ما باید پیداش کنیم
اوه، شماها خیلی حرفهای هستین
- خیلی خوب شدن - آره
هی، جب، من به مامان بزرگ و بابا بزرگ زنگ زدم
و بهشون گفتم برای اومدن به مراسم...
غسل تعمید دخترا فعلا دست نگه دارن
یکم دلواپس بودن که بدونن کی میخواییم...
تاریخ مراسم رو بندازیم
دخترا نیازی به غسل تعمید ندارن
نگاشون کن ببین چقد تمیزن
- اون حمومه، غسل تعمید نیست - حمام مامان
تو داری به حمام فکر میکنی
میدونی غسل تعمید برای کیا باید مهم باشه؟
هی، مامان. اینطوری نگو
آنی یه رنگین کمون کشیده
شماها اینو کشیدین؟
- چه قشنگه - میبینی؟ خیلی قشنگه
قتل مادر جوان و دخترش...
«کاراگاهها مشغول بررسیِ امکان دست داشتن» «شیطانپرستان هستند»
«و همچنین دیگر گروههای افراطی که...»
«دست به مراسم قربانی کردن میزنند»
تا 20 دقیقه دیگه اسکیتهاتون رو دربیارید و کفشهاتون رو بپوشید
عزیزم...
عزیزم، حقیقت داره؟
یهودیا، اونا هم غسل تعمید میکنن
سلام، هنوز پشت خط هستین؟
بله، من کاراگاه پایری هستم
خیلی متاسفم، برادر پایری
امیدوارم اینهمه منتظر موندید موهاتون سفید نشده باشه
نه، مشکلی نیست
من نامۀ اصلی که خواهر لفرتی...
برای پیامبر فرستادن پیدا کردم
امم
اینجا میبینم که ایشون مسئله رو به...
اسقف لو و یکی از اعضای انجمن اسقفها...
به اسم «لوکانت بسکوم» ارجاع دادن
میشه...
ب-س-ک-و-م
عالی، کمک خیلی بزرگی بهم کردید، برادر
خیلی ممنونم
هر وقت خواستید بازم تماس بگیرید
پیامبر برای به نتیجه رسیدن تحقیقاتتون دعا میکنن
واقعا؟
این تنها چیزیه که بهش نیاز داریم
خیلی ممنونم، برادر
ممنونم، خداحافظ
همه چیز روبراهه؟
بله، همه چیز عالیه، مامان
این گزارشگر رادیو...
همونقدر راجع به این پرونده میدونه که...
این توستر میدونه، باشه؟
پس بهتره توسترمون هم از برق بکشیم، نه؟
میدونی، اگه یهودیا مسیح رو قبول ندارن...
یه روزی در کنار هیتلر...
به جهنم میرن
جوسی، این جور صحبتا دخترا رو میترسونه
- یادت هست در این مورد صحبت کردیم - مامان، مامان
اینطوری جواب منو نده...
چون من که با دخترا اینطوری حرف نزدم
- میخوای بریم قدم بزنیم؟ - آره
آره؟
- آره - بیا بریم قدم بزنیم
ببخشید
بکس، مامان عذرخواهی کرد
ببخشید
توی راهرو میبینمت، باشه؟
- باشه - الان میام
- باشه - باشه
باشه
میدونم منظوری نداره...
ولی چیزهایی که جلوی دخترا میگه...
منم...
نمیتونم مثل تو آرومش کنم
تو هم همیشه اینجا نیستی پس...
میشه، لطفا داروها رو امتحان کنیم؟
با دکترش تماس بگیر و بپرس عوارضشون چیه، باشه؟
- برادر پایری - صبح بخیر
- لوکانت بسکوم - برادر بسکوم
بابت چین و چروک کراواتم عذر میخوام
باید عجله میکردم که قبل از اینکه باز کنیم شما رو ببینم
ممنونم که عجله کردید برادر، ممنونم
کاری نکردم
دفتر پیامبر، سفارش کردن که هر طوری میتونم باهاتون همکاری کنم
- یکی بردار. دارچینیه - خدای من
دندونپزشکم از دستم شاکی میشه
نمیتونم ولی، ممنونم
ولی امیدوارم بودم یکم بتونید واسم روشن کنید که...
بله، بله در مورد نامۀ دایانا...
دفتر پیامبر منو در جریان گذاشت
اوه، خوبه. خوبه
خب
خب بیایید از اینجا شروع کنیم که...
وقتی نامه رو دریافت کردید چه اقدامی کردید
خب، وقتی ران برای...
گرفتن تاییده وامش اومده بود باهاش صحبت کردم
فروش خونههای دوپلکس الان توی بورس نیست
چون وضعیت سود بانکی الان این شکلیه
و بدهی تو هم خیلی زیاده کاشکی ریسکش کمتر بود
ریسک؟
تو قبلا هیچوقت با من از این کلمه استفاده نکرده بودی
این مطمئنه. چهار واحدیه و مشتریِ معتبر هم پاش هست
میدونی حرف من سنده خودت میدونی
اگه فقط به من بود...
همین الان گاوصندوق بانک رو در اختیارت میذاشتم، برادر
دیگه به کی مربوطه؟ شاید بهتره با اونا صحبت کنم
ران، این پروندۀ منه. شرمندهم
برادر بسکوم اگه این وام رو نگیرم...
دیگه نمیتونم ادامه کار رو ادامه بدم
و کار و کاسبیم رو از دست میدم خونهم رو از دست میدم
خب زنم هم بعدش باید از دست بدم؟
میخوای بچههام هم از دست بدم، آره؟
ران...
کلیسا یه نامه دریافت کرد...
که ازشون خواسته شده در مورد سازمان ضد مالیاتیِ برادرات مداخله کنه
کلیسا این نامه رو به من ارجاع داد
پس به من وام نمیدین چون دن دلش نمیخواد...
مالیات اجناسی که فروشگاه میخره، بده؟
بخاطر اینه که نتونسته مالیات خونۀ پدرت...
رو پرداخت کنه
تا با این نقشه کل سیستم مالیاتی رو به چالش بکشه
شکایت کرده که بگه لایحۀ شانزدهم...
به تصویب نرسیده بود؟
فقط داره دردسر بیخودی درست میکنه
باشه، خب ربطش به من چیه؟
ران، زنت این نامه رو نوشته
بنظر میاد خیلی در این مورد نگرانه
حالا تقصیر رو گردن اون ننداز، باشه؟
اون حامیان حقوق برابر اون قدر تاثیرات بد مختلف...
بوجود آوردن که نمیتونیم ازشون خلاص بشیم
خودت میدونی، آدمایی مثل فیل داناهو...
که مشخصا داره به زنان ما میگه علیه ما باشن
من مطمئنم فقط از سر علاقه...
به مردی که عاشقشه اینکارو کرده و اون مرد تویی
ولی نقشههای ضد دولتی...
منو توی موقعیتی قرار میده که کاری از دستم بر نمیاد
دستای منو نگاه کن من سازنده هستم
من چه بدرد نقشههای ضد دولتی میخورم؟
فهمیدن این چیزا...
جزو وظایف من نیست
اما برادرت در مورد سرگرمیهای جدید سیاسیش...
کم اظهار نظر نکرده
No comments yet. Be the first to leave one.