Predator: Badlands

Predator: Badlands

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

Predator Badlands 2025 WEB ArianDrama
Komentář od PersianSUB
‫مترجم: آرین دراما ‫Telegram @ArianDrama ‫Twitter @ArianisDrama ‫Instagram @ArianisDrama

Tagy

webdl
Zveřejněno: 2026-02-01
Stažení: 132
Pro sluchově postižené: No
FPS: 23.976

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫«یاوتجا طعمه‌ی هیچ‌کس نیستند.»

‫«دوستِ هیچ‌کس نیستند.»

‫«بلکه شکارچیِ همه‌اند.»

‫- قوانین یاوتجا ‫کد ۰۴۲۲/۲۵

«سیاره یاوتجا»

‫حضورت رو حس می‌کنم، برادر.

‫مخفی شدی...

‫...پشت شنلت!

‫وقتشه که تو هم لایق ‫این شنل بشی!

‫هنوز بچه‌ای.

‫از غار استفاده کن!

‫با خشم می‌جنگی.

‫من مثل پدرمون می‌جنگم.

‫تو پدر نیستی، تو «دِک» هستی!

‫تسلیم می‌شی؟

‫هرگز!

‫آفرین.

‫من هنوز زنده‌م، برادر.

‫هنوز خیلی چیزها مونده ‫که باید ثابت کنی...

‫...تا خود واقعیت رو نشون بدی.

‫من یه «یاوتجا» هستم.

‫هنوز نه.

‫شمشیرت دستته، کوی؟

‫نه.

‫برِش دار!

‫این اسباب‌بازی رو نگه داشتی؟

‫می‌دونی چی شد...

‫دندون نیشم رو از دست دادم.

‫و تو جونم رو نجات دادی.

‫ازم محافظت کردی.

‫بیا اینجا.

‫برات تعمیرش کردم.

‫خودت رو منفجر نکنی.

‫امروز باید عهد ببندی.

‫نه.

‫همون‌طور که اجدادمون قبل از تو انجام دادن.

‫برای اینکه جایگاهت رو ‫تو قبیله به دست بیاری...

‫...باید شکارت رو انتخاب کنی.

‫غنیمتی رو بیار خونه...

‫...یا دیگه برنگرد.

‫صبر کن. برگرد عقب.

‫گنا.

‫سیاره‌ی مرگ.

‫خونه‌ی «کالیسک» فناناپذیر.

‫حتی پدر هم ازش می‌ترسه.

‫پس کالیسک غنیمتِ من می‌شه.

‫پدر میگه من ضعیف‌ترینم.

‫بنابراین، ‫باید قوی‌ترین رو بکشم.

‫شکست یعنی مرگ.

‫پس شکست نمی‌خورم.

‫نمی‌تونم اجازه بدم.

‫قسم می‌خورم.

‫من قسم می‌خورم!

‫پدر!

‫با افتخار بهت خوش‌آمد می‌گم.

‫چرا هنوز کار انجام نشده؟

‫اون لایقِ یه شکاره.

‫اون نقطه ضعفِ قبیله‌ی ماست.

‫ضعف باید حذف بشه.

‫قرار شد کالیسک رو شکار کنه.

‫محاله!

‫اون یه توله‌ی نحیفه.

‫باید وقتی خواب بود ‫کارش رو تموم می‌کردی.

‫بکشش!

‫همین الان!

‫مرگش فقط ‫باعث افتخارمون میشه.

‫پدر!

‫کوی؟

‫شجاع باش، برادر.

‫کوی!

‫پدر!

‫کوی!

‫بخشیدنِ ضعف...

‫...یعنی نشون دادنِ ضعف.

‫نه، پدر. نه!

‫نه!

‫شمشیرت رو بردار!

‫کوی!

‫ توالی پرتاب آغاز شد.

‫کوی!

‫برش گردون خونه!

‫«سیاره گنا»

‫برش می‌گردونم خونه.

‫به‌خاطر کوی.

مترجم: آرین دراما

‫شکارچی ‫زمین‌های لم‌یزرع

‫یاوتجا!

‫این‌جوری... این‌جوری... این‌جوری...

‫این‌جوری بهتره؟

‫این یه مترجم جهانیه.

‫تو یاوتجا می‌شنوی، ‫بقیه به زبون خودشون می‌شنون.

‫لعنتی.

‫این اصلاً برات خوب نیست.

‫اون منتظره تا تیغ‌ها ‫فلجت کنن.

‫بعدش وقتی نتونی تکون بخوری ‫می‌خورتت.

‫می‌تونستم کمکت کنم، اما...

‫...اول خودم کمک لازم دارم.

‫یاوتجا تنها شکار می‌کنه.

‫یاوتجا شاید تنها شکار کنه،

‫ولی تنها هم می‌میره.

‫کالیسک.

‫اومدی کالیسک رو شکار کنی.

‫باید سریع‌تر بدوی!

‫خیلی سریع اثر کرد، نه؟

‫اگه سلاحی داشته باشی، ‫می‌تونم ازش استفاده کنم.

‫ می‌تونم ازش استفاده کنم...

‫بندازش برای من ‫تا بتونم پادزهر رو بهت بدم.

‫یا الان یا هیچ‌وقت!

‫سلام!

‫باید مثل روز اولت شده باشی.

‫سم باعث می‌شه شکوفه بزنن

‫و تبدیلشون می‌کنه به یه پادزهر مفید.

‫نظرت چیه یه کمکی بکنی؟

‫بریم.

‫ببخشید جناب!

‫چه بلایی سر پاهات اومده؟

‫من یه رباتم. ‫توسط شرکت «ویلند-یوتانی»

‫برای تحقیق ساخته و فرستاده شدم.

‫چون آدماشون ‫یه روز هم تو این سیاره دووم نمیارن.

‫ما فهمیدیم که...

‫ببین

‫یاوتجاهای زیادی قصد شکار ‫کالیسک بزرگ رو داشتن.

‫و هیچ‌کدوم نه از اون جون سالم به در بردن

‫نه از سیاره گنا.

‫من کالیسک رو دیدم.

‫ازش زنده موندم.

‫پیشنهادم اینه:

‫تو منو با خودت ببر، ‫منم راه لونه‌ش رو نشونت میدم.

‫وقتی رسیدیم اونجا، ‫من پاهام رو پس می‌گیرم،

‫تو غنیمتت رو می‌گیری و...

‫...همه‌مون برنده می‌شیم.

‫قبوله؟

‫واقعاً کالیسک رو دیدی؟

‫آره.

‫کالیسک رو دیدم.

‫بسیار خب.

‫سفر خوبی داشته باشی.

‫منم فقط...

‫...به سفرم ادامه میدم.

‫مطمئنم ‫که یه راهی پیدا می‌کنی.

‫من که بهت نشون دادم ‫می‌تونم برات مفید باشم.

‫مفید...

‫...مثل یه ابزار؟

‫آره. آره.

‫دقیقاً. ‫مثل یه ابزار.

‫تنها راهی که بتونی تو گنا زنده بمونی ‫اینه که باهاش کار کنی.

‫و من راهش رو بلدم.

‫و... با ابزار مناسب...

‫...می‌تونی کالیسک رو شکار کنی.

‫می‌تونی اولین نفر باشی.

‫ازت استفاده می‌کنم، قوطی حلبی!

‫می‌تونی بهم بگی «تی...»

‫کوچیک‌تر از بقیه یاوتجاها ‫به نظر میای.

‫چند سالته؟

‫و با چی می‌جوی؟

‫دندون‌های بیرونیت ‫یا دندون‌های داخلی؟

‫چی صدات کنم؟

‫تا حالا پرتم نکرده بودن! ‫چه خفن!

‫وقتی سفینه‌ت سقوط کرد ‫سرعتت چقدر بود؟

‫سریع‌تر از ‫سرعت نور؟

‫هنوز رمزگشاییش نکردیم.

‫و اون شمشیر پلاسمایی ‫هم جالبه.

‫مخصوص قبیله‌ی توئه؟

‫و چی صدات کنم؟

‫من به اینا میگم «ایمبر انگویس».

‫فقط یه پیش‌غذا می‌خوان.

‫با زبون خوش مار از سوراخ ‫میاد بیرون.

‫من مار نمی‌خوام.

‫موجودات شکارچی ‫حوزه‌ی تخصصی دقیق منه.

‫یاوتجاها رو عمیقا مطالعه کردم.

‫فرهنگ تأثیرگذاریه.

‫یالا، هر چی می‌خوای بپرس. ‫شرط می‌بندم جوابش رو دارم.

‫خیلی خنده‌دار بود.

‫راستی هنوز اسمت رو بهم نگفتی.

‫اسمم «دِک»ـه.

‫حالا اونوری حرف بزن.

‫باشه. حتما.

‫خب...

‫...بیایم برگردیم عقب ‫و از اول شروع کنیم.

‫۶۴ میلیارد سال پیش ‫گنا متولد شد

‫ وقتی یه ستاره ‫ کوتوله سرخِ در حال مرگ...

‫خیلی قشنگه.

‫بعد از این همه وقت ‫که اینجا گیر کردم، هنوز از منظره خسته نشدم.

‫چند وقته اینجایی؟

‫دو سال پیش رسیدیم به گنا ‫و یه پایگاه ساختیم.

‫بعدش من توی لونه‌ی لاشخور بودم ‫طیِ هیجان‌انگیزترین

‫۱۳ روز، ۷ ساعت،

‫۴۳ دقیقه و ۲ ثانیه ‫از زندگیم.

‫ولی همیشه می‌دونستم یکی میاد.

‫فقط اینکه فکر می‌کردم ‫یکی دیگه میاد.

‫کی قرار بود بیاد؟

‫تسا.

‫تیم ما کاملاً ‫از ربات‌ها تشکیل شده.

‫ولی من و تسا خاصیم.

‫ما حساسیتی بالاتر ‫از بقیه داریم.

‫حساسیت یه ضعفه.

‫حساسیت چیزیه که بهمون اجازه میده ‫موجودات این سیاره رو درک کنیم.

‫ما ساخته شدیم تا با هم ‫کار کنیم.

‫من حبس‌شده تو آزمایشگاه.

‫تسا توی میدون.

More Farsi Persian subtitles for Predator: Badlands

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left