Prvních 183 řádků.
Marie
آیوفیلم تقدیم میکند
سفارشتون
یکی از ماهرترین پیشه ورهامون اینو ساخته
...خب این
بله، فوق العاده اس
تنها چیزی که میخوام اینه که راضی تون کنه
...اما واقعا درمورد این مطمئنید؟ این
درمورد این که همچین هدیه خشک و رسمی به نوه ام توی روز عروسیش بدم؟
بله
مهم نیست، این جوونا هستن که باید تاریخمونو به ارث ببرن و حفظش کنن
راستش یکم تردید داشتم
چی؟
اسمش چی بود؟ اون دختری که توی نمایشگاه بود؟
منظورتون آن هالفورده؟
بله همون دختر
اگه میدونستم الان کجاست شاید اون پری زیبایی که ساخته بود رو یه بار دیگه میدیدم
اگه درموردش کنجکاوید باید بگم که چند روز پیش توی شهر دیدمش
همینجا توی وستول؟
...فکر کردم حتما کار سرنوشته پس بهش پیشنهاد دادم بیاد اینجا اما
ممنونم هیو
اما پیشنهادتو قبول نمی کنم
میخوام روی پای خودم وایسم
...اون دعوت اومدن به کارگاه مارکوری
و پیشنهاد شخص وایکانت سیلورشوگرو رد کرد؟
همچین چیزی ازش برمیومد
خب الان کجاست؟
چون نزدیک روز مردگانه، برگشته لویستون
در این صورت ممکنه ببینمش
قربان شما هم دارید میرید لویستون؟
بله موضوعی هست که باید با پادشاه مطرح کنم
موضوع؟
جرقه آخر
منظورت که...دوک فیلاکس نیست؟
:مترجم
Marie
آیوفیلم تقدیم میکند
واقعا؟ از وستول؟
خب خیلی جای سختی رو برای موندن انتخاب کردی
...از اونجایی که اون منطقه تحت نظر وایکانت سیلورشوگره
همه مشتری هات کاربلدن
کلا از پیشه ورای غریبه چیزی نمی خرن
ش-شما خیلی درمورد این موضوع اطلاعات دارین خانم
حق با شماست من هیج مشتری ای نداشتم
توی وستول شانس بیشتری داریم" که اینطور"
شال بس کن
ممکنه آن زیادی خوشبین بوده باشه ولی تو نباید هی صداش کنی احمق
بهش فکر کردم ولی به زبون نیوردمش
همین الان تو برای اولین بار گفتیش
چی؟
اگه بهش فکر کردی درست مثل اینه که گفته باشیش
ولی نگفتم
به علاوه حتی اگه بهش گفته باشم احمق مشکلش چیه؟
فقط حقیقتو گفتم
هی شما ها
اینکه پریا و آدما سر یه میز بشینن کجاش انقدر عجیبه؟
تا وقتی پول بدن همشون مشتری من محسوب میشن
اگه مشکلی دارید پاشید برید
ای خدا
...ولی میدونی
ممکنه کار کردن توی لویستونم به این سادگی نباشه
،هرچی نباشه روز مردگان نزدیکه الان بیشتر از همیشه مشتری داریم
...میدونم ولی
نه، دقیقا به همین خاطر باید بیشتر از همیشه تلاش کنم
خودشه
سمت جنوب، توی ساحل ایالات راکول
یه شهر هست به اسم فیلاکس
چیزی ازش به گوشت خورده؟
به این معروفه که زیر نظر مستقیم خانواده سلطنتی تجارت میکنه، نه؟
درسته
...حالا درمورد دوک فیلاکس، دوک ویلیام آلبرن
پادشاه سدریک، بیانگذار کشورمون سه خاندان به جا گذاشت
خاندان میلزلند، خاندان چیمبر و خاندان آلبرن
خاندان میلزلند وارث تاج و تخت هستن
اما موقع مرگ پادشاه قبلی، شاه ادموند اول
پادشاه فعلی، شاه ادموند دوم فقط 12 سالش بود
این قضیه مال 15 سال پیشه
خاندان چیمبر از سن کمش استفاده کرد
و به امید غصب کردن تاج و تخت شورش کرد
الان به اسم شورش چیمبرها میشناسیمش
...و شما، لرد داونینگ شورشی هارو سرکوب کردید
با کمک توماس آلبرن
راستشو بخواید اتفاقاتی که زمان شورش افتاد باعث شد ازتون بترسم
رهبران شورش و خاندان چیمبر از ریشه نابود شدن
خشونت آمیز بود ولی بیاید بگیم قابل درک بود
...اما تا حدی پیش رفتید که تلاش کردید خاندان آلبرن رو
از کشور اخراج کنید با اینکه به خاندان سلطنتی کمک کرده بودن
شما ارتششونو منحل کردید و حتی زمیناشونم ازشون گرفتید
این درسی بود که از شورش یاد گرفتم
کشورمون به دو تا حاکم احتیاجی نداره
...اما پادشاه فعلی ادموند دوم
مشاوره ای که در این مورد کرده بودید رو قبول نکرد
چون خیلی ذات گرم و آروم توماس رو دوست داشت
انقدر اراده اش قوی بود که نمیشد باور کرد فقط دوازده سالشه
در آخر خاندان آلبرن سرزمین فیلاکس رو گرفتن و تحت نظارت مستقیم خاندان سلطنتی در اومدن
باید درآمدشونو به خاندان سلطنتی بدن
و برای اثبات وفاداریشون ماهی یه بار به لویستون سفر کنن
این دو شرطی بود که براشون گذاشته شد
...و بعد از فوت توماس
پسرش این شرایطو به عهده گرفته
من شخصا میشناسمش
اون اصلا جاه طلب نیست
اون یه مرد جوون و باهوشه
و بازم شما دوک فیلاکس رو جرقه آخر شورش صدا میزنید؟
و اگه اون جرقه دوباره زده بشه
به زودی شعله ور میشه و با دود علامت میفرسته
اگه این یه جرقه نیست پس چیه؟
مارکوری؟
...امکان نداره، ویلیام آلبرن داره
دنبال یه پیشه ور شیرینی میگرده؟
براش مهم نیست که استاد سیلورشوگر باشی یا نه
توی قصر فیلاکس میمونی و اگه دوک از شیرینیت خوشش بیاد
هزار کرس بهت پاداش میده
ه-ه-هزار کرس؟
شوکه شدی مگه نه؟
اگه دوک فیلاکس، از نوادگان پادشاه سدریک، مهارتتو تایید کنه
یه پیشه ور شیرینی سطح بالا محسوب میشی
هرکس که این اطراف به مهارتاش افتخار میکنه بعد از شنیدن این خبر هیجان زده شد
هزار کرس
فیلاکس توی ایالت راکول
به خاطر تجارت با بقیه کشورای قاره به بزرگترین شهر بندری هایلند تبدیل شده
اما همه پولی که از تجارت به دست میارن به لویستون میرسه
و هر ماه رئیس خاندان باید خدمت شاه برسه و حالشو بپرسه
درموردش خیلی میدونی شال
الکی که انقدر زندگی نکردم
من هیچ علاقه ای به مسائل آدما ندارم
..اما
یه شیرینی شکری آوردی؟
بله داخل ارابه مه
خوبه، شیرینی رو بردار و برو داخل
شما دوتا اینجا بمونید
دروازه رو باز کنید
میتونید اینجا صبر کنید
بله
یه نفر قبل از من رسیده
خب تعجبی نداره
با این کار ممکنه هزار کرس به دست بیاره
...ولی
چرا این قصر انقدر دلگیره؟
...همه چیز از سنگ ساخته شده و سه جورایی
هی تو
بله؟
نیازی به تعظیم نیست
من دوک فیلاکس، ویلیام آلبرن هستم
شیرینی های شکری تونو بهم نشون بدید
تو برو
تو بمون
...چی؟ اما
خوبه
یه پریه درسته؟
چرا اینو درست کردی؟
اینو از روی یکی از دوستام که باهام سفر میکنه ساختم
...این قرار بود یه هدیه باشه اما
گفت دوستش نداره چون حس میکنه داره خودشو میخوره
خیلی خب
بهت اجازه میدم توی این قصر بمونی
یه شیرینی شکری درست کن یکی که انتظاراتمو برآورده کنه
ببخشید! چه جور شیرینی باید درست کنم؟
چقدر خوشگله
این خانم...یه پریه درسته؟
از پری ای که تصویرشو میبینی یه شیرینی بساز
میتونی؟
!میتونم
دیل، کارگاهو به این دختر نشون بده
از این طرف
...اگه خواستی دوباره این تابلو رو ببینی
دو تا برج نزدیک کارگاه هست
توی برج شرقی عکسای زیادی از این پری روی دیوار هست
میتونی اونارو ببینی
چشم
یه دوست؟ حرف خوبی زدی؟
دوک از به بردگی گرفتن پری ها متنفره
برای همین هیج پری ای توی قصر نیست؟
به دو پری ای که باهات اومدن قبلا کارگاهو نشون دادیم
ممنون
داشتم فکر میکردم چرا دوک یه شیرینی شکری از اون پری میخواد
رسیدیم
!شال! میثریل
توی اون برج سه تا پیشه ور از مدرسه رادکلیف هستن
حواستون باشه به پر و پای هم نپیچین
فقط همین تعداد هستن؟
خودت دیدی مگه نه؟
پیشه ورای زیادی نیستن که بتونن انتظارات عالیجنابو برآورده کنن
No comments yet. Be the first to leave one.