The Wrath of Cain

The Wrath of Cain

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

The Wrath of Cain - DVD Rip
Komentář od omidmehdi
مترجم : hamed naz هماهنگ با نسخه : DVD Rip زمان فیلم : 84 دقیقه ژانر فیلم : Action امتیاز در IMDB : 4.3 سال تولید : 2010

Tagy

DVD
Zveřejněno: 2014-03-04
Stažení: 32
Pro sluchově postižené: Yes

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

هی هی با منی ؟

آره باتو بودم عوضی چند تا از اینها ؟ زود باش . . .

در آمریکا بیش از 60 درصد زندانیان از اقلیت های قومی

سه چهارم زندانیان برای جرایم مواد مخدر رنگین پوستان می باشند

من یک مجرمم , زندگی خوب برای گذراندن

انتقام کین

توی سرم صدای طبل می شنوم

توی یک جنگل با صدای طبل و بوق زندگی می کنم

طبل ها با من حرف می زنند

طبل ها هستند ، عزیزم

هیچ چیزی نیست که بتونه انجام بشه

پسرم ریکی برای زنده موندن مواد می فروشه

اون برای جامه تهدیده . اشتباهاتشو ببین .

ما می دونیم که از مرگ به طرف زندگی عبور کردیم

چون ما عاشق برادرامون هستیم

چه کسی دوست ندارد با مرگ بماند

کشتن ، بعد از این شکنجه

مثل ملافحه های رختخوابی گرم و راحت به نظر می رسه که من می تونم زیرش بخزم

اون باید عالی باشه برای تو که دوش بگیری.

من گفتم اون باید خوب باشه ـ من شنیدم . چرا داری با من حرف می زنی ؟ عوضی!

متاسفهم من فقط سعی کردم که صحبتی کرده باشم . من اینجام

حرف می زندی مثل این که سوال می پرسی . فهمیدی؟

پس تو اون عوضی رو می شناسی؟

آره رد . من اونو بررسی کردم اون با پسر عموی من بازداشت شده

به پسر عموت فشار وارد کن چه چیزی از اون می دونه ؟

من اونو توی محله می شناسم . رد

اسلیپی . . . ؟ ـ بله

تلاش کنید فقط با فشار سروکار نداشته باشد برای شما کوتاه خواهد آمد

نه مرد او می تونه مورد اعتماد باشه . رد رد

من بهت گفتم : قابل اعتماده

اسلیپی ، چطوری؟ تی بون . ببین بزرگ شده

ظاهرت خوبه ـ تو هم خوب به نظر می رسی . این چیه ؟

تی بون . این دوستمه که من دربارش گفته بودم ، پا قرمز

این چیه ؟

چه مشکلی دارید با سرورتون

من مشکلی ندارم ، تو عوضی دوباره از من می پرسی

این منفیه ، این خوب نیست ـ خفه شود بذار پولا رو ببینم .

آره ، پولا رو ببین

رد من چه کار کردم ؟ همه چی خوبه

عالیه ـ عالیه

دفعه بعد ، هیجان کمتر تا بعد ، اسلیپی

دوباره می بینمت ، تی

من چی کار کردم ؟ رد بهت چی گفتم ؟

اکی اکی ـ پس من می خوام بشنوم

پلیس ، ایست تکون نخور

این کارو نکن ، اسلیپی . بشین

زندانی!

امیدوارم اینجا رو دوست داشته باشی

اونجا

نمی دونم چه کاری بیرون انجام دادی اما تو الان توی خونه منی

خانه تو ؟ تا آخر هفته مجبورم اینو بگم

بهت گفتم دهنتو ببند

هی ، کین

پا قرمز

آشتی تموم شد قبلا اون پوشش دادم

ـ من می رم پا قرمز

می خوام مطمئن بشم اونچه اتفاق افتاده گذشته

می دونی ، اون گه فقط چیز دیگه ای بود

برو بیرون ، پا قرمز

بهت گفتم بیرون شو

من نمی دونم چطوری اون حل می کنی

پس دربارش فکر کن و بذار منم بدونم

پاتو شکستم پس تو نمی تونی مواد بیشتری به باشگاه من بیاری

باری اینکه پرونده ام تو کانون توجهه

به افراد بگون برن خونه شون

تو پاشو شکستی؟

کم و بیش

اون یکی از افراد پا قرمز بود

به باشگاه ؟ ـ بله

من می خوام اینجا چیزی بهت بگم ، رد

من فقط ازت می خوام شلوغی به باشگاهم بیاری . تو پرونده ام رو تو کانون توجه قرار دادی

باشاه تو توی قسمتی از شهر منه

قسمتی از شهر تو آخرش درب جلوی باشگاه من

ما یه نوع توافق کردیم ـ ما توافق کردیم.

می دونی ، سرورت . . . ؟ ـ بله

اون توی کوچه است . او می تونه تمان اطلاعات داده شده رو ببینه. اکی ؟ مراقب باش ، مت.

اون داخله .

دخترای دیگه تو هم بیار

وقتی دم در بودی بهم زنگ بزن اه! دوباره بهت زنگ می زنم.

نفس بکش ، عزیزم

اونجا بمون . اونجا بمون . ـ بابا!

اونو نگه دار . ـ بابا!

به زندان خوش آمدید.

من مدیر این مرکزم .

من و دوستم جو می خوایم مطمئن بشیم اینجا آخرین جایی که شما در آخر خواهید بود.

شما اینجایید به دلیل دزدی سوء استفاده ، باندبازی . . .

اینجا ، شما بنده سیستم هستید. شما یک انتخاب دارید.

شما ممکنه یا می تونید بندگان آزادی باشید

این خانه ، این دیوارها و زندان . . .

به شما یک اسم می ده ، اسم بندگی تون و شماره تون

مدیر اینجا رئیس تون است . او کسی است که بهتون می گه چه موقع بخورید ، بخوابید و دستشویی برید

من حرام زاده ام . فردریک داگلاس

به زیر زمین لگد بزنید آزادی بیرون این دیوارهاست

برای برنامه و " وحدت " و " پایپ لاین "

امروز تصمیم بگیرید . آزاد زندگی کنید یا درون این دیوارها بمیرید

زندی انتخابهاست . . .

. . . درست را انتخاب کنید.

اون قدم زد و صحبت کرد . . . می دونی

چه خبر ، اسلیپی؟ ـ سلام ، رد

بالاخره تو هم اینجایی. ـ مرد ، اونا برای همیشه مون داخل زندان آوردند

اون همینطوری بود؟

تا اونجا که من شنیدم شا سعی کردید که هر جایی باشید ولی اینجا . . .

. . . با من.

برای پنج شنبه هایی که نمرده ، اد . چرا ما نمی خوایم که با اندازه گیری های من باشه؟

من نمی دونم ، شاید بدلیل اینکه من اینجا به خاطر تو نشسته ام.

اما اون تنها راهه ، درسته؟

رد ، می دونی مطمئن باش من جبران می کنم ، مرد. تو می خوای برای من جبران کنی ؟ چطور؟

این دفته سوممه ، اسلیپی. چرا؟

می دونی من 203 سال دارم ؟

اگر من زندگی طولانی داشته باشم . قاضی فکر کرد مطمئن باشه من یک درخت بودم ، هه؟

چه مقدار تو داری ؟

23 ماه

چرا ؟! رد ، من اونی که پولا رو نگه داشتم نبودم .

اسلیپی ؟ ـ بله

اگر راست بگی ، من بهت نیاز دارم خارج از این دیوارها کاری انجام بدی

پس بهتر شدی اون اتفاق می افته

هرچی تو بخوای ، رد.

اسلیپی ؟ ـ بله

دوست دارم . ـ منم دوست دارم . ما مثل همیم . . .

می دونم . باشه.

دوست دارم رد ، نرو . . .

رد . . .

تروی بگو من به کمکش نیاز دارم

من می خوام برای پا قرمز الاغ

یک نفر در مقابل یک نفر

تروی بو که من اینو داشتم من مقصرم

به درک بگو که پول می خواهم

بهش بگو که برای من باارزشه

و اینکه من مقصرم

من جمع می کنم

تعداد زیادی از سربازان من اینجا هستند

مثل تجدید دیدار خانواده

کین !

چیزی وجود نداره که بتونی انجام بدی برای اشتیاق من برای شکار

و من می ترسم

من مجبورم که چهار ماه اختصاص بدم اما شرایط جاری دو ماه می طلبه

تمام امتیازات رو از دست خواهی داد : موزیک سرگرمی ، هیچ چیز . ممکنه سلول رو ترک نکنی .

کین ، وقت رفتنه

شما منو مجبور می کنید به یک سوم زمان باقی مانده بیرون بودن

برای انجام دوباره کاری ، امیدوارم دربارش فکر کنی

هی ، اون دختر اونجا؟ ـ او همیشه اونجا بوده

سلام رفیق ـ اون چیه ، پسر؟

احترام

اون درباره ریکیه فکر می کنی من باید باهاش حرف بزنم ؟

من فکر می کردم ، او همه چی رو از شرق تا خیابان سوم داره .

و چیزی دیگه ای داری چرا شما با هم نمی آیید ؟

چی ؟

داری می گی من و اون سیاهه باید با هم کار کنیم ؟

فقط ، تو دوتا از بزرگترین محله ها رو اداره کن

و با هم شما می تونید تمام شهر رو ادراه کنید . حرف منو می فهمی ؟

گوش کن ، من بهترین کنترل رو می خوام

هی مایک ؟ ـ چطوری ؟

می دونی تولد هم اتاقی منه ؟

می دونی من کیم . من بیش از اونی که بدونی زن دارم نه آنچه او می تونه انجام بده

تولد کی ؟ ـ رفیقم ، رابرت .

اوه درسته شما ها به بچگی تون برگشتید

فقط مطمئن شو که اونجایی . ـ باشه

ریکی کجاست ؟

ریکی کجاست ؟ تو اتاق پشتی

چی ؟ ـ می خوام بری و ببینی

برو

من علیه هم اتاقیم رای دادم او بهم ریختی رو با جی دی نمی خواد

جوابم اینه

نگرو وحشیه ، رفیق

وقتشه او به تعطیلات بره

امروز چی داریه ، مرد گنده؟

کین ، باشه اونجا؟

بله ؟ ـ کس اینجا باهامه؟

من کسی رو ندیدم

می دونی ، همیشه سعی می کنی که من انجیل رو بخونم

آره . ـ امروز روزشه

امروز روز بزرگیه واست ، کین.

هنوز سکس تلفنی انجام می دی توی اتاق ضبط؟

نه . . .

کارگردان منع کرده

او گفت که او هیچ کس رو نداره

ـ برای فعالیت های اضافی

من اینجا نیومدم که برم

پس من قبول می کنم

بدون موزیک مورد علاقه ام خیلی سخته

اگه من اونو بزارم مثل اینه که من نیستم . ـ آره

لعنتی من گمش کردم

من می خوام برم هفته بند می بینمت

شنیدم برای کین آماده شدی

آره ـ الان بزرگترین شانس تویه که اونو تحت تاثیر قرار بدی

زمان زیادی داری که توی سلول انفرادی بگذرونی ، کین

هر وقت من گذاشتم بیرون بشی تو با یه چیز احمقانه برگشتی

می دونم تو همیشه از خودت دفاع کردی مثل این که تو رئیس بزرگ هستی

اینجا افراد زیادی هست که فکر می کند اگه تو رو شکست بدن

اونا بدنام یا مشهور یا چیز دیگه ای می شن

این دلیل اینیه که همیشه می خوای بری توی سوراخ سالهای سال

می دونی ، ما بچه هایی داریم که اینجا می یان

نیمی از اونا می خوان بدونن آیا کین اینجا به دام افتاده

اونا تورو مثل یک ستاره سینما می بینن

من و تو می دونیم که زندگی تو جذاب نیست

اگر من بهت بگم شانسی داری

این دوباره اتفاق نمی افته بوسیله پسرایی از این اطراف ؟ درصورتی که تو بتونی کمک کنی؟

اگه می شد تو بتونی زندگی تو برداری تو هدرش دادی

و از اون برای نجات اونا استفاده کنی؟

چی می شه اگه من بهت بگم تو شانسی داری که پسرت رو نجات بدی

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left