Prvních 199 řádků.
دلتنگ اژدها
.من دارم به شهر باد برمیگردم
نظرت چیه رئیس محافظ ها بشی؟
.ممنونم ژنرال
ولی من فکر میکنم که شما
.به سربازی مثل من در شهر باد احتیاجی نداری
.لازم نیست الان جوابم رو بدی
ما فردا حرکت میکنیم
.تا اونموقع میتونی تصمیم خودت رو بگیری
.چن یو
.میدونستم اینجا میتونم پیدات کنم
.داداش جنگ
.آقای لو
.من باید چیزی به ژنرال بگم
.معذرت میخوام
.هنوز حرفام رو تموم نکرده بودم
،راستش
،از طرف پدرم یک نامه پنهانی دریافت کردم
میگفت که بعضی از وزراء
.به خاطر پیروزیت در جنگ ناراضی هستن
...اون ازم خواست که
سرت به کار خودت باشه
و ازم فاصله بگیری؟
.مطمئنا من از شایعات ترسی ندارم
،ولی چن یو
.تو باید در شهر باد مراقب خودت باشی
،به عنوان یک ناظر ارتش
.متاسفانه نمیتونم همراهت برگردم
برگشتن به شهر باد از جنگ هم خطرناکتره؟
حالا که کسی کنارت نیست که ازت حفاظت کنه
.باید بیشتر دقت کنی
.فهمیدم
.ممنونم داداش جنگ
.ژنرال
.شما فردا به شهر باد برمیگردی
.باید خودت رو آماده کنی
.لونگ یان
.ژنرال
.منم همراه شما به شهر باد میام
.چشماش
.برام خیلی آشناست
.داداش یوچی
.شاه اژدها
.داداش یوچی
.داداش یوچی
.داداش یوچی
.داداش یوچی
.لونگ یان
.خوب ببینش
این همون نقاشی پنج اسبه که میخواستی؟
.آره، خودشه
.تو تونستی این نقاشی رو از امپراتور بگیری
تعجبی نداره که هفتمین شاهدخت دونگلو .هستی
.این که چیزی نیست
ولی من کار مهمی دارم
.که امیدوارم بتونی بهم کمک کنی
من واقعا نمیتونم این مکعب شانس رو سرهم .کنم
.جین، لطفا بهم یاد بده
.باشه
.ببین، باید اینجوری سرهمش کنی
یو
.این باید بره اینجا
.و بذارش اینجا. همین
من یک ساعت روش وقت گذاشتم. ولی هنوز .نتونستم درستش کنم
تو چطوری تونستی به این سرعت درستش کنی؟
.این قفل لوبان عه که پدرم بهم یاد داده
.معلومه که میتونم سرهمش کنم
.حتی بهش یک اسم جدید هم دادم
.قفل مکعب جادویی
.این اسم از قفل لوبان بهتره
.بیا. این کادو تولدته
.برای خودته
.اسم تو، "جین" روش هک شده
جین
.ممنونم جین
.برای همیشه ازش مراقبت میکنم
متاسفانه تو انقدر احمقی که نمیتونی ازش استفاده .کنی
.نه، نیستم
.ببین، تموم شد
.کمتر از یک ربع تونستی تمومش کنی
.جین، تو خیلی باهوشی
میشه چند روز دیگه هم دستم باشه؟
.باشه
دلم میخواد بدونم
.چن یو الان کجاست
.مشتری عزیز، این هم از چای شما
.ژنرال
.این سومین قوری چاییه
.چهار تا دسر، دو ظرف تخمه آفتاب گردون
.به اندازه کافی آب و غذا داشتیم
.نه روزه که داریم سفر میکنیم
.بیا زودتر حرکت کنیم
.تا طلوع خورشید به شهر باد میرسیم
اونوقت میتونیم نفسی تازه کنیم
.و فردا صبح با اعلیحضرت دیدار کنیم
.نه
چرا نباید برای استراحت به شهر باد بریم؟
.لونگ یان
.ژنرال رو راضی کن
لونگ یان، نظر تو چیه؟
ژنرال بر این باوره که
اگر اعلیحضرت بفهمه
.که ما نه روزه به شهر باد رسیدیم
،اونوقت دفعه ی بعد
.بهمون دستور میده تا هشت روزه به اونجا بریم
.پس من هم طرف ژنرال هستم
.ما باید سر روز دهم برسیم اونجا
...شما خیلی فکر میکنین
.درمورد هر چیزی زیادی فکر میکنین
.کاملا تسلیمتون شدم
،ولی، ژنرال، لااقل
یه جایی رو پیدا کنیم تا خودمون رو تمیز کنیم
.بعد به دیدن اعلیحضرت بریم
.بر اعلیحضرت درود میفرستم
.برای شما عمری طولانی آرزو میکنم
دونگلو الان در ترس و وحشت قرار داره. احتیاجی .نیست نگران اونها باشید
.ژنرال عزیزم، لطفا بلند شو
،هرچند که فنگ چن یو جوونه- .ممنونم اعلیحضرت-
.سفر خسته کننده ای بوده
ولی میدونه که چطوری باید برخورد نرمی داشته .باشه و در مقابل اعلیحضرت ضعف نشون بده
.اون بی شک از پدرش باهوشتره- .من بهت هزار تیل طلا پاداش میدم-
.و بهت لقب بانوی ژنرال عالی رو اهدا میکنم
.متشکرم اعلیحضرت
.ژنرال فنگ
چی شده؟
.ژنرال فنگ، لطفا صبر کنید
.ملکه شما رو به قصر فنگشی احضار کردن
.باشه
.همراه من بیاین
.خواجه چی
ایشون ژنرال فنگ هستن؟
بله، ملکه از خواستن که
.ژنرال فنگ رو به دیدارشون ببرم
.سوتفاهم شده
.ملکه اخیرا خواب خوبی نداشتن
ژنرال فنگ به خاطر کشتار دشمنان زیادی روح .استواری داره
پس ایشون از ژنرال فنگ میخوان حالا که وقت استراحت بعدازظهر شده
.جلوی در نگهبانی بده
.پس اینطوره
ولی این کار درستیه که از ژنرال فنگ بخوایم اینجا نگهبانی بده؟
.اشکالی نداره
،پس
.ممنونم ژنرال فنگ
.شاه اژدها، بازم که تویی
.اینجا قصره
.فقط میخوام یه نگاه بندازم
،اگر اصرار دارین که جلوی من رو بگیرین
.پس باهام بجنگین
.شاه اژدها، هیچکس نمیخواد با تو بجنگه
.بالاخره تونستی ده سالی رو درست رفتار کنی
باز چرا اومدی اینجا؟
فقط به ما بگو. میخوای کدوم صیغه امپراتوری رو ببینی؟
و چه هدیه ای براش داری؟
.میتونیم از طرف تو اون رو بهش بدیم
.میخوام ژنرال فنگ چن یو رو ببینم
.باشه. من میرم ببینمش
چرا بهم کمک میکنین؟
اخیرا، ارباب کاخ لوفنگ اعلام کرده که
هر ژنرال بهشتی که بتونه
جلوی شاه اژدها رو برای ورود به قصر بگیره
درصورت نیاز به شرکت در آزمایش قلمرو زمینی
.نیازی به نوشیدن چای فراموشی نداره
.ارباب کاخ لوفنگ همیشه سختگیر بوده
.به هیچکس اجازه ورود رایگان نمیده
.شاه اژدها، ما باید به هر حال از تو ممنون باشیم
.شوئه چیانشون واقعا عاشق فضولی تو کار مردمه
.اون حالش خوبه
ملکه از فنگ چن یو خواسته که بیرون قصر فنگشی .نگهبانی بده
.ژنرال فنگ
.ملکه تازه خوابشون برد
.ژنرال، لطفا
.مشکلی نیست
.ملکه خیلی بیچاره س
.اون خیلی جوونه ولی از الان از بیخوابی رنج میبره
سوپ جوجه ی هشت گنجینه جنسینگِ آشپزخانه سلطنتی
.خیلی خوشمزه س
،بعد از خوردنش حس میکنم که دستام، پاهام
.و حتی قلبم، گرم شدن
.دقیقا همینطوره
.اعلیحضرت گفتن اخیرا هوا سرد شده
ایشون از صیغه رویی خواستن که مراقب سلامتی .خودتون باشید
.چه بارون ناگهانی و سنگینی شروع به باریدن کرد
.این تقدیر آسمانه
ملکه از فنگ چن یو خواسته که
.بیرون قصر فنگشی زیر این بارون نگهبانی بده
!عالیه
کدوم بانوی ژنرال عالی؟
.بذار زیر بارون مثل موش آبکشیده بشه
من میتونم مرخص بشم؟
،جین
.ما اون رو تحقیرش کردیم
تو چرا انقدر ناراحتی؟
.اون توی جنگ دخالت کرد و به ولیعهد آسیب زد
.ما میتونیم بکشیمش یا تحقیرش کنیم
ولی اونهایی که طرفش هستن
.نباید باهاش اینطوری برخورد کنن
ولی ولیعهد
.به من هشدار داده که اون دشمن ماست
،وقتی بهش زور میگم
No comments yet. Be the first to leave one.