Prvních 200 řádků.
تجدید دیدار:صدای مشیت ، فصل دوم
قسمت 7
گریه نکن
من هنوز نمردم ها
ارباب سوم
هم چین بیماری جدی داشتی ؟
چرا از من مخفیش کردی ؟
عمدا ازت مخفی نکردم
از اولش قصد نداشتم
به کسی دربارش بگم
ولی هیچوقت به این فکر نکردی که
اطرافیانت میخوان درباره ی اوضاع و احوالت بدونن
مخصوصا کسی که دوستت داره
تو هنوز خیلی جوونی
فرق بین عشق و احترام رو تشخیص نمیدی
امیدوارم بزرگ بشی و
هیجان زده عمل نکنی
الان شوئه وو و دار و دسته ش
همه ی حرکات خونواده ی ما رو دارن تماشا میکنن
اونا منو تحت نظر گرفتن
اگه باور نمی کنی
برو بیرون ، خودت ببین
افراد شوئه وو اون بیرون ، همه جا هستن
برای همین هر کسی الان به من نزدیک بشه
تو دردسر میفته
دلم نمیخواد تو هم درگیر بشی
من از دردسر نمی ترسم
اگه کاری هست که از عهده ش بر میام
فقط بهم بگو
شو بای، ممنونم
اگه یه وقت کمک لازم داشتم
حتما، اول میام سراغ تو
بعد از امروز، بازم میام به دیدنت
خوب استراحت کن
باشه
فتی، فتی
عجله کن ، من باید برم دستشویی
یه دفعه، ندای طبیعتو احساس کردم
خیلی خب
بشین رو این، تا اونجا هلت بدم
شدیدا، دستشویی لازمم
باید میزاشتی شو بای ببرتت دستشویی
می تونستم به اون بگم ؟
شو بای الان ازم پرسید
چه کمکی از دستش برام ساخته ست
خیلی خجالت کشیدم بگم لازمه برم دستشویی
وقتی پیر بشیم ، این شکلی میشیم ؟
.... وقتی برسیم به هشتاد سالگی
می تونی عجله کنی ؟دیگه نمی تونم خودمو نگه دارم
میدونم ، میدونم
نگه ش دار
باید خودتو نگه داری
رفتیم ، رفتیم
میشه اینقدر تکون تکونش ندی ؟
سریع یا با ثبات ؟یکیشو انتخاب کن
سریع و یکنواخت ، عجله کن
رفتیم ، رفتیم
ساکت
چه موقع جزر و مد میشه ؟
باید امروز باشه
امروز ،کی دقیقا ؟
به زودی
هر دفعه همینو میگی
ساکت
اوضاع خیلی ناجوره
حرف نزن
یه نفس عمیق بگیر
حالت خوبه ؟
خوبم
اینجا دیگه کجاست ؟ همه جاش پر از حفره ست
عینک دودی
حواست به اطراف باشه، گوش به زنگ باش
ساکت
این سوراخ خیلی عجیبه
هیچی داخلش نیست
ترسوندیم
چیزی پیدا کردی ؟
نه
تو چطور ؟
منم همینطور
بریم
آقای جیائو من و تونی رو گروگان گرفته
نقشه ی شهر صاعقه رو براش بیار تا ما رو نجات بدی
چند روز دیگه موعد انقضای این ویدئو تموم میشه
میخوای این کارو انجام بدی یا نه ؟
یه روز کامل شده
عینک دودی هیچ کاری نکرده
قطعا هیچ علاقه ای بهت نداره
ویدئوت هیچ مشکلی نداره
پس چرا تا حالا خودشو نشون نداده ؟
خودت دیدی
من هیچ اهمیتی واسش ندارم
آقای جیائو
هر کاری ازم خواستی انجام دادم
این به خودش مربوطه که چیزی که تو ازش میخوای
از من براش مهم تره
آره واقعا
از اونجایی که تو اصلا براش مهم نیستی
پس چرا باید هنوزم زنده ت بزارم ؟
درسته ؟
آقای جیائو، التماست میکنم
لطفا بزار برم
این که بزارم بری یا نه
به تصمیم صاعقه بستگی داره
متاسفم
صاعقه میخواد تو بمیری
دوستت دارم
فقط سی ساعت برام مونده تا قضیه ی شوئه وو رو فیصله بدم
نمیدونم عمو اربای هنوز زنده ست یا نه
از چیلینگ هم هیچ خبری ندارم
الان هیچ پولی ندارم
شوئه وو
الان همش به تو بستگی داره که، دم به تله بدی یا نه
ارباب سوم
دسته بندی کالا ها رو تموم کردم
ولی در واقع چیز زیادی باقی نمونده
شو بای
یه بنر برام درست کن
که اعلام کنه
فروشگاه هو قراره یه مزایده برگزار کنه
مزایده ؟
درسته
ولی اجناس کمی باقی مونده
که خیلی هم قیمتی نیستن
فکر نکنم خریداری داشته باشن
معلومه که نمی تونیم به این چند تا تیکه ، متکی باشیم
میخوام برگ برنده مو رو کنم
اون چیزیه که شوئه وو همیشه میخواسته
چیه ؟
دفترچه ی سرقت مقبره
میخوای دفترچه ی سرقت مقبره رو به حراج بزاری ؟
اگه بخوای یه ماهی بزرگ بگیری ؟
باید بهترین طعمه رو استفاده کنی
این دفعه
میخوام یه بار برای همیشه حسابمو با شوئه وو تسویه کنم
میخوام بزارم بدونه
چطوری تو این دوره ی گذشته ، اعتبارمو به دست آوردم
فروشگاه عتیقه جات هو
ووشیه
ارباب سوم ، نگاه کن
نظرت چیه ؟
لوازم آرایش شما زن ها، واقعا جادو میکنه
می تونی یه کم سرحال تر نشونم بدی ؟
سرحال تر ؟
البته
-فروشگاه عتیقه جات هو -طرح مزایده ی دفترچه ی سرقت مقبره
ارباب سوم
چرا میخوای
جلوی شوئه وو خودتو سر حال تر نشون بدی ؟
کسایی که به خاطر بیماری در حال مرگ اند
فرصت کمی دارن که قبل از مرگشون خوب به نظر بیان
این حرف بدشانسی میاره
همین طوری گفتم
فقط میخوام خودمو
بهتر جلوه بدم
اینطوری شوئه وو نمی تونه مطمئن باشه چه اتفاقی قراره برا من بیفته
به این میگن گیج کردن رقیب، می فهمی چی میگم ؟
این اولین قدم از نقشه م برا سر و کله زدن با شوئه ووئه
خیلی فکر صرفش کردم
سر حال تر به نظر بیای ؟
یعنی تقریبا یه چیزی تو مایه های چهره ی گلگون
مشکلی نیست
بزارش به عهده ی من
خیلی خب ، کارمون تموم شد
ارباب سوم
داری به چی نگاه میکنی ؟
این آدما همشون
ارشد های من تو دوره های گذشته ان
هیچ کدوم اجازه ندادن دفترچه ی سرقت مقبره
بیفته دست
اون پیر مرد عوضی ، شوئه وو
برای همین
میخواییم به همه بگیم که
قصد داریم دفترچه رو به مزایده بزاریم
هر چی بیشتر هیاهو بشه، بهتره
دشمن دشمن ما، دوستمونه
این قدم دوممونه
مفهوم شد
به چی می خندی ؟
بای هوتان
این از پنج کوره ی معروفه
ارباب پنجم
واقعا چشم های تیزی ، تو این چیزا داری
بزار برات بگم
این گلدون کنده کاری شده ی زینتی مال کوره ی دینگه
ببندش
نمی خوام تند خویی کنم
ولی ظروف چینی کوره ی دینگ
یه نمای صیقلی و کنده کاری های قشنگی دارن
به اون نقوش مزخرفش نگا کن
انگار یه تازه کار با دستهای لرزون کشیدشون
داری باهام شوخی میکنی ؟
ارباب پنجم
نمیشه ، همینجوری
از رو قضاوت خودت بگی تقلبیه
اگه به خاطر بیماری نوه م نبود و پول لازم نداشتم
حاضر نبودم بفروشمش
برا نجات زندگیش به پول نیاز دارم
اگه نیازت اورژانسیه
و برا نجات نوه ت پول لازم داری
No comments yet. Be the first to leave one.