Undone

Undone

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 2

Informace o verzi

Undone S02E02 WEBRip x264-XEN0N
Undone S02E02 WEBRip x264-ION10
Undone S02E02 WEBRip x265-ION265
Undone S02E02 1080p WEBRip x265-RARBG
Undone S02E02 720p WEBRip x264-GalaxyTV
Undone S02E02 1080p WEBRip DDP5 1 x264-MIXED
Undone S02E02 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Komentář od mmli_sm
█⫸ sm محمدعلی | DigiMoviez.com ◀◀

Tagy

webrip
web
x264
BRip
720p
720
x265
HEVC
2CH
1080
Zveřejněno: 2022-04-29
Stažení: 24
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫این اتفاقا واسه چیه؟

‫خواهش می‌کنم، من فقط می‌خوام کمک کنم

‫این دیگه چیه؟

‫سلام؟

‫هی، این چطوری باز میشه؟

‫هی!

‫ولی فقط یه خطه

‫نه، رید

‫- یه دونه خط یعنی باردار نیستم ‫- وای پسر

‫روش ادرار کردی دیگه، آره؟

‫آره، روش ادرار کردم

‫خب پس

‫نگران نباش. خب بعضی‌وقتا زمان می‌بره

‫همیشه که همون موقع اتفاق نمیفته

‫آخه از این که باهات خانواده ‫تشکیل دادم خیلی هیجان زدم

‫می‌دونم. تو دلت واسه بچه‌ها میره

‫واقعاً

‫مخصوصاً وقتایی که مردم

‫از اون کت‌شلوارای بیزینسی کوچیک تنشون می‌کنن

‫- روانی ‫- می‌دونم

‫آخه مگه می‌خوای کجا بری بچه؟ ‫تو که کار و بار نداری

‫سلام. اینجا چه کار داری؟

‫سلام. شرمنده که اینقدر زود پیدام شد، ‫ولی کل شب رو داشتم بهش فکر می‌کردم

‫و سعی می‌کردم از قدرت‌های خودم استفاده کنم

‫و حس می‌کنم باید درمورد

‫این توانایی‌ها که دارن داخلت بیدار میشن حرف بزنیم

‫ای خدا، آلما. داخل من هیچ‌چیزی بیدار نمیشه

‫دیشب که بهت گفتم

‫فقط به خاطر عروسی خستم. ‫باید بیشتر بخوابم

‫عه، سلام آلما. خب دیگه،‌ من برم

‫- دوستت دارم ‫- منم دوستت دارم

‫رید، مگه کار نداری؟

‫پس اگه تو نباشی

‫- کی با بابات درمورد ورزش حرف می‌زنه؟ ‫- نکته خوبی بود

‫- دیگه بهتره راه بیفتم ‫- باشه. خدافظ

‫فکرش هم نمی‌تونی بکنی

‫که چقدر باحاله

‫نمی‌خوای بدونی که چه کارایی می‌تونی بکنی؟

‫- باید برم سر کار ‫- بگو مریض شدی

‫خودم هم الان باید کنار بابا ‫مشغول نوشتن باشم

‫- ولی این خیلی مهم‌تره ‫- فهمیدم بابا

‫داری از زیر پایان‌نامه نوشتن درمیری

‫دارم بهت یه فرصتی رو پیشنهاد می‌کنم

‫تا زیرچشمی به پشت‌پرده واقعیت نگاه کنی،

‫تا بفهمی چه رازهایی پشتش قایم شده

‫فکر کنم با همین نگاه کردن به پرده راحت‌تر باشم

‫پرده‌ی خیلی قشنگیه

‫ولی من یه چیزی پیدا کردم ‫و به کمکت نیاز دارم

‫چه ‌جور کمکی؟

‫گفتم که نمی‌تونم وصل بشم، آره؟

‫- آره ‫- چیزی که بهت نگفتم اینه که هردفعه که تلاش می‌کنم وصل شم

‫میرم تو این مِه

‫این دیگه چیه؟ چه اتفاقی داره میفته؟

‫- هی، پس اینجایی! ‫- می‌دونم

‫اولش ترسناکه، نه؟

‫چطوری از اینجا بریم بیرون؟

‫کمکی که می‌خوام ازت بگیرم بابت همینه

‫این نقطه سیاهه رو می‌بینی که ‫داره بهمون نزدیک میشه؟ یه دره

‫می‌خوریم بهش؟

‫نه ایشالا

‫ایده‌ای واسه باز کردنش داری؟

‫آره، شاید بهتر باشه بازش نکنی

‫بکا، دره

‫گذاشتنش واسه باز کردن

‫بدو دیگه. سعی کن اون طرفش ‫رو ببینی یا یه همچین کاری بکنی

‫نه، من می‌خوام از اینجا برم

‫خیلی‌خب

‫نمی‌دونم الان چه کاری کردی

‫ولی دفعه آخرت باشه. دفعه‌ آخر

‫این قدرت اجدادته که داره به تو می‌رسه

‫دنیای ناشناخته‌ی بزرگ

‫اینی که داریم میگیم یه دنیاس

‫نمی‌تونی وانمود کنی که وجود نداره

‫هی

‫داری هویتت رو انکار می‌کنی

‫صدام رو هم می‌شنوی

‫صدام رو...

‫مترجم: محمدعلی sm ‫mmli_sm

‫- کامیلا ‫- بله؟

‫پیام برداشت بیش‌ازحد برام اومده

‫تو پنج‌هزار دلار برداشت کردی؟

‫به دخترخالم کمک کردم

‫کدوم دخترخاله؟

‫- نمی‌شناسیش ‫- خب،

‫حتماً خیلی باهمدیگه صمیمی بودین

‫- که همچین پولی بهش دادی ‫ - داری دقیقاً به چی متهمم می‌کنی؟

‫متهم؟ من که...

‫فقط می‌خوام بفهمم پول کجا رفته

‫باید همه‌چی رو بهت بگم؟ ‫واسه خودم زندگی ندارم؟

‫من کی همچین حرفی زدم؟

‫ببخشید که بهم اعتماد نداری

‫ای خدا، کامیلا، به من چه آخه؟

‫پس همیشه تقصیر منه دیگه؟

‫راستش رو بگو

‫- پول رو واسه چی برداشتی؟ ‫- یه بار بهت گفتم

‫اصلاً می‌دونی چیه؟ فراموشش کن

‫- آلما ‫- سلام مامان

‫- همه‌چی مرتبه؟ ‫- آره بابا

‫بیا تو

‫از اون کیک لیمویی‌های معروفت رو پختی

‫واسه حراج کیک‌فروشی کلیساس

‫ایول. پس یعنی همه این پولا ‫خرج مطیع کردن زنا میشه؟

‫یا یکمش هم صرف محافظت ‫از بچه‌بازا میشه؟

‫سلام بابا

‫آلما، بالاخره اومدی

‫خب،‌ اگه می‌خوای می‌تونم برگردم ‫و سروقت بیام اینجا

‫ولی بهم کمک نمی‌کنی که راه ‫رو پیدا کنم، پس این به اون در

‫نخور می‌ریزه رو فرش

‫وای، زیادی به این واقعیت اهمیت میدی

‫خیلی‌خب، اول بریم سراغ نسخه‌ی ویرایش شده

‫بعدش هم یه بار دیگه

‫فهرست منابعت رو چک می‌کنیم

‫جالبه

‫صدای دعواتون رو شنیدم. ‫قضیه چی بود؟

‫چیز خاصی نبود

‫واسه جایی پول فرستاده؟

‫واقعاً به تو مربوط نمیشه

‫جداً؟ چون بهش می‌خورد

‫داره یه چیزی رو ازت مخفی می‌کنه

‫مثلاً شاید تو دردسر افتاده

‫با اون یارو که دیدمش تو دردسر افتاده،

‫- الخاندرو رو میگم ‫- هی

‫حواست به پایان‌نامه باشه

‫خیلی‌خب

‫صفحه اول

‫هی، هنوز اون تحقیق قدیمیت رو داری؟

‫آره، تو انباریه

‫داره خاک می‌خوره. چطور مگه؟

‫کنجکاو شدم ببینم تو گزارش‌هات ‫از نمونه‌های آزمایشی قدیمی

‫کس دیگه‌ای

‫مثل من هست که

‫- مشکل اتصال داشته باشه ‫- آلما

‫فقط کنجکاوم که ببینم

‫آدمای دیگه‌ای مثل من هستن یا نه

‫هیشکی مثل تو وجود نداره

‫- ولی اگه کسی رو پیدا کنم چی؟ ‫- چی داری میگی؟

‫هیچی

‫فقط میگم خیلی خوب میشه اگه که بدونم

‫که آدمای دیگه‌ای هم مثل ما هستن

‫که اینقدر احساس تنهایی نکنیم

‫هیچوقت نباید به کسی ‫بگی که چی کار کردیم

‫ممکنه کل این سیر زمانی رو فاش کنه

‫حتی اگه به کسی بگیم ‫که می‌دونیم قابل اعتماده؟

‫هیچکس نمی‌تونه کارایی ‫که من کردم رو درک کنه

‫من که کردم

‫آره و خیلی هم ممنونم

‫ولی هیچکس دیگه‌ای نمی‌تونه

‫پس خواهش می‌کنم، گذشته‌ رو فراموش کن

‫و تمرکزت رو بذار رو آینده

‫یعنی میگی خودت هم فراموش کردی؟

‫این نقاشی و پروژه‌های هنری مال کِی‌ان؟

‫یا این روزنامه؟

‫می‌خوام سر از کار مامان دربیارم،

‫و دارم با یه راه طبیعی ‫و امن این کار رو می‌کنم

‫با خوندن تاریخ

‫و حرف تاریخ شد...

‫بهتره درمورد عملیات کشاورزی

‫آمریکایی‌های میانه باستانی حرف بزنیم

‫خیلی‌خب. ببینیم با این نسخه‌ی ‫ویرایش شده‌ت چه کار کردی

‫صفحه‌ی اول

‫خب، مجبور میشم ناهار ‫رو وسط کار بخورم

‫ولی امشب انجامش میدیم

‫آره، اون پوزیشن جدیده رو ‫هم می‌تونیم امتحان کنیم

‫ولی نمی‌فهمم چطوری...

‫نه، می‌فهمم که اینطوری آلتت ‫چقدر بیشتر می‌تونه بره توش

‫ولی اینطوری آبت اشتباهی نمیره یه جا دیگه؟

‫ام... باید برم

‫باشه،‌ خدافظ

‫رئیسم بود

‫شوخی کردم. رید بود

‫خدا خدا می‌کردم

‫آخه نگفته بودی میای دفترم

‫واسه کلیسا چندتا کیک لیمویی پختم

‫ولی چندتا اضافه هم واسه تو آوردم

‫خب، ممنون

‫عاشق کیکاتم

‫راستش رو بخوای، اومدم معذرت‌خواهی کنم

بابت دعوای دیشب

‫می‌دونی که منظوری نداشتم

‫این معذرت‌خواهی بود

‫اوه، خیلی‌خب،‌ خواهش می‌کنم

‫و منم معذرت می‌خوام که فضولی کردم

‫آخه واقعاً نگرانتم

‫لازم نیست نگران من باشی. چیزیم نیست

‫- مطمئنی؟ ‫- آره، معلومه

‫چون اگه خبریه می‌تونی بهم بگی

‫تو مامانمی. درهرصورت عاشقت می‌مونم

‫ممنون، ولی چیزیم نیست

‫خیلی‌خب

‫و باز هم ممنون

‫- بابت کیک. می‌خوری؟ ‫- نه بابا

‫کره و شکر خالصه

‫ولی تو قراره بزودی بچه‌دار شی ‫واسه همین چربی‌ها

‫واسه مغز بچه خوبه

‫- نوش جونت ‫- ممنون

‫میشه برم دستشویی؟

‫دیگه بزرگ شدی‌ها. ‫لازم نیست اجازه بگیری

‫درسته

‫خیلی‌خب

More Farsi Persian subtitles for Undone

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left