Prvních 200 řádků.
دَرِ طبقۀ بالا؟
ببخشید
پس میشه با من حرف بزنی؟
نباید توی اینکار باشه فیل. وضعیتش رو ببین
خیر سرت یعنی پلیسی
آخرین باری که کار خوبی انجام دادم رو یادم نمیاد
!کیسی
برای کارل سوینی کار میکنی نه؟
چرا انقدر از دستت عصبانیه؟ - چون کوکائینش رو دزدیدم -
خب پَسِش بده - نمیتونم -
چرا؟ - چون ازم دزدیدنش -
!کریس، خوارم گاییدهست
!کونت پارهست رفیق
برای کسی که معمولاً مهم نیست و اهمیتی نداره یه کار خوب انجام دادم
همه مهمان
نه راستش مهم نیستن مامان
نه، هنوز اینجام نه؟
مواد نمیخوای؟
میدونم تو هم به اندازۀ من خستهای
من عاشق شوهرمم رِی
نمیتونم اینجوری برم پیششون
کار نابودم کرده
« ترجمه از مهـرداد » .:: Mehrdadss ::.
…گَشتِ دلتا، کسی میتونه توی مرکز شهر
…دنبال یه فرد مذکر بگرده که گزارش شده
برو
باشه
کسی میتونه یه نگاهی به
مرگی ناگهانی که گزارش شده بندازه؟
کسی نیست؟
…وای… وای نه
چی؟
میکشمت - !ولم کن -
!لعنتی
!ولم کن
!یه نفر کمکش کنه
!یه نفر کمک خبر کنه
« خونه »
خب؟
۳تا قاشق شکر عزیزم
تو خونۀ من چیکار میکنی؟
ببخشید رفیق. داشتم از باشگاه برمیگشتم
فکر کردم شاید خونه باشی
از اونجا برو بیرون کارل
آره، آره، از دیدنم خوشحاله
گوش کن، اون ژاکت آبیِ بود …بهت قرض دادم، میدونی
چطور جرأت میکنی بیای خونۀ من؟
چطور جرأت میکنی؟
میگه فکر کنم توی جا رختیِ طبقۀ بالاست
!گَشتِ دلتا، خیابون چارلون! کمک احتیاج داریم
یا اتاق مهمان - نمیدونستم همچین لباسی داره -
آخرین باریه که چیزی بهش قرض میدم
دلتا توی خیابونِ چارلون به کمک احتیاج داره
واحد دیگهای نیست؟
گوش کن رفیق
میتونم بیام تو خونهت و زندگیتو بِگا بدم
همین الان بیا بیرون
چند وقته منو میشناسی هان؟
منظورم اینه، برات دوست خوبی نبودم؟
لعنتی، میکشمت
منو تهدید نکن رفیق
،چون من اینجام و تو اونجایی پس خفه شو و گوش کن
…کارل، رفیق
بهم نگو رفیق، از این مزخرفات نگو
دیگه تموم شده. به تاریخ پیوسته
میتونم زنت رو نابود کنم
هر لحظه ممکنه بیاد اینجا
و من میتونم نابودش کنم
و هیچ کاری هم از دستت برنمیاد
،میتونم تو خونهت مواد بذارم میتونه خونهتو آتیش بزنم
حتی میتونم برم طبقۀ بالا و بزنم بچهتو بترکونم
!گَشتِ دلتا، خیابون چارلون! کمک احتیاج داریم
و هیچ کاری هم از دستت برنمیاد
وقتی که نااُمیدم کنی همچین اتفاقی میافته
،اون مواد رو میخوام رفیق پس کیسی رو پیدا کن
باشه، اون رفته
نرفته - خودم سوارِ قطارش کردم -
خب، اگر تو اینکارو کردی پس حتماً پیاده شده نه؟
چی؟
رفیق، ساعت ۹ صبح امروز خونۀ گَریِ کُسکش بوده
و میخواسته مواد منو بفروشه
!وای خدا، موادت دستش نیست یه نفر ازش دزدیدتش
!کریس، چطور میتونی انقدر احمق باشی رفیق؟
کیسی الان اون بیرونه و داره تلاش میکنه موادمو بفروشه
اون موشِ کثیف
،و تا زمانیکه اوضاع همینطوری باشه همه چیزت در خطره
پس پیداش کن چون قرار نیست جایی برم رفیق
نمیتونم ژاکتت رو پیدا کنم کارل - قطع شد -
میخواست… میخواست باهات احوال پرسی کنه
فکر کنم حتماً مجبور شده بره سر کار. هیچی نبود؟
نه
نمیدونم کجا رفته
!اِسپِرِی میزنما
!لعنت بهت ریچل
!وِل کن
!ریچل
!بخواب روی زمین
خوبی؟
کی اِسپِرِی زد؟
دفعۀ بعد به سمت اون نشونه بگیر، نه همکارت
بهش دست بزن
هی، یالا
تمرینات رو به یاد بیار
،نفس عمیق بکش از مهارتهای حرکتیت استفاده کن
لعنتی، فکر کنم دماغمو شکوند
بذار نگاه کنم
!آخ - آره، شکونده، آره -
بگو کریس
درخواست کمک رو کنسل کن لطفاً
آمبولانس میخواین؟
نه. نه - بیهوش شده -
آفرین کریس
یه فرد بالغ مذکر
میشه لطفاً اعلام کنی در سنت هلنز به پلیس حمله شده؟
دریافت شد. یک فرد مذکر دستگیر شد
زنده میمونه
مشکلی نداری؟ کار دارم
باید گزارش بدی - مزخرف نگو -
،از نیروی بیش از حد استفاده کردی زدی تو صورتش
داشت میزدتتون - بازم از نیروی بیش از حد استفاده کردی -
این چیزیه که تو مدرسه بهتون یاد میدن؟
آره - آره خب، ازش استفاده کن -
کِیت؟
سلام بابا
چرا تو تلفن مامان رو جواب میدی؟
داشت زنگ میخورد
باشه. عمو کارل هنوز اونجاست؟
فکر کنم با مامان دَمِ درن
…باشه. اِ
دارن چیکار میکنن؟ داد میزنن؟
دارن حرف میزنم. صداشون رو میشنوم
خیلی نگرانشم
و تو تنها دوستشی
باشه کِیت
بیخیال، ما از این لوسبازیا نداریم
نزدیک به ۴۰ ساله که میشناسمش
و فکر نمیکنم تا حالا راجع به احساساتش حرف زده باشه
مگراینکه دربارۀ فوتبال بوده باشه
خب شاید اگر هر از گاهی از همدیگه میپرسیدین خوب میشد؟
اگر تونستم باهاش صحبت میکنم
دوستِ خوبی هستی
آره. باشه، آره، حالا هر چی
نیلی؟ تیلی؟
داره میره
چرا؟
خوبی؟ چیزی نشده؟
تو خوبی بابا؟
آره، من… من خوبم
مطمئنی؟
چرا این سؤال رو میپرسی
فکر میکنم ناراحتی
نه، ببین… نه، ببین، من… من خستهام
بهخاطر شیفتهای شبه؟
آره، بهخاطر شیفتهای شبه
میای خونه بابا؟ - نمیتونم عزیزم -
باید یه نفر که به کمکم احتیاح داره رو پیدا کنم
هی، میخوای صبح با هم صبحونه بخوریم؟
عالی میشه
باشه. پس همین کارو میکنیم، منو تو
هنوزم میخوای با مامان صحبت کنی؟
نه، دیگه نه
صبحونه یادت نره بابا - نه، قول میدم -
سعی میکنم دختر خوبی باشم تا تو ناراحت نشی
تو بینظیری
ن… نمیشد نگاهش کرد
مثل صدای شلاق بود
…مثلاً… یه کلمه
…سروصدا یا هر چیزی جلوی چشمش
یهو میومد سراغت
ولی تو مثل اون نیستی - آره ولی میدونم اون توئه -
اون توئه
خب، تو عاشق خانوادهتی چون خودت بهم گفتی
و بهشون آسیبی نمیرسونی
…آره، انواعِ
…مختلفی از آسیب وجود داره
لین
یالا. یالا
تو… یالا
مشکلی نیست
مشکلی نیست
کیسی؟
هر دومون رو بِگا دادی
کجایی؟
دلتا رومیو، دلتا؟
بگو
گروهبان ویلسون میخواد بیای
بازداشتگاه و باهاش صحبت کنی
حتماً
!کیسی
و ۲ بسته چیپلت
!پیاز ترشی نذاشتی
یالا دختر - !چیه؟ -
عمر… عمر
دارم کار میکنم مارکو
پنیر نمیخوای؟
علاقهای ندارم
تازهست رفیق. فکر میکنم چِدار یا یه همچین چیزی باشه
یه ۱۰ پوندی بده - بعدی -
،لطفاً رفیق. لعنتی، ۵ پوند بده مشکل مالی دارم
!ناسلامتی اینجا صف داره، پنیر فروش
No comments yet. Be the first to leave one.