Prvních 166 řádků.
ارباب دِموک
...بهم دستور دادید
تمام حرکات ملکه مادر رو زیر نظر داشته باشم
...مهم نیست چقدر بیاهمیت
به نظر برسه، اینطور نیست؟
خوب؟
مخفیانه با سرپرست دستفروشها دیدار داشتن
واقعاً؟ - بله -
نتونستم خوب بشنوم
اما به نظر میاومد باهم دارن نقشه میکشن
بفرمایید
این نامهایه که سرپرست دستفروشها امروز مخفیانه براشون فرستاد
"از بین بردن شیطان"
این نامه رو به ملکه مادر بده
میگید فریبشون بدم و اینو بهشون بدم؟
الان درحال شکاریم
نمیشه جای دیگهای صید داشت، میشه؟
چشم، استاد دِموک
...ولیعهد به دیدن ملکه مادر رفته
و با هم طرح شورش ریختن
"از بین بردن شیطان"
...به نظر میآد میخواد روز مراسم
تاج و تخت رو پس بگیره
گفتی اگه نقاب رو بردارم
راهی برای برگشتن نداره
وقتی مخفیانه به قصر اومد
بگیرش و بکشش
اگه شکست بخوری
هم تاج و تخت رو از دست میدی هم ملکه رو
این آخرین فرصتیه که بهت میدم
چشم
...دستگیرش میکنم و
به شما تقدیمش میکنم
ملکه مادر
شنیدم با ولیعهد دیدار داشتین
...چطور
...ازتون خواست شهادت بدین
اون ولیعهد واقعیه؟
ملکه مادر
نمیخواید دوباره به قدرت و جایگاهتون رو به دست بیارین؟
نمیخواید دوباره در جایگاه ملکه مادر بنشیدید
به جای اینکه دور از همه جا باشید؟
میخوای چکار کنی؟
...اینکه در گوشهای از قصر
محصورتون کردم حس بدی بهم میده
روابط خانوادگی برای چوسان اهمیت به سزایی داره
مردم چه فکری دربارهام میکنن؟
هرچیزی که باشه
به هر حال، مادرمین
...مادر. بهم قول بدید
...از الان به بعد
ازم حمایت میکنید
اگه اینکار رو بکنید
میذارم به جایگاهتون برگردید
یادتون رفته به قرص خشخاش معتادین؟
میخواید به خاطر کمک به ولیعهد
همین گوشه متروک بمیرید؟
...ببینم
...واقعاً
آزادم میکنی؟
البته
ملکه. منم، خواجه بزرگ
عالیجناب این کتابها رو براتون فرستادن
لطفاً قبل از مراسم عروسی بخونیدشون
...روز مراسم
به قصر میآن
ولیعهد برای مراسم به قصر میآن
باید هرطور شده خمره رو قبلش پیدا کنم
سرورم، همونطور که خواسته بودید همه چیز رو آماده کردیم
همه چیز همونجور که گفتم آمادهست؟
بله
نقاب رقاصهان؟
ماسکتون رو در آوردین تا از قصر برید
حالا باید بزنید تا برگردید
...به روزهایی که
بدون ماسک زندگی میکردم بر میگردم
..فردا، ماسکها رو میزنیم
و به قصر میریم
طی مراسم فردا
سرپرست دستفروشها و افرادش به قصر میآن
...خائنین رو بگیرین
و به محض گرفتن سرپرست دستفروشها
بکشیدش
...میگید
سرپرست دستفروشها خیانت کرده؟
درسته
مشاور سوم، نگهبانان دروازهها رو بیشتر کن
چشم، عالیجناب
وزیر دیوان رفاه عمومی
نگهبان گیونجونگجون
...هیچکدوم از خائنین
نباید به گیونجونگجون وارد یا نزدیک بشن
مطمئن شو
حتی اگه بدنم بسوزه و استخونام تکهتکه بشه
جلوشون رو با دندونم شده میگیرم
اگه سرپرست دستفروشها فردا با گیونجونگجون بیاد
...نه تنها من
شما هم جونت رو از دست میدین
جلوش رو بگیرین
چشم، عالیجناب - چشم، عالیجناب -
دختری به نام ویگلی میخواد ببینتشون چکار کنم؟
...معلومه
چرا از بانوی دستیار اجازه میگیری؟
من معشوقهام
بذار دختره بیاد
ملکه
پادشاه دستور دادن نمیتونید کسی رو ببینید
...فکر کردی
کیم؟
ملکه آینده این کشورید
همونطور که گفتی، ملکهام
...پادشاه ملاقتها رو برای
بوجود نیومدن مشکل قبل ازدواج ممنوع کرده
...چرا
جلوی یه دختر 6 ساله که میخواد ببینتم رو میگیری؟
مسخرهام میکنی؟
ملکه
اینطور نیست
فوراً بذار بیاد تو
چشم
گایون
ویگلی
تنهامون بذارین
حالا
چشم
ویگلی، به کمکت نیاز دارم
باشه. کمکت میکنم
بالاخره، فردا
ولیعهد میآد
...این دفعه
...این دفعه
سرنوشت مشترکمون رو به پایان میرسونم
...شاه محافظین بیشتری
برای دروازهها و همینطور گیونجونگین گذاشته
همه نگهبانها از این طرح دارن
نمیتونه بره تو
یک موش هم نباید بذارید وارد بشه
وگرنه همهمون میمیریم
فهمیدین؟ - بله -
ولیعهد
همه جا تله گذاشتن
فکر کردی میتونی زنده به تخت بشینی؟
وقت رفتنه
چرا نقاب زدین؟
...رقصندههایی هستیم
که برای مراسم اجرا میکنیم
درآوردن نقابها بدبختی میآره میشه بریم تو؟
!نقابتون رو در بیارین
!همین الان
واقعاً برای اجرا بدشانسی میآره
هرچقدر بیشتر طولش بدی بدشانسی بیشترم میشه
میتونین برین داخل
با ماسک بریم
بعدی
در امنیت رسیدید
به لطف تو
اگه طرح رو عوض نمیکردی به مشکل میخوردیم
این تنها کاری بود که میتونستم براتون بکنم
نگهبانها همه جا هستن. مراقب باشید
بریم
همونجور که فکر میکردیم گیونجونگون پر از نگهبانه
نگهبانان یومچومون طرح اشتباهی داشتن؟
عذر میخوام
!مسئولین رو دستگیر کنین
!بایستید
بایستید
No comments yet. Be the first to leave one.