Prvních 192 řádků.
.برای امروز دیگه کافیه
جمعه درمورد نتایجش صحبت میکنیم. باشه؟
حالت خوبه، میا؟
شما؟
!بیخیال، میا
موردعلاقهها» «نیکلاس
.سلام. نیکلاس هستم .پیغام بگذارید
سلام، نیکلاس. کجایی؟
.ای بابا
چرا باز نمیشه؟
.یکی بیاد درو باز کنه .کلیدم خراب شده
شما؟
شما خودت کی هستی؟
اینجا چه خبر شده؟
حالت خوبه؟
.من اینجا زندگی میکنم - .نه -
.کسی اینجا زندگی نمیکنه
همخونههام کجان؟ - کمک میخواید؟ -
دوستام کجان؟
!آروم باش .ما نمیشناسیمشون
.نوسازی از نوامبر شروع شده
چی؟
.الان اکتبره دیگه
درسته؟
.الان وسط ژانویهایم
چی؟
«سهشنبه، ۱۹ژانویه»
«رمز عبور را وارد کنید»
آیفون غیرفعال شد» «یک دقیقۀ دیگر امتحان کنید
«در حال پاکسازی»
چی شده؟
AmirH_Na زیرنویس از
!اما
نیکلاس؟
چی شده؟
.سلام
.سلام. خواستم بوست کنم
شوخیت گرفته؟
.خیلی بامزه بود
چی شده؟
نیکلاس کجاست؟
منظورت چیه؟
نیکلاس کجاست؟
.خب استراسبورگه دیگه
چرا خواستی منو بوس کنی؟
.چون با همیم
ما با همیم؟
.آره
چی شده؟
.یه چیزی شده
چی شده؟ مشکل چیه؟
بیدار شدم، رفتم خونه .و بعدش دیگه نبود
چی نبود؟ - .همهچی -
چی نیست؟
فقط اینو یادمه که .به نیکلاس و بقیه، پادتنها رو دادم
.یهو امروز بیدار شدم و زمستون شده
تو هم که… چرا نرفتی زندان؟
پس از این سه ماه هیچی یادت نیست؟
یادت نیست لورنز رو انداختیم زندان؟ - انداختیم»؟» -
.اون پشهها رو تو پخش کردی
.درموردش صحبت کردیم - واقعاً؟ -
منم به همین سادگی بخشیدمت؟ - .آره -
،البته بهسادگی نه .ولی بخشیدی
.چون برات مدارک رو فرستادم .من طرف تو بودم
!انگار همهچیو یادت رفته - !دیگه هیچی نمیدونم -
چیزی مصرف کردی؟
.نه
.آروم باش. کاریت ندارم
.عادیه
علائم عصبیِ دیگهای نداری؟
…فقط سردرد خفیف
.اینو بخور
.نگران نباش
.من مواظبتم
شاید یهکم عجیب باشه؛
ولی میشه شمارۀ نیکلاس رو بدی؟ .گوشیم ریست شده
.حتماً
.سلام. نیکلاس هستم .پیغام بگذارید
.سلام، نیکلاس. میا هستم
میشه لطفاً بهم زنگ بزنی؟
.حالم خوب نیست .باید باهات صحبت کنم
اما میا آکرلند؟
.منم
.موفق باشی
.وانیل
.قهوه - .هروقت انگشتمو دیدی بگو -
.الان دیدم
.حالا اون یکی
.الان دیدم
در مقابل فشاری که به شونههات .وارد میکنم، مقاومت کن
حالا در مقابل فشاری که .به هر دو سمت سرت وارد میکنم، مقاومت کن
.خوبه
.چیز غیرطبیعیای ندیدم .کاملاً سالمی
.جداً الکی نمیگم
.از پاییز تا الان هیچی یادم نیست
.بفرمایید لطفاً .لباست رو در بیار و اشیای فلزی رو هم بذار اونجا
.بعدش برو اونطرف
.خب، لطفاً اینجا دراز بکش
.نترس .الان میخوام میز رو بیارم بالا
این کلاه ایمنی باحال رو هم .باید بذارم اینجا
با این آینه، از اول تا آخر .میتونی ما رو ببینی
،اگر هم اینو فشار بدی .دستگاه فوراً متوقف میشه
خب؟
.لطفاً تکون نخور. الان میفرستمت داخل .بهزوی میبینمت
همهچی مرتبه؟
.خیلیخب. پس لطفاً اصلاً تکون نخور
سرت رو تکون نده .تا عکسات خوب بیفته
.هی - چیه؟ -
.سرتو تکون نده
.پاک نمیشه - .چون خالکوبیه -
کِی زدمش؟
.نمیدونم .وقتی برگشتم آلمان، زده بودیش
ازم نپرسیدی کِی زدمش؟ - .چرا -
.«گفتی: «نمیدونم
.احتمالاً توی یه مهمونی، از هوش رفته بودی
اس-او-ان» یعنی چی؟»
انگلیسیِ «پسر»ه؟
خانم آکرلند؟
.بله
.امآرآیتون هم طبیعیه
تو خانوادهتون سابقۀ مشکلات عصبی یا روانی وجود داره؟
.نه
دوباره از پدرمادرتون بپرسید که
از بیماریای در بین خانواده .خبر دارن یا نه
…خانوادهها همیشه درمورد این چیزا - .مُردن -
.تسلیت میگم
تست سمشناسی هم میگیریم .و اگه چیزی فهمیدیم، بهتون اطلاع میدیم
.شما رو به یک روانپزشک هم ارجاع میدم
،اگه علائمتون طی سه روز آینده بهتر نشد
دوباره بیاید. باشه؟
.ممنون - .خواهش -
.خدا رو شکر همهچی خوب بود - .هیچی خوب نیست -
کاش یه چیزی تو اسکن پیدا میکردن؛
.یه دلیلی که بفهمم چرا همهچیو یادم رفته
.شاید اگه بخوابی، خوب شی - .جسپر -
خیلی خوبه که میخوای ازم مراقبت کنی؛ .ولی من نمیشناسمت
،آخرین باری که منو دیدی .خواستی منو بکشی
الانم یهو با همیم؟ چرا؟
.همدیگه رو شناختیم
.من نمیخواستم تو یا کس دیگهای رو بکشم
.یهکم وقت میخوام تا بهروز بشم - .باشه -
.الان باید برم خونه
میخوای برسونمت؟ - .خودم میرم -
.اگه کمک خواستی، زنگ بزن
میشه بگی کجا زندگی میکنم؟
نیکلاس» «پیامک
.پیامتو شنیدم»
.نمیدونم چرا باید با هم حرف بزنیم «حرفتو همون موقع زدی
«موبایل نیکلاس»
.واسط مغز و رایانه
خیلیخب. آمادهای؟
.سلام به همۀ طرفداران و علاقهمندان
من امروز این پهپاد رو
تنها با استفاده از قدرت ذهنم .در خونه به پرواز در میآرم
،واسط ذهن و رایانۀ من
بر اساس نوروتکنولوژیِ غیرتهاجمی طراحی شده
،و نیروی هوایی آمریکا .جتهای اِف۳۵ لایتنینگ ۲ش رو بهش مجهز کرده
.خب
.یهو فرش پرواز نکنه
!لاتا
!وای! وای
همین طوری فیلم بگیرم؟ - چی؟ -
!ای وای. «پافیوپدیلوم ساندریانوم»م - !وای -
.آخیش. راحت شدیم
.سلام
.سلام
.زیادم بد نشد حالا - .چرا. شد -
.به هر حال اصلاً کار تمیزی نیست
.لابد یا عجله داشتی، یا مست بودی
!شایدم جفتش
واقعاً از این سه ماه هیچی یادت نیست؟
از نظر عصبشناسی مشکلی نداری؟
.دکتر توی اسکن چیز خاصی ندید
…من و جسپر هم که خیلی
…آره
.رابطهتون به نظر میآد خوب باشه .خیلی خوشحال بودید
خیلی جالبه راحت فراموش کرد که تو ازش استفاده کردی تا به لورنز برسی
و به خاطر تو دیگه نمیتونه به تحقیقاتش .درمورد هانتینگتون ادامه بده
ولی جفتتون خیلی اشتباه کرده بودین .و همدیگه رو بخشیدین
آره. تازه از صداتون به نظر میرسید .خیلی هم داره بهتون خوش میگذره
مگه چیه؟ .حرف بدی نزدم که
نیکلاس چی؟
نظرت نسبت بهش عوض شد .و سریعاً باهاش به هم زدی
جور دیگهای نبودم؟ رفتارم عجیب نبود؟
بعضی وقتا عجیب رفتار میکردی و تو اینجوری نیستی؛
،ولی معمولاً آدما در مواقع اضطراب .فقط به فکر خودشونان و بقیه براشون مهم نیستن
.روحیهت بهتر بود
دیگه بعضی چیزا بهاندازۀ قبل .برات مهم نبودن
.مثل من
گفتی بعد قضیۀ لورنز .بار سنگینی از روی دوشت برداشته شده
،با اینکه یهکم سطحیتر شده بودی .ولی منطقی بود
.بیشتر هم خوش میگذروندی - .آره -
No comments yet. Be the first to leave one.