F is for Family

F is for Family

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 4

Informace o verzi

F is for Family S04E08 WEBRip x264-ION10
F Is For Family S04E08 720p NF WEB-DL H264-NTb
F Is For Family S04E08 1080p NF WEB-DL H264-NTb
Komentář od thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

Tagy

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
1080
webrip
x264
BRip
Zveřejněno: 2020-06-16
Stažení: 35
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫امشب ساعت یازده می‏فهمم ‫که پای قطع شده‎ی چه کسی...

‫توی کیک تولد پیدا شده

‫این کیه؟ واسه جف ‫جیمرزبی چه اتفاقی افتاد؟

‫حالا، منتظر سری جدید کلت لوگر ‫با بازی رید هریسون باشید

‫اسمشو گفت. کلت واقعاً برمی‎گرده

‫بیایید پایین! کلت داره برمی‏گرده

‫چرا انقدر مهمه واست؟ ‫تو که هر هفته اون سریال رو نگاه می‏کنی

‫اون ماه‏هاست توی زندان ‫توی تیوانائه، کوین

‫مرد بیچاره می‏خواسته اونجا ‫یه رستوران استیک باز کنه...

‫ولی به جای مالیات دادن، ‫زن شهردار رو کرده

‫یه نامه از لی تروینو ‫فرستاده شد که آزادش کرد

‫وقت لوگر دیدنه

‫هی، بابا، بابا، بابا! بشین ‫رو مبل من

‫باعث افتخارمه. ‫یه کم الکل جو بخور

‫کلت لوگر

‫با درخشش رید هریسون

‫آه، برو که رفتیم. از موقعی که ‫الویس از جنگ برگشت انقدر خوشحال نبودم

‫- عمو سم دهنشو سرویس کرد، مگه نه؟ ‫- زدی تو خال

‫الویس کیه؟

‫همون یارو چاقه که عین ‫ایول کنیول لباس می‎پوشید

‫قسمت امشب: بازگشت ‫اسلحه‏ی تجملاتی

‫شما آشغالا اگه کلت لوگر اینجا بود ‫جرئت نمی‏کردید با من اینطوری رفتار کنید

‫ولی اینجا نیست. ‫توی اون زیردریایی القا کننده‎ی کمائه

‫عجله نکن، اسکوبار

‫اوناهاشش

‫خدای من. اون برخاسته

‫چقدر داغون شده

‫دو ماه اخیر رو با ریدن توی ‫قوطی قهوه می‏گذرونده، بیل

‫میشه یه کم احترام بذاری؟

‫خب، خوشبختانه، وقت داشته که ‫فکر کنه وآدم بهتری بشه

‫شما مکزیکیا نونتون رو چه جوری می‏خورید؟ ‫با ذرت، یا سرب (گلوله)؟

‫من پورتو ریکویی ام

‫یه پورتو ریکویی فقط یه ‫مکزیکی قد بلنده

‫- بکشیدش ‫- بزن بریم

‫خب، اون آدم بهتری شده، سو

‫نه به خوبی تو، پسرم

‫همیشه می‏دونستم تو بهترینی

‫همیشه؟

‫امپراطورت چاوز الان کجاست؟

‫اه، دارم منفجر میشم

‫ترجمه‎ای از: ‫thetrueali

‫Telegram: @thetrueali

‫باورت میشه کلت اون ‫خانومای دوست داشتنی رو قانع کرد...

‫که کارتل خودشون رو لو بدن؟

‫عجب شبی بود

‫به نظر میاد اوضاع بین تو و ‫بابات عالی پیش میره

‫اینو درست گفتی

‫ولی...

‫باز شروع شد

‫باز "اما"ت رو می‏کنی ‫توی حال خوب من

‫فرانک، اشتباه برداشت نکن. خوشحالم ‫که اون بالاخره در عاقوشت گرفت

‫خیلی خب، خیلی خب. آروم تر

‫حس می‏کنم خیلی چیزا هست ‫که شما دو تا باید راجع بهش حرف بزنید

‫واقعاً مشکلاتتون رو برطرف کنید

‫خدایا، سو. واسه همینه که ‫مردا جهان رو می‏چرخونن

‫مجبور نیستیم چهار ساعت رو ‫با کسشر حرف زدن به هدر بدیم

‫فقط یه کم مشروب می‏خوریم، یه غذایی ‫می‏زنیم به بدن، همو بغل می‏کنیم و تمومه

‫فرانک، یه آغوش نمی‏تونه چهل سال ‫احساسات سخت رو پاک کنه

‫فکر می‏کنم هنوز کلی خشم هست ‫که باید حلش کنی

‫سو، وا بده

‫من کاملاً بهترم

‫به همون اندازه که متنفرم به زبون بیارمش...

‫فکر کنم دوستت، اون لزبین هیپی ‫یه چیزایی بارشه

‫وقتی خودمو عصبانی می‏بینم، ‫فقط نفس می‎کشم

‫- تو هم باید این کار رو بکنی ‫- اوه، خدای من

‫- اوه، خدای من ‫- ای خدایا

‫بابایی داره میاد، پرنسس

‫بیل چه بلایی سرت آورد؟

‫مثل سگ می‎زنمت، ‫حروم‎زاده‎ی کوچولو

‫من هیچ گهی سرش در نیووردم

‫من گه سرت در میارم. و مودب باش

‫بابایی، خانوم برکمن همین الان بهم گفت...

‫می‏خوان من رو امشب ‫بکنن بازیگر نقش اول

‫ایمی ناجور مریض شد و من تنها کسی‏ام ‫که همه‎ی دیالوگا رو حفظ کردم

‫مارین، این فوق‏العادست

‫می‏بینی؟ چی راجع به منتظر فرصت ‫مناسب موندن بهت گفتم؟

‫همیشه یه نفر میره توی موتور هواپیما

‫درسته، میرن

‫شاید اوضاع اینجا ‫داره بهتر میشه

‫البته که داره میشه

‫زندگی ساندویچای عنش تموم ‫شد که بده بهمون

‫ببخشید که گفتم مثل سگ می‏زنمت، پسرم

‫مشکلی نیست، توی بازی ‫خیلی حرفای بدتری شنیدم

‫و صدام می‏کنن موش ‫همه توی مدرسه بهم اینو میگن

‫باید صدات کنن اسکل

‫اوه، چه کلمات نفرت انگیزی ‫از طرف جناب آقای عاشق پیشه

‫- کوین عاشق آلیسه ‫- رزها قرمزن، گلای بنفشه آّی‎ان

‫- ببوس و بگو ‫- اوه

‫شانس آوردی که خوشحالم، وگرنه ‫کونت پاره بود

‫و تو هم خوش‏شانسی که توی زمین هاکی ‫نیستیم، وگرنه چوبمو می‏کردم تو کونت

‫خیلی خب، شما دوتا تمومش کنید

‫بیایید خبر خوب مارین رو با مسخره ‫بازی خراب نکنیم، باشه؟

‫همگی میریم به اون نمایش، ‫و بهترین رفتارمون رو خواهیم داشت

‫امشب در مورد تشویق مارینه

‫و دوست دختر جدیدی کوین

‫عروسی کِیه؟

‫از خوشحال بودن متنفرم

‫بعد از این هفته، کواک ‫در کار نخواهد بود

‫- یک‎شنبه‎ی بعدی ‫- یک‎شنبه. یک‎شنبه

‫ببخشید، دست خودم نیست

‫- روز بعد از شنبه‎ی بعدی ‫- ممنون رفیق

‫ما به صورت رسمی ‫کوییز خواهیم بود

‫و اسم کواکتوبرفست رو به ‫کوییزتوبرفست تغییر میدیم

‫کوییزتوبرفست؟ هی، پسر چرا ‫به ذهن خودم نرسیده بود؟

‫عاشقشم. خوب کسشریه

‫ممنون بابت اشتیاقت، ویک

‫کوییزتوبرفست یه صف جلز و ولز ‫کنان از خواننده ها و شاعرا ترتیب میده...

‫که کیر رابرت پلنت رو ‫از چشم بقیه می‏کشه بیرون

‫تا بالاخره یه غروب ‫خورشید رو ببینیم

‫اوه، پسر، گرفتم چی می‏خوای، پسر

‫اون گروهی که گفتم دوست دارم ‫و تو گفتی قدیمی و از مد افتاده‎ان؟

‫خب، خبرای خوب، ‫می‏خوام یه بار دیگه آهنگشو واست بذارم

‫اوه، ویک ویک ویک ‫متوجه نیستی؟

‫تو یه دایناسوری، و من شهاب سنگم

‫ولی خیلیا دایناسور دوست دارن

‫پیرها، که سی و چهل سال به بالان

‫هی، من فقط سی سالمه، مرد

‫عقربه کیلومترشمارت افتاد، ویک

‫خیلی خب، برگردیم به قرن حاظر

‫می‏تونم برعکس راه برم و عددای ‫کیلومترشمار رو کم کنم

‫تو منو غمگین می‏کنی، رفیق

‫خیلی خب، این دفعه ‫چه مشکلی پیش اومده؟

‫خب، به صورت تخصصی اگه بخوام بگم...

‫شما آدما نمی‏دونید ‫چه گهی می‏خورید

‫- در مورد چی حرف می‏زنی؟ ‫- از کجاش بگم

‫داخل دستگاه جای چنگ بود

‫پر نوار تفلون ذوب شده‎ست

‫و یه نفر میزان ایکس ری ‫رو تا حد خطرناک بالا برده...

‫که یه کنسرو لوبیا رو داغ ‫گرم کنه و وسطشو داغ کنه

‫چرا دستگاه می‏تونه اونقدر ‫درجه‏اش بالا بره؟

‫چرا سرعت مجاز 55 تاست ‫ولی هر ماشینی تا صدتا می‏تونه بره؟

‫چرا زین دوچرخه‏ی زن‏ها اون شکلی ‫طراحی شده (سوراخ دار)...

‫در حالیکه ما هستیم ‫که تخم داریم؟

‫میخوای کل روز این کار رو کنیم ‫یا میخوای مشکل رو حل کنیم؟

‫باشه. رد تو از پست دستگاه ‫ایکس ری معافی

‫برو تو اتاقک و کار رزی ‫رو انجام بده

‫فکر نمی‏کنم بتونم این کار ‫رو انجام بدم

‫اه، عالی کار می‏کنی، ‫فقط اون دلربایی جنوبیت رو روشن کن

‫می‏خوام پروازم رو به یه ‫هواپیمایی دیگه تغییر بدم

‫میشه با مهربونی چمدونم ‫رو پس بدید؟

‫خانوم، از طرف هواپیمایی موهیکان...

‫چرا کرستت رو در نمیاری ‫و درت نمی‏ذاری؟

‫اوه

‫خدای من، رد. این ‫چه گهی بود؟

‫متاسفم مرد. ‫توی عموم نمی‏تونم کار کنم

‫روانشناسم توی بیمارستان میگه وقتی آدما ‫بهم دستور میدن، از کوره در میرم

‫- باشه، باشه ‫- عین یه اسب وحشی ام

‫که احتیاج داره ‫که آزاد باشه

‫اونا مخلاقات آزادی هستن، فرانک

‫فقط می‏خوان یورتمه برن ‫و سکس کنن، ولی نه

‫ما چشم بند می‏ذاریم رو چشمشون ‫تا نتونن این دنیای زیبا رو ببینن

‫و نذار بحث سریال مستر اد ‫رو شروع کنم

‫فقط نفس بکش، فرانک

‫دهنش دروغ می‏گفت ‫ولی چشماش حقیقت رو فریاد می‏زد

‫برای اولین بار در تاریخ مدرسه‏مون...

‫تیم هاکی پسران یه برد ‫به دست آورد

‫و در جام قهرمانی شهر کوئینت ‫هفته‎ی بعد بازی خواهند کرد

‫برای تشویقشون، اشتیاقتونو ‫می‏خوام

‫برای تشویق چهار تا شیش دقیقه‎ی بعدیتون

‫بیایید حرفای مسئول این ‫پیروزی رو بشنویم...

‫و همچنین مسئول تعویض ‫توالت های ایستاده...

‫مربی، سرایدار فیتزی

‫اول از همه

‫خطاب به کسی که توی سطل طی ام ‫بالا آورده، پیدات می‏کنم و می‏کشمت

‫اینم از تیم فرایرز سوتویک 1974 تون

‫اول از همه، دروازه‏بانمون، یه بچه با قلب ‫بزرگ و کله‏ای بزرگتر

‫کن درایدن آینده رو تشویق کنید، ‫آقای فیلیپ بانفیگلیو

‫ما برای شکوه شما می‏جنگیم و می‏میریم

‫حالا که ایمی مریضه، من می‏تونم ‫نقش اول نمایش باشم، عالی نیست؟

‫آره، خفنه. حدس بزن دیگه چی شده؟

‫ماهی قرمز احمقم با یه ‫گلوله‏ی شاتگان خفه شد

‫اوه خدای من، خیلی متاسفم

‫آره، ولی قسمت باحالش ‫این نیست که

‫من ماهی مرده رو کوبیدم ‫تا جایی که فقط یه بوی بد مونده بود ازش

‫بعد با یه کیسه ساندویچ بردمش ‫و منتظر موندم تا حرکتمو انجام بدم

‫بازیکن بعدی مثل پسرمه

‫چون، طبق آزمایش ژنتیک، ‫اون واقعاً پسرمه

‫بازکن وسطمون، جیمی فیتسیمونز

‫ممنون، پدر مربی، لغت‏نامه‏ی وبستر ‫کار گروهی رو اینطور تعریف می‏کنه...

‫خیلی خب، خفه شو، خرخون

‫کیسه‎ی ماهی له شده رو ‫آوردم مدرسه...

‫و وقتی ایمی نگاه نمی‏کرد، ریختمش ‫توی ساندویچ گوشتش

‫اوه، خدای من

‫واسه همین حالش بد شد؟ مسمومش کردی؟

‫آره

‫خیلی ازت ممنونم

‫آخری ولی بی اهمیت نیست، ‫شماره‎ی 16 رو می‏پوشه...

‫ولی هر بازی متوسط هیفده دقیقه ‫از بازی رو توی محدوده‎ی تنبیه بیرون می‎شینه

‫سوپر استار من، بیل مورفی

‫موش! موش! موش! موش! موش!

‫ما یک‎شنبه وارد جنگ با استاتون میشیم

‫و سلاخیشون می‏کنیم ‫چون من موش هستم

‫و این سم موشه

‫این نمی‏کشتت؟

‫- خفه شو، اسکات ‫- اه

‫موش خودمه

‫آره! آره!

‫بریجت، هرگز نمی‏تونم کارتو جبران کنم

‫چرا می‏تونی، این نوشته ‫رو بده به داداشت

More Farsi Persian subtitles for F is for Family

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left