Prvních 200 řádků.
ترجمه ساب تقدیم میکند
هماهنگ سازی تیم ساب
جان
تموم شد
فعلاً، بابا
میگه تموم شدِ
چرا باید بهمون دروغ بگه؟
الان تموم شد
برادرت رو پیدا کن
برادرت رو پیدا کن
بیارش خونه
داری کجا میری؟
چرا فقط تمومش نکردی؟
کارِت راحتتر میشد
نتونستم
من ترتیبشو دادم
بابا ازت میخواد بری خونه
از این میگذره
دیگه نمیکشم
این اینجوری پیشنمیره- مایکل، سربهسرم نزار-
این اینجوری پیشنمیره- مایکل، سربهسرم نزار-
یا چی؟
فقط از اینجا برو- این تمام چیزیه که اون میخواست-
فقط از اینجا برو- این تمام چیزیه که اون میخواست-
واقعاً میخوای انجامش بدی، برادر؟
واقعاً میخوای انجامش بدی، برادر؟
تو هیچوقت برادر من نبودی
فکرنکنم
فقط پول و مدارک
باشه
کجا بودی؟
تقریباً نیمه شبِ
داشتم یه قایق رو مرتب میکردم
میگم که
خیلی خستهام
خیلی خستهام
اهمیتی نمیدم
اوه خدا
اوه خدا
خدای من
اِیرون، تمومش کن
!ببخشید، ببخشید، ببخشید
!ببخشید، ببخشید، ببخشید
!متاسفم
تو خونۀ خودم باهام مثل یه غریبه !رفتار میکنی
!هی- تو چه مرگته؟-
!هی- تو چه مرگته؟-
کیلب. خدای من
!گمشو بیرون- !ببین منو مجبور به چه کاری کردی-
!گمشو بیرون- !ببین منو مجبور به چه کاری کردی-
!گمشو- !تو بیمصرفی-
تکون نخور
اون خونۀ لعنتی رو، با خاک یکسان میکنم
بخیه نیاز داری
بخیه نیاز داری
خوب میشم
نمیتونه زیاد دور شده باشه اون پول یا پاسپورت نداره
تو قرار بود برادرتو بیاری خونه
تو قرار بود برادرتو بیاری خونه
سعی کردم، بابا. قسم میخورم
همهچیزی که تو و برادرت تو ،مغزتون دارید
من اونجا کاشتمش
من اونجا کاشتمش
پس سعی نکن منو خر فرض کنی
اون بهمون دروغ گفت
چرا میخوای برگرده؟
بچهها اشتباهاتی میکنن
بچهها اشتباهاتی میکنن
خانوادههاشون اونا رو میبخشن
اینجوری پیش میره
برای منم همین کار رو میکنی؟
برای منم همین کار رو میکنی؟
همین الان کردم
چشماتو باز کن
چشماتو باز کن
ببخشید
ببخشید
متاسفم
اینجا چکار میکنید؟
این ملک پدربزرگمه
این ملک پدربزرگمه
اون خیلی سختگیره
میدونی کجا میتونم یه اتاق گیر بیارم؟
میدونی کجا میتونم یه اتاق گیر بیارم؟
جاییکه بتونم یه مدتی بمونم؟
شما مامور اجرای قانونید؟
من فقط کسیام که دنبال یه اتاقه
!مامان
یه غریبهای دنبال جا میگرده
ما اینجا هیچ هتلی نداریم
باید به جای دیگهای سر بزنید
فقط یه تخت کافیه
فقط یه تخت کافیه
چهمدت میمونید؟
چند روزی- چرا؟-
سفر برای شکار
برای سفر وسایلتون کمه
بله... وسایلم رو تو قطار جا گذاشتم
دارن واسم میفرستنش
پس اگه میخوای شکاری داشته باشی
پس اگه میخوای شکاری داشته باشی
قراره بیشتر از چند روز نیاز بشه بمونی
مردمِ اینجاهم زیاد رابطۀ خوبی با سیگار کشیدن ندارن
مردمِ اینجاهم زیاد رابطۀ خوبی با سیگار کشیدن ندارن
معذرت میخوام
اونجا ممکنه چیزی باشه
اونجا ممکنه چیزی باشه
یهسری کابینهای شکار روی کوه هست
میتونی چند روزی رو اونجا بمونی بااینکه، بهزودی هوا سرد میشه
عالیه- این جاده رو بگیر برو بالا-
عالیه- این جاده رو بگیر برو بالا-
مشکلی ندارم، مامان. خوشحال میشم که آقا رو همراهی کنم
تو نمیری،کالب
مسیر رو ادامه بدید و میبینید
مسیر رو ادامه بدید و میبینید
اون رو اونجا میبینید
خیلیخب. ممنون
ممنون، کالب
ممنون، کالب
اون طرف- اون طرف، بله-
چرا اون نمیتونه تو خونۀ ما بمونه؟
خب، تو میدونی چرا
اون اسلحه داره
اون اسلحه داره
خب؟
...فکر کردم- ما به مرد با اسلحهای نیاز نداریم-
باشه؟
یه راه فوقالعاده طولانیای برای فقط شکار کردن بهنظر میرسه
جاییکه زندگی میکنم زیاد شکار وجود نداره
جاییکه زندگی میکنم زیاد شکار وجود نداره
یادم نیست که محل زندگیتو بهم گفتی یا نه
نگفتم
تو زیاد حرف نمیزنی
تو میزنی
این واقعاً بَده، چون این اطراف معمولاً آدمایی رو پیدا نمیکنم
که نظرات رو با بقیه رد و بدل کنن
که نظرات رو با بقیه رد و بدل کنن
نهاینکه الانشم خیلی راجب دنیا بدونم
فقط فکر کردم مقایسه کردن با کسی که
از یه جای دیگه اومده جالب میشه
از یه جای دیگه اومده جالب میشه
از اینجا بهبعد رو خودم میرم. ممنون
ولی اول باید یهسری چیزها رو توضیح بدم
کم پیش میاد کسی از این یکی استفاده کنه
کم پیش میاد کسی از این یکی استفاده کنه
مخصوصاً این زمان از سال
زیاد... برای شکار مناسب نیست
زیاد... برای شکار مناسب نیست
باچیزی که مشکلی نداری؟
نه، خوبه
هی، اون خوبه
میخوام یکم بخوابم
...چطوری میخوای آب و غذات رو تامین کنی؟
به روستام میرم- ...خب-
دو فروشگاه متفاوت هست. تو میتونی یه تصمیم اشتباهی رو بگیری
دو فروشگاه متفاوت هست. تو میتونی یه تصمیم اشتباهی رو بگیری
فقط یکی درسته
،اگر پات رو تو اونیکی فروشگاه بزاری سرنوشتت مستقیماً به جهنم ختم میشه
باشه
ماشینی این نزدیکیا داری؟
ماشینی این نزدیکیا داری؟
بله
بستهبندیش میکنم میتونم به خوبی حملش کنم
مسئله تو نیستی
مسئله تو نیستی
مسئله، مردمیان که اینجا زندگی میکنن
اونا از دیدن غریبههایی که با مشروب اینور اونور میچرخن زیاد خوشحال نیستن
راستش، اصلاً با مشروب رابطۀ خوبی ندارن
راستش، اصلاً با مشروب رابطۀ خوبی ندارن
یا غریبهها
آدمای متعصبی هستن. با یکم سرگرمی مستقیماً کارت به جای بد کشیده میشه
که باعث میشه کنجکاو بشم اونجا داشتی چکار میکردی
که باعث میشه کنجکاو بشم اونجا داشتی چکار میکردی
شکار
برای فتح اینجایی؟
برای فتح اینجایی؟
نامه چطوری میرسه؟
یه خونهای آخر اسکله هست
منتظر چیزی هستی؟
منتظر چیزی هستی؟
بله
فعلاً- فعلاً-
بگیر بشین
بچه داری؟
من هیچوقت به بچهای آسیب نمیزنم
من هیچوقت به بچهای آسیب نمیزنم
هیچوقت
...ولی اگر بچه داری
پس مطمئنم میتونی تصور کنی یه پدر چقدر میتونه پیش بره
که بچۀ خودش رو پیدا کنه
لطفاً، وقتی دارم باهات حرف میزنم نگام کن
لطفاً، وقتی دارم باهات حرف میزنم نگام کن
...تصور کن بچۀ خودت ناپدید بشه
و مردی وجود داشته باشه که بدونه اون کجاست
و مردی وجود داشته باشه که بدونه اون کجاست
ولی اون بهت نمیگه
مردی که داره بهش کمک میکنه
پس ممکنه هیچوقت بچهتو دوباره نبینی
پس ممکنه هیچوقت بچهتو دوباره نبینی
چه کاری رو دوست داری انجام بدی
No comments yet. Be the first to leave one.