Prvních 154 řádků.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
برگرفته از رمان خواندنی چین دیان «نبرد آسمان ها» زیر نظر گروه ادبیات چین
نویسنده: تیانکان تودو
کپی رایت
کودکان لطفا با اجازه اولیای خود تماشا کنند
محتوای موجود در این انیمه توسط تولید مجازی کامپیوتری ساخته شده است، لطفا در زندگی واقعی تقلید نکنید
پیش نمایش قسمت بعد
شیائو یان که برای بازگشت به امپراتوری جیا ما آماده می شد
فرقه تخت سنگ رو به هو جیا، وو هائو و بقیه سپرد
پس از اینکه لین ژیویا و لیو چینگ، که به طور مشترک به عنوان مبارز آمده بودند،
در کمتر از ده حرکت توسط شیائو یان شکست خوردند، تصمیم گرفتند او را در بازگشت به امپراتوری جیا ما همراهی کنند
شیائو یان، با قبول کردن خطر ترکیب سه نوع شعله بهشتی، سرانجام به موفقیت کوچکی دست یافت
این همچنین به او اجازه داد تا اعتماد به نفس بیشتری در شکست یون شان داشته باشد
یان کوچولو،
بالاخره رسیدی
برادر دوم
تو باید همه شون بشناسی
اونا موقع برگشت منو همراهی کردن
پس این فوق العاده اس!
ازتون خیلی ممنونم
سه نفر از شما که مطابق توافق آمده اید،
شیائو یان بسیار سپاسگزار است
با این حال، این سفر به شدت خطرناک است
موقع رد و بدل ضربات با فرقه ابر مهآلود،
از شما سه نفر درخواست میکنم که تمام تلاش خودتون بکنید
خیالتون تخت، رهبر فرقه شیائو
من الان سوار یه قایق ـیم
من قایق خودمون سوراخ نمیکنم
خیلی خوبه
در مورد پاداش هاتون، پس از تموم شدن کارا،
شیائو یان حتما بهتون میده
پس پیشاپیش از رهبر فرقه شیائو تشکر خواهیم کرد
سوار شید!
پیش به سوی!
به امپراتوری جیا ما!
امپراتوری جیا ما، فرقه ابرهای مه آلود
من، شیائو یان،
دارم برمی گردم!
یان آر،
هنوز از دست استاد عصبانی هستی؟
استاد،
چرا امروز وقت دارید وارد این تالار ممنوعه بشید؟
یان آر،
کی میتونی رفتار تو کنترل کنی؟
به خاطر یه خانواده شیائو،
محبت منو نسبت به خودت فراموش کردی؟
یان یان همیشه سالها
محبت استاد توی ذهنش داره
ولی خانواده کوچیک شیائو،
چرا باید—
با شیائو یان، نمیره
هیچ وقت تسلیم نمیشه
اون فقط یک جوون با استعداده
اون چطور میتونه منو، یون شان، بترسونه؟
از این گذشته سه ساله که خبری از این بچه نیست
شاید یه جایی مرده
من اول فکر می کردم تو قبلاً اونو فراموش کردی
و داری اماده میشی یه مقامی توی فرقه به دست بگیری
حالا به نظر میرسه هنوز نمیتونی فراموشش کنی
اون خانواده شیائو،
من قطعا اونا رو ول نمیکنم
مدت ها پیش، من قبلاً اطلاعاتی دریافت کرده بودم
که بقایای خانواده شیائو تحت حمایت خانواده میتر پناه گرفتن
این دفعه،
من اونا کامل از امپراطوری جیان ما نابود میکنم
استاد،
شما میخوای خانواده میتر اذیت کنید؟
از افزایش نارضایتی جناح های دیگه و هدف قرار گرفتن
فرقه ابرهای مه آلود از سمت بقیه نمی ترسید؟
هم
فقط یه مشت دلقک اند
جرات شو دارن؟
اگه جرات کنند عجولانه رفتار کنن، خوبه
یه فرصت عالی واسه محو کردن همشون!
استاد،
اگه زیاده روی کنی
فرقه ابر مه آلود دیر یا زود شهرتون لکه دار میکنه
گستاخ!
واقعا جرات داری الان اینجوری با من حرف بزنی؟
فرقه ابر مه آلود با دستای من نابود نمیشه
برعکس،
فرقه رو به جایی می رسونم که هیچ کدوم از رهبرانش نرسونده بودن
تازه،
بهتره اون دلقک فراموش کنی
حتی اگه زنده باشه،
ربطه بین شما
کاملا غیرممکنه
یا فی،
چی تو رو نگران کرده که ما رو خبر کردی؟
من به تازگی اطلاعاتی گرفتم
که فرقه ابر مه آلود بارها حرکات غیرعادی انجام داده
به نظر میرسه که اونا قبلاً فهمیدن که خانواده میتر ما به خانواده شیائو پناه داده
میخوان علیه ما کاری کنن؟
حرکاتشون خیلی مخفیانه اس
اگه جاسوس نمیزاشتم توی فرقه ابر مه آلود
هیچ وقت نمی فهمیدم
الان فقط می تونم بگم
که این احتمالش خیلی زیاده
فرقه ابر مهآلود قویترین جناح توی امپراتوری «جیا ما» ست
علاوه بر این، یون شان اونجاست
اگه اونا واقعاً خانواده میتر هدف قرار گرفته باشن
و بقیه جناحها تصمیم بگیرن که امنیت شون اولویت مسائل اصلی بدن،
اون موقع، میتر
می ترسم تنها بمونه
مهم نیست که چی بشه،
خانواده باید توی تموم جناح ها اعتبار شو بیشتر کنه
و به اندازه کافی آماده باشه
چشم،
به زودی ترتیبش میدم
همچنین، در مورد خانواده شیائو شما،
از امروز، حواست باشه اتفاق غیر منتظره ای افتاد،
کمتر بیرون بری
ببخشید
ما خانواده میتر با خودمون پایین کشیدیم
اینو به عنوان شرط من در نظر بگیر
ارشد «های» شرط میبنده که برادر سوم من قطعاً بتونه برگرده
و فرقه ابر مهآلود رو با موفقیت شکست بده؟
باورم دارم که روز پیروزی
ارشد های نباید خیلی دور باشه
رفیق کوچولو،
منم باور دارم
که تو به عنوان یک تمرینکننده قوی،
به جیا ما برمیگردی
برادر دوم
الان کجاییم؟
ما تازه به کشور کوچیکی به اسم وان یان رسیدیم
حدودا یه ماه دیگه،
باید به امپراطوری جیان ما برسیم
موقع سفر واسه هیچ جناحی مزاحمتی درست نکردیم، درسته؟
کل مسیر عجله داشتیم
و هیچ مشکلی درست نکردیم
چی شده اینجا اینقدر ساکته؟
زی یان کجاست؟
اون دختر
فکر میکنه قایل خیلی کسل کننده اس
اون کای لین باخودش کشوند باهم جلوتر پرواز کنن
بدون اینکه قشقرق به پا کنه توی گوشم هست
واقعا حسش میکنم
صبحت کردن دربارش عجبیه
کای لین، اون زن، همه خشن اند،
ولی با زی یان مهربونه
این روزا هی باهم میرن بیرون بازی کنن
احساسات شون خیلی خوبه
بدن اصلی اونا حیوانات جادویی ـه
شاید به خاطر همینه باهم کنار میان
تازه، شخصیت شیطنت زی یان
دقیقاً مکمل شخصیت کای لین ـه
آبجی،
فهمیدمش
صاحب این غار گنج،
رهبر فرقه بزرگ یه جناحه
قدرتش به سطح مبارز روح رسیده (مبارز اجداد)
با این حال، اون یه فرد حریصه
بزرگترین سرگرمیش غارت و دزدین گیاهان دارویی کمیاب ـه
No comments yet. Be the first to leave one.