Prvních 200 řádků.
.مین جه
اگه من نتونم تو رو پیدا کنم
تو باید منو پیدا کنی
میخوام یه دزد مشهور بشم
اونوقت مجبوری منو بگیری
میخوام اینطوری ببینمت
= قسمت 11 =-
از دفتر دادستانی زنگ زدن
میخوان بری اونجا
بیا راحت تمومش کنیم
.....اگه بگی سوء تفاهم شده بوده
از تعلیق درت میارم
تو بودی که به من زنگ زدی؟
هی یارو ، مراقب حرف زدنت باش بهتره با ایشون محترمانه صحبت کنی
بله من زنگ زدم
تو راه اومدن اینجا
خیلی سخت در مورد این موضوع فکر کردم
منم باید یه لقمه نون در بیارم تا زندگی کنم
بخاطر همین به نظرم هر چند این پیشنهاد کثیفی بود ولی باید قبولش میکردم
...احساس بدی داشتم بخاطر اون همه درسی که خوندم
با بدبختی تونستم کنکور قبول شم تا بتونم افسر پلیس بشم
فکر کردم یه عذر خواهی کنم تا تموم بشه
کل را داشتم خودم آماده میکردم
اما شماها واقعا باور نکردنی هستین
ببین افسر کانگ
فکر نمی کنی به عنوان یک دادستان باید قانون برات در اولوبیت باشه تا خودت
...چطوری میخوای جلوی ارتکاب جرم مردم بگیری
وقتی خودت از قانون پیروی نمی کنی
تو فقط پاچه خاری قدرتمندارو میکنی
و فقط محافظت از اونها رو به عهده داری
خیلی به درد نخوری
تو فقط با تهدید و رشوه به مردم کار پیش میبری
به این میگن اطاعت از قانون؟
اونوقت اسم خودتو میذاری دادستان؟
درس خوندنت به چه دردی خورده؟
...بیشتر غرق شدی
با مدرکی که گرفتی
بیخودی نخند مرتیکه عوضی
برام مهم نیست حتی اگه اخراج بشم
مطمئنم بابام بهم ایول میگه
در ضمن اگه یه بار دیگه تو رو ببینم
می کشمت
همینطور شما عوضیا
افسر کانگ
چیه؟ - به ما هم مجال حرف زدن بده -
نظرت چیه برای ما به عنوان بازرس کار کنی؟
الان داری با موقعیت منو راضی میکنی به جای پول؟
دادستان کیم هیونگ دوک طبق قانون مجازات میشه
تو هم یک درجه ترفیع میگیری
به شرطی که منو خفه نکنی
یون جی
یون جی عزیزمون
این تنها کاریه که در عنفوان جوانی میخوای انجام بدی
نمیخوای بری بیرون و از زندگی لذت ببری؟
نشنیدی مادر بزرگ چی گفت؟ گفت باید چهار چشمی تو رو بپام
آخه واسه چی؟
امروز که کاری نداریم
برو بیرون و یه کم خوش بگذرون
میخوای بهت پول بدم؟
مشکوک میزنی ، واسه چی داری منو دک میکنی؟
مشکوک کدومه ...ربطی نداره
این مال تو
خدای من
!جونگ بوم تونم اومد
به سلامت
نگران نباش ...برو
کی بود؟
فعلا بدبخت شدیم
موضوع چیه؟
مادر بزرگ برامون جاسوس گذاشته
جاسوس؟ عجب جاسوس خوشگلی
میخوای از این به جای تو من اینجا کار کنم؟
ای بابا اصلا حالیت نیست مرتیکه
اینجا چیکار میکنی؟
تو... لی یون هو رو یادت میاد؟
لی یون هو؟ - آره آره -
باهاش مسابقه شمشیر بازی میدادی
یادت نیست؟
اون عوضی چی شده؟
صبر کن
میدونی این چیه؟ نادا
اون یو اس بی رو که بهم دادی باز کنم
یه پرونده در خصوص ارث اون مرتیکه اینجا بود
ارث؟
...من زیاد در مورد وراث نمیدونم
اما به نظرم داستانش پیچیده اومد
مثل یه فیلم پروفروش بود
...من که سر در نیاوردم
چرا این فایل دفتر اون بوده؟
شما ؟
بله امروز اولین روز منه
شما نباید اینجا باشی
بله ببخشید بیشتر دقت میکنم
خیلی خوشحالم که دوست داشتی
خیلی بهم چسبید
پدر بزرگ با یک نوشیدنی چطوری؟
به نظر خوب میاد - منم خوشم میاد -
امروز اصلا حال این دختره شین یه رو نداشتم
لی یون هو
هدف بعدیم تویی
خیلی خوب بود ....پدر
هایونگم از شما قراره ارث ببره؟
هی ، من که قرار نیست همین فردا بمیرم
اما شما داری روی ارث یون هو کار میکنی
کسی غیر از این قرار نیست جانشین بشه
...به هر حال مطمئن شید
اون دختره هایونگ یک قرونم بهش نرسه
از این دختره شین یه واقعا متنفرم
بهتره اینطوری در مورد شین یه سخت نگیری
مثلا اون خواهر کوچیکته
کی گفته اون خواهرمه
راستش
با دیدن اون هنوزم دلم برای مامانم میسوزه
فشار خونم میره رو هزار
خیلی خوب بابا فهمیدم
...برای همین میخوام
همه چی رو بدم به یون هو
تو هم بهتره یه ذره خوددار باشی
برای همین شوهرت چشم دیدنتُ نداره
!بابا
برای چی حرف اونو میکشی وسط؟
اه ...الان به اندازه کافی ناراحتم
مامان تمومش کن
...راستی پدر بزرگ
چه نقشه ای برای جانشینی من دارین؟
شنیدم مالیات بر ارث سر به فلک میزنه
راه های زیادی وجود داره
لازم نیست تو نگرانش باشی
فقط کنجکاو بودم
نقشه چیه؟
میخوای با یه مثال روشنت کنم؟
بله
...من برای تو توی یه کشور خارجی
یک شرکت جدید راه اندازی میکنم همینطور که می بینی
این کاملا خالیه
برای این شرکت
....من سهام به فروش میرسونم
از طریق شعبه خارجی
در ضمن از اینطرف یک شرکت دیگه به اسمت توی کره راه اندازی میکنم
من مقدار زیادی کار از شرکت چونمون میارم برای این شرکت
و شرکت تو رشد میکنه
....سپس من سهام اونو میفروشم
به شعبه خارجی
برای چی به شعبه خارجی میفروشین؟
...تو هیج وقت نیاز نیست
دیگه به کشور مالیات بدی
کدوم کشور مد نظرتونه؟
بهش میگن جزایر ویرجین
این دیگه چه اسمیه؟
خب اسم شرکتم چیه؟
حداقل باید اسم شرکت خودمو بدونم
وای خدای من این دیگه چی بود؟ - مدیر -
ایوای چی بود این؟
!واقعا که تو روحت سونگ سیک
فکر کردم حداقل به درد یه کاری خورد
موضوع چی بود؟
جزایر ویرجین؟
اونجا یک شرکت کاغذ داره؟
بفرمایید
مرتیکه
تو از همه اینجا جوون تری
ای بابا دادستان
شما چرا زحمت میکشی
من خودم خرد میکنم - نه ولش کن -
شما دادستانی ...هی بچه
احترام سرت نمیشه مرتیکه اینو بگیر
وقتی میایم یه چیزی بخوریم بهتره رتبه رو بیخیال بشی
رتبه رم که بیخیال بشیم
من میخوام مسئول این بشم
من فقط سوجو میخورم
وااااو چه دل جراتی
خیلی خب ...جناب دادستان
مطمئنی میتونی از سرش بگذری؟
منظورم بازرس کانگ
اون خیلی بهت پرروگی کرده
بازرس نام فکر نمیکنی داری زیاده روی میکنی؟
مگه من چیکار کردم؟
اون سعی کرد با پول خرم کنه منم خر نشدم
میدونم ...موافقم
تقصیر خودمون بود که خواستیم امتحانت کنیم
چرا همچین کاری کردیم؟
هی هی بیاین گذشته رو فراموش کنیم
برای حال و آینده زندگی کنیم
ای بابا دادستان مگه داری نامزد ریاست جمهوری تو اعلام میکنی؟
مثل پیرمردا میمونی
خب حالا همه چی رو فراموش کنین و اینو بزنین تو رگ
دستهارو ببرین بالا پاشنه هارو بکوبین زمین
دستهارو ببرین بالا پاشنه هارو بکوبین زمین
زود باش ...زود باشین - پاشنه ارو بکوبیم زمین ؟ -
چرا اینقدر شماها شُلین زود باشین
چیکار میکنی؟
بخور دیگه ...چقدر فس فسو
خب بذار یکی دیگه برات پر کنم
1, 2, 3, 4! - 3, 4!
الان یک ساعته
نخوابیدی؟
خوابم نمیاد
چی شده باز؟
بابا
میدونی چندتا بچه توی این کشور سهامدارن؟
No comments yet. Be the first to leave one.