Prvních 200 řádků.
« آپریل، سال 1962 »
صبح بخیر، والاحضرت، ساعت 7:30 ـه
صبح بخیر، جان
خدایا
زودباش، مرد. صداش رو در بیار - نمیتونم، قربان -
باید توسط یه حرفهای دیده بشه
انقدر بیعرضه نباش
فقط نیاز به یه حرکت ...فرزِ حسابی
اطمینان آدم رو جلب نمیکنه
شخص خیلی بلندپایهای معرفیـش کرده
،همه رو درمان میکنه. وینستون چرچیل دانکان سندز، لرد استور
از خواب بیدار شدم، سرم رو چرخوندم و اینجوری شد
حتماً در طول شب باعث گرفتگی عضلهـش شدم
همم. احتمالش هست
،میشه بلند شین بشینین، لطفاً والاحضرت؟
،مردم با مشکلات گردن، کمر آرنج، زانو پیش من میان
همم
غالباً ارتباطی با علائم نداره
دلیل واقعی چیز دیگهایـه
مثل؟
...آه
فشار روحی. فشار عاطفی
...اوه
کشمکشهای حلنشده از یه ماهیت یا ماهیت دیگهای
...اوه
بفرما
اوه، و درمان اونا چطور انجام میشه؟
،خب، اول با شناساییشون تشخیص دادنشون
و بعد با درمان کردنِ نه ...فقط علائم فیزیکی
بلکه، آه، خب، با تغییر دادنِ کل شیوهی زندگی شخص
قبلاً یه نفر رو داشتم که تو این زمینه ازم مراقبت میکرد
که مطمئن میشد فشار روحی بیش از حد توی زندگیـم نباشه
مایک پارکر؟
قطعاً اون ناقلای پیر رو هم نمیشناسی؟
میشناسم
چرا چیزی نگفتی؟ دوباره اسمتون رو بگین؟
وارد، قربان. استیون وارد
همیشه راجع به بیرون بُردن شما برای آخرهفته حرف میزد
کجا؟ - یکی دو تا مهمونی -
از جمع کردن آدمها کنار هم لذت میبرم
راستش، این آخرهفته یه گروه واقعاً اهل تفریح هست
اگه موافق باشین، حتی میتونیم برای یه نقاشی چهرهی سریع وقت جور کنیم
،همونطور که میبینید من، آه... تفننی نقاشی میکنم
این کیه؟
اوه، کریستین
.آه، اونم میاد مندی هم همینطور
میدونی، به همین زودی گردنم بهتر شده
« يک سال بعد »
زيرنويس از عرفان و هـومـن صـمـدی €rik & Raylan Givens
!اون طرف
کریستین کیلر، این مرد رو میشناسید؟
،ناخدا یکم یوجین ایوانوف
وابستهی نیروی دریایی شوروی
توضیحی ندارم
،رابطهای با این مرد، جان پروفیومو وزیر جنگ داشتین؟
توضیحی ندارم
دوشیزه کیلر، شما در این مهمانی به میزبانیِ استیون وارد حضور داشتید
این مرد کیه؟
« مَرد اسرارآميز »
دوشیزه کیلر؟
روز عالیـه، به نظر من کاملاً موفقیتآمیز
ممنون که تشریف آوردی، جان - جناب نخستوزیر -
بریم؟ - اول شما -
سفر خوبی بود؟ - تقریباً صبح زود حرکت کردم -
جان پروفیومو اینجا چیکار میکرد؟
ازش خواستم بیاد من ...رو ببینه تا بتونیم
گفتگوی بیپرده و مستقیمی داشته باشیم
بهت میگم چی من رو نگران میکنه، جان
اینه که موفقیتهای متعدد و چشمگیر این دولت
با رسوایی و شایعه تحتالشعاع قرار گرفته
لعنتی
پس چیزی که به منشی شخصیـت گفتم رو برات تصدیق میکنم
و چیزی که متعاقباً به مجلس گفتم
،چیزی برای پنهان کردن و جوابگو بودن ندارم
...بهش گفتم با دقت
راجع به چیزی که میگه ...فکر کنه، ما دوستیم
شات - و میتونیم بطور خصوصی صحبت کنیم -
مسئلهی تفرقهانگیز توی اکثر ...پیوندها وجود داره
و من میتونم به مسئله خودم اعتراف کنم
بیخیال، هارولد
شش سال پیش زانو زده پیشت نیومدم
برای خدمت در دولتـت التماس کنم فقط برای اینکه احمق جلوهـت بدم
حرفهاش رو باور میکنی؟
...در طول زندگیـم، یاد گرفتم
حالت صورت یه دروغگو رو تشخیص بدم
یه چیزی توی چهرهها به شکل متفاوتی برانگیخته شده
یه چیزی توی چشمها
چه انتخاب دیگهای وجود داره؟
تا به کسایی که بهم نزدیک هستن اعتماد نداشته باشم، کسایی که ابراز میکنن دوستم دارن؟
این خیلی دردناک میشه
و اون عکس؟ - کدوم عکس؟ -
در یه مهمونی، به میزبانیِ شخصی بنام استیون وارد
آسیبشناس استخوان و عضلهی طبقهی ممتاز جامعه
یه فاحشهی تلفنی و یه جاسوس روس در پیشزمینه
...در پسزمینه - یه سایه -
یه سایه با شباهت پروفیومو
.اگه تو اینطور میگی من میگم شک منطقی وجود داره
احمق زودباورِ سادهلوح
،در شش سالی که بعنوان نخستوزیر هستم
مجبور بودم با چندین دشواری جدی و گیجکننده روبرو بشم
این واقعه از همون قبیلـه
...مایلم روشن کنم
که به باور من جان پروفیومو ،مستحق نه تنها حمایت
بلکه همچنین درک همدردانه
و اعتماد مجلس
و کل کشور است
ممنون
این مرد اسرارآميز کیه، قربان؟
در تمام طول روز و شب فقط با موسیقی و فریاد زدن
به قدر کافی بد بود
بله، خب، مارگارت همیشه پرجوش و خروش بوده
.ولی این کار ساختمونی غیرقابل تحملـه غیرقابل تحمل
و نشونهای از اتمامش نیست
و حالا یه سقف جدید - درک میکنم -
کوبیدن و چکش زدن و مته زدن
بعضی موقعها حتی توی آخرهفته
و این فقط من نیستم که سختی میکشم
میدونم خانوادهی گلاستر رو کاملاً عصبانی کرده
اوه، همه چیز خانوادهی گلاستر رو خشمگین میکنه
!آه
سِر جان ویر، علیاحضرت - ممنون -
نگران نباش، عمه مارینا
،بعنوان ارشد خانواده برای همین اینجا هستم
با مارگارت صحبت میکنم - ممنون -
علیاحضرت - سِر جان -
،همونطور که میدونید دیروز نمونهها رو بردیم
نتایج به دستمون رسیدن
مشعوفم تأیید کنم که حامله هستید
!اوه
تبریک میگم - ممنون -
حالا، خبر فوقالعادهایـه، ولی باید این رو با احتیاط توام کنم
سطح آهنتون پایینـه، خیلی پایین
،هنوز خطرناک نیست ولی خیلی فاصله نداره
...اوه
سلام - خانم -
امیدوارم نشسته باشی
فیلیپ؟
والاحضرت همایونی رفتن، خانم - کجا؟ -
،در یه مهمانی خانگی برای آخرهفته
.آخرهفته؟ امروز چهارشنبهست ابداً چیزی نگفت
تمامش خیلی لحظهی آخری بود
اوه
بله، البته. ممنون
خانم
!دوشیزه کیلر - این مرد کیه، کریستین؟ -
این طرف - !آقای وارد -
آقای وارد. نظرتون درمورد آقای پروفیومو چیه؟
ممنون که بهمون خبر دادین
...بله، نگران نباش، آم
،الان شنیدم که استیون وارد ببخشید تو حرفتون اومدم
توسط پلیس بازجویی شده و همهچیز رو تأیید کرده
،آشنا کردن پروفیومو با فاحشههای تلفنی اون جاسوس روس، همه چیز
خب، خب، خب
فکر کنم میتونیم با اطمینان هر لحظه انتظار استعفای پروفیومو رو داشته باشیم
و کمی بعد از اون دولت از هم پاشیده بشه
.باید من رو ببخشید بهتره دست به کار بشم
بسیار خب
خب، جواب برای پاریس مثبتـه؟
اگه باید بری - باید برم -
تازه از یه مأموریت در نیویورک برنگشته بودی؟
درسته - و قبلش توکیو؟ -
فکر نمیکنی یه مقدار وقت گذروندن توی خونه خوب باشه؟
،اگه خونهای در کار بود خوب میشد ولی یه کارگاه ساختمونیـه
والاحضرت همایونی تصمیم گرفتن
مبادرت به نوسازی عمدهی آپارتمانمون کنن
فقط فکر کردم که یه شایعهی خوشحالکننده شنیدم که
شاید یه بچهی دیگه رو حامله باشن
درست شنیدین. همینطوره
ولی در هر ازدواجی مهمه که
چیزهایی پیدا کنی که واقعاً ...به عنوان یه زوج
شما رو به هم متعهد کنه
و مال شما چیه؟
غیاب
کلاهتون رو بردارین
همینه
خانم
این یکی؟ - از این متنفرم. ناجور و مسخرهست -
...نمـ
سلام
ممنون
بله، خیلی مچکرم. ممنون
والاحضرت - علیاحضرت -
خدای من - چیه؟ -
میز ناهارخوری توی همون اتاقی که آشپزخونه هست؟
بله
کاملاً مطمئن نیستم چه نظری راجع بهش دارم
امروزیـه. برابرگراییـه
تو کمترین شخص تساویطلبی هستی که میشناسم
خب، این قشنگترین شکل برای تبریک گفتن به من نیست
برای همین اینجایی؟ - برای چی بهت تبریک بگم؟ -
...مامان بهت نگفت؟ من، آه
واقعاً؟ - آره -
آه، خیلی خوشحالکنندهست - ممنون -
موعدش یه چند هفته بعد از توئه
فوقالعادهست
ولی، نه این، آه، دلیل اینجا اومدنم نیست
اینجام تا ازت بخوام روی روشـت برای
،ساختن این خونهی بزرگ پرنشاط، امروزی
تساویطلبـت برای خانوادهی رو به رشدـت
شاید بتونی یه مقدار بیشتر ملاحظهی همسایههات رو بکنی
No comments yet. Be the first to leave one.