Informace o verzi

Father I ll Take Care of You E36 KOreanDream
Komentář od shahlaz
korean-dream.irترجمه و زیر نویس شهلاز

Tagy

other
Zveřejněno: 2018-11-22
Stažení: 6
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

= قسمت 36=-

چی شده این وقت شب؟

فکر نمیکنی دیر باشه؟

اگه حرفی داری بذار واسه فردا

...من

فکر میکنم همون برادری هستم که دنبالشی

الان چی گفتی؟

...برادر کوچکتری که دنبالشی

منم

سونگ جون

سعی داری به چی برسی؟

با هم نقشه کشیدین ؟ - سونگ جون -

شاید باورش سخت باشه - فکر نمیکنی -

چیزی رو که گفتی اشتباه باشه؟

من زیاد حساس نیستم

ولی وقت حرف برادرم میاد وسط خیلی حساس میشم

...بچه ای که تو این عکس

منم

این عکس من با پدرم تو 8 سالگی گرفتیم

...عکسی بچه ای که شما

داری منم

با بد آدمی طرف شدی

با من بازی نکن

فکر کردی من گول این فریب احمقانه رو میخورم؟

فکر کردی تحقیق نکردم؟

تو ازم نخواستی آزمایش خون بدیم

درسته

برای اینکه هیچ کدوم دوست نداشتیم

...من هرگز

دلم نمی خواست اطراف تو باشم

سونگ جون

نکنه تو

من درکت میکنم

...خودمم

حس کردم دارم میمیرم

...هنوزم نمی خوام باور کنم

...حقیقت در مورد پدرم

و دلیل اینکه تو اینجایی

اگه حرف منو باور نداری

بیا فردا بریم آزمایش بدیم

فکر کنم این بهترین راهه

...بذار اول آزمایش بدیم

...بعد همه چی رو حل کنیم

من از کجا اومدم

پدر واقعیم کیه

و تو چرا سعی داری خانواده منو نابود کنی

...همه رو همینجا تموم میکنیم

با توجه به آزمایش

پس فردا می بینمت

فعلا تا فردا

.سونگ جون

تو الان منظورت چی بود؟

...پس یعنی

تو برادر هیون ووی؟

فکر کنم

.سونگ جون

...فعلا

به کسی چیزی نگو

با این عکس نباید همچین فکری کنی معلومه که نه

اون فقط دوستم بوده

علاوه بر این وقتی برای رسوایی نبوده

سریع آی پی فرستنده رو پیدا کن بهم خبر بده

در ضمن یه شکایت هم در این خصوص آماده کن

می خوام از شرکتی که این داستان شروع کرد شکایت کنم

وکیل جیمز چی گفت؟

هنوز چیزی نگفتن؟

ای خدا فکر کنم به زودی میمیرم

چرا یه روزم زندگی ما بدون مشکل نیست

دیگه چی شده؟

مادر آروم باشین یه کم آب بخورین

آب میخوام چکار از جلو روم ببرش کنار

دوباره جونگ هوا چکار کرده؟

چرا اونجوری هول بود

قراره بدون یک قرون بندازنش بیرون؟

اینطوری حرف نزن

نمیدونی هر حرفی که بزنی یه بذره؟

راست میگن ، اینقدر نگران نباش هیچی نمیشه

واسه چی داری آرومش میکنی؟

الان دیگه میز چیده شده

نمیدونی اون جیمز عوضی چقدر باهوشه؟

فکر کردی از این موضوع چشم پوشی میکنه؟

عزیزم - مرتیکه خر دهنتو ببند -

چرا باید دهنمو ببندم

اگه زودتر جونگ هوا دست به کار نشه

بدون شک این دعوی رو میبازه و بدون یک قرون طلاقش میدن

...بخاطر همین

مسئله طلاق بخاطر رابطه اون میشه

اینطوری پرونده بسته میشه

جیمز کلی پول و کار خوب داره

ولی جونگ هوای ما بی کار و بی پول الاف میشه

...اونها طبق قانون

امریکا یا کره

باشه هر دوش به ضرر جونگ هوا میشه

ساکت باش مرتیکه

واسه خودت نمایش راه انداختی؟

...میدونی چیه مادر بزرگ

لازم نیست نگران باشید

الان با وکیلم حرف زدم

گفت بدون هیچ مشکلی این موضوع حل میکنه

مردشورت ببرن دختره احمق

میخواستی طلاق بگیری و منو پرستار بچه ات کنی

که بری با یه مرد دیگه رابطه داشته باشی؟

دیوونه شدی؟

نخیر من با کشی رابطه ندارم

هی جلوشو بگیر الان میخواد پدر این دختره رو در بیاره

وای خدا مادر

چطوری میتونی بگی نه عکست همه جا پخش شده

حالا میخوای چکار کنی؟

...اگه شوهرت بچه رو ازت بگیره و

بدون یک قرون طلاقت بده میخوای چکار کنی؟

من که گفتم با کسی رابطه نداشتم چرا حرف دخترتو باور نمی کنی؟

تازه کی گفته من نفقه نمی گیرم؟

کی گفته یی بین میدم بهشون؟

کی گفته ؟ کی همچین غلطی کرده؟

مثل اینکه هنوز به خودت نیومدی

مادر - منو ول کن -

مادر

تو بیا اینجا بشین

بیا اینجا - سونگ جون -

معلوم هست کجایی؟

کجا رفته بودی؟ واسه چی اینقدر دیر اومدی؟

.متاسفم

...تو چند بار بهت گفتم

با این دختره دونگ هوی نگرد؟

خب مادر

فردا باهاش صحبت کن فردا - ولم کن -

اینطوری میخواستی اعتراض کنی؟

میخواستی با نیومدن به خونه اعتراضتو نشون بدی؟

دونگ هوی گفت بهش حمله کردم و از خونه انداختمش بیرون؟

چی؟ دونگ هی از اینجا رفته؟

همه تون با هم برنامه ریزی کرده بودین

می خواستین همه تون یهو بریزین سرم

همه تون با هم نقشه کشیدین همگی با هم مشکل درست کنین

وگرنه چطور همچین چیزی میشه؟

چرا یهویی خانواده ما همه با هم همچین مشکلات وحشتناکی براشون پیش اومده؟

تو دیگه دهنتو ببند چطور جرات میکنی با این دردسری که درست کردی جیغ بزنی؟

.سونگ جون

می بخشید

ولی الان هیچی نگید

به هر حال

ممنون که برگشتی

من اوه گی بون هستم

بخاطر اخبار ناراحت کننده معذرت میخوام

اما من با دونگ هوی میرم

معذرت میخوام ولی دیگه نمی تونم صبر کنم

دونگ هوی برای من مهم تره

میریم جایی که دست گوانگ جین بهمون نرسه

لطفا اینبار دیگه دنبال ما نگرد

گوی بون ، گوی بون

من دیگه قطع میکنم

.گوی بون

.مادر بزرگ

تو گوشی تو بده ببینم

مادر بزرگ - بدش ببینم -

دیگه احتیاجی به این نداری

بدش به من

...مادر بزرگ گوشیم

چرا گوشی مو میگیری؟ - گفتم دیگه بهش احتیاجی نداری -

بریم ...بریم

اینو بگیر و دنبالم بیا

- .مادر بزرگ حرف نزن دنبالم بیا -

.مادر بزرگ

صبر کن

زود باش سوار شو

.مادر بزرگ

!هیون وو

کمکم کن هیون وو

یه کاری بکن

!هیون وو

قربان

نمیدونم چه اتفاقی افتاده

همه چی داره خراب میشه

من در مورد اونچه اشتباه کردم فکر کردم

نه ما هیچ اشتباهی نکردیم

همه چی بر میگرده سر جای اولش

اگه سونگ جون درست گفته باشه

دیگه مجبور نبودیم تا اینجاها پیش بریم

حس میکنم خیلی بد شد

بله

منم سونگ جون

ظهر میتونم ببینمت؟

باشه

.سونگ جون

...دایی میدونه

هیون وو ممکنه برادرت باشه؟

نه

اصلا خبر نداره

تو که خیلی ازش عصبانی نیستی ، هستی؟

اما سونگ جون

باید اینو بدونی

...تو باید بدونی دایی

تمام عمرش از خانواده عزیزش مراقبت کرده

بخاطر تو ترجیح داد یه شوهر بد باشه

پدر و شوهری بد که

...یه فرزند نامشروع با خودش

از خونه یه زن دیگه آورده

اون تمام این تهمتهارو به جون خرید تا تو رو به عنوان پسرش نگه داره

...امیدوارم

بخاطر این موضوعم که شده براش احترام قائل باشی

باید همین الان برم سر کار

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left