Awaken

Awaken

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

Awaken 2015 BluRay 720p
Komentář od assassinshadow
shadow امیدوارم خوشتون بیاد

Tagy

BluRay
720p
720
Zveřejněno: 2017-10-31
Stažení: 43
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

ببخشید.این زنو دیدی تا حالا؟

نه

این زنو تا حالا دیدی؟

این مرد رو چی؟

هی، اگر من جا تو بودم

این عکسارو میگرفتم

میرفتم

باشه

صبر کن، صبر کن

صبر کن، صبر کن

لطفا صبر کنمن بهت صدمه نمیزنم

نه، واستانه، واستا

نه نه نه، تاد

تاد تاد تاد، اون خوبه

ادم خوبیه، لعنتی، باید بریم

زودباش، زودباش، زودباش، حرکت کن

زودباش، زودباش

ارین

... فکر کنم باید

ارین، واستا- زودباش-

واستا، اینجا چه خبره؟

واستا، یکی دیگه؟-اره، اره -

منظورت چیه یکی دیگه؟ شماها کی هستین؟

اونا ادم بران. باید بریم - من کجام؟ -

دنبالمون بیا، زودباش

بفرما. لعنتی

چرا باید بیوفته، سه قدم؟

جنده حواسش نبوده

فکر میکنی زنده بمونه؟

نه

باشه، عزیزم، گوش کن بهم

از اینجا میبریمت بیرون

میری رو قایق، یه کم خورد شده

مطمین نیستم اگر بتونی تحمل درد رو داشته باشی

اگر میخوای دردت تموم شه یه چشمک بهم بزن

یه چشمک بهم بزن عزیزم

باشه

بیاین تا زندست از اینجا ببریمش بیرون

اون چه کوفتی بود؟

خیلی وقت پیش اونا یه نفر جدید اوردن

کجا میبرنش؟

نمیدونیم، اما اگر میخوای زنده از اینجا بیرون بری

باید با کوینتین صحبت کنی

و این کوینتین

اون میدونه چرا ما اینجایین؟

میتونی خودت ازش بپرسی

بریم

زودباش

چی بار من داری؟

یه تماس از نیکولای از کیو

چیز بدی نیست، گفت خیلی خوشحاله

و یه کار دیگه داره، اون از کار ما خوشش اومده

این بهترین خبره

همچنین دوستای شرقیمون دارن میان فردا

ماو؟ باشه

خوب، پس باید مطمین شیم اتاق اماده هست

ماو تنها نمیاد

باشه، خوب، پس فکر میکنم

باید مطمین شیم اتاق بیشتری امادست

هی، کلویی

ارین کجاست؟

اون رفته

چی؟

نه نه نه نه، هی

کولیی، ارین کجاست؟

سلام

عاشقتم

چه کوفتی اتفاق افتاده

اونا از ناکجا اباد اومدن

و ما جدا شدیم

تو نباید جدا میشدی

جالبه

یکی گرفتن

یکی دیگه پیداش شد

اسمت چیه

بیلی

بیلی کوپ

من کوینتینم

میتونی اشیونه داشته باشی

اون ارین بود

اینجا چندتا قانون داریم که باید بشنوی

قبل از اینکه اشیونتو برپاش کنی

اقای کوینتن

ممنون بابت مهمونوازیتون

اما من نگفتم قراره بمونم

مجبور نیستی

ما اینجا گروگان نگه نمیداریم

اون ادما کین که اوده بودن دنبال ما؟

چندتا ایده دارم

ملحق شو بهمون تو شام

...پس، خانوم، کوپ

داستان تو چیه؟

بگو بهمون چجوری اومدی اینجا

تو اول

هه، همه اینا داستان منو شنیدن

میفهمی شرایط یکسان زیادی هست اینجا

اره، تو یه قرعه کشی برنده شدم

ملاقات بهشت، هه

اخرین چیزی که یادم میاد، تو یه کلوپ تو گواتمالا

میخواستم با دکتر دیوانه ملاقات کنم

به من چیزای المانی یاد داد که چجوری آهویا بسازم

آهویا چیه؟

یه چیز مضخرف

ذهن بسته ایداری، تاد

نه، نیست

تا حالا براش تلاش نکردم

تو به کلوپ بودم

چندتا مشروب خوردم

بعدش میدونی، همینجا، بهشت

حدود یه هفته پیش بود

حدود 5 روزه اینجام

من داشتم یه ارایه میدادم تو کاراکاس

و سرم احساس گیجی میکرد

شیکمم درد گرفت

فکر کنم غذای مسموم خوردم

رفتم دکتر، سلامتمو چک کرد، خوب بود

خوب برگشتم هتل، بعد بی هوش شدم

بعد، بوم، اینجام

احساس میکردم یکی از پشت زده تو سرم

با یه چوب بیسبال

چیز دیگه ای یادم نمیاد

نوبت توه، خانوم کوپ

داستانتو بهمون بگو

تا حالا این مردو دیدی؟ میشناسیش

نه

اما کسیرو میشناسم که بشناستش

بیا

نگاه کن، من هیچی ندارم

پولی ندارم، هیچی، باشه؟

بگیرش

حدث میزنم شبیه شماها

از کلوپ رفتم بیرون

... رفتم خونه

و چیز بعدی که یادم میاد

اینجا بیدار شدم

.... چرا هیچ کدوم ما، ااا

چند لحظه برا ارین سکوت نکنیم؟

والش، ظاهرا زنده ای، دارن میان

یا خدا، چی شده؟

خطر شغلی

تو کشتیش؟

اون خودش با خودش این کارو کرد

اره، درسته

چرت گفتنو تموم کن، چه اتفاقی افتاده؟

نمیدونم، چرا؟ مشکلی هست؟

ریچ، میخوام بری سراغ وسایل ملاقات کننده های ماو

ماو داره میاد؟ کی؟

فردا، پس اماده باش

والش، چی فکر میکنی؟

هنوز داغ بدنش

باید بزاریمش رو میز و داخلشو ببینم

اگه تاریخ انقضاش تموم نشده باشه پس مشکلی نیست

زاندر، تو اونجا بودی، چه اتفاقی افتاد؟

همونطور که گروهبان گفت

تموم کن چرتو پرت گفتنو

چه اتفاقی افتاد؟

ببین، داشتم دنبالش میدوییدم

بهش شلیک کردم، خطا رفت

اون گیر کرد، افتاد

گردنش شیکست

باشه، ببرش داخل، عجله کن

هی، بیلی

بیلی

هی، گوش کن

مدیونم تو، انگار هنگ کردی و قاطی کردی، درسته؟

من پشتتو دارم، عزیزم

ازت مراقبت میکنم

به خدا قسم تو این کار ماهرم

خوبم، مرسی

بیلی

میدونی چی به نظر خوبه؟

شبیه، یه دوچرخه سواری

و یه فنجون قهوه خوب

اگه خواستی، یه شونه برا تکیه

تو این کار ماهرم، همچنین

مم، مرسی

و بعد تو لخت شدن

جین، چند وقته اینجایی؟

ده روز

و چجوری اومدی اینجا؟

"رفتم "سن خوزه" تو "کاستاریکا

برا اینکه دندون عقلمو بردارم

یه دوست تو "کانکیون" ملاقات کردم

و یه شب نمیخواستمن برن بیرون

پس من خودم رفتم بیرون

یادت میاد قبلش کجا بودی؟

تو زندان بودی؟

اره، بودم، یه زندان تو "مکزیک

فقط یه بار بود

تو یه ایست بازرسی نگهم داشتن

اونا، اا، ماشینمو گشتن

خیلی خوب قایم نکرده بودمش

و بقیه داستان

یگی باید یه چیزی دو مشروبم بندازه

دلیل اینکه شروع کردم به دیده شدن

اونا، ااا، بردنم به دکتر زندان

و اون شروع کرد، میدونی، تست پشت تست رو من

یه تاکسی گرفتمو برگشتم خونه

...برگشتم تو سلولمو برا خواب، و

برگشتم تو هتلمو

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left