Prvních 200 řádků.
مجري طرح کيم يونگ هون
تهيه کننده بيون بونگ هيون
...فکر کنم
...چي- .شما يک پيغام تازه داريد
.من دارم ازدواج مي کنم
.اين کارُ نکن رفيق
چرا؟ خودت دو بار اين کارُ کردي؟
.طبق تجربه ام مخالفت مي کنم. تنها زندگي کن
چطور مي توني قبل از من ازدواج کني؟ اصلا با کي؟
.معلومه با مي يونگ ديگه
چرا اينقدر يه دفعه اي؟ حامله است؟
عوضي هاي ديوونه؟
نه بابا. فقط ديگه وقتشه. اگه بعد از 4 سال با هم بودن
.خواستگاري نکنم يه عوضيم
.جدي مي گم. اين کارُ نکن
.برو انجامش بده. تنها بودن خيلي بده
.بعد از ازدواج بازم تنهايي
.فقط برو خونه احمق. جدي مي گم
.من جلوي خونه اشم
بايد تمومش کنم؟
مي خواد باهات بهم بزنه؟
.يه دفعه اي اومده ديدنم و از اون بدتر، من چشم هام پف کرده
چي مي خواد؟
.نمي دونم. اخيرا خيلي عجيب رفتار مي کرد
!حتما ديوونه شده
!اوه خدايا! مثل خوک شدم
.چيه؟ سريع حرفتُ بزن
...من اين اواخر داشتم فکر مي کردم
،ما خيلي با هم دعوا مي کرديم
.تقريبا 4 ساله که با هم قرار مي ذاريم .واي زمان واقعا زود مي گذره
خب که چي؟- چي؟-
.مقدمه چيني نکن و برو سر اصل مطلب
.ماشين لباس شويي رو روشن گذاشتم اومدم
.البته...ماشين لباسشويي
،و من يه مدت پيش، يه کار پيدا کردم .هرچند درآمدش خيلي بالا نيست
.توي خدمات اجتماعي
حالا يه دفعه اي حرفها چيه؟
...منظورم اينه که ...ديگه 4 سال شده
.و بعد از اين همه سال هيچي نمي دوني
!ميونگ من مريضه .چشم هات ورم کردن
چرا بهم نگفتي مريضي؟
!اوه لعنتي
.فقط حرفتُ بزن
...لعنتي
.نه، الان نه .توي مود درستي نيستيم
.بذار يه روز ديگه بيام
.چيه؟ مگه اين مود چشه؟ فقط بگو ديگه
.نه. بعدا اين کارُ مي کنم
داري به يه زن ديگه فکر مي کني؟
چي؟
داري به يه زن ديگه فکر مي کني و ديگه از من خسته شدي؟
.داري در مورد چي حرف مي زني؟ عمرا! اين غير ممکنه
پس چرا مزاحمم شدي الکي خواستي بيام بيرون؟
مزاحمت شدم؟
اگه اينقدر باعث زحمتت بود چرا اومدي؟
.اگه فقط مي گفتي نه، واسه منم اينقدر دردسر نمي شد
اونوقت سريع مي رفتي؟
پس چي؟ فکر کردي اينجا آشوب راه مي انداختم؟
چرا اينقدر عصباني هستي؟- من؟ عصباني؟-
!باعث مي شي بخوام برگردم خونه .برو کسي جلوتُ نگرفته
.فهميدم. بيا بهم بزنيم
.بذار دردسرهاتُ تموم کنم
!لعنتي
،عشقم عروسم
.ميونگ شيرينم. خوشبختت مي کنم
.ما تا آخر عمر خوب و خوش زندگي مي کنيم
.نگران نباش ميونگم. من خوشبختت مي کنم
.من بهت اعتماد دارم يونگ مين
جشن خونه ي جديد
.هرچند دلت خيلي برام تنگ مي شه اما سعي کن رو کارت تمرکز کني
!عزيزم .کيفتُ يادت رفت
...درسته، کيفم .نمي تونم تحمل کنم
.اين تکنيک تو بغل زندوني کردنه
.بايد برات شام بپزم
.نه کارت نوري، نه کارت حيوون و من 3 بار بردم
!انتخاب کن، يه ضربه ي بزرگ، يا کلي کوچولو
!يه بزرگ
.باشه، بهتره آماده ي يه ضربه ي بزرگ باشي
!اين دو برابره
چي شد؟
صدمه ديدي؟
!رفت
.بيا بريم سر کار- .يادم اومد امروز يک شنبه است-
!من کار ندارم، برو سر کار خودت
.من بعدا با مامانم مي رم خريد
.ازم خواسته براش يه کت انتخاب کنم
.نهار برنج و مارماهي مي خورم
.کلي کلي مار ماهي مي خورم! تا قوي باشم
!قوي- !خداي بزرگ-
.واسه خودتون نگهش داريد. داريد يه زن تنها رو شکنجه مي ديد
.صبحتون بخير- .صبح بخير-
.ديشب خيلي پر حرارت بوديد
.من يکم نسبت به صدا حساسم
.اينجا کاملا عايق صداست ولي من بازم صداها رو مي شنوم
.ببخشيد ما ديشب داشتيم بيسبال نگاه مي کرديم
من که به يه زوج تازه ازدواج کرده ،نمي گم اينجوري عاشق هم نباشن
...اما لطفا به بچه هاي منم فکر کنيد
.ديشب ما فقط از تلويزيون بيسبال ديديم
.آره، ديشب فقط بيسبال ديديم
.البته که بيسبال بوده
.برو
!ميونگ- .بله، البته-
.البته که بيسبال ديديد. بيسبال
.منم مي خوام با يه نفر کلي پر سر و صدا بيسبال ببينم
.ما از اينکه کسي بي دليل به مبايلش لبخند بزنه خوشمون نمياد
.داشتم دنبال يه چيزي مي گشتم
.اين بار کاريت ندارم چون تازه ازدواج کردي
.اما حالا ديگه به آخرش رسيدي. از 3 ماه بيشتر نشه
.بله
.برو توي مرکز رفاه ارتباطات يه دوري با پرسشنامه بزن
...بله خانم، راستي
چيه؟
...در مورد افزايش پرسنل
کسي که تمام روز سرش تو مبايلشه داره مي پرسه؟
!چون پر رويي ازت خوشم مياد
!يه رخت خواب مخصوص خريدم. زودي بيا خونه
آقاي کيم يونگ مين؟- .من به موبايلم نگاه نمي کردم-
اينجا مي تونم گزارش ساکن شدنم رو پر کنم؟
تو... سونگ هي؟
!شنيده بودم توي نيويورکي
،بعد از اينکه مدت زيادي خارج بودم .دوست داشتم تو خونه هاي سنتي زندگي کنم
!شنيدم حق تاليف گرفتي
.تمومش کن. خجالت زده ام مي کني
از چي خجالت بکشي؟ .تو شعر و موسيقي رو دوست داشتي
.ترانه سرا بودن براي تو بهترين شغله
.تو هم جفتشُ دوست داشتي هنوز هم شعر مي گي؟
.هميشه مي گفتي يه روز شاعر مي شي
.حالا من خجالت زده شدم
.چرا؟ من شعراتُ دوست داشتم. هنوزم چند تا از بيت هاشونُ يادمه
واقعا؟
.واقعا
.اينجا جاييه که زندگي مي کني
!هي، براي امشب برنامه اي نداري؟ شب جمعه است
امشب؟
.درسته، تو يه مرد متاهلي. بايد زود خونه باشي فکر کنم
.نه. اصلا
.ما خيلي مستقليم و به حريم خصوصي همديگه احترام مي ذاريم
.خوب. پس بيا بعد از مدت ها دور هم جمع شيم
مي تونيم...؟
چرا تلفنتُ جواب نمي دي؟
.اگه اينطوري به موبايلت بچسبي کارتُ از دست مي دي
اين چيه؟- .براي دوست پسرشه-
متوجه نيستي که کمتر از يه ماه فقط واسه امتحانت وقت داري؟
قصد نداري بري دبيرستان هنر؟
.دارم فکر مي کنم برم يه دبيرستان عادي تا روي درسام تمرکز کنم
.پس وقتتُ اينجا تلف نکن و به جاش برو کلاس هاي آماده سازي
.و اينقدرم منُ عذاب نده
.اينُ موقتا توقيف مي کنم
.و تا وقتي اين سيبُ تموم نکني نمي توني بري
!هنوز تموم نشده
.لعنتي...شما حتي واقعا هم مربي نيستيد
درسته، بنابراين چيزي واسه از دست دادن ندارم
.بايد اينُ هم بکشي
بلوف نزن. بهت اجازه نميده. خيلي دير وقت نيست؟
.البته که مي تونيم. بذاريد اول بهش زنگ بزنم
.سو جونگ جين دو ساله ازدواج کرده
...کيم ته دو بار ازدواج کرده و دال سو تو
.اون سهم منم خورده، واسه همين من هنوز مجردم
.تک و تنها اينجا- .درسته-
.تو مجردي، منم تازه دوباره مجرد شدم. چه تنوعي اينجا داريم
.من بيشتر از همه به تو حسوديم مي شه. هيچ وقت ازدواج نکن
واقعا مرد عجيبيه! چرا فقط به من مي گي ازدواج نکنم؟
.فقط به تو نمي گم. به همه ي کسايي که اينجان مي گم
.تا از جهنم نجاتشون بدم
.اما يونگ مين به نظر نمي رسه توي جهنم باشه
اون حتما کلي کارهاي خوب خوب مي کنه، اينطور نيست؟
کارهاي خوب خوب؟- .مي دوني ديگه-
.تو يه عوضي بيچاره اي- .مردم هيچ وقت عوض نمي شن-
،رفته زنگ بزنه يا غذا بپزه
چرا نمياد داخل؟
جشن خونه ي جديد؟ چطور مي تونم توي اين ساعت براش آماده شم؟
مگه بهم نگفتي تو لباس خواب پلنگي منتظرت بمونم؟
...متاسفم ميونگ. دوست دارم ميونگ، نه يعني من واقعا
.اما لطفا اين کارُ برام بکن. بايد اين کارُ بکني
.اونها مي گن منم مثل خودشون زن ذليلم
.اما تو مي دوني که من نيستم. تو يه زورگوي ترسناک نيستي
،نمي تونستم بذارم اين حرف ها رو در مورد تو بزنن .بايد بهشون نشون بدم ما چه ازدواج شادي داريم
!کدوم ازدواج شاد؟ من همه ي روزُ منتظر اين نموندم
.فقط يکم غذاي چيني سفارش بده
...و پاي خوک و...شايد يکم آب جو
.نه، فراموشش کن. خودم آبجو مي خورم. اون براي ميونگم سنگينه
!آه، نمي دونم
!متاسفم ميونگ. دوست دارم ميونگ
چرا اينقدر لفتش مي دي؟
اوکونومياکي؟- چي؟-
.واقعا لازم نيست اين کارُ بکني- چي مي گه؟-
.فهميدم. چون اين تخصص توئه .ما هم ديگه ميايم
کدوم اوکونومياکي؟- .مي بينمت-
الو؟ يونگ مين؟- .اوکونومياکي خوب به نظر مي رسه-
.اون يه آشپز فوق العاده است
خب؟ مي تونيم يا نمي تونيم؟- .البته که مي تونيم-
.بياييد عجله کنيم-
،اوکونومياکي توي بار خيلي مي چسبه ...بار بهت الهام نوشتن مي ده
منتظر شوهرتي؟- .عصرتون بخير-
دوباره مي خوايد بيسبال ببينيد؟ کي اين فصل تموم مي شه؟
.نه، يه دفعه داره چند تا مهمون مياره
.واسه همين يه مقدار غذا سفارش دادم. پيک حتما تو راه گم شده
!شوهرت جرات پيدا کرده که تو اين ساعت مهمون مياره خونه
.منم همينُ مي گم
اما غذاي بيرون کافيه؟
No comments yet. Be the first to leave one.