Prvních 200 řádků.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
سلام خانمها
امروز خیلی خوشگل شدی به چه مناسبتی هست؟
باید حتما مناسبت باشه تا خوشگل باشیم؟
نه، معلومه که نه
امروز قراره عکسمون نقاشی شه
درسته، آره امیدوارم خوب بشه
میدونی ویلیام، داشتم پیش خودم فکر میکردم
شاید به اندازه کافی سوزانا رو در معرض هنر قرار نمیدیم
تو سن اون؟ مگه قراره
چقدر به هنر جذبش کنیم؟
خب، خودت داری تلاش میکنی که بهش
معادلات الکترومغناطیس مکسول رو یاد بدی
آره، درکش آسون تره
یه چیزی شده، نه؟
این تابلویی که از لوور دزیده شده
هنوز پیدا نشده، دو هفته ازش گذشته
اوه؟ - بهش میگن مونالیسا -
از لئوناردو داوینچی
داوینچی، یه دانشمنده
و یه نقاش
اگرچه اسم این اثرش رو نشنیده بودم
سرنخی پیدا نکردن هنوز؟
مقامات که از این دزدی وقیحانه شگفت زده شدهاند
در جستجوی مظنون اصلی پرونده
دانشجوی هنر ژاک مارتین هستند
خب، ما باید راه بیفتیم برامون آرزوی موفقیت کن
موفق باشید
سوزانا کوچولو مثل علف هرز داره بزرگ میشه
منظورتون چیه؟
یه تعریفه، سریع رشد میکنه
آره، ممنون
کارآگاه مرداک
روی کشتی؟
قربانی شناسایی شده؟
این کیه پس؟
جناب ژاک مارتین
یه فرانسوی، اومده به کانادا سر بزنه؟
یا از صحنه جرم فرار کرده
جناب مارتینی که اینجا هستند
بخاطر سرقت یه نقاشی ارزشمند به اسم مونالیسا تحت تعقیب باشه
لاجوگوندا
فرهیختگانی که بینمون هستن به این اسم صداش میکنن
بانوی شاد
آره، خب، این بانوی شاید
شاید دلیل این قتل باشه
چندین بار به سرش ضربه وارد شده
باید زخمهای دفاعیش رو بررسی کنم
و هیچ نشونهای از نقاشی نیست؟
اگه پیشش بوده باشه
اگه پیشش بوده احتمالا انگیزه قتل بوده
به یه نفر اجازه میده بیاد داخل مونالیسا رو میبینه
و بخاطرش اون رو میکشه
در مورد اون نقاشی داخل روزنامه خوندم
به نظرمون این مرد دزدیدتش؟
احتمالا
روی این تختهرنگ رنگ تازه هست ولی خبری از نقاشی نیست
نظری در مورد آلت قتاله دارید؟
یه چیز کوچیک
عرض تقریبا چند سانتیمتری با لبه تیز
درسته
بیاین همهی این وسایل رو ببریم پاسگاه
و ببینیم بینشون آلت قتاله احتمالی هست یا نه
اوه، اقای دوبوآ؟
بله
من سه ساله گذشته رو داخل این کشتی کار میکردم
اولین باری هست که همچین چیزی میبینم
مهمانداران کابین فقط داخل قسمت فرست کلاس کار نمیکنن مگه؟
درسته قربان
پس چطوری آقای مارتین رو دیدید؟
ازم خواسته شده بود که چک کنم همه مسافرها
...به عرشه اصلی رفتن که پیاده بشن و
در باز بود و روی زمین دیدمش
کس دیگهای اینجا بود
داخل راهرو یا کابینهای دیگه؟
نه قربان
درسته، چیزی رو داخل این کابین جابهجا کردی؟
بعد از اینکه جسدش رو پیدا کردم؟ معلومه که نه، نه
ممنون
این شرمآوره - اصلا خبر داری -
با کی داری صحبت میکنی؟
مشکل چیه؟
این پاسبان اجازه نمیده من و دخترم رد شیم
میخوایم فورا از این کشتی پیاده شیم
متاسفانه یه تحقیق در مورد یه قتل در حال انجامه
و پاسبانم داره وظیفهاش رو انجام میده
واقعا فکر کردین که ما
ربطی به این قضیه داریم؟ - خب، من که خبر ندارم -
مگه نه؟
من لیدی ایزابل هستم
و ایشون پدرم آرتور راولی
دوک ساری هستند
جناب، معذرت میخوام
عالیجناب پاسبان، بذار رد بشن
تویی که کت شلوار پوشیدی
نمیتونی بری داخل اونجا صحنه جرمه
فقط دنبال یه چیزی میگشتم
و تو اطاق کشتی جاش گذاشتی؟
نه، نه، فکر کنم پیش آقای مارتین باشه
اوه؟ - جا کبریتیم -
بهش قرضش دادم، ولی هنوز پسش نداده
میشه برم ببینم؟
متاسفانه نمیشه
خبر داشتین که مرده، نه؟
نه، نه، اتاقش کنار اتاق من بود، همین
ولی میدونید با کی دیدمش؟
لیدی ایزابل
یواشکی به سالن کلاس پایین میرفت
واقعا؟
اصلا نباید اولین روزم داخل کانادا
اینطوری پیش بره
درک میکنم، ولی باید از دخترتون
چند تا سوال بپرسیم
متوجه نیستم دخترم چه ربطی به این قضیه داره
خودم میتونم جواب بدم بابا
با مسافرین کلاس پایین
چیکار میکردید؟
ایزابل؟
میخواستم با بقیه هنرمندها صحبت کنم بابا
هنرمندها؟
اون مرد خوبی که داخل فرست کلاس بود چی؟
لرد ویلیام؟
کلکسیون حکاکی داره - نه، هنرمندهای واقعی -
مثل مسیو مارتین
بله، چقدر از جناب مارتین شناخت پیدا کردین؟
خب، خیلی کم
اصلا باهاش تنها نشدم
حین سرزدنهاتون دیگه چه کسی اونجا بود؟
...یه خانم
خیلی رو راست
داخل پاریس درس خونده بود
و ادعا میکرد که همه چیز رو در مورد نقاشی میدونه
چندین بار دیدمش
که پیش جناب مارتین بودن
و این خانم، با آقای مارتین نزدیک به نظر میرسیدن؟
نه
نه، راستش
دیدم که با هم بحث میکنن
فکر کنم از همدیگه متنفر بودن
درسته
اسم این خانم رو لازم دارم
خانم امیلی کار
ممنون که برای پاسخ یه چند تا از سوالات تشریف آوردید
دوست دارم بگم خواهش میکنم ولی دروغه
پس خواهش میکنم، سریع بپرسید
شما با قربانی
آقای مارتین آشنا بودید، درسته؟
بله
ظاهرا شما دو تا با هم بحث داشتید
اختلاف نظر داشتیم
ولی اسمش رو دعوا نمیذارم
در مورد چی بحث کردید؟
هنر
اون مجذوب استادهای قدیمی بود
بهش گفتم که باید به یه استایل پرشور روی بیاره
نه که برای عین نمایی تلاش کنیم
بلکه با چشم ذهن نقاشی بکشیم
پس یه اختلاف نظر حرفهای
هنر فراتر از یه حرفه هست
کارآگاه مرداک، کار شما یه حرفهست
به کابین آقای مارتین سر زدید؟
پناه بر خدا
نه، از همه مردها دور میمونم
جدی میگم، خیلی کم میشناختمشون
مثل بقیه، ازتون میخوام قبل از اینکه برید
اثرانگشتتون رو به ما بدید، خانم کار
هر طور شما بخوابید
این کار کی بوده؟
من
سوالم جدی بود
منم جوابم جدی بود
حس رنگ و شادابی قویای دارید
آره، به نظرم همینطوره
از صمیم قلبم میگم
خیلی خوبه
احساس سرافکندگی میکنم
خب، امیدوارم بیگناه باشه مرداک
چون مشخصه سلیقه خوبی داره
سلام - اوه -
خبر چی دارید خانم هارت؟
کالبد شکافیم تموم شده
ولی هنوز گزارشم رو تایپ نکردم
علت مرگ رو میدونید؟
خب، بخاطر جراحتهای سرش مرده
نه چیز دیگهای - که اینطور -
این ضربات باعث هماتوم داخل لایه سابدورال شده
در غیر این صورت خیلی سر حال بوده
اینارو هم داخل زخم پیدا کردم
تیکههای آینه؟
فکر کنم
عجیبه
چمدون آقای مارتین
اوه؟ چه جذاب
فقط یه لبخند آزاردهنده
انگار که یه راز داره
خب، همهشون دارن، مگه نه؟
این حتما جاکبریتی اون یارو هست
اکسید منگنز، ازوریت، زنگ مس؟
روغن، استوقدس
اقای مارتین حتما خودش رنگهاش رو درست میکرده
No comments yet. Be the first to leave one.