Prvních 200 řádků.
بفرما - لبخندت کو؟ -
لبخندت کو؟
داشت می خندید
عجب فرشته ای
باید ساعت چهار می دیدی چه کثیف کاری می کرد
جدی
چهار ماه پیش اصلا به فکرم هم نمی رسید
این به خوبی همراه من
دنبال آدم بدا کردن نیست نه؟
هی هی وسوسه اش نکن مرد بد
نه نه نه من نه - به سلامتی -
کلوب شلوغ شده
برای همین کم پیش میاد یکیمون خونه باشه. من چند هفته دیگه
دست پخت آدام رو بخورم اصلا نمی تونم دنبال کسی بدوم
خوبه - تقصیر منه -
حالا که حرف خونه شد خونه جدید چطوره؟
عالیه نقاشیش تقریبا تموم شد
وسایل بردیم توش فقط باید تابلوها رو آویزون کنیم
تزیین کردن برای دو نفر حتما فرق داره
تیا بیشتر کارها رو کرده
خیلی سلیقه اش خوبه شاید درباره مردها خوب نباشه ولی
نه بابا - حس می کنم بزرگ شدم -
چرا یکی از اینا رو امتحان نمی کنی؟ - آره -
درسته
باید جواب بدم ببخشید - باشه -
سلام
چه خبر؟
کِی؟
الان میام
چی می بینی؟
من راستش باید برم دو بود
چه خبره؟ - قتل -
گفت تا نبینم باورم نمی شه - جالب به نظر میاد -
بعدا اس ام اس میدم
آدام خوشحال شدم دیدمت - منم همین طور توبی -
نمی دونم چه خبره
یکی یه روز بدی داشته
روز خیلی بد
اسم مقتول ساندرا پری بود
یکی از شرکای کرور کامیونیکشن
یکی از بزرگترین شرکتای تبلیغاتی شهر
دشمنی داشت؟ - طبق گفته کارمندا -
همه دوستش داشتن - خب همه که نه -
خب چرا روی رادارمون اومده؟
باید یه چیزی رو ببینی
ترسناکه
آره - گازش گرفتن؟ -
نه شلیک شده
بعدش روی صورتش مار گذاشتن
اوه
آره
ولی
آره
یه دقیقه تنهامون می زاری؟
لطفا همه اش رو مخفی نگه دار
به خبرگزاری ها چیزی نگو
پرسیدی چرا پرونده دست ماست
چهار سال پیش 3 تا قتل مشابه پیش اومد
مار توی صحنه قتل بود
توی اینترنت پخش شد قتل های ماری
فهمیدن چرا مار؟
بهترین حدس این بود که مارها
توی یه اسطوره ای نشونه انتقامن
مثلا شیطان توی باغ عدن مار بوده
درسته ولی یارو رو گرفتن
برای همین ما رو خبر کردن
قاتل ساموئل مرلی
سه سال پیش دستگیر و مجازات شد
الان توی زندان ورق بازی می کنه
پس این داره کپی می کنه؟ - یا این یا اینکه -
قاتل رو اشتباهی گرفتیم
یه همچین اشتباهی خیلی اون افسر رو به دردسر میندازه
افسری که دستگیرش کرده
افسر خودمون میشل مک کلاسکیه
همچین روزهایی زندگی رو با ارزش می کنه
هیجان پیدا کردن قاتل؟
نه
پی پی مار - منظورت چیه؟ -
فهمیدم مارها قبل از مردن چی خوردن
و این برای چی مهمه؟ - مارها خارجی هستن -
نتونستیم از طریق مغازه های داخلی ردشون رو بگیریم
یعنی قاتل خودش اونا رو بزرگ می کنه
یعنی به جایی راه ندارن؟ - پی پی موش اینجا به کار میاد -
به مارها موش هایی می دادن که از مغازه های عادی می شه خرید
ولی قاتل احتمالا اونا رو هم خودش بزرگ کرده تا ردی نزاره
ولی به موش ها غذای سگ دادن
که با توجه به مقدار پروتئین و
ماهی و جو خرد شده، مارک تیپر هست
بهترین خوراکی برای بهترین دوستت
عاشقشم.. عاشق تبلیغشم
آره نه؟ تیپر رو به
موش های قتل اصلی هم دادن
اسم مغازه های حیوان خانگی فروشی رو که
این مارک رو می فروشن درمیارن شاید بتونم قاتل رو اینجوری
پیدا کنم - یه چیز جالب دیگه -
زبون مقتول بریده شده
مثل سه تا قتل دیگه قتل های ماری
توی دادگاه موضوع بریده شدن زبون مقتول
گفته شد ولی مارک خوراکی سگ نه
گلوله ها رو بررسی کردی؟
نه میلی متری، همون کالیبر قتل های اصلی
به نظر میاد از همون تفنگ بوده - که هنوز پیدا نکردیم -
از مرلی چی می دونی؟
خب یه جراح پلاستیک معروفه
مشتری هاش مال رزدیل و فورست هیلن
میشل فهمیده بود هر سه تا مقتول اصلی
برای جراحی پیش اون رفتن و
بعد هر سه تا رفتن یه جا دیگه عمل کردن
خب چون میشل توی پرونده بوده
فکر نمی کنین باید خبرش کنیم؟
یکی جزییات قتل ساندرا رو به رسانه ها گفت
حالا مسخره اش رو در آوردن
فکر کنم بهتره فعلا بهش نگیم
می خوام حسابی پرونده رو بررسی کنیم
ایده های جدید می خوام
یه اس ام اس اومده
انگار شوهر مقتول بالاس می خوان زود بریم
آقای پری؟
خیلی متاسفیم
می خوام بدونم برای چی زن منو کشتن
مطمئنین دشمن نداشته؟
داوطلبانه می رفت خیریه
همه دوستش داشتن
کارمنداش دوستاش
ساندرا
چی کار کنم؟
افراد جدیدی وارد زندگیش نشده بودن؟
منظورت معشوقه است؟
منظورمون کسایی هست که باهاشون کار کرده
کسایی که خونه زنگ می زدن کسایی که ممکنه عاشقش شده باشن
نه همچین چیزی نبود
همسرتون عمل جراحی کرده؟
با قیافه اش مشکلی نداشت هیچ وقت عمل نمی کرد
تلویزیون گفت مار اونجا بوده
زبونش بریده شده بوده
مثل همون زن هایی که چند سال پیش کشته شدن
مار بود
ولی مطمئن نیستیم ربط داشته باشه
نمی خواین اعتراف کنین دفعه قبل قاتل رو نگرفتین
آقای پری کاملا مطمئنیم قاتل درست رو گرفتیم
مجبورین بگین
دارین از خودتون محافظت می کنین
ولی همه می دونیم.. زن من
چون قاتل اصلی هنوز وله کشته شده
آقای پلک با توجه به پیدا کردن مار در صحنه قتل
صبر کن یه دقیقه برو عقب
برای همه مشخصه که
این موضوع، تفاوت نظرمون در مورد
قاتل بودن آقای ساموئل مرلی
در قتل های ماری رو ثابت می کنه
آی آی بی اشتباهی یکی دیگه رو گرفته و بدتر از اون
قاتل اصلی رو آزاد گذاشته که بازم بتونه آدم بکشه
آی آی بی باید جوابگو باشه
فعلا همه اش همین بود
خیلی ممنون
قاتل درست رو گرفتیم - می دونم گرفتین -
ولی می گن ممکنه یه بی گناه رو گرفته باشم
توبی و بقیه حلش می کنن
من بهتر از هرکسی پرونده رو می دونم
اگه لازمت داشته باشن زنگ می زنن
فعلا لازم نیست سوپروومن باشی
فقط سوپرمامان باش
آت و آشغالای تو خیلی بهتر از توبی هستن
مرسی. واقعا؟
فکر کنم باید گه گاهی ذهن یه طراح داخلی رو
بخونه. می دونی؟ که سلیقه اش درست بشه
خب من از سلیقه اش خوشم میاد - بله معلومه که باید اینو بگی -
تو خوشت نمیاد؟ - نه به عنوان دوست خوبش -
وظیفه دارم اعتماد به نفسش رو خورد کنم
اوه خب خوشحالم این امتحان رو رد کردم - می دونی کجاس؟ -
قراره کمکت کنم دارم همه کارها رو می کنم
این کار یه بچه است؟
سرتون شلوغ بوده
گفتی بریم شام بعد خودت دیر کردی
آره باشه ببخشید
من فقط
یه قتل بود
راستش یه چیز ترسناک برای همین
خدایا. پرونده ماری دست توه
درسته؟ وای انگار همه ذهن آدمو می خونن
نمی دونیم ربط داره یا نه
یادم اومد. پرونده آی آی بی بود نه؟
آره میشل دستگیرش کرد
وای حالا با این قتل جدید تمام پرونده رو می برن زیر میکروسکوپ
فکر می کنی همون قاتله؟
بعضی جزییات مطابقه ولی یه چیزایی هم
نمی خوره مثلا سه تا قتل اول همه مریض مرلی بودن
همونی که میشل گرفته ولی این آخری نبوده
تئوری خاصی داری؟ - ممکنه کپی باشه -
یکی از بدنامیش استفاده کرده میشل باید تو پرونده باشه
می دونی؟ این مشکلات مال فرداس
فعلا باید نگران شام باشیم که کسی گرسنگی نکشه
مرسی - باشه -
امشب کسی گشنگی نمی کشه استیک می کشه
الان می زارمشون کباب بشن
چند دقیقه پیش یه تماس دیگه گرفته شد گفتم مشغولی
دفعه سومه امروز صبح زنگ زدن
تا خبر خوب نداشته باشم جوابشونو نمیدم
دو خبر جدیدی از خوراکی سگی که به موشا دادن داری؟
آره فهمیدم توی 50 تا مغازه می فروشنش
No comments yet. Be the first to leave one.