Prvních 200 řádků.
هی گوردن، سرهم بندی نمیکنم
تو عضو اساسی این شرکت هستی
و ما هم اوضاعمون خوب نیست
همهی وقتت رو تو خونهی کلسی میگذرونی
یعنی، من میخواستم یه دوست پیدا کنی ولی دیگه بی خیال
به هر حال، هممون دیوونهی امبریم
امشب عالی بودی
اون حرفی که کلسی زد ...دربارهی اینکه
...من دوست پسرتم
از شنیدنش اصلاً ناراحت نشدم
...اگه یه بچهی دیگه داشته باشیم جولیا
باید برای من فضا وجود داشته باشه
نمیشه تو اونی باشی که ...همهی نقشهها رو میریزه
و منم نمیتونم مرد بله قربان گو باشم
جازمین، من یه سری کارای ...خیلی باحال تو زندگیم کردم
اما هیچ کدومشون به باحالی ازدواج با تو نمیشه
با من ازدواج میکنی؟
یه سری خبرای واقعاً هیجان انگیز داریم
شاید بخوای بشینی
بهش بگم؟ - آره، بهش بگو -
مامانی و بابایی دارن ازدواج میکنن
هیجان انگیز نیست؟
داریم ازدواج میکنیم
تو میدونی عروسی چیه؟
وقتیه که ازدواج میکنی
درسته - دقیقاً -
و کیک هست
اوه، مرد یه کیک بزرگ هست
یه کیک 4 طبقه
کیک دوست دارم
سوالی داری؟
...ام
میتونم تا وقت رفتن به مدرسه بازی کنم؟
البته که میتونی
زود باش
خب، ناامید کننده بود
اصلاً انتظارشو نداشتم
عزیزم، اون 6سالشه و یه پسره
عروسی تو لیست کارای هیجان انگیز اون نیست
خونه نشینم؟ - آره -
رفته بودی مهمونی دانشگاهی کنار خلیج
بهم گفته بودی میری خونهی کلسی
پس تنبیهی - باشه، فهمیدم -
قبلاً درمورد همهی این چیزا بحث کردیم
الان دقیقاً یعنی چی؟
میای خونه و تکالیفت رو انجام میدی
و قراره 3 روز بد رو بگذرونی
چرا وقتی کار درستی کردم باید خونهنشین بشم؟
آخه، باید تو اون موقعیت چیکار میکردم؟
به طرز باورنکردنیای مسئولیت پذیر و باحال نبودم؟
آره، وقتی دوستت مست کرد مسئولیت پذیر بودی
و کار درستی کردی که به من زنگ زدی
اما بهم دروغ گفتی
بخاطر همین خونه نشین میشی
هنوز به مامانش نگفته؟ - نمیدونم -
به من ربطی نداره به تو ربطی نداره
امبر، اونو مثه ماهی از استخر کشیدیم بیرون
تو ماشین بالا آورد
مامان، فهمیدم - خیلی مست بود -
مطمئنم اشتباهات بدتر از اون مرتکب شدی
مادرش باید بدونه و اگه خودش بهش نگه من بهش میگم
مامان؟ مامان؟ مامان؟
!درو
میشه گوش بدی؟ - بیا اینجا بخور -
میشه...فقط میشه گوش بدی؟ باشه
خب امروز، قراره نمونه نمایشی رو انجام بدیم
...و اینجاست که چکش بزرگ رو میگیریم و
و کل حموم رو به قطعات کوچیک تبدیل میکنیم
...فقط
عالیه - به نظر باحاله -
باحاله
بعد شروع میکنیم به بازسازی کردن
کاشی جدید اضافه میکنیم
وان میذاریم شاید یه دوش بذاریم
این لوازمی که گرفتم رو ببین
معرکهان
ببین چقدر سنگینه
اوه، آره - اوه -
وسایلمون همینجاست - قشنگه -
آره قشنگه آره
هی - هی -
امروز برنامههای زیادی داریم که انجام بدیم
فقط امروز 5 دقیقه دیرتر به مدرسه میرسیم
و نمیتونی برای این کار دیر کنی
از اینجا برو بیرون - نه، میدونم -
به این نیاز داری؟ - آره، آره -
باشه - باشه -
خیلی ممنون - قابلی نداشت -
جاتو پر میکنم
!ساختمونو بترکون
!دوست دارم
دوست دارم خدافظ
ازدواج اینجوری کارسازه
بده بستون
هی
صبح بخیر مری
صبح بخیر آدام
گوردن - هی، باید باهات حرف بزنم -
بله؟
مشکل داریم
...گوش کن گوردن اگه
دربارهی خواهرم ساراست ...واقعاً ترجیح میدم که
تو این قضیه دخالت نکنم، میدونی؟
هیچ ربطی به سارا نداره
به غیر از این حقیقت که اون برای این شرکت کار میکنه
اوه خوبه
چه خبر؟
...داشتم به دفاتر و
شمارههای بی محتوا نگاه میکردم
با هم جور درنمیان
...ببین گوردن، میدونم ما داریم دنبال
یه تغییر بزرگ میگردیم ...اما من واقعا
خط تولید بهاری رو قبول دارم
...تازه داریم این
کفش کنترلی رو آزمایش میکنیم
تازه داریم اونو آزمایش میکنیم - بهم گوش کن آدام -
آدام، آدام، آدام
به هیچ وجه نمیتونیم تا بهار دووم بیاریم
دربارهی چی حرف میزنی گوردن؟
به تعدیل نیروی فوری نیاز دارم
حداقل 6 یا 7 نفر
گوردن، یه لحظه صداتو بیار پایین، باشه؟
منظورت چیه که باید 7 نفر رو تعدیل کنیم؟
تعداد قابل توجهی از نیروی کارمونه
میدونم - اینجا چه خبره؟ -
...امروز تو لس آنجلس با یه سرمایه گذار بالقوه که
میتونه نجاتمون بده جلسه داشتم
اما اگه اون باهامون همکاری نکنه ...خودت باید یه راهی
برای کم کردن هزینهها پیدا کنی
...گوش کن گوردن، دقیقاً نمیدونم
...اینجا چه خبره، اما نمیخوام تو انتخاب اینکه
کی شغلشو از دست میده و کی میمونه
تنها باشم
آدام، تو این گروه رو بهتر از من میشناسی
در حقیقت، بهتر از هر کسی
تو این قضیه بهتر از منی
آره، تو چی؟ اخراج آدما؟
فقط یه لطفی بهم بکن - چی؟ -
با یه لیست بیا
مشکل چیه؟
هی، اوه هیچی
فقط زود بیدار شدم
سلام
هی
دنبال من میگردی؟
پیامم به دستت رسید؟
اگه خونده بودم، اینو نمیپوشیدم
خیلی بامزه شدی
اوه
نه ممنون
خوبه که میبینمت
منم همینطور
اون شب خیلی خوش گذشت
واقعا؟
...هروقت برای عملیات نجات
...یه سری نوجوون مست که
...میخوان پشت ماشین من بالا بیارن
احتیاج داشتی من در خدمتتم
جوری که اون دخترا رو نجات دادی معرکه بود
...خب دربارهی پیام
بخاطر کاری باید برم لس آنجلس
یه سری کار اونجا دارم که باید انجام بدم
و میدونم وقت کمی داریم
...اما میخواستم بدونم اگه بخوای
تو هم با من بیای
شوخی میکنی - آره -
عاشق اینکارم
چند روز تو لس آنجلس؟ - کی؟ -
همین الان
همین الان؟ - آره، همین الان -
...الان؟ آه - آره -
یه سوییت باورنکردنی رو از بورلی هیلز پیدا کردم که یه چشمهی آب معدنی داخلش داره
...واقعا فکر میکنم برامون مهم باشه که
میدونی؟ یه کم زمان با هم سپری کنیم
خدای من
بهترین پیشنهادیه که تا حالا تو عمرم داشتم
اوه آه، سلام
آره، گوش کن من..نمیتونم
نمیتونم اینکارو بکنم
میفهمم اگه نظرت تغییر کرد
هر وقت خواستی میتونی بهم زنگ بزنی
بابت پیشنهادت ممنون
باهات تماس میگیرم - باشه -
واو، واو، صبر کن یه لحظه صبر کن
داشت یادم میرفت این برای توئه
اوه، خدای من
ممنون واو
ممنون
خدافظ
خب رسیدیم - اینه؟ -
این محل داوطلب شدنه؟
همینه هی، تری
خوش برگشتید اوه، خدای من
هی، این عالیه
این برای برنامهی دانشکدهی من عالیه
سلام آره
و اینکه همراه تو به مردم کمک کنم
اون دختر بی خانمانه؟
خب، سلام سونی حالت چطوره؟
زیادی هیجان زده نشو
No comments yet. Be the first to leave one.