Specials

Informace o verzi

세상에서 제일 예쁜 내 딸 Mother of Mine E05-E06
Komentář od shahlaz
❤️تیم ترجمه اسـتار دراما ، مـون ریور و رویـای کره❤️

Tagy

other
Zveřejněno: 2019-04-13
Stažení: 30
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

برای اطلاع از وضعیت ترجمه و دانلود سریع تر زیرنویس در کانال های ما عضو شوید

ایوای دختر که نباید صورتش زخم بشه

باید بیشتر مراقبش میبودی

چطوری این اتفاق افتاد هان؟

.متاسفم

فکر کردین با تاسف درست میشه

اون یه دختر بچه است

اگه جاش بمونه چی؟

ای خدا باورم نمی شه

باید بیشتر ازش مواظبت میکردی

ببین چه بلایی سرش اومد

واقعا متاسفم

ای خدا

باور کردنی نیست - چیزی نشده -

بچه بیچاره

ببین چه بلایی سرش آوردی

خدای من

مامان واقعا چت شده؟

مامان واقعا دیوونه شدی؟

حتی نمی تونی درست ازش نگهداری کنی؟

عروس معلوم هست داری چی میگی؟

مامان دارم از دستت دیوونه میشم

می سون

نمی تونم دیگه باهات کنار بیام

معلوم هست چته عروس

...مردک - دابین بیا اینجا -

من الان می برمت بیمارستان

برو کنار

...نه ، می سون

صبر کن با هم بریم

منم باهاتون میام

تو کجا داری میری؟

چی میگی؟

واقعا متاسفم

شما کاری نکردی که متاسف باشی

..من واقعا

واقعا متاسفم

همش تقصیر منه

چیزی نیست عزیزم

میسوزه... آره؟

الان تموم میشه

الان همش تموم میشه

یه ذره صبرکن

!مامان - ....دا بین -

!مامان

!مامان

...یوبو

یوبو

!یوبو

= قسمت 05 =-

بیا اینو بگیر

تموم شد ؟ حالا برو

وایسا

این چیه؟

اینم بلوز شماس

براتون دادم خشک شویی

چرا تو دادی؟

بهت گفتم که بندازیش دور

می دونستم دوباره همو می بینیم

شما کارت خودتو بهم دادی

شما مدیر بخش بازاریابی هستید

بخاطر همین فکر کردم دوباره همو ملاقات می کنیم

به نظر گرون میومد

فکر کردم بخاطر لطفم قدر دانی کنید

حداقل اینطوری فکر میکردم

بفرمایید

پس می خواستی از کارت قدر دنی کنم

پس چرا در طول کار اینکارو کردی؟

...جلوی بقیه کارکنان

اونطوری جواب بهم پس دادی؟

تو بودی که قهوه رو ریختی روم

اگه به قرارم به موقع نمیرسیدم

یه تن پول از دست می دادیم

اینو نمی دونم تو بخاطر حفظ چهره خودت اینکارو کردی یانه

اما من بخاطر شرکت اینکارو کردم

حتی اگه بخاطرش از این بلوز بگذرم ...فهمیدی؟

.متاسفم

بخاطر حرفهای آقای پارک عصبانی شدم

باعث شد حساس بشم

...چی مگه گفت که

...باعث شده یه تازه وارد حساس

و عصبانی بشه

بهم بگو چی گفت؟

بهتره شما ندونی

آقای هان

اون گفت من دوست پسرتم

...آقای پارک

...آقای پارک پست

من بهش گفتم اینطوری نیست

اما اون حرف منو باور نکرد

باورم نمیشه

مثل اینکه دیوونه شده

معذرت میخوام

اما خانم مدیر

کافیه

من تو رو به همون چشمی می بینم که بقیه رو می بینم

..از حالا فقط رو کارت متمرکز شو

و این حرفم یادت بمونه

اما می بخشی

فعلا شروع کردم به نفرت ازت

میتونی بری

امیدوارم دیگه همچین اتفاقی نیفته

دول دام ، هیس

می بخشید که با یه نویسنده دیگه اشتباه گرفتمتون

نه خواهش میکنم

...می ترسم

نتونیم کتاب شمارو منتشر کنیم

اما اولش که قبول کردین

این مال وقتی بود که هنوز پیش نویس شمارو نخونده بودم

چی گفتی؟

خیلی منتظر موندی

شرمنده

نه اشکالی نداره

ولی ببینم آقای کیم کجاس؟

...چرا پسرش

بهتره از خودش بشنوی

چی؟

!ای عوضی بیرحم

فکر کردی فقط اینجا انتشاراتیه

! ای مرتیکه به درد نخور

حالا وایسا و ببین

ببین کتابم به کجاها میرسه

نمی شه باهاش بهتر برخورد می کردی؟

همیشه کارت همینه

تقصیر خودش بود اصرار داشت

خواستم بیخیال نوشتن کتابهای خسته کننده اش بشه

اینطوری زندگیش هدر میره

اینطور که دیدم نویسنده وحشتناکیه

حتی ده سال نوشتن نتونسته درستش کنه

اگه بخواد بازم به نوشتن ادامه بده

زندگیش خیلی سخت میشه

مواظب حرف زدنت باشه یه نویسنده دیگه اینجا هست

اوه درسته

چی باعث شد دوباره تشریف بیارین؟

شما پدر منو می شناختی؟

بله

از کجا می شناسی؟

...خب

کتاب منو منتشر کرده بودن

تو هم خودت نویسنده شدی؟

خب

درسته

امروز واسه چی اومدی اینجا؟

چی؟

برا چی باسه دیدن پدرم اومدی؟

احتمالا

آقای کیم ته جون مریض شدن؟

بیخودی حاشیه نرو

...خب

...اومدم اینجا

اینو بهشون نشون بدم

...دلم میخواست

ایشون یه نگاهی به این بندازن

...خب

...آقای کیم

کارش حالش خوبه مگه نه؟

فوت کرده

چی؟

ن با دول دام میرم قدم بزنم

بریم دول دام

چی ...کی؟ چه وقت؟

مهمه؟

چی؟ - تو نمی دونستی فوت شده -

دیگه چه اهمیتی داره چه وقت فوت کرده

کار دیگه ای هست؟

نه ، نه

نه

ببخشید

ووجین حرفهای بدی بهت زد؟

آروم باش ، من از طرف اون معذرت میخوام

بهم بگو آقای کیم ته جو کجاس؟

منو می کشه دوباره دیر کردم

ای خدا

نمیخوای بری خونه می سون؟

سون جا - اینقدر حرف نزن -

اونهارو جابجا کن

چشم

مطمئنی نمیخوای بری خونه می سون؟

می سون امروزمرخصی گرفته؟

چی شده ...سون جا

تاکسی تاکسی

راه بیفت

مامان

.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.

چرا اینجا وایسادی

پدر - پدر بزرگ -

سلام دابین

چرا اینجا وایسادی ؟ مگه نباید بری سر کار؟

منتظرم سرویس دابین بیاد

دیرت نشده؟

مگه نباید زودتر از این سر کار میرفتی

شوهرت کجاس؟

رفته سر کار

مادرت چطوره؟

نمی دونم

بهش زنگ نزدم

می فهمم چرا عصبانی شدی

اما نباید همچین کاری میکردی

به هر حال

دابین امروز نفرست مهد

Mother of Mine subtitles in other languages

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left